منبع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف، آموزش مهارت

دانلود پایان نامه ارشد

براساس زمينه دلبستگي خاص همسران انجام شود. بنابراين عملكرد رفتار زوجين در حفظ يا تشديد عدم اطمينان با توجه به اين رويكرد در نظر گرفته مي شود و اينكه زوجين چگونه تغييرات در سطح شناختي، عاطفي و رفتاري را تجربه خواهند كرد.

ج) تاكيد بر مهارت هاي حمايتي علاوه بر مهارت هاي حل تعارض:درمان هاي رفتاري سنتي بر مهارت هاي ارتباطي و حل مشكل تاكيد مي كنند. رويكرد دلبستگي اين تاكيد را از مهارت حل تعارض به مهارت دادن و گرفتن حمايت تغيير مي دهد. و به زوجين كمك مي كند بعنوان دريافت كنند و ارائه كننده حمايت، موثرتر عمل كنند. براي زوجين عملكرد حمايت از ديدگاه دلبستگي توضيح داده مي شود. راههاي مناسب ارائه و دريافت حمايت از يكديگر را مي توان آموزش داد. براي مثال افزايش رفتارهاي مثبت مثل همدلي، در دسترس بودن و كاهش رفتارهاي منفي مثل انتقاد و تحقير مفيد است.
و) كاهش ترس از طرد و افزايش آرامش همراه با صميميت:از آنجاييكه تحقيقات نشان مي دهد كه ترس از طرد ممكن است با آشفتگي زناشويي مزمن همراه باشد و عدم آرامش همراه با صميميت ممكن است با طلاق همراه باشد، لذا مداخلات خاص در اين زمينه نيز مي تواند مفيد باشد. اين موضوعات از منظر ديدگاه هيجاني يا تجربي بهتر نشان داده مي شود. زوجين مي توانند افزايش صميميت و كاهش ترس را بطور واقعي تجربه كنند. درمانگران به زوجين براي تسهيل آگاهي از مسائل زير بنايي مربوط به دلبستگي يكديگر از طريق افزايش بصيرت نسبت به اثر نگرانيها و سپس ابراز آنها كمك مي كنند. بعد از كسب بصيرت و ابراز نگراني ها و درك همدلانه همسر، آنها مي توانند احساس آرامش همراه با صميميت بكنند و ترس از طرد نيز كاهش مي يابد(داويلا 75به نقل از جانسون و ويفن، 2003).
6- رويكرد تعاملي و تركيبي صميميت باگاروزي
صميميت يك فرآيند تعاملي است كه شامل يك تعداد از ابعاد مرتبط مي شود. صميميت يك نياز واقعي انسان است كه ريشه دارد و در يك چارچوب نياز بقا براي دلبستگي رشدي مي كند. آشفتگي هاي شديد در مرز دلبستگي مادر- كودك يا شكست دلبستگي كودكي پيامدهايي براي رشد صميميت واقعي در زندگي بعدي دارد. نياز به صميميت بعنوان رشد، پختگي، تمايز يافتگي و تظاهر پيشرفته نياز جهاني بيولوژيكي براي نزديكي بدني، ارتباط و تماس با انسان هاي ديگر مفهوم سازي مي شود.
باگاروزي (2001)صميميت را شامل و صميميت عاطفي، روان شناختي، عقلاني، جنسي، جسماني، معنوي زيبايي شناختي، اجتماعي- تفريحي و فعلي مي داند. شدت كلي نياز به صميميت و ابعاد نه گانه آن براي هر فرد متفاوت از ديگران است. افراد با توجه به تفاوت هاي فردي در شدت و نوع صميميت با يكديگر متفاوتند. با در نظرگرفتن اين تفاوت ها بين افراد، مي توان درك كرد كه چگونه يك زن و شوهري كه نياز كلي شان براي صميميت از نظر شدت نياز مشابه است، هنوز ممكن است ا ز در ميان گذاشتن تجربه صميميت در رابطه شان ناراضي باشد. متاسفانه بسياري از همسران اين تفاوت ها را خوب يا بد، سالم يا ناسالم، خواستني يا غير قابل قبول تعبير و تفسير مي كنند. يكي از وظايف اوليه درمانگران كمك به زوجين براي درك و پذيرش تفاوت در شدت نيازهاست. زوجهايي كه بخاطر عدم رضايت از نيازهاي صميميت وارد درمان مي شود، بتدريج ياد مي گيرند كه تفاوتشان در شدت نيازهاي كلي و شدت ابعاد نيازها يك موضوع ساده مربوط به تفاوت هاست.
در ارتباط با ابعاد صميميت باگاروزي به ذو محور صميميت قابل قبول و قابل پذيرش اشاره مي كند:
– صميميت قابل قبول و متقابل: صميميت يك فرآيند پويا و تعاملي است كه براساس اطمينان و احترام متقابل شكل مي گيرد بنابراين هر همسر بايد اطمينان كامل براي در ميان گذاشتن عميق ترين افكار و احساساتش بدون ترس از قضاوت و ارزيابي داشته باشد. علاوه براين براي درك اينكه همسر كاملاً آنچه را مطرح مي شود مي پذيرد، يك فرد بايد احساس كند كه همسرش متقابلاً پذيرفته مي شود و سطوح عميق خود افشايي وجود دارد.
اين پذيرش قابل قبول و متقابل است كه به رابطه اجازه مي دهد به سمت سطوح عميق اطمينان و عشق حركت كند. براي تعيين اينكه آيا نيازهاي صميميت بوسيله همسر ارضاء مي شود و يا نه. چهار عامل مرتبط بايد در نظر گرفته شده و ارزيابي شود.
1) شدت نيازهاي صميميت كلي هر دو همسر2) شدت هر بعد از نيازها براي هر دو همسر3) رضايت هر همسر از بازبودن، پذيرش، پاسخگو بودن، خواستني بودن و توانايي ارضا هر بعد از صميميت 4) رضايت هر همسر از تمايلات و توانايي همسرش براي تعامل متقابل سطوح مشابه صميميت، بازبودن، خودافشايي، خودكاوشي .
– رضايت قابل پذيرش و متقابل: ممكن است از بحث قبلي اينطور استنباط شود كه اگر دو همسر در شدت نيازها در يك بعد متفاوت باشند، احساس عدم رضايت در آن بعد مي كنند، اما اطلاعات باليني از اين ديد حمايت نمي كند و وجود اختلاف در ابعاد صميميت لزوماً به معناي عدم رضايت نيست وممكن است عليرغم اختلاف در اين زمينه باز هم رابطه رضايت بخش باشد. اين مسئله بخاطر چند دليل اتفاق مي افتد:
1) اگر اين نياز براي شكل گيري شخصيت و هويت اساسي نباشد، منجر به عدم رضايت نخواهد شد.
2) اختلاف موجود به اندازه كافي بزرگ نيست كه براي رضايت از ارتباط اساسي باشد، بويژه اگر اين نياز بوسيلة اشخاص ديگر و روابط ديگر ارضا شود.
3) بسياري از مردم منطقي هستند و از همسرشان انتظار ندارند كه همة نيازهاي صميميتشان را ارضا كند. بنابراين عدم رضايت زماني اتفاق مي افتد كه تمايل يا توانايي همسر براي ارضاء يك نياز خاص يا گروهي از نيازها زير سطح معيار قابل قبول فرد قرار بگيرد كه اين معيار از يك فرد به فرد ديگر متفاوت است. رضايت از صميميت يك موضوع كاملاً شخصي و ذهني است. اين فرآيند ارزيابي ذهني با در نظر گرفتن دو فرآيند رضايت قابل قبول و رضايت متقابل قابل درك است. رضايت قابل قبول يك رضايت دروني است كه يك فرد با ميزان و كيفيت پذيرش نسبت به همدلي و دركي كه همسر در پاسخ به خودافشايي صميميانه و ابراز يك نياز احساس شده نشان مي دهد، تجربه مي كند. رضايت متقابل يك رضايت دروني است كه يك شخص با عمق، ميزان، كيفيت خودافشايي همسر و بيان نياز احساس شده براي ابعاد صميميت مشترك تجربه مي كند(باگاروزي،2001).
روش هاي افزايش صميمت زوجين از ديدگاه باگاروزي عبارتند از:
1- بررسي تاريخچه روابط صميمانه: در كار با زوجهايي كه مي خواهند سطوح عميقتري از صميميت را بدست آورند، بررسي تاريخچة مفصل روابط صميمي هر يك از همسران مفيد است. از آنجاييكه نيازهاي صميمانه شامل نياز اوليه به دلبستگي است بررسي روابط اوليه هر همسر با مراقبين اوليه اش مهم است. آنيس ورث76(1978) چند نوع الگوي اوليه دلبستگي ها در كودك شامل اطمينان- عدم اطمينان، عدم تعادل ، مقاومت، عدم اطمينان- پرهيز، عدم اطمينان شكل نگرفته را مشخص كرده است. اين الگوهاي دلبستگي اوليه به ساختار رواني افراد جائيكه آنها مدلهاي كاركردن دروني دلبستگي را بكار مي گيرند، بر مي گردد. اين مدلهاي كار دروني مي تواند بعنوان ساختارهاي شناختي پنهاني مؤثر در نظر گرفته شود، كه تاثير عمده اي بر زندگي شخصي فرد بر جاي مي گذارد. فرآيند جدايي فرديت موفقيت آميز بوسيلة تشويق به استقلال كودك تحت تاثير قرار مي گيرد. اگر كودك يك پايه مطمئن داشته باشد كه خطرپذيري كند و بتواند هر گاه ضروري است بر گردد، يك تعادل سالم جدايي و ارتباط بين كودك و والدين ايجاد مي شود كه بعنوان يك پايه براي روابط صميمانه آينده بكار مي رود. بنابراين تاريخچه روابط صميمانه با بررسي رابطه هر همسر با والدين آغاز مي شود. از آنجائيكه دلبستگي اوليه معمولاً رابطه مادر- كودك است، ابتدا بايد اين رابطه كشف شود.
همينطور هر آشفتگي يا آسيب (مانند مرگ، بيماري، جدايي در روزهاي بحراني، بستري شدن طولاني، بيماري هاي روانپزشكي. آسيب جنسي يا فيزيكي، طرد كه روي رابطه مادر – كودك اثر داشته بايد بررسي شو د، زيرا روي توانايي فرد براي تشكيل دلبستگي امن اثر دارد. بنابراين ماهيت و كيفيت رابطه همسر با ساير افراد خانواده و دوستان بايد بررسي شود. زيرا اينكه فرد چگونه دربارة روابط زن و مرد يادبگيرد، عمدتاً براساس مشاهدات، ادراكات و تعبير و تفسيرش از روابط والدينش تحت تاثير قرار مي گيرد. همينطور رابطه زن و شوهر كه ممكن است بعنوان الگويي در نظر گرفته شود، بايد بررسي شود
علاوه براين روابط با همسالان در خلال دوره مهم رشد شخصي و بين فردي حوزه بعدي بررسي است. در اين حوزه از زندگي است كه توانايي همدلي و نقش پذيري توسعه مي يايد. همدلي ( درك احساساست ديگران) و نقش پذيري( ديدن دنيا از دريچه چشم ديگري) توانايي هايي هستند كه بدون آن صميميت واقعي بدست نمي آيد. ماهيت و كيفيت رابطه فرد با همسالان هم جنس اطلاعات ارزشمندي دربارة موفقيت هر همسر در كسب وظايف ضروري و مهارت هاي شناختي هيجاني و اجتماعي مورد نياز ارائه مي كند كه اثر عمده بر روابط صميمانه بعدي دارد.
همچنين يادگيري رابطه با جنس مخالف در رابطه غير جنسي، همزمان با حفظ رابطه صميمانه با همسالان هم جنس و تلاش براي يافتن هويت جدا يك وظيفه مشكل است. چگونگي يادگيري رابطه صميمانه واقعي با جنس مخالف يك وظيفه رشدي دوران بزرگسالي است. انجام اين وظايف براي داشتن رابطه صميمانه واقعي با همسر در زندگي بعدي ضروري است حوزة بعدي كه بايد بررسي شود، تاريخچه روابط رومانتيك طولاني مدت است.
2- بررسي و اصلاح الگوهاي ارتباط و صميميت:عمق صميميت كه دو نفر در رابطه شان ايجاد مي كنند به توانايي آنها براي انتقال روشن، صحيح و موثر افكار، احساسات، نيازها، خواسته ها و آرزوهايشان بستگي دارد. بنابراين يادگيري ارتباط كارآمد اولين گام در فرآيند ايجاد يا افزايش صميميت در هر رابطه است. در بسياري از زوجهايي كه براي مشاوره ازدواج در زمينه مشكلات صميميت مراجعه مي كنند ارتباط ضعيف عامل عمده مشكلات است، مشكلات ارتباطي معمولاً وقتي ايجاد مي شود كه پيام ارسال شده با پيام دريافت شده متفاوت باشد. بنابراين مشكلات ارتباطي شامل مشكلات فرستنده ومشكلات گيرنده پيام مي شود.
سبك ها و الگوهاي ارتباطي كارآمد براي ايجاد صميميت و رشد مداوم آن ضروري هستند. بنابراين تعيين علل مختلف مشكلات ارتباطي كه در رابطه زوجين وجود دارد و كمك به تصحيح آنها اولين قدم در هربرنامة با هدف اصلاح صميميت بين فردي است.
3- بررسي واكنش هاي هيجاني و بازسازي شناختي: واكنش هاي هيجاني زوجين و مداخله مكرر اين هيجانات مي تواند ميزان ارتباط صميمانه را با تاخير مواجهه نمايد و اكنش هاي هيجاني از لحاظ روانشناختي و رفتاري بايد تحليل شده و تفاوت هاي هيجاني افراد مورد بررسي قرار گيرد. در روند رشد طبيعي عملكرد هوشي افراد نيز مي تواند منجر به تفاوت در هيجانات آنها شده و در نشان دادن هيجانات در موقعيت ها و شرايط مختلف ايجاد اشكال نمايد. قاعدتاً هيجانات شديد روند ارتباط را مسدود مي نمايند. افراد پخته و بالغ سعي مي نمايند. كه از فرايندهاي شناختي خود براي تاثير در احساسات و هيجاناتشان استفاده نمايند و كمتر تحت تاثير سائقهاي تكانشي خود قرار مي گيرند. بكارگيري تفكرات منطقي و قصاوت هاي عقلاني اگر چه مي تواند تحت تاثير هيجانات باشد اما بر روند هيجاني اثر مي گذارد و رفتارها را مي تواند شكل دهند. به همين دليل توجه به روندهاي منطقي تحليل مسائل حائز اهميت بسياري است. زماني كه هيجانات افراد شديد است در وهله اول بايد به افراد ياد داد كه واكنش هاي روانشناختي خود را نه بر مبناي احساسات آتيشان بلكه بر مبناي نشانه ها، محرك ها و منطقي كه مي توانند، بكارگيرند. در عين حال مكالمه يا گفتگوي دروني افراد نيز بايد مورد توجه قرار گيرد زيرا گفتگوهاي دروني و آنچه افراد به خود مي گويند مي تواند باعث پاسخ آنها به سطح برانگيختگي هيجاني آنها باشد. بنابراين اظهاراتي كه افراد بخود مي گويند مي تواند رفتارها را شكل دهد. روش هاي افزايش صميميت از رويكردهاي آموزش مهارت هاي تربيتي و مدلهاي شناختي ـ رفتاري غني سازي و پربارسازي روابط اقتباس شده است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد دینامیکی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد دینامیکی