منبع پایان نامه ارشد با موضوع جهانی شدن، علوم سیاسی، جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

«انسان گرایی» پیش بینی کردند. تعریف چهارم، جهانی شدن را به معنای غربی کردن یا مدرنیزه کردن، به ویژه به شکل آمریکایی شده، می داند. از این دیدگاه، جهانی شدن نوعی پویایی است که از طریق آن ساختارهای اجتماعی نوگرایی (سرمایه داری، عقل گرایی، صنعت گرایی، دیوان سالاری و …) در سراسر دنیا گسترش می یابد و به طور طبیعی، فرهنگ های پیشین و خودمختار محلی را نابود خواهد کرد. «جهانی شدن» بدین مفهوم را گاهی امپریالیسم به سبک مک دونالد، هالیوود و سی. ان.ان توصیف کرده اند. اما نگرشی که مورد نظر خود شولت نیز هست، جهانی شدن را قلمروزدایی می داند. طبق این تفسیر، جهانی شدن شامل تجدید شکل بندی جغرافیایی است، به طوری که فضای اجتماعی دیگر به طور کامل بر حسب سرزمین ها، فاصله های ارضی، و مرزهای سرزمینی شناسایی نمی شود. بر این اساس بر دیدگاهی که دیوید هلد و تونی مک گرو ارائه داداهاند و جهانی شدن را «مجموعهای از فرایندها که دربرگیرنده دگرگونی در سازمان فضایی روابط اجتماعی و تبادلهاست» تأکید میگذارد (شولت، 1382: 68).
کتاب دیگر در این حوزه، پایان دموکراسی، نوشته ی ژان ماری گنو است که با ترجمه ی عبدالحسین نیک گهر در سال 1378 توسط انتشارات آگاه منتشر شده است. نویسنده در این کتاب، جهانی شدن را «دنیایی شبکه بندی شده» توصیف می کند و ویژگی بارز آن را فقدان دموکراسی معرفی می کند. جایی که در آن انواع آزادی اما بدون دموکراسی وجود دارد. وی در این کتاب به مهمترین چالش های دموکراسی از جمله جامعه سیاست زده، گسیختگی اجتماعی، ستیز با ادیان، خشونت و … می پردازد. وصف برخی از بحران‏های امروزين دموکراسی، از سوی يک انديشه‏ورز غربی جالب توجه است، اما اين وصف، يا در واقع نقد، بيش از آن که مبانی نظری دموکراسی غرب را مد نظر قرار دهد، به نتايج عملی آن در جوامع غربی، به‏ويژه در جامعه آمريکا مي‏پردازد. در حالی که در تحليل و نقد علمی، نخست مبانی نظری و سپس نتايج عملی انديشه يا نظريه، بررسی می‏شود تا با آشکار ساختن عيوب آن، نخست در عرصه نظر، و سپس در بعد عمل، امکان داوری درست ‏تری پديد آيد. ولی آنچه در این اثر، توجه بيشتری را جلب می‏کند، راه نجاتی است که وی برای برون‏رفت دموکراسی از بحران‏های موجود ارائه می‏کند. در حقيقت، او دموکراسی را رد نمی کند بلکه آينده‏ای را ترسيم می کند که در آن، نوع جديدی از دموکراسی که وی نام آن را ملت مدرن يا عصر امپريال می ‏گذارد، شکل می‏گيرد. مشخصه بارز اين دموکراسی، بازگشت به معنويت توأم با بازگشت ملت به عرصه سياست و حاکميت است؛ ولی اين معنويت او بيش از آن که آسمانی و ناشی از اديان الهی باشد، از نوعی معنويت زمينی يا ايدئولوژی های جديد بشری ناشی می شود. نوعی تضاد ماهرانه با دين در این اثر به چشم می خورد که نه از نگاه عالم‏مدارانه، بلکه با نگاه سياست‏ مدارانه به تصوير کشيده شده است. ولی اين امر بدون آن‏که خود او بخواهد، تضاد سنتی بخش روشنفکری فرانسوی را با آموزه‏های دينی آشکار میسازد.
هم چنین می توان به مقاله ی بازاندیشی دموکراسی و تحول رابطه ی جامعه و دولت در عصر جهانی شدن، نوشته ی احمد رشیدی اشاره داشت، که در سال 1384 در شماره ی سوم مجله ی فصلنامه سیاست به چاپ رسیده است. این مقاله به این مسأله می پردازد که به علت گسست رابطه ی جامعه و دولت در عصر جهانی شدن، دموکراسی با بحران مواجه است. وی در این مقاله بر لزوم وجود پیوند میان جامعه و دولت در تحقق دموکراسی تأکید گذاشته و تلاش های نظری متعددی را که از سوی دانش پژوهان در راستای تبیین چشم انداز دموکراسی در عصر جهانی شدن صورت پذیرفته، در قالب سه رهیافت «پایان دموکراسی»، «جهان وطن گرایی» و «مدرنیزاسیون بازاندیشانه» مورد مطالعه و ارزیابی قرار می دهد (رشیدی، 1384: 4).
جهانی شدن به مثابه پیامد مدرنیته
کتاب جهانی شدن و فرهنگ، نوشته ی جان تاملینسون یکی از صاحب نظران در حوزه ی جهانی شدن را می توان به عنوان یکی از آثار مطرح در این حوزه نام برد. این کتاب در سال 1381 توسط دفتر پژوهش های فرهنگی منتشر شده است. تاملینسون در این کتاب جهانی شدن را در تداوم حرکت مدرنیته می داند که پدیده «به هم مربوط بودگی» را پیش می آورد. این حالت از تجدد به خروج افراد و دولت ها از حالت درون گرایانه و متکی به یک منطقه خاص به سمت و سوی یک هویت برون گرایانه و فرا سرزمینی می شود. جان تاملینسون این نکته مهم را یادآور می شود که این حرکت تنها در قالب گذر از یک نظم محلی یا بومی به نظم کلان نمی گنجد و نه تنها فراتر از تأثیرگذاری های ارتباطات، حمل و نقل و تکنولوژی جدید است، بلکه به تحکیم هر چه بیشتر وابستگی متقابل انسان ها می انجامد. برای مثال توسعه ارتباطات و حمل و نقل و تکنولوژی جدید نه تنها برقراری تماس با فواصل دور را ممکن ساخته، بلکه پدیدآورنده انواع اتحادیه های سیاسی، فرهنگی، و همبستگی های جدید شده است.
جهانی شدن، فرهنگ، هویت عنوان کتابی است به قلم احمد گل محمدی، که در سال 1382 از سوی نشر نی منتشر شده، و در آن جهانی شدن به مثابه تحول و رفع کاستی های مدرنیته پیشین مقوله ای چندجانبه بوده و یک فرایند جهانی که در طول حرکت خود به ویژه در دهه های اخیر با ایده ها و جریان های متعددی پیوند خورده و از همه چیز و همه جا بهره گرفته است. گل محمدی در این کتاب به یک پیامد مهم این وضعیت اشاره می کند و آن هم این است که کناره گیری انسان ها، کشورها و شرکت ها به شدت کاهش یافته و «وابستگی متقابل و میزان تأثیرپذیری افراد و جوامع ازهمه بیشتر می شود».
پیامد های جهانی شدن
یکی از مهمترین آثار در حوزه ی پیامدهای جهانی شدن، کتاب جامعه شناسی سیاسی معاصر:جهانی شدن، سیاست و قدرت، نوشته ی کیت نش است. این کتاب در سال 1391 توسط انتشارات کویر به چاپ رسیده است. نش در این کتاب تأکید فرهنگی _سیاسی جدیدی بر قدرت گفتمانی، سیاست هویت و دموکراتیک شدن، نهاده است. این کتاب در یک معنی کاملترین و روشنگرترین طرح غیر ارتدوکس از جامعه شناسی سیاسی جدید است و نشانگر یک تغییر پارادایم از رویکرد سنتی به اقتدار، دولت _ملت، حزب، طبقه و سلطه می باشد.
نش در ادامه فرایند جهانی شدن را در چهار حوزه فنی، اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی بررسی می کند و معتقد است که در نتیجه فرایندهای جهانی شدن، ویژگی های اصلی دولت ملی در حال زوال است و از لحاظ دانش جامعه شناسی سیاسی نکته مهم این است که بر اثر فرایند جهانی شدن، حاکمیت ملی دولت ها عملاً دچار محدودیت هایی می شود به نحوی که حکومت های ملی دیگر نمی توانند همچون گذشته از خودمختاری لازم برخوردار باشند.
اثر دیگر «جهانی شدن و آینده دموکراسی: منظومه پساملی»، به قلم یورگن هابرماس یکی از صاحب نظران مطرح در این حوزه می باشد. این کتاب ترجمه ی کمال پولادی بوده که در سال 1389 توسط انتشارات مرکز به چاپ رسیده است. هابرماس در این کتاب پیامدهای ابهام آمیز پدیده جهانی شدن، وجوه مثبت و منفی این پدیده را بررسی و ارزیابی می کند. کتاب حاضر مشتمل بر مجموعه مقالاتی است که در حوزه عمومی سیاست نگاشته شده است. دعوی مرکزی نظریه هابرماس در این مقالات آن است که نهاده‌های مبتنی بر استفاده از عقلانیت ارتباطی، از نهادهای اخلاقی گرفته تا نهادهای دولت مشروطه، نهادهایی عقلانی‌اند و صرفاً از متفرعات یا عوارض شرایط تاریخی نیستند. هابرماس از منتقدان سرسخت توسل به احساسات ملی است. وی علاوه بر آن از سخنگویان مفهوم وطن دوستی مبتنی بر قانون اساسی و از مخالفان طرح قوانین سرسختانه علیه مهاجرت و پناهندگی است. او درباره جهانی شدن این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا دموکراسی مبتنی بر رفاه اجتماعی می‌تواند در دوره پسا ملی و فراسوی مرزهای ملی داوم یابد و بر بحران‌های اجتماعی و زیست محیطی فایق آید، علاوه بر آن وضع حقوق بشر در این دوره جهانی شده، چه خواهد بود. وی در یکی از مقالات مناقشات موجود میان مدرنیته و پسا مدرنیته را بررسی کرده و تکوین مفاهیم عقل و عقلانیت در فلسفه و جامعه‌شناسی مدرن را نشان می‌دهد.
مقاله ی آسیب شناسی دموکراسی در عصر جهانی شدن نوشته ی علی کریمی مله و رضا رحمتی، که در سال 1391، در شماره ی اول فصلنامه ی روابط خارجی به چاپ رسیده است، اثر دیگری است که در آن به آسیب های وارده بر دموکراسی، در عصر جهانی شدن پرداخته شده است. این پژوهش ضمن اشاره به تأثیر بی مناقشه جهانی شدن بر واگذاری حوزه های دموکراسی به سطوح فرو و فراملی و ایجاد و ساخت یابی دموکراسی در اشکال نو، نشان می دهد که چگونه جهانی شدن منجر به صورت بندی عناصر ایجاد کننده تهدید در عرصه های متفاوت شده است.
هم چنین می توان به مقاله ی تأثیر جهانی شدن بر امنیت ملی کشورها، نوشته ی مهدی رهبری اشاره داشت، که در سال 1388، در شماره ی 267 نشریه ی اطلاعات سیاسی _اقتصادی به چاپ رسیده است. وی در این اثر ضمن پرداختن به بازشناسی واژگان جهانی شدن و امنیت ملی، می کوشد تا از گوشه هایی از پیامدهای پدیده ی جهانی شدن، به خصوص تأثیر آن بر امنیت ملی پرده بردارد.
کتاب برندگان و بازندگان جهانی شدن، نوشته ی لستر تارو، اثر دیگری است که به نقد جهانی شدن و موقعیت کشورها و نسبت هر یک از آنها با فرایند جهانی شدن می پردازد. وی در این کتاب به برخی مزایا و مشکلات جهانی شدن پرداخته و دیدی متفاوت از جهانی شدن با تکیه بر تحلیل های ساده اقتصادی بیان می دارد و در گوشه گوشه کتاب با ارایه آمار و ارقام مناسب و تحلیل های پی در پی اقتصاد رو به جهانی شدن که به قول او نهایت نظام سرمایه داری است، را به تصویر می کشد. لستر در این اثر، جهانی شدن را با همه ابعادش مورد مطالعه گسترده قرار می دهد. اما در مجموع به نظر می رسد که تأکید این کتاب بر وجوه اقتصادی جهانی شدن می باشد. کتاب مزبور در سال 1386 توسط مسعود کرباسیان ترجمه شده است.
در مجموع مباحثی که در بخش پیشینه ی پژوهش مطرح شد، می توان نتیجه گرفت که تا کنون پژوهش های بسیاری در زمینه ی جهانی شدن و به خصوص مؤلفه ها و آثار آن صورت گرفته است. همچنین کارهای پژوهشی پراکنده ای نیز در این حوزه وجود دارند که از انسجام و جامعیت کافی خصوصاً در بخش علوم سیاسی، برخوردار نبوده است لذا به جرأت می توان گفت که تاکنون پژوهشی که بطور خاص به بررسی تأثیرات جهانی شدن در مطالعات علوم سیاسی بپردازد، وجود ندارد و جنبه بدیع بودن پژوهش حاضر نیز به همین موضوع بر میگردد که قصد دارد از طریق این بررسی، خلاء اشاره شده در پیشینه ی پژوهش را پر کند.
1 – 3 فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی
پدیده جهانی شدن با ایجاد بحران در سطح نهادهای سیاسی و متعاقباً دامن زدن به بحران معرفتی در چارچوب مطالعات علوم سیاسی، پارادایم جدیدی را برای نظریهپردازی در این حوزه گشوده است.
فرضیه های فرعی
1) جهانی شدن فشردگی زمان و مکان یا تراکم جهان، تشدید، وابستگی متقابل در قلمرو جهانی و آگاهی از یکپارچگی جهانی و کاهش تأثیر عوامل جغرافیایی در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که طی آن گفتمان سنتی مبتنی بر مرزهای سرزمینی دچار بحران شده است.
2) در فرایند جهانی شدن دولت‌های ملّی به‌تدریج کنترل، مدیریت و اختیارات خود را از دست داده و نظارت آن‌ها بر نیروهای داخلی کم‌رنگ می‌شود و متعاقباً نهاد و کار ویژه سیاست، بویژه دموکراسی، را دچار بحران میکند.
3) در چارچوب الگوی جامعه شناسی سیاسی جدید، بویژه بر اساس نظریههای جامعهشناسانی چون گیدنز، ملزومات نظری لازم برای بازاندیشی و احیاء سیاست در سطح فراملی وجود دارد.
4) تبدیل سیاست از عرصه به فرایند، تبدیل جامعه مدنی به جامعه مدنی جهانی، تبدیل حکومت به حکمرانی و مطرح شدن حکمرانی خوب و گذار از دانش سیاسی اثباتی _رفتاری به هنجاری _انتقادی از جمله پیامدهای جهانی شدن در مطالعات علوم سیاسی میباشد.
1 – 4 حدود پژوهش
این پژوهش به لحاظ زمانی از دهه ی 1980 تا 2013 را در بر میگیرد، و به لحاظ مکانی یا موقعیت جغرافیایی همه ی کشورهایی را که به نحوی با این مسئله مرتبط می باشند را در بر می گیرد.
1 – 5 اهداف پژوهش
با توجه به اینک

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع جهانی شدن، جامعه مدنی، علوم سیاسی، حکمرانی خوب Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع جهانی شدن، جامعه شناسی، علوم سیاسی، مبانی نظری