منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، باید و نباید، فعل اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

به نوع استعداد و توان ذهنی آدمی تا جائی میتواند پیش برود. ولی آیا میتوان امید داشت که انسان غایات نهایی همه کارهای خود را بداند. به نظر میرسد پیش بینی نتایج نهایی اعمال برای انسان به آن راحتی نبود که بشر مدرن تصورش را میکرد.
مدرنیته و لیبرالیسم در موارد بسیاری با نگاه به اصل سودگرائی دچار بیعدالتیهای مفرطی نیز شدهاند در دورههای ابتدائی مدرنیته بشر شاهد رشد خارج از حد استعمار بوده است کشورهای غربی با تصرف کشورهای آفریقایی آسیایی امریکایی و استرالیایی بیش از 60 درصد جهان را برده خود کردند تا جایی که حتی نسبت به کشورهای آزاد و مستقل نیز دست درازی کردند. عامل اولیهای که کشورهای اروپایی را به این سمت کشاند کمبود زمین در کشورهای غربی و احساس نیاز به زمینهای وسیع برای کشت و ایجاد مزارع وسیع بود تا سود بیشتری نسیبشان بشود(همین عامل مغولها را ترغیب به کشورگشایی در قرنهای پیشین کرد) شکاف طبقاتی زیاد و استفاده غیر انسانی از کارگران در سالهای اولیه انقلاب صنعتی در کارخانهجات، اخراجهای مداوم، حقوق و مزایای بسیاری پائین، همه و همه برای بالا بردن راندمان کارخانهجات و پائین آوردن هزینه برای «سود» بیشتر انجام میشد. وضعیتی که منجر به انقلابات کارگری در آن زمان شد. اینها همه نشان از آن دارد که غایت نهایی مدرنیته (به عنوان گفتمانی که اخلاق سنتی را کنار نهاده و همه چیز را با پیشبینی های خود مورد بررسی قرار داده و تصمیم گرفته) بیعدالتیهای بسیاری را در سطح جهان به بار آورد.
این تجربههای بشری، فرضیه توانایی انسان بر پیشبینی همه چیز را رد میکند. همچنین نشان میدهد، تحلیل صرف دادهها و و قضاوت بر اساس آن دادهها نمیتواند تعییین کننده خوب یا بد بودن اعمال باشد.
میتوان اینچنین برداشت کرد که بر اساس مبانی اسلامی، غایتگراییِ قرائت سودگرایانه نمیتواند عدالت مورد نظر علمای عدلیه را بر اساس نظریات اخلاقی مبتنی بر ارزشهای اسلامی تامین کند. همچنین طبق نظریه غایت گرایی که انسان میتواند همه چیز را پیش بینی کند و غایت همه چیز را دریابد و بر اساس آن قضاوت کند و آنچه را دارای غایت سودبخش بود خوب والا بد بداند، با حکیم بودن و خبیر بودن و دیگر صفات خداوند که خدا را حاکم مطلق بر جهان میداند تضاد دارد. بر اساس آموزههای اسلامی این خداوند است که غایت نهایی همه کارها را میداند و آنچه در دست انسان است اندکی علم است که خداوند به انسان داده است: «وَ ما اُوتیتُم مِنَ العِلمِ الا قلیلاً»181
همانطور که گفته شد به نظر میرسد که عدم موفقیت غایتگروی در رابطه با مسئله عدالت ما را به این سمت میکشاند که بررسی صرف نتیجه و غایت اخلاق نمیتواند با نظریه حسن وقبح ذاتی/ عقلی مطابقت داشته باشد
.
بخش سوم:
غایتگرایان مسلمان
در بین متفکران و نظریهپردازان فلسفه اسلامی مباحث اخلاقی به شکل امروزی و به شیوهای که در فلسفهی اخلاق مطرح شده است مورد توجه واقع نشده است. یک سری از مباحث اخلاقی که در ضمن مسائل فلسفی مطرح شده کمتر ناشی از دغدغههای اخلاقی بوده است. البته ناگفته نماند که مباحثی چون علم النفس همچنین بحثهای عمیق و پردامنه عقل نظری و عقل عملی، مباحث اعتباریات در فلسفه و علم اصول، مبحث مشهورات و قضایای اخلاقی در علم کلام و اصول، در میان مباحث علوم اسلامی به صورت گستردهای یافت میشود، این مباحث دارای ابعاد گستردهی اخلاقی هستند.
اما مسئلهای مانند حسن و قبح ذاتی و عقلی و یا شرعی که در فلسفهی اخلاق میتواند منشا مسائل گستردهای باشد آنچنان مورد بررسی در علم اخلاق واقع نشده است چرا که حسن و قبح ذاتی بیش از اینکه ناشی از دغدغهای فلسفی یا اخلاقی باشد ناشی از مسئلهای کلامی است که از درون آن مسائل کلامی عدیدهای چون جبر و اختیار، علم الهی، عدل الهی و…. بیرون آمد. این مبحث ملزومات اخلاقی بسیاری داشته که تا دوران اخیر کمتر مورد توجه واقع شده است اما در مورد وظیفهگرا بودن یا غایت گرا بودن قدمای حکمت اسلامی صحبتهای زیادی میتوان کرد.
در بین نظریه پردازان معاصر اهمیت فلسفه اخلاق چه در حوزهی هنجاری چه توصیفی و چه فرااخلاق به خوبی درک شده است و تا حدودی میتوان گفت مباحث مهمی مطرح شده است. اما به صورت قطع میتوان گفت در رابطه با مسئلهی “وظیفه” و “غایت”، تنها فردی که در میان نظریه پردازان شیعی موضعگیری صریحی انجام داده است آیت الله مصباح یزدی و تعدادی از شاگردان ایشان میباشد. آیت الله مصباح در اکثر تالیفات فلسفه اخلاقیاش، ضمن بیان تفصیل نظریات غایت گرا و پس از انتقاد از نواقص این نظریات و غایت مورد نظر آنها، بهترین غایت برای فعل اخلاقی را در نظر خودش معرفی میکند. نظریهی اخلاقی آیت الله مصباح و شاگردانش دارای اسلوب یگانهای است به همین دلیل در بررسی این نظریه ارجاعات ما به ایشان و شاگردانشان یعنی احمدحسین شریفی، مجتبی مصباح و برخی دیگر از آنها میباشد.
تعریف مفاهیم اخلاقی از نظر آیت الله مصباح
منشا پیدایش مفاهیم اخلاقی در نظریهی آیت الله مصباح واقعیت خارجی ا ست که به وسیله عقل درک میشود. وی منکر هرگونه مفاهیم فطری هستند که آن مفاهیم از بدو تولد در وجود آدمی باشند. چرا که درک مفاهیم تصوری کم کم و با کمک فعالیتهای عقلانی بوجود میآید. وقتی انسان به مرز رشد عقلانی میرسد، عقل او این مفاهیم را به اشکال مختلف انتزاع کرده و با تجزیه و تحلیل آنها بدست میآورد. حتی قضایای بدیهی مانند اجتماع نقیضین از بدو تولد همراه آدمی نیستند، چرا که ابتدا تصور از “اجتماع”، “نقیضین”، “جهت تناقض” بوجود میآید و پس از آن است که به مرور عقل او کامل شده و قضایای مرکب از آنها را میآموزد و درک میکند182.
درباره مفاهیم اخلاقی(باید و نباید) (خوب و بد) ایشان میگویند مفاهیم “باید و نباید” ارزشی همانند باید و نباید غیر ارزشی است در باید غیرارزشی مثل «برای به دست آوردن نمک طعام باید کلر و سدیم را با هم ترکیب کرد» این باید غیرارزشی رابطهی حقیقی فعل و انفعال یا همان علیت را بیان میکند که ضرورت بالقیاس نامیده شده است آیت الله مصباح مفاهیم باید و نباید ارزشی را میان رابطه علیت میان فعل اختیاری و هدف اخلاقی یا حقوقی میداند وقتی یک حقوقدان میگوید «باید مجرم را مجازات کرد» هدفی را در ذیل این عنوان مدنظر دارد و آن ثبات جامعه و جلوگیری از هرج و مرج است همچنین یک مربی اخلاق وقتی میگوید (باید راست گفت) نیز هدفی را در پس این الزامش مدنظر دارد فعل اختیاری انسان را وقتی با آثار مترتب بر آن بسنجیم بین آنها ضرورت بالقیاس مییابیم، مثلا اگر مطلوب انسان رسیدن به قرب الهی باشد و او بخواهد به آن هدف دست یابد و به وسیلهای فهمیدهایم که تحقق این هدف در گرو انجام افعال اختیاری خاص و ترک برخی دیگر است در اینجا مشخص میشود که بین آن هدف و انجام آن افعال خاص رابطه«ضرورت بالقیاس» وجود دارد183.
مفهوم حسن و قبح (خوبی و بدی) همانند مفاهیم باید و نباید مفاهیم حقیقی و خارجیاند. البته نه به شکلی که دارای مابه ازای عینی و مستقل باشند(همانند مفاهیم ماهوی) بلکه مانند مفاهیم فلسفی منشا انتزاع خارجی دارند یعنی عروض آنها ذهنی است اما اتصافشان در خارج است. سپس آیت الله مصباح درباره نوع این انتزاع توضیحی میدهند که ذکر آن ضروری به نظر میرسد.
درباره حقیقت زیبایی نظریهای وجود دارد که زیبایی را از قبیل مفاهیم فلسفی میدانند. یعنی با تلاش و تامل عقلانی و احیانا مقایسه به دست میآید. به بیان دیگر زیبایی هر چند وصف امور عینی است ولی مابه ازای عینی و مستقل ندارد “هربرت رید” در این باره میگوید: انسان در برابر شکل و سطح و حجم اشیایی که حاضر بر حواس او باشند واکنش نشان میدهد یعضی از آرایشها، منجر به احساس لذت میشود، در حالی که نبودن آن آرایشها باعث بیاعتنایی یا حتی ناراحتی و اشمئزاز میشود، حس تشخیص روابط لذت بخش همان حس زیبایی است؛ حس مقابل آن حس زشتی است184.
آیت الله مصباح نیز همانند این نظریهی زیبایی شناسی درباره مفاهیم اخلاقی از قبیل خوبی و بدی معتقد است این مفاهیم با تناسب و تلائم دو چیز واقعی و حقیقی خارجی به وجود میآیند، یک طرف فعل اختیاری انسان و طرف دیگر کمال واقعی و عینی او. فعل اختیاری انسان اگر انسان را به کمال مطلوب نزدیک کند، خوب است و اگر انسان را از آن کمال مطلوب دور کند «بد» است. به بیان خلاصه تر میتوان نظریهی ایشان را اینگونه جمعبندی کرد که ملاک خوبی بعضی افعال، تناسب و تلائم میان آنها و هدف مطلوب انسان است و معیار بدی و قبح برخی دیگر، مبانیت و ناساگاری آنها با کمال مطلوب اوست185.
معیار فعل اخلاقی
به نظر آیت الله مصباح، آنچه موجب میشود که برخی صفات و رفتارها مطلوب باشند آن است که آن صفات یا رفتار ما را به کمال خودمان نزدیک میکند و آنچه موجب میشود که برخی صفات و رفتارها نامطلوب باشند این است که ما را از کمال خودمان دور میسازد، این کمال کمالی است که ذاتا برای ما مطلوب و ارزشمند است. بنابراین در خود صفات و رفتارهای اختیاری انسان (که در اخلاق ارزشگذاری میشوند) میتوان ویژگیای واقعی یافت، که موجب مطلوب یا نامطلوب بودن آنها میشود.
این ویژگی «رابطهی واقعی آنها با کمال اختیاری انسان» است. کمال اختیاری انسان به مراتبی از وجود اطلاق میشود که انسان میتواند با اختیار خود به آنها دست یابد. این مراتب واقعیاند و به دستور، سلیقه یا قرارداد، وابسته نیستند. همچنین رابطه صفات و رفتارهای ما با این مراتب نیز، همچون سایر پدیدهها با دیگر، واقعی است. به بیان دیگر آن دسته از امور اختیاری که به دلیل تاثیرشان دردستیابی به کمال اختیاری مطلوب و ارزشمندند، برای رسیدن به کمال اختیاری، لازماند.
حسن و قبح ذاتی
پیش از این گفته شد که اشاعره مدعیاند که هیچ کاری ذاتا و بدون امر و نهی خدا اقتضای هیچ یک از عناوین خوب و بد را ندارند و همه کارها نسبت به خوبی و بدی لابشرطاند. در مقابل عدلیه ضمن رد این نظریه میگویند همه کارها با صرف نظر از امر و نهی الهی مقتضی خوبی و بدی هستند. نسبت کارها با خوبی و بدی بشرط لا میباشد. عدلیه معتقد به این هستند که حسن و قبح دارای ارزش ذاتی هسنتد. مطلبی که اشاعره آن را رد کردند.
در کتاب «خوب چیست؟ بد کدام است؟» ضمن نگاهی اجمالی به نظریات مطرح شده در رابطه با معنای ذاتی، به بررسی و نقد این نظریات پرداخته شده و در نهایت نظریه مقبول معرفی میشود. ایشان معانی متصور ذاتی را پنج مورد میداند.ذاتی در برابر عرضی، ذاتی در برابر غریب، ذاتی در برابر شایع، ذاتی در برابر اتفاقی و ذاتی باب برهان . و سپس به بیان دیدگاهها درباره ذاتی بودن خوبی و بدی میپردازد. نظریه آیت الله سبحانی مبنی بر ذاتی به معنی عقلی، نظریه محمد ابن عبدالکریم شهرستانی مبنی بر ذاتی باب ایساغوجی، نظریه آیت الله مهدی حایری مبنی بر ذاتی باب برهان، نظریه آیت الله جوادی مبنی بر مشاهده ذاتی باب برهان و نظریه آیت الله محمدحسین اصفهانی که ذاتی را به معنای عرض ذاتی در نظر گرفتهاست.
سپس در ضمن نگاهی اجمالی به نظریات مذکور به بررسی و نقد این نظریات پرداخته شده و در نهایت نظریه مقبول معرفی میشود.
در نظریه مقبول گفته شده که قطعا مقصود مدافعان و مخالفان ذاتی بودن حسن وقبح از اصطلاح «ذاتی» همان «واقعی» و نفس الامری است.یعنی همهی افعال اختیاری انسان در واقع و نفس الامر، مصلحت یا مفسده، واقعی و بیرونی دارند. به گونهای که یک نوع فعل با صرف نظر از علم و آگاهی افراد، مقتضی وصول به کمال مطلوب یا مقتضی دوری از آن است.
پس ذاتی در بحث حسن و قبح در برابر الهی و اعتباری است نه در برابر شایع یا غریب و معانی دیگر. در رابطه با اینکه آیا خوبی و بدی کارها مطلق هستند و یا همراه قیود و شرایط واقعی، دیدگاه منسوب به علمای معتزله ، اطلاق در خوبی و بدی است آنها بدون ملاحظه هیچ ویژگی دیگری، خوبی و بدی افعال را برخواسته از ذات آنها میدانند اما در رابطه با این نظریه ایراداتی وارد است که بر نظریه اخلاقی کانت نیز وارد بود. و آن اینکه در تعارض

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، غایت گرایی، طبیعت انسان Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع صدق و کذب، سعادت و کمال، ارزش اخلاقی