منبع پایان نامه ارشد با موضوع حاکمیت شرکتی، کسب و کار، نظام اقتصادی، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

ک جامعه، چه شاخصی را می‌توان به‌ کار برد، که بتواند مجموعه گسترده‌ای از کالاها و خدمات متنوّعی را که ترکیب آن به ‌مرور زمان تغییر می‌کند، دربرگیرد. طبعا نمی‌توان مقدار کالاها و خدمات (40 متر پارچه و 100 کیلو گندم و …) را با هم جمع کرد. از طرف دیگر، برای جمع ارزش محصولات تولیدشده در یک نظام اقتصادی، نوعی دوباره‌شماری پیش می‌آید (مثلا سنگ آهن در یک مرحله تولیدی به چدن، در فرایندی دیگر به فولاد و فولادهای مخصوص و شاسی اتومبیل تبدیل می‌شود)؛ که برای جلوگیری از بروز این مشکل، در سنجش تولید یک نظام اقتصادی، از مفهوم ارزش افزوده استفاده می‌شود (طبيبيان، 1379).

1 – 8- چارچوب فصول بعد
فصل دوم (ادبیات و پیشینه پژوهش)، در این گام یک مطالعهای کتابخانهای مرتبط با موضوع پژوهش انجام میشود و شامل مقالات و پایان نامههای داخلی و خارجی است.
فصل سوم (روش پژوهش یا تحقیق)، شامل اهداف تحقیق، فرضیههای تحقیق، جامعه و نمونه آماری، روش تجزیه و تحلیل دادهها و تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق میباشد.
فصل چهارم (تجزیه و تحلیل دادهها)، با توجه به ماحصل فصل سوم، نتایج آن با نرم افزارهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
فصل پنجم (نتیجه گیری و پیشنهادات)، در این فصل باتوجه به ادبیات، نتایج و تجزیه و تحلیل صورت گرفته در فصل چهار و همچنین محدودیتهای تحقیق به ارایه پیشنهادات میپردازیم. باتوجه به حوزه فعالیت پژوهش، پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی ارایه خواهد شد.

فصل دوم
مباني نظري

2- 1- مقدمه
در این فصل ضمن تعاریف حاكيت شركتي و ماليات بر ارزش افزوده و مدلها و روشهای مطرح، و ارائه پیشینه مربوط به عنوان بخشی از ادبیات مورد بررسی قرار میگیرد.

2- 2- مفهوم حاكميت شركتي
گرچه موضوعهای حاکمیت شرکتی مدت زیادی است که وجود دارند، ولی توجه پژوهشگران در سه دهه اخیر را بیش از پیش به خود جلب کرده‌اند (اوكپارا5،2011).
بررسی ادبیات موجود نشان می‌دهد که هیچ تعریف مورد توافقی در مورد حاکمیت شرکتی وجود ندارد. تعریفهای موجود از حاکمیت شرکتی در طیفی وسیع قرار می‌گیرند. دیدگاههای محدود در یک‌سو و دیدگاههای گسترده در سوی دیگر طیف قرار دارند. در دیدگاههای محدود، حاکمیت شرکتی به رابطه شرکت و سهامداران محدود می‌شود. این الگو در قالب نظریه نمایندگی10 بیان می‌شود. در آن سوی طیف، حاکمیت شرکتی را می‌توان به ‌صورت شبکه‌ای از روابط در نظر گرفت که نه‌تنها میان شرکت و مالکان آنها (سهامداران) بلکه میان شرکت و تعداد زیادی از ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان، فروشندگان، دارندگان اوراق قرضه و… وجود دارد. چنین دیدگاهی در قالب نظریه ذینفعان دیده می‌شود (حساس‌یگانه، 1385). با توجه به تعاریف متنوع در زمینه حاکمیت شرکتی، در ادامه بحث چند مورد از تعاریف ارائه‌ شده، ذکر می‌‌شود .هاسی6(1991) حاکمیت شرکتی را به‌عنوان روشی که سازمانها مدیریت می‌شوند و نوع پاسخگویی مدیران به مالکان، تعریف می‌کند. هارت بیان می‌کند که حاکمیت شرکتی زمانی در یک سازمان مطرح می‌شود که دو شرط وجود داشته باشد؛ اول اینکه یک مسئله نمایندگی یا تضاد منافع بین اعضای سازمان- مدیران، مالکان، کارکنان یا مشتریان- وجود داشته باشد و دوم اینکه هزینه‌های معاملاتی طوری هستند که این مسئله نمایندگی، با یک قرارداد حل نمی‌شود (كاراجييورگوس و ديگران7،2010).
فدراسیون بین‌المللی حسابداران 11 در سال 2004 حاکمیت شرکتی را چنین تعریف کرده است:
“حاکمیت شرکتی عبارت است از تعدادی مسئولیتها و شیوه‌های به ‌کار برده ‌شده توسط هیئت‌ مدیره و مدیران موظف با هدف مشخص کردن مسیر استراتژیکی که تضمین‌کننده دستیابی به هدفها، کنترل ریسکها و مصرف مسئولانه منابع است” (حساس‌یگانه، 1385)
رو8 (2004)، حاکمیت شرکتی را به‌ عنوان ارتباط بین هیئت‌مدیره، مدیران ارشد و سهامداران تعریف می‌کند. نهادهای حاکمیت شرکتی، سازوکارهای مکرری هستند که اختیار را بین این سه گروه تقسیم می‌کند و تصمیمهای گرفته‌شده در سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهند و تعدیل و کنترل می‌نمایند.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در سال 2004، حاکمیت شرکتی را به این صورت تعریف می‌کند: “حاکمیت شرکتی مجموعه‌ای از روابط بین مدیریت، هیئت‌مدیره، سهامداران و سایر ذینفعان شرکت است. همچنین حاکمیت شرکتی، ساختاری را فراهم می‌کند تا هدفهای سازمان و ابزار دستیابی به این هدفها تعیین گردد و بر عملکرد مدیران در شرکت نظارت شود.”
به‌طور جامع می‌توان گفت که حاکمیت شرکتی، قوانین، مقررات، ساختارها، فرایندها، فرهنگها و سیستمهایی است که موجب دستیابی به هدفهای پاسخگویی، شفافیت، عدالت و رعایت حقوق ذینفعان می‌شود (حساس‌یگانه، 1385).
حاکمیت شرکتی خوب، باید انگیزه‌های درست برای هیئت‌مدیره و مدیریت شرکت به‌وجود آورد تا آنها هدفهایی را که به نفع شرکت و سهامداران است، دنبال کنند. همچنین حاکمیت شرکتی باید کنترل اثربخش را نیز تسهیل کند (OECD،2004).
ارکان حاکمیت شرکتی شامل کمیته حسابرسی، حسابرس مستقل، حسابرسی داخلی و هیئت‌مدیره می‌شود. به‌علاوه می‌تواند گروههای دیگر مانند سهامداران، سازمانهای حرفه‌ای و دیگر ذینفعان را نیز دربرگیرد (استاسيوكاس و ريوپسيس9، 2005).
برای اطمینان از عملیات حاکمیت شرکتی، باید بین اجزای مختلف سیستم حاکمیتی، یعنی حسابرسی داخلی، مدیریت اجرایی، مدیر مالی، هیئت‌مدیره، سهامداران و حسابرسان خارجی، همکاری وجود باشد. مطالعات مختلف نشان می‌دهد که نقش حسابرسی داخلی در حاکمیت شرکتی باید نسبت به سایر فعالیتهای آن اولویت داشته باشد (ياسين و ديگران10،2012).
سایر تعاریف و نگرشها به حاکمیت شرکتی داخل طیفی که نگاه حداقلی و حداکثري آن تبیین شد قرار میگیرد. تعاریفی که ذیلا” ارائه میشود گزیدهاي از نگرشهاي مختلف به حاکمیت شرکتی را نشان میدهد:
حاکمیت شرکتی، شیوههاي به کار گرفته شده توسط مدیران شرکت با هدف تعیین استراتژيهایی است که موجب دستیابی شرکت به اهداف تعیین شده، کنترل ریسک و مصرف بهینه منابع میشود (فدراسیون بین المللی حسابداران11- 2004)؛
حاکمیت شرکتی سیستمی است که شرکتها را هدایت و کنترل میکند. تمرکز اصلی بر ایفاي وظیفه مدیران ارشد سازمانی در رعایت اصول شفافیت، درستکاري و پاسخگویی است (گزارش کادبري – 1992)؛
حاکمیت شرکتی، فرآیند نظارت و کنترل عملکرد مدیران شرکت است به گونهاي که متضمن منافع سهامداران باشد (پارکینسون12- 1994)؛
حاکمیت شرکتی به دنبال ارتقاء انصاف، شفافیت و پاسخگویی13 در شرکتهاي عام است (گرین اسپن14- رئیس پیشین فدرال رزو آمریکا- 2002)؛
هدف بنیادي در حاکمیت شرکتی افزایش ثروت سهامداران در بلند مدت است، به گونه اي که منافع سایر ذینفعان نیز رعایت گردد (بورس اوراق بهادار هندوستان15- 2000)؛
حاکمیت شرکتی براي برقراري تعادل بین اهداف اقتصادي و اجتماعی و نیز اهداف فردي و عمومی است. حاکمیت شرکتی موجبات استفاده موثر ازمنابع و الزام به پاسخگویی را فراهم میسازد. هدف اصلی آن است که منافع شرکت، افراد (ذینفع) و جامعه تا حد ممکن به هم نزدیک شوند (بانک جهانی- 2001)؛
حاکمیت شرکتی شامل مجموعه روابط بین مدیران اجرائی، اعضاي هیات مدیره، سهامداران و سایر ذینفعان شرکت است. هم چنین ساختاري براي تدوین اهداف شرکت و راههاي دستیابی به اهداف و نیز چگونگی ارزیابی و نظارت بر عملکرد را شامل میشود (سازمان همکاري و توسعه اقتصادي- 2004)؛
حاکمیت شرکتی، رابطه بین سهامداران و شرکت است و سیستمی است که سهامداران به کمک آن، مدیران را به بهترین عملکرد تشویق میکنند (کتابچه حاکمیت شرکتی بریتانیا- 1996)؛
حاکمیت شرکتی در تعریف محدود، رابطه شرکت با سهامداران آن و در تعریف گسترده رابطه شرکت با اجتماع است (فاینانشال تایمز- 1999).
از سویی دیگر، حاکمیت شرکتی را میتوان به عنوان “روشهای حصول منافع سرمایه گذاران و مدیران در راهاندازی و تضمین تداوم سوددهی برای سرمایه گذاران (مایر16، 1997)” تعریف کرد. حاکمیت شرکتی در ارتباط با نسبت بین مکانیسمهای حکومت داخلی شرکتهای بزرگ و تصور جامعه از نقطه نظر پاسخگویی شرکت است (دیکین و هیوز17، 1997). حاکمیت شرکتی هم چنین توسط کئاسیر و همکاران تعریف شده است (1997) که شامل “ساختارها، فرآیندها، فرهنگها و سیستمهایی است که اقدامات موفقیت آمیز سازماندهی را تشکیل میدهد.” از تجزیه و تحلیل فوق، ما استدلال میکنیم که حاکمیت شرکتی توسط ساختارها و فرآیندهایی که توسط یک نهاد شرکتی برای تقلیل مشکلات ماموریت به عنوان نتیجه ای از تفکیک بین مالکیت و کنترل تعیین میشود (آنتونی18، 2007).
به نظر میرسد، علی رغم تعریف محدود پارکینسون، این تعریف داراي بیشترین سطح اجماع است، در عین حال تعریف کاملا گسترده تری نیز از مقبولیت بالایی برخوردار است. به لحاظ نظري میتوان گفت که الزاما مغایرتی بین مسئولیت در قبال سهامداران و مسئولیت در قبال ذینفعان وجود ندارد، زیرا در بلند مدت منافع سهامداران در گرو رعایت منافع سایر ذینفعان است. بنابراین گستردگی تعاریف حاکمیت شرکتی از این بعد مسئله قابل ملاحظه اي را ایجاد نمی کند. هم چنین ممکن است گفته شود رعایت منافع ذینفعان امري اخلاقی تلقی میشود و وارد کردن اخلاقیات در دنیاي کسب و کار یک بحث چالش برانگیز است. اما از زاویه اي دیگر میتوان گفت زمانی که رفتار اخلاقی آثار مالی مثبتی را در پی داشته باشد، بازار کسب و کار به طور طبیعی به آن توجه و عمل میکند. ارزیابی تعاریف و مبانی ارائه شده براي حاکمیت شرکتی از محدوده این گفتار خارج است و خود نیازمند یک بحث مستقل می باشد اما به منظور ارائه تصویري مشترك، به نظر میرسد عبارات زیر از یک توافق عمومی برخوردار باشد:
در دنیاي کسب و کار (فعالیت هاي انتفاعی) سهامداران به عنوان مهم ترین ذینفعان مطرح هستند؛
ضروري است حداقل نیازها و منافع سایر ذینفعان نیز رعایت شود؛
رعایت منافع تمامی ذینفعان، استراتژيهاي رقابتی شرکت را بهبود می بخشد؛
بهبود موقعیت رقابتی شرکت در فضاي کسب و کار موجب افزایش بازده19 شرکت میشود (رحمانی، 1387).

2- 3- اهمیت حاكميت شركتي
نگرانیها و بحثهای موجود در حاکمیت شرکتی یک موضوع مورد توجه در کشورهای توسعه یافته بوده است که به طور گستردهای مورد تحقیق قرار گرفته می شدند. تاریخ این بحث ها به اوایل دهه 1930 از نظریه جدایی مالکیت و کنترل باز می گردد. با این حال، حاکمیت شرکتی در کشورهای در حال توسعه مانند سریلانکا با سقوط اخیر شرکتهای بزرگ آغاز شد. لزوم حاکمیت شرکتی موثر مشهود است و اصلاحات حاکمیت ارتجاعی برای جلوگیری از رخداد مجدد چنین اتفاقاتی برای حفاظت از منافع سرمایه گذاران در کشورهای در حال توسعه آغاز شده است (گوا و کومار20، 2012). حاکمیت شرکتی خوب نقش اساسی برای ذینفعان در محیط تجاری داشته است. اگرچه هدف حاکمیت شرکتی از شرکت به شرکت دیگر یا از کشوری به کشور دیگر فرق دارد، مساله مهم ارائه قانون خوبی از مکانیزمها برای اداره شرکت می باشد. تدوین رویه های دقیق حاکمیت شرکتی به منظور تدوین و تقویت بازارهای سرمایه خوب و حمایت از سرمایه گذاران به یک موضوع مهم در سطح جهان تبدیل شده است (دارمان21 ،2005).
هم چنین، توسعه اقتصادهاي بازار در اروپاي مركزي و شرقي و دستيابي قريب الوقوع برخي از اين كشورها به عضويت اتحاديه اروپا اين ديدگاه را تقويت كرده است كه حاكميت شركتي داراي اهميتي اساسي براي فرآيند تحول و گذار، بازسازي اقتصادي و رشد كشورهاي سوسياليستي است. شلیفر و ویشنی22 (1997) معتقد بودند كه حاكميت شركتي موثر يا از طريق يك چارچوب قانوني پيشرفته و بازار سرمايه فعال ايجاد مي شود يا از طريق مالكيت متمرکز. اين تحلیل توسط پیستور و سايرين23 (2000) با تاكيد بیشتر بر اثربخشي و تاثیر نهادهاي قانوني و تامين مالی خارجي، به اقتصادهاي درحال گذار بسط داده شد. حاكميت شركتي اثربخش يك عامل بنيادي در فرآيند بازسازي اقتصادهاي در حال گذار است. اين سيستم با تطبيق دادن و تنظيم كردن تضاد منافع و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، حاکمیت شرکتی، نظام مالی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حاکمیت شرکتی، بازار سرمایه، ساختار مالکیت، ارزش شرکت