منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، فلسفه و منطق، نسبیت اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

عنوانی نیست که ذاتا بر صدق بما هو صدق حمل شود؛ بلکه حد وسط خواهد بود.
معانی ذاتی و عقلی
از دیدگاه علمای عدلیه خوبی و بدی (حسن و قبح) ذاتی و عقلی هستند. گفته شد که ذاتی بودن آنها مربوط به مرحله ثبوت و عقلی بودن مربوط به مرحله اثبات است. اما باز هم در این باره بین نظریات نظریه پردازان اختلاف نظر وجود دارد. برای فهم بهتر محل نزاع باید فهمید، معنا یا معانی ذاتی و عقلی چیست؟ کسانی که قایل به این معنا از ذاتی هستند آیا همگی یک معنا از ذاتی و عقلی را مد نظر گرفتهاند؟ آیا مخالفین استعمال ذاتی و عقلی معنای مورد نظر استعمال کنندگان را خوب فهمیدهاند؟ آیا همه این نظریه پردازان اعم از اشاعره و عدلیه یک معنا از این معانی را پذیرفتهاند یا نه؟ ابتدا باید معانی متصوره از ذاتی را احصاء کنیم، این معانی طبق آنچه علمای منطق گفته اند، پنج معنی میباشند؛
“ذاتی” در برابر”عرضی” (باب ایساغوجی یا کلیات خمس) ذاتی به این معنی به محمولی گفته میشود که مقوم ذات موضوع بوده و خارج از آن نباشد و ماهیت موضوع جز با آن محمول تحقق نیابد، چه آن محمول عین ماهیت موضوع باشد مانند حمل “زید” بر “انسان” در قضیه «زید انسان است» و چه جزء ماهیت موضوع باشد، مانند حمل “حیوان” یا “ناطق” بر انسان در «انسان حیوان ناطق است».در مقابل این ذاتی، عرضی قرار دارد. عرضی عبارت است از محمولی که خارج از ذات موضوع باشدو پس از تحقق موضوع به آن ملحق شود. مانند حمل “شاعر” بر “انسان” در مثال «زید شاعر است»
ذاتی در برابر غریب: این معنا در باب حمل و عروض به کار میرود. گفته میشود موضوع هر “علم” چیزی است که از عوارض و احوالات ذاتی آن، در آن علم بحث میشود. در اینجا همین معنا از ذاتی مدنظر قرار گرفتهاست.
ذاتی دربرابر شایع: ذاتی در اینجا وصف برای خود حمل است، نه وصف برای محمول (مانند دو معنای قبلی) پس در اینجا ذاتی نوعی «حمل» است. نام دیگر این حمل، حمل اولی است در برابر حمل شایع. این حمل به معنای اتحاد مفهومی موضوع و محمول است.
ذاتی دربرابر اتفاقی: اینجا جایی است که به رابطه علل میپردازد. یعنی رابطه بین علت و معلول یا بین مقدم و تالی رابطه ای ذاتی است نه اتفاقی.
ذاتی در باب برهان: ذاتی در اینجا به این معنا است که، فرض موضوع به تنهایی در انتزاع محمول از آن کافی باشد مثلاً زوجیت ذاتی عدد چهار باشد. گفته شده است، این معنا از ذاتی هم شامل معنای ذاتی در برابر عرضی میشود و هم ذاتی در برابر غریب58.
برخی از اشاعره، ذاتی در مسئلهی حسن و قبح را همان ذاتی در مقابل عرضی (باب ایساغوجی) دانستهاند. بر همین اساس حسن و قبح ذاتی را رد میکنند؛ «حقیقت صدق یعنی اخبار از چیزی به همان نحوی که در خارج است، کذب هم یعنی اخبار از چیزی بر خلاف واقع، در حالی که هرگز اثری از مفهوم حسن و قبح در تصوراتی مانند عدل و ظلم یا صدق و کذب نمیتوان یافت»59.
از مطلب فوق میتوان فهمید، برداشتی که شهرستانی از ذاتی داشته و آن را رد کرده، ذاتی در مقابل عرضی بوده است، حال آنکه مقصود علمای معتزلی از ذاتی چنین معنایی نبوده است.
گفتیم که دیدگاه منسوب به قدمای معتزله حسن وقبح ذاتی است. در توضیح آن میتوان گفت که حسن و قبح افعال، برخواسته از ذات آن افعال است، بدون ملاحظه هیچ ویژگی دیگری غیر از ذات. ملاهادی سبزواری تحقیق مبسوطی دربارهی نظر علمای معتزلی دارد. وی میگوید: بعضی از قدمای معتزله به سمت این اعتقاد رفتهاند که افعال صفتی حقیقی دارند که موجب خوبی و بدی همیشگی آنها میشوند60. در مورد اینکه حقیقی در عبارت فوق به چه معنا است، به نظر میرسد معنای حقیقی در برابر اعتباری است، نه حقیقی در برابر مجازی. بر این اساس معنای جملهی مذکور این میشود که: خوبی و بدی صفاتی هستند، که همیشه ملازم با افعال اند، این صفات جدایی پذیر از از افعال نیستند، یعنی از سنخ معانی نیستند که گاه همراه با فعل اند و گاه همراه با فعل نیستند.
در ادامه ملاهادی سبزواری نقل قولی از ابوالحسین خیاط (متوفای311)، معتزلیِ معروف قرن چهارم قمری درباره “قبح و بدی” میآورد خیاط نظریه بالا را تایید میکند، اما درباره خوبی معتقد است که برای اتصاف یک فعل به خوبی لازم نیست آن فعل دارای عنوان محسنه باشد، بلکه همین که دارای عنوان مقبحه نباشد کافی است. یعنی افعال یا “بد” هستند ویا “خوب”، هر فعلی که عنوان قبح را به صورت حقیقی همراه داشته باشد، بد است و هر فعلی که این عنوان را به همراه نداشته باشد خوب است61
ابوعلی جبائی دیگر عالم نامی معتزله است که ملا هادی سبزواری نظر او را هم مطرح میکند. جبائی میگوید: ارزش افعال به دلیل وجود صفاتی حقیقی در آنها نیست؛ بلکه به دلیل وجوهی اعتباری وصفاتی اضافی است، که به حسب اعتبارات متفاوت میشود، همانطور که زدن یتیم به خاطر تادیب خوب است، ولی بدون دلیل بد است62. نظر جبائی در این جا مورد توجه سبزواری واقع شده است.
بنا بر نظر جبائی (نظری که ملاهادی سبزواری نیز همان را اختیار میکند) اعتباراتی خارج از ذات وجود دارد، که آن اعتبارات خوبی را خوب و بدی را بد میکنند. اما آیا قایل شدن به چنین وجوهی حسن وقبح را اعتباری، قراردادی و نسبی نمیکند؟ به نظر میرسد معنایی که از اعتباریات مد نظر ایشان بوده، به شکل کلی نبوده است و آنها شرائط و قیود واقعی را مد نظر قرار دادهاند. با این تعریف حد و مرز آنها با نسبیت اخلاقی حفظ میشود.غالب متفکران عدلیه و شیعه معنای اعتباریات را در ضمن بحث حسن وقبح مورد عنایت خود قرار دادهاند.63 اما همهی آنها اذعان داشته اند که برخی از افعال (لا اقل یکی از افعال مثلا عدل و ظلم) دارای ارزش ذاتی است. ارزش این افعال در ذات آنها نهفته است، و به صرف ملاحظهی ذات و بدون در نظر گرفتن هیچ چیز دیگر غیر از ذات میتوان آن را به دست آورد.
در بین نظریه پردازان متاخرِ شیعه، کارهای خوبی دربارهی معنای ذاتی شده است. میتوان گفت اکثریت آنها معنای مورد نظر از ذاتی را همان «ذاتی باب برهان»دانستهاند.در بین این نظریات میتوان سه نظریه جدی در این باره مطرح کرد:
نظریهی اول: استاد مهدی حائری یزدی بعد از اثبات ذاتی باب برهان در حکمت نظری آنگاه در حکمت عملی و اخلاق آنرا عملیاتی میکند. وی در این باره میگوید: اگر ماموفق شدیم این مطلب را در فلسفه و منطق اثبات کنیم، آنگاه میتوانیم این فرمول را در قضایای اخلاقی هم به کار ببریم و بگوییم ولو اینکه در مفهوم عدل، معنای زیبایی و حسن یک جز بنیادی جنسی و فصلی نیست، ولی ما میتوانیم از روابط بیرونی ماهیت عدل یک لازمهی ذاتی پیدا کنیم که مفهوم آن حسن و زیبایی است و بالاخره این لازمهی ذاتی با اینکه داخل در ذات موضوع نیست، از لوازم ذاتی آن محسوب میگردد و یک معنایی است که ما آن را حسن مینامیم. «ظلم قبیح است» نیز به همین ترتیب، از روابط بیرونی مفهوم ظلم، لازمهای ضروری به دست میآید که مفهوم آن قبح و زشتی است، و همان گونه که امکان از لوازم ماهیت است و در عین حال جز بنیادی آن نیست و ثبوت آن برای ماهیت ضرورت ذاتی دارد، به همان نحو قبح از لوازم و ضروریات ظلم است64.
نظریهی دوم: آیت الله جوادی آملی در این باره نظر خاص خود را دارد. وی نظریه حایری یزدی را نقد کرده ونظریه خود را مطرح میکند.
ذاتی باب برهان و ذاتی باب ایساغوجی و باقی معانی مطرح شدهی ذاتی، مربوط به حقایق عینی هستند. از این جهت جز بود و نبود واقعیاند، و نمیتوانند متعلق امور اعتباری باشند. اما حسن عدل و قبح ظلم جز باید و نباید اعتباری هستند، نه بود و نبود واقعی. لذا “ذاتی” در حسن و قبح ذاتی جز هیچ کدام از معانی ذاتی در منطق (ذاتی در باب ایساغوجی و در باب برهان) نیست65. واضح است که به نظر آیت الله جوادی، مفهوم «عدل» مفهومی اعتباری است. همچنین مفهوم «خوبی» مفهومی اعتباری است. منظور از اعتبار در این دیدگاه اعتبارِ درمقابل تکوین وحقیقت است؛ یعنی ذهن انسان بر وزان مفهوم انسان و امکان، که هر دو از مفاهیم تکوینی و حقیقیاند، دو مفهوم عدل و خوبی را اعتبار میکند، و شبیه حکمی را که دربارهی ارتباط و پیوند میان آندو امر حقیقی و تکوینی قایل است، دربارهی ارتباط و پیوند میان ایندو امر اعتباری نیز اجرا میکند.
«اصل تحقق موضوع مانند عدل و تحقق محمول مانند حُسن، اعتباری است یعنی عقل، حکم موجود تکوینی را که اصل ثبوت باشد برای هر کدام از موضوع و محمول اعتبار مینماید و آنها را ثابت مییابد (البته در حوزهی اعتبار و نه تکوین)… بنابراین ذاتی بودن حسن و قبح برای عدل و ظلم شبیه ذاتی باب برهان است؛ یعنی عقل اگر بخواهد حکم حقیقی تکوین را برای موجود غیرحقیقی اعتبار نماید، نیازمند یک الگو است تا حکم آن را برای موجود اعتباری، معتبر بداند، …. هنگامی که عقل طرفین قضیه حُسن عدل را بررسی میکند، چنین مییابد که محمول بدون آن که عین یا جز تحلیلی موضوع باشد از موضوع خود در حوزهی اعتبار هرگز جدا نمیگردد، شبیه ذاتی باب برهان که محمول بدون آن که عین یا جز موضوع باشد، از موضوع خود از حوزهی حقیقت و تکوین هرگز منفک نمیشود.66
نظریهی سوم: مرحوم محمد حسین اصفهانی نیز در رابطه معنای ذاتی نظریه خاص خود را دارد. وی نیز با رد دو معنای ذاتی باب برهان و ذاتی در مقابل عرضی، ذاتی را در اینجا، ذاتی به معنای عرض ذاتی می داند. وی در این باره توضیح میدهد: منظور از ذاتی بودن خوبی و بدی این است که، این دو «عرض ذاتی» برای موضوعاتشان هستند؛ به این معنا که عدل، بما هو عدل و بدون اندراج در تحت عنوان دیگر، استحقاق ستایش را دارد و ظلم بما هو ظلم نیز استحقاق نکوهش را داراست. اما سایر عناوین اخلاقیچنین نیستند. به عنوان مثال، راستگویی، بما هو راستگویی بعضاً موضوع برایقبح و استحقاق نکوهش هم واقع میشود، و آن در جایی است که موجب قتل انسان مومن میشود، و یا دروغگویی، بما هو دروغگویی بعضاً موضوع برای حسن و استحقاق ستایش هم واقع میشود، و آن در موردی است که موجب نجات جان انسان میشود67.
نظر آیت الله مصباح درباره معنای ذاتی در حسن و قبح ذاتی بر محور واقع گرایی به معنای خاص مورد نظر وی است؛
از نظر آیت الله مصباح چون اصول اخلاقی ناظر به واقع هستند و این واقعیت هم عبارت است از “رابطهی واقعی بین عمل اختیاری انسان با آثار واقعی مترتب بر آن”، بنابراین قضیه مشتمل بر خوب و بد نیز از قبیل جملههای خبری و واقع نما بوده، از همان واقعیت حکایت میکند68. و لذا در نظر آیت الله مصباح ذاتی بودن ارزشها به معنی واقعی بودن قضایای ارزشی است. «بنابراین ذاتی در این بحث به معنی واقعی و حقیقی در برابر الهی و اعتباری است، نه در برابر شایع و یا غریب. اشاعره مدعیاند که هیچ کاری فینفسه و با صرف نظر از امر و نهی خداوند، مقتضی خوبی و بدی نیست و همهی کارها نسبت به خوبی و بدی لابشرط هستند. اما عدلیه مدعی اند که همهی کارها، با صرف نظر از امر و نهی خداوند مقتضی خوبی یا بدیاند و نسبت به خوبی و بدی، بشرط لا هستند…. اما فعلیت یافتن خوبی یا بدی آنها متوقف بر نبود مانع یا عارض نشدن عنوان دیگر بر آنها است.» البته این سخن به این معنا نیست که بگوییم عقل انسان توانایی درک و کشف جهات خوب وبد همهی کارها را دارد69.

فصل دوم:
نظریات وظیفهگرا
نظریات مربوط به اخلاق هنجاری در تقسیم اولیه، به نظریات ناظر به الزام و نظریات ناظر به ارزش تقسیم میشوند. نظریات ناظر به ارزش نظریات فضیلتگرا نامیده میشوند. اما نظریات ناظر به الزام به دو دسته غایتگرا و وظیفهگرا تقسیم میشوند. در تعاریف رایج، نظریات غایتگرا نظریاتی هستند که در آنها عمل درست عملی است که نتایج خوب دربر داشته باشد و نسبت به اعمال جایگزین نتایج بد کمتر داشته باشد. توجه به غایت و نتایج عمل، نزد غایتگرایان برای آنها در اولویت قرار دارد و حتی تنها اولویت است.70 در مقابل نظریات وظیفهگرا، با این عقیده آغاز میشوند که ارزشهایی وجود دارند که مقدم بر اخلاق هستند، حتی اگر هیچ درستی و نادرستی اخلاقی وجود نداشته باشد، همواره بعضی چیزها خوب و بعضی چیزها بد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسن و قبح، ناسازگاری، حسن و قبح عقلی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع فعل اخلاقی، مابعدالطبیعه، ارزش اخلاقی