منبع پایان نامه ارشد با موضوع جهانی شدن، جامعه شناسی، علوم سیاسی، مبانی نظری

دانلود پایان نامه ارشد

ه بحث جهانی شدن بسیاری از جریانات و پدیده ها را تحت شعاع خود قرار داده است و از طرفی در فرهنگ جهانی در حال تکوین، بسیاری از موضوعات و مفاهیم در هالهای از ابهام و نسبیّت قرار میگیرند، هدف این پژوهش روشن کردن ابعاد مختلف این تحولات از منظر سیاست می باشد.
مبانی نظری پژوهش
مبانی نظری پژوهش، الگوی جامعه شناسی است که در چارچوب رهیافت جامعه شناسی سیاسی جدید مطرح شده است. مبنا و منطق اصلی این رهیافت تبیین تحولات در حال انجام بدون ارزش گذاری آثار و نتایج آن است. از این منظر، جهانی شدن، به عنوان یک فرایند، تداوم منطقی مدرنیته غربی است. این فرایند به سرعت در حال گسترش بوده و از جمله آثار آن بی معنا شدن زمان و مکان، رشد آگاهی های عمومی، توسعه ارتباطات، فعال شدن سازمان ها، افراد، و شرکت ها در کنار دولت هاست. رهیافت جامعه شناختی جهانی شدن این پدیده را صرفاً اقتصادی نمی بیند، بلکه معتقد است علی رغم برجستگی وجه اقتصادی، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهانی شدن گسترده تر و عمیق تر است. از این تئوری می توان در تبیین تأثیرات جهانی شدن بر علوم سیاسی نیز استفاده نمود. در این جا، می توان در چارچوب این رویکرد و با پذیرش توصیف آنتونی گیدنز از جهانی شدن، آن را مبنای کار قرار داد. نسل جدید دانش پژوهان جامعه شناسی سیاسی جدید از جمله گیدنز جهانی شدن را حاصل به هم خوردن نظم سنتی فضا و زمان می داند. این فضا و زمان جدا شده از مکان در گستره ای نا متناهی با یکدیگر ترکیب و هماهنگ می شود و امکان کنش و روابط اجتماعی را در جامعه ای بسیار بزرگ تر فراهم می آورد و لذا گستره ی تأثیرپذیری هم بسیار فراخ تر شده و در نهایت جامعه ی جهانی شکل می گیرد (قزلسفلی، 1390: 210).
روش پژوهش
نظر به اینکه پژوهش حاضر بر اساس هدف، بنیادی و بر اساس روش، توصیفی و تحلیلی است، لذا برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش تحلیل محتوای آثار جهانی شدن بهره گرفته می شود. فنون و تکنینک های جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، استفاده از روش ترکیبی می باشد، یعنی از منابع کتابخانه ای، پایان نامه ها، نشریات، مجلات و مقالات معتبر تخصصی استفاده می شود. در کنار این منابع از منابع اینترنتی و مجازی معتبر نیز استفاده خواهد شد.
1 – 6 سازماندهی پژوهش
این پژوهش شامل 3 بخش می باشد. بخش اول تحت عنوان «کلیات» مشتمل بر 2 فصل است. فصل اول چارچوب تئوریک نام دارد که به بررسی نظریه های مورد استفاده در این تحقیق می پردازد. فصل دوم نیز به بررسی مفهوم، نظریه ها و ابعاد جهانی شدن می پردازد.
بخش دوم با عنوان «بحران های سیاست، پارادایم های جایگزین» به بررسی دو فرضیه فرعی پژوهش می پردازد. در این بخش ابتدا متغیر وابسته، تحت عنوان جهانی شدن و پایان سیاست مورد بررسی قرار گرفته و سپس فصل دوم به بررسی بحران های سیاست در عصر جهانی شدن پرداخته و در نهایت در فصل سوم الگوهای محتملی که شایستگی، توان و ظرفیت جایگزینی سیاست را دارند، مورد بررسی قرار می گیرند. همچنین در این فصل به الگوی رفلکسیویتی پرداخته می شود، الگویی که گیدنز، بک و دیگران منادیان آن می باشند. بخش سوم با عنوان «تحول نظریه ی سیاسی» بر اساس فرضیه اصلی پژوهش مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این بخش دارای 4 فصل می باشد. فصل اول به بررسی تبدیل سیاست از عرصه به فرآیند، فصل دوم به بررسی تبدیل جامعه مدنی به جامعه مدنی جهانی، فصل سوم به بررسی تبدیل حکومت به حکمرانی و مطرح شدن حکمرانی خوب می پردازد و در فصل چهارم گذار از دانش سیاسی اثباتی _رفتاری به هنجاری _انتقادی در جریان فرایند جهانی شدن بررسی خواهد شد. در قسمت پایانی با عنوان نتیجه گیری نهایی و پیشنهادات به بیان کلی آثار جهانی شدن در حوزه ی علوم سیاسی و همچنین نتایج حاصل از بررسی آن ها درباره ی علوم سیاسی و انطباق آن ها با یکدیگر یا احتمالاً زاویه دار بودن آن ها نسبت به یکدیگر، پرداخته می شود. همچنین دیگر نتایج تحلیلی حاصله به همراه پیشنهادات مربوطه در قسمت پایانی پژوهش، بیان و ارائه می شود.

فصل دوم
مفهوم شناسی جهانی شدن

سال های پایانی سده ی بیستم و ماه های آغازین هزاره ی سوم میلادی با بحث های داغ و مناقشه انگیز درباره ی جهانی شدن همراه بوده است. ولی با وجود کاربرد و اهمیت فراوان جهانی شدن، معنا و و مفهوم آن هنوز چندان روشن نیست. برای کاستن از این ابهام، در این فصل به تعریف مفهوم جهانی شدن و نظریه ها و ابعاد جهانی شدن می پردازیم، تا به اولین سؤال فرعی پژوهش نیز پاسخ داده باشیم.
2 – 1 تعریف جهانی شدن
در اغلب تعاریف عرضه شده، جهانی شدن چونان فرایندی تدریجی و پایدار توصیف می شود که از گذشته ای دور یا نزدیک آغاز و هنوز هم ادامه دارد، با این تفاوت که هر چه بر عمر آن افزوده می شود، شتاب و گستره ی آن هم بسیار افزایش می یابد. به بیان دیگر، گرچه اکثر نظریه پردازان، جدید بودن فرایند جهانی شدن را نمی پذیرند و تاریخی دست کم چندین ده ساله برای آن در نظر می گیرند، ولی بر سر تشدید بسیار چشم گیر آن در دهه های اخیر اتفاق نظر دارند و حتی عقیده دارند که نسل های آینده این فرایند را به صورتی گسترده تر و پر شتاب تر تجربه خواهند کرد. تأکید بر افزایش بی سابقه ی ارتباطات و برخوردهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، ویژگی دیگر اکثر تعریف های جهانی شدن است. تقریباً در همه ی آثار مربوط به جهانی شدن، حجم بسیار زیاد ارتباطات در سطوح و عرصه های مختلف جامعه ی جهانی ویژگی بخش فرایند موردنظر عنوان شده است. این ارتباطات در برخی موارد آگاهانه و ارادی هستند و در مواردی دیگر ناآگاهانه ، غیر ارادی و گریز ناپذیر. برقرارکنندگان چنین ارتباط های پرشمار و گسترده هم شاید افراد، گروه ها، نهادها و دولت ها باشند. همچنین ناگفته نماند که میزان دخالت و شرکت در شبکه ی ارتباطات جهانی بر حسب افراد، گروه ها، قومیت ها، کشورها و مناطق و قاره ها متفاوت است. چنین ارتباطات و بده بستان های پر حجمی بر افزایش وابستگی متقابل در عرصه ی جهانی دلالت دارند که تأکید بر آن یکی دیگر از وجوه مشترک تعریف های جهانی شدن است. از این دیدگاه، جهانی شدن معطوف به افزایش پیوندها و همبستگی های میان دولت ها و جوامع تشکیل دهنده ی نظام جهانی مدرن است. نیرومندتر شدن عوامل مؤثر در شبکه های جهانی و وابستگی متقابل و تشدید در هم تنیدگی جهانی، گستره و میزان تأثیرپذیری افراد و جوامع گوناگون مستقر در کره ی زمین را افزایش و امکان و احتمال انزوا و برکنار ماندن از تأثیرات محیط جهانی را کاهش می دهد (McGrew, 1997: 23). افزون بر اینها، در اغلب تعریف ها، جهانی شدن را نوعی فرایند همگونی و همسانی فزاینده به شمار می آورند. افزایش و گسترش امکان های ارتباطی و به تبع آن تشدید ارتباطات، برخوردها، وابستگی ها و تأثیر پذیری ها در سطح جهانی، نوعی همگنی و همسانی جهانی پدید می آورد. برخی نظریه پردازان این فرایند همگونی را گسترش تجدد به اقصی نقاط جهان و جهانگیر شدن ویژگی های محوری فرهنگ و تمدن غربی می داند (Clark, 1997: 23). نظریه پردازان هم از این حد فراتر رفته، جهانی شدن را نوعی یکدست سازی اقتصادی زیر نظر ایالات متحده آمریکا توصیف می کنند (والتز، 1379: 7). با توجه به آنچه بیان شد می توان گفت، جهانی شدن عبارت است از فرایند فشردگی فزاینده ی زمان و فضا که به واسطه ی آن مردم دنیا کم و بیش و به صورتی نسبتاً آگاهانه در جامعه ی جهانی واحد ادغام می شوند. به بیان دیگر جهانی شدن معطوف به فرایندی است که در جریان آن فرد و جامعه در گستره ای جهانی با یکدیگر پیوند می خورند (علی بابایی، 1391: 283). در نهایت می توان گفت که جهانی شدن؛ به خودی خود، فرایندی فراگیر و همگرا است. اگر چه این پدیده، بیش از هر چیز چیستی اقتصادی و مادی دارد، اما از آنجا که گونه ای پیشرفت تمدنی به شمار می رود، در برابر همه پیشرفت های مهم تمدنی دیگر، از اهمیت فرهنگی و غیر مادی بسزایی برخوردار است (رهبری، 1388: 98).
درباره ی تعریف مورد نظر نکاتی را باید بیان کرد. تعریف عرضه شده در واقع مبتنی بر تعاریف و دیدگاه های چند نظریه پرداز برجسته ی جهانی شدن است. محور بحث دیوید هاروی از جهان معاصر، مفهوم فشردگی زمانی /فضایی است؛ گیدنز پیامدهای اجتماعی ای فشردگی را بررسی می کند؛ رابرتسن عنصر آگاهی را نقطه ی عطفی در فرایند طولانی مدت جهانی شدن می داند و مارتین آلبرو هم جهانی شدن را شکل گیری یک جامعه ی جهانی در «عصر جهانی» به شمار می آورد.
نکته ی بعدی تأکید بر فشردگی فضا و زمان یا به عبارتی نابودی فضا توسط زمان است که بر جنبه های مادی و عوامل زمینه ساز و تسهیل کننده ی فرایند جهانی شدن دلالت دارد. فن آوری ها و امکانات ارتباطی و پیشرفت های شگفتی آور در این زمینه، از این لحاظ جایگاهی بس رفیع دارند و در اکثر نظریه ها و آثار مربوط به جهانی شدن مورد بررسی و تأکید قرار می گیرند. این عوامل تسهیل کننده و شتاب بخش از آن رو اهمیتی مضاعف دارند که فرایند جهانی شدن در دهه های اخیر را از تاریخ نسبتاً طولانی جهانی شدن متمایز می کنند.
در این تعریف، تدریجی، زمان مند و رو به گسترش بودن فرایند جهانی شدن نیز مدنظر قرار گرفته است. چنانکه پیش تر بیان شد، جهانی شدن قدمتی چندین ده ساله و به روایاتی چند صد ساله دارد، ولی در دهه های اخیر شتاب و گسترش چشمگیری یافته و پیش بینی می شود در سال ها و دهه های آینده حتی پر شتاب تر و گسترده تر شود. البته این افزایش تدریجی صرفاً به سرعت و گستره ی جهانی شدن محدود نمی شود و به تشدید یا تعمیق این فرایند در حوزه های مختلف هم معطوف است (Mc Grew, 1992: 23).
افزون بر گسترش و تأثیر ناهمگون و نابرابر فرایند جهانی شدن، میزان آگاهی از چنین فرایندی نیز نسبی و نابرابر است. آگاهی از عضو یک «دهکده ی جهانی» بودن، وقوف بر سرنوشت مشترک جهانی و حساسیت نسبت به خطرات و تهدیدهای جهان گستر، ویژگی بخش زندگی در جهان معاصر است و حتی برخی نظریه پردازان، عنصر آگاهی را وجه تمایز مراحل متأخر فرایند طولانی جهانی شدن به شمار می آورند. این آگاهی از تعلق به جامعه ی جهانی و دغدغه ی چنین تعلقی، هم از لحاظ زمانی و تاریخی و هم از لحاظ مکانی، نسبی و نابرابر است: به طور کلی، آگاهی نسل کنونی از همبستگی و درهم تنیدگی جهانی بسیار بیشتر از آگاهی نسل گذشته است و احساس سرنوشت مشترک جهانی، از جامعه ای به جامعه ی دیگر تفاوت می کند.
2 – 2 نظریه های جهانی شدن
چنانکه پیش تر بیان شد، فرایند پر شتاب و گسترده ی جهانی شدن در دهه های اخیر زمینه ای مناسب و انگیزه ای نیرومند برای بررسی و تحلیل این فرایند پدید آورده و امروزه اقتصادانان، جامعه شناسان و عالمان سیاسی پر شماری درباره ی جنبه های گوناگون جهان شدن می اندیشند که حاصل کار آنها نظریه هایی در رابطه با پیدایش، گسترش و تشید فرایند جهانی شدن و تأثیرها و پیامدهای آن در زندگی اجتماعی در جهان معاصر است. چشم انداز جهانی شدن نیز از موضوع های مورد بحث در این دسته نظریه هاست.
البته نظریه های جهانی شدن به نظریه های که در چند سال اخیر عرضه شده محدود نمی شود و در تعدادی از نظریه های عرضه شده در دهه های پس از جنگ جهانی دوم هم از فرایند جهانی شدن و عوامل جهانی ساز و همگونی آفرین سخن به میان آمده و حتی جامعه شناسان کلاسیکی مانند دورکیم، مارکس و وبر نیز کم و بیش در این باره اندیشیده اند. بنابراین برای عرضه ی تصویری نسبتاً کامل از نظریه های جهانی شدن، آراء و اندیشه های هر سه نسل را به طور خلاصه بیان خواهیم کرد.
نسل اول
گرچه اولویت یافتن موضوع جهانی شدن در آثار مورخان، جامعه شناسان و نظریه پردازان نظام جهانی به سال های اخیر بر می گردد، اما بحث از فرایند همگرایی و وابستگی و نیروهای جهانی ساز قدمت زیادی دارد. نویسندگان و نظریه پردازان مختلف کم و بیش تحت عناوین گوناگون از چنین فرایندها و نیروهایی صحبت کرده، درصدد توصیف و تبیین آنها برآمده اند، ولی در این میان، جامعه شناسان و اقتصاددانان برجسته ی سده ی نوزدهم و اوایل سده ی بیستم جایگاهی ویژه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع جهانی شدن، علوم سیاسی، جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع جهانی شدن، نظام اجتماعی، روابط بین الملل، جامعه شناسی