منبع پایان نامه ارشد با موضوع حرکت جوهری، عالم مثال، صور ادراکی، معاد جسمانی

دانلود پایان نامه ارشد

سخنان فارابی و ابن‌سینا وارد است.
به‌علاوه دیدگاه بیان‌شده خلاف مبانی ایشان و مستلزم نوعی تناقض‌گویی است؛ زیرا به عقیده‌ی این بزرگان قوه‌ی خیال امری جسمانی و عرضی حال در اجزای بدن مادی است.
از طرفی به‌حکم قاعده، انتقال عرض از محلی به محل دیگر، محال است؛ بنابراین با متلاشی شدن بدن قوه‌ی خیال نیز متلاشی می‌گردد.
البته پاره‌ای از اشکالات ملاصدرا بر مبنای شیخ اشراق وارد نمی‌آید زیرا وی در آخرین اثر فلسفی خویش از رأی سابق خویش عدول کرده ملاک حشر جسمانی نفوس را تعلق به صور معلقه اجسام قوه مثالی موجود در عالم مثال دانسته است362.
صدر المتألهین خود اثبات معاد جسمانی و تبیین احوال برزخ و آخرت را مبتنی بر اصل تجرد قوه‌ی خیال می‌داند چنانچه می‌گوید ((و هذه القوه قد اقمنا البرهان علی تجردها من البدن و اجرائه و بها یتحقق احوال القبرو ثوابه و عذابه و احوال البرزخ و بعث الاجساد))363.
وی در سفر چهارم از کتاب اسفار پس از تمهید اصول و مقدماتی یازده‌گانه سرانجام جسمانی بودن معاد را نتیجه گرفته است.
اصل هشتم از اصول یادشده این است که قوه‌ی خیال جوهری مجرد از ماده و واقع در عالمی جوهری متوسط میان عالم مفارقات محض و طبیعیات صرف است.
ملاصدرا همچنین در باب تجسم اعمال و نحوه‌ی ادراک عذاب قبر و دیگر احوال مربوط به آخرت می‌گوید بنا بر طریقه‌ی ما دانستی که قوه‌ی خیال در وجود امری مستقل بوده و پس از بوار بدن جزییات و امور مادی را به‌واسطه‌ی صورتشان درمی‌یابد. چنانچه در دنیا نیز چنین است. لذا آدمی پس از مرگ، ذات خود را تخیل می‌کند؛ و خود را عین انسان میت و مقبول به‌صورت خویش توهم می‌نماید درد و رنج‌های واصل به بدن خویش را بر سبیل عذاب‌های حسی آن‌گونه که در شرایط حقه آمده است ادراک می‌کند364.
خلاصه اینکه با اثبات تجرد قوه‌ی خیال، افعال ناشی از ملکات و نیات مکتسبه انسان در حیات دنیوی، در سرای دیگر به شکل صورت‌های بهجت‌انگیز و روح‌افزا با صوری بدمنظر نزد انسان تجسم می‌یابد ملاصدرا به‌صراحت ریشه‌ی ناتوانی حکمای از تبیین بقای نفوس ناطقه را نپذیرفتن عالم مثال و انحصار عوالم دوگانه‌ی حس و عقل می‌داند. در حکمت صدرایی تحقیق در احوال قبر و ثواب و عقاب حشر اجساد همگی بر مبنای تجرد خیال استوار است. از ثمرات دیگر تجرد خیال قبول و پذیرش ثواب و عقاب جزئی است365
مبنای فلسفی و عقلایی تجسم اعمال در قیامت و برزخ با قوانین تجرد خیال قابل توجیه است. بسیاری از مکاشفات و شهودهای عرفانی به‌وسیله‌ی عالم مثال و قوانین آن قابل توجیه است.
صدرا تشریح و توضیح عروج معنوی انسان و نیز معراج پیامبر اکرم ص را به کمک این ساحت از هستی میسر می‌داند.366
5ـ7ـ7ـ رفع شبهه‌ی آکل و مأکول
ملاصدرا با استفاده از تجرد و بقای خیال، وحدت برزخی نفس انسان به پاسخ شبهه آکل و مأکول می‌پردازد و می‌نویسد که انسان به‌واسطه‌ی نفسش انسان است نه به‌واسطه‌ی بدنش. ملاصدرا بیان می‌دارد که بدن اخروی به‌حسب صفات و ملکاتش از نفس بوجود می‌آید367 مواد اشخاص آخرت تصورات باطنی و اندیشه‌های نفسانی است، زیرا جهان آخرت از جنس این جهان نیست. آن صورت یا نفسی که از خارج بر ماده‌ی موجود در دنیا وارد می‌شود حیات عرضی دارد نه جوهری، ولی در آخرت، ارواح صورت‌هایی قایم به ذاتند؛ و حیاتشان ‌همان نفس ذات خودشان است که باوجود وحدت شخصی، صورت‌های زیادی دارند. انسان هنگامی‌که از دنیا بریده می‌شود، نیروی ادراکی و قدرت و علم او عینی و نیز پنهان آشکار می‌گردد. او در این هنگام از نتایج اعمال خودآگاه می‌گردد368.
انسان موجود در جهان آخرت از ماده‌ی طبیعی آفریده نشده بلکه از صورت نفسانی ادراکی بوجود آمده است.369 او در آخرت از دانسته‌ها و اعتقادات خود تکوین یافته است، پس باید گفت هر یک از مردم در آخرت از ماده‌ی نیات و اعتقادات خود موجود می‌شوند چنانچه در دنیا از ماده‌ی نطفه و غذا تکوین پیدا می‌کنند370
پس آنچه در بعث و حشر عامل و حدت است نفس و وحدت قوه‌ی خیالش است که مجرد از ماده می‌باشد و این وحدت عامل جمع‌آوری اجزاء متکثر و متشتت بدن می‌شود زیر چنانچه قبل از ملاصدرا نقل شد نفس راکب و بدن مرکوب است و شبهه‌ی آکل و مأکول در صورتی جا دارد که بدن راکب و نفس مرکوب باشد در چنین وضعیتی تعدد راکب با وحدت مرکوب مغایر خواهد بود اما واقعیت این است که نفس انسان تجلی روحی است که ذرات متناسب با آن را گرد می‌آورد و در درگاه عدالت الهی حاضر می‌کند.
5ـ7ـ8ـ رفع اشکال حرکت جوهری با توجه به تجرد خیال
طبق نظریه‌ی حرکت جوهری نفس، ازاولین مرحله‌ی وجود طبیعی با بدن اتحاد داشته و سپس شروع به حرکت اشتدادی و ارتقایی می‌کند. به‌این‌ترتیب که نفس نخست ماهیتی طبیعی دارد که حافظ ترکیب بدن است، سپس ماهیتش جوهری می‌شود یعنی غذا را حل کرده جزئی از بدن می‌کند، بدن را رشد می‌دهد و تولید می‌کند. بعدازآن حساس می‌شود، یعنی از غلیظ‌ترین حواس به لطیف‌ترین و عالی‌ترین حواس می‌رسد. پس‌ازآن نفس متخیل می‌گردد و اینجاست که لحظه‌ی تجرد نفس از بدن طبیعی فرامی‌رسد. نفس سپس متفکر و بعدازآن عاقل و معقول می‌شود و در این حال، تجرد و دوریش از دو جهان فرامی‌رسد با این سیر معلوم می‌شود که نفس و بدن در تحولات طبیعی با هم حرکت می‌کنند و کمالاتی که مناسب هر یک از آن دو است با هم به کمال و تمامیت می‌رسند، تا آنجا که نفس از بدن بی‌نیاز شده، آن را رها می‌کند و مجرد می‌شود. نفس در هر مرحله‌ای دارای مرتبه‌ای از وجود است که طبق آن، فعل مرتبه‌ی پیشین یا قوه‌ی مرتبه‌ی پسین تلقی می‌گردد. هر موجودی که به عالم فعلیت قدم گذارد برگشتنش به حالتی که در مرتبه‌ی قوه بود غیرممکن است، چون حرکات طبیعی به طرق کمال متوجه‌اند و هیچ شیئی به عقب بازنمی‌گردد371 در تلقی ملاصدرا نفس انسان در حرکت جوهریش با عقل فعال متحد می‌شود و صیرورت اشیاء به‌طرف مبدأ انتقال، به‌صورت نشأت وجود متلاحق متفاصلی، محقق می‌گردد؛ که باوجود تفاوتشان بعضی به بعض دیگر متصل هستند. نهایت هر مرحله آغاز مرحله‌ی دیگر است و درجات آخر این نشأت تعقلی، درجات اول نشأت تجردی است؛ اما ازآنجاکه در عالم تجرد محض، حدوث و تغییر نیست آن عالم با حدوث نفس متغیر نمی‌شود و چیزی از آن کاسته نمی‌گردد. پس نفس بدون استحاله و تجدد وارد عالم مجردات می‌شود.372
پس حرکت کمالی موجودات قابل توجیه نیست مگر آنکه نظریه‌ی ملاصدرا را از طریق اثبات حرکت جوهری و اثبات اشتداد در وجود جوهر نفسانی373 پذیرفته شود، همچنان که براهین قرآنی به آن دلالت دارند و با حرکت جوهری است که حدوث اجسام، تلاشی جهات طبیعی به تمامه، اتحاد عاقل با معقول، اثبات معاد جسمانی، بازماندن نفوس ناقص و متوسط از کمال و مانند آن قابل توجیه است.
5ـ8ـ نتیجه‌گیری فصل
1-ملاصدرا قوای باطنی نفس را مجرد، غیرمادی و از مراتب نفس انسانی می‌داند. در عمل ادراک ایشان مدرک حقیقی را همان نفس می‌داند و بقیه‌ی قوا را منطوی در قوه‌ی خیال در نظر می‌گیرد. مصوره یا قوه خیال ازنظر ایشان صدور و نگهداری صورت‌های خیالی را بر عهده دارد و صورت‌های باقی مانده در نفس پس از غیاب محسوسات صورت‌های خیالی هستند که در قوه‌ای از قوای نفس و عالم مثال مطلق نیستند بلکه در جهان نفس انسان موجود می‌باشند.
2-صدرالمتألهین شیرازی تجرد را تقشیر صورت از ماده نمی‌داند بلکه به ارتقاء صورت و خروج از نفس به کمال تعبیر می‌کند. ایشان برخلاف حکمای مشاء، تجرد را به معنای تکامل، عبور از مرحله‌ی ضعف وجودی به مرحله‌ی کمال می‌داند نه حذف برخی صفات و بقای صفات دیگر، ایشان مادی نبودن را ملاک تجرد می‌داند و تجرد ازنظر ملاصدرا تشکیکی و دارای مراتب و درجات مختلفی است که یکی از مراتب آن مادی نبودن است. موجود جسمانی می‌تواند درجه‌ای از تجرد را دارا باشد؛ و در اثر حرکت جوهری و اشتدادی ذاتی می‌تواند از قید مادی بودن رها و به تجرد برسد ایشان حاضر بودن هر موجود برای خود و قادر بودن به خلاقیت را نیز از ملاک‌های تجرد می‌داند و حرکت جوهری و تکامل ذاتی را از شروط تجرد می‌داند.
3-ملاصدرا برخلاف حکمای مشاء و اشراق، قوه خیال را مجرد و از نوع تجرد برزخی یا خیالی می‌داند نه از نوع تجرد تام عقلی و تجرد خیال را نیز دارای تشکیک می‌داند. ایشان معتقد است با ارتقای تجرد خیال است که می‌توان نفس را به تجرد عقلانی رساند. ازآنجایی‌که ایشان نفس را مدرک حقیقی و قوا را علل اعدادی و از اسباب و آلات نفس دانسته پس نفس در مرحله‌ی ادراک خیال به ادراک خیالی و در مرحله‌ی حس به ادراک حسی می‌پردازد؛ و قوا ازنظر ایشان در حکم علل اعدادی برای نفس هستند؛ و نفس در ضمن ادراک قائل به ارتقاء می‌باشد یعنی نفس در هنگام حدوث، مجرد مثال است با حرکت جوهری اشتدادی به‌تدریج با صور ادراکی متحد می‌شود و در اثر اتحاد با صور مثالی حسی، محسوس و با اتحاد با صورت خیالی، متخیل و نهایتاً می‌تواند به بالاترین مرحله‌ی تجرد عقلانی برسد. قوای ادراکی نفس قبل از اتحاد با صور ادراکی، بالقوه هستند و تنها با تحقق صور ادراکی است که آن‌ها هم بالفعل می‌شوند.
4-صور خیالی را ملاصدرا موجوداتی می‌داند که در سطح نفس و در خیال متصل هستند و قیام صدوری به نفس دارند و نفس نسبت به آن‌ها جنبه‌ی فاعلیت دارد نه قابلیت؛ و نفس در مرتبه خیال با بکار گرفتن قوه خیال به انشاء و ایجاد صور خیالی می‌پردازد. ایشان نسبت صور خیالیه به قوه خیال را نسبت معلول به علت و نسبت مخلوق به خالق می‌داند.
5-برهان نسبت قوه خیال به صور خیالیه، براهین اثبات تجرد عقلانی نفس ناطقه، برهان حکمت عرشی نمونه‌ای از براهین و از مهم‌ترین آن‌ها برای اثبات تجرد خیال هستند. ضعیف نشدن قوه‌ی خیال در اثر کهولت، کثرت تخیل و بی‌نیازی قوه خیال در فعل و ادراک به محل جسمانی نیز ازجمله براهین اثبات تجرد عقلانی و ربط آن به تجرد خیال ازنظر ملاصدرا می‌باشد. ارتسام ناپذیری صور خیالی یکی دیگر از علل ملاصدرا در تجرد خیال می‌باشد.
6- تساوق ادراک و تجرد، تساوق وجود و تجرد، قاعده امکان اخس و امکان اشرف، اصل عینیت مدرک و مدرک (اتحاد عاقل و معقول )، از مبانی ملاصدرا در تجرد قوه خیال می‌باشند ملاصدرا ایشان از قاعده‌ی امکان اشرف، عالم خیال منفصل و قاعده‌ی امکان اخس در قوس صعود عالم خیال متصل را اثبات می‌کند.
7-ملاصدرا معرفت، ادراک، علم را از سنخ وجود و مساوق آن دانسته ایشان تجرد از ماده را مساوی با حضور و حضور را نیز مساوی با علم و ادراک می‌داند. ایشان صورت ادراکی مجرد تام از ماده را معقول بالفعل و صورت ادراکی دارای تجرد ناقص را محسوس یا متخیل بالفعل می‌داند. ایشان وجود را دارای مراتب تشکیکی و دارای وحدت تشکیکی می‌داند و وحدت و وجود را دارای تساوق. ازآنجایی‌که تشکیکی شدن وجود باعث تشکیکی شدن نفس انسان و علم می‌گردد؛ زیرا نفس و علوم متحد با آن امور وجودی هستند؛ و ازآنجاکه علم امری مجرد و تجرد علم و ادراک نیز دارای مراتبی می‌باشد که از تجرد مثالی شروع شده و به تجرد عقلی ختم می‌شود. پس قوه خیال و صور خیالی باید امر مجردی باشند تا از قوای ادراکی و صور ادراکی محسوب شوند به همین دلیل یکی از مبانی مهم ملاصدرا در اثبات تجرد خیال مساوقت ادراک و تجرد، مساوقت وجود و تجرد می‌باشد.
8-خلاقیت نفس و نقش آن در معرفت‌شناختی از مهم‌ترین کارکردهای تجرد خیال ازنظر ملاصدرا می‌باشد. حل شبهه وجود ذهنی، حل شبهه متکلمین من‌جمله: حل شبهات انطباع کبیر در صغیر، معدومات در ذهن، شریک الباری در ذهن، اجتماع نقیضین در ذهن، اجتماع ضدین یا اقتران متقابلین در ذهن و …، حل اشکال تکثر برزخی، وجود برزخی، حل مسئله ابصار نفس و تمثل صور در ابصار نفس، رفع اشکال صدور کثیر از واحد و آگاهی کثیر به واحد، اتحاد عالم و معلوم (عاقل و معقول) ازجمله لوازم و کارکردهای معرفت‌شناختی تجرد خیال ازنظر ملاصدرا می‌باشد.
9-رفع اشکال حرکت جوهری، رفع شبهه آکل و مأکول، تصحیح معاد جسمانی و احوال اخروی، تجرد نفوس حیوانات تام الوجود، بقای نفوس غیر بالغ به مرتبه‌ی تجرد عقلانی، ارتباط خیالی نفس با علم خیال منفصل، فعال دانستن نفس در مرحله ادراک و ابصار نفس،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عالم مثال، عالم خیال، خیال متصل، شیخ اشراق Next Entries تحقیق رایگان درباره سود سهام، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی