منبع پایان نامه ارشد با موضوع جریان سیال ذهن، تداعی معانی، ناخودآگاه، دوران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

که از زبان اول شخص تعریف میشود، داستانهای عاطفی و دارای فضای صمیمانهای هستند و داستانهایی که از زبان سوم شخص روایت میشوند، داستانهای حادثهای هستند» (عابدی،1371: 103-102).
«یکی از امتیازات برجستهی تعریف داستان از زبان اول شخص، احساس صمیمیتی است که بسیار سریع بین خواننده و شخصیت داستان به وجود میآورد. در این نوع داستانها، خواننده احساس میکند که پای درد دل دوستی نشسته وآن دوست، صادقانه او را در جریان آنچه دیده و حس کرده است، قرار میدهد؛ و در واقع دردها، شادیها، غمها و آرزوهایش را با او در میان میگذارد. این نوع داستانها تأثیر عاطفی بیشتری روی خواننده میگذارد و ممکن است تا مدتها ذهن خواننده را به خود مشغول کنند» (همان: 101-100).
«ضمیر روایتگر در این شیوه «من» است و خواننده کاملاً محدود به این راوی میماند. این شیوه فاقد بلند پروازیهای دانای کل است و تا حدودی جلو جولان نویسنده را میگیرد. اما استفاده از آن نیروی بارآوری اثر را بیشتر میکند و زمینهی پدیداری صمیمیت خاصی را بین خواننده و راوی فراهم میآورد که نویسنده میتواند از آن «سوء استفاده» کند» (مندنیپور،1383: 100). «این شیوه محدود کنندهترین روش روایت داستان است. ویژگیهایی این شیوهی روایت عبارت است از صمیمیت، محرمیت، پیشداوری و غیرقابل اعتماد بودن، و نداشتن امکان اطلاع از همه چیز، است» (گرکانی،1388: 38).
«شگرد انتقال سخنان و افکار از زبان راوی، بازنمایی گفتار و افکار2 نام دارد. گاهی راوی سخنان و افکار اشخاص را سر راست در اختیار خواننده میگذارد؛ گاهی غیرمستقیم و گاهی نیز به هر دو صورت. این شیوهی ترکیبی صدای شخصیت (نقل مستقیم) و صدای راوی (نقل غیرمستقیم) را سخن غیرمستقیم آزاد مینامند»(حری،1387: 74).

2-1-3-3-2. منِ قهرمان (اول شخص درگیر)
«این روایتگر، دارای نقش کلیدی و کنشگر در سیر حوادث داستان است» (میرصادقی،1382: 302). پس از آنرو که خود یکی از اشخاص داستان است، نمیتواند داستان را از دیدگاه بیرونی روایت کند و تنها به ذهن خود دسترسی دارد و تنها قادر است تا به داستان، از زاویهی درونی بنگرد؛ در نتیجه، قدرت چرخش چندانی ندارد» (اخوت،1371: 109).

2-1-3-3-2. منِ شاهد(اول شخص ناظر)
«معمولاً یکی از شخصیتهای فرعی داستان که از مرکز رویدادها به دور است، کار روایت را برعهده میگیرد؛ این ویژگی، موجب میشود تا بتواند تمامی منابع کسب خبر را در اختیار داشته باشد» (ایرانی،1380: 401).
«از جمله شگردهای روایتهای داستانی مدرن، یکی تکامل شگرد زبانی در نمایش و زاویهی افکار و درونیات اشخاص داستان در قالب جریان سیال ذهن3، حدیث نفس4 و از همه مهمتر، تلفیق هنرمندانهی صدا و افکار راوی با صدا و افکار شخصیت در قالب سخن غیر مستقیم آزاد است. بازنمایی گفتار و اندیشهی اشخاص و راوی وجوه گوناگون دارد که از محاکاتیترین تا نقالیترین حالت در نوسان است»( حری، 1387: 75).

2-1-3-3-3. تکگویی
«گفتوگو ممکن است میان دو شخصیت یا بیشتر صورت بگیرد و یا تنها در ذهن شخصیت واحدی، تحقق پیدا کند که در صورت اخیر، تکگویی یا مونولوگ خوانده میشود» (میرصادقی،1376 :336). مونولوگ، برآمده از دو واژهی یونانی mono (تنها) و logos(سخن) است که به معنی «با خود سخن گفتن است» (فلکی،1382: 42) «گفتار خاموش یا بازگویی ِذهن است؛ به این معنی که فکر یا خودگویهی شخصیت ِداستان نوشته یا اجرا میشود. شخصیتِ اصلی داستان بدون دخالت راوی (در مواردی ماحضور گهگاهیِ راوی)، زندگیِ درونی، تجربهها، احساسات و عواطفِ خود را فکر میکند» (همان).

2-1-3-3-4. تکگویی درونی
«تکگویی درونی، بیان پرداخت نشده و شکل نگرفتهی اندیشه، بلافاصله پس از بروز آن در ذهن است. راوی در این سبک، هنگام بیان افکارش، مخاطبی را مدنظر ندارد» (میرصادقی،1382: 507). «اغتشاش در نظام زمان و مکان و توالی منطقی حوادث و ترتیب دستوری زبان»جزء شاخصههای این شیوه محسوب میشود (شمیسا،1373: 174).

2-1-3-3-5. تفاوت حدیث نفس با تکگویی درونی
«شگرد «تک گویی درونی» بیش از هرچیز بر اندیشهها، خیالات و علتهای ذهنی تاکید میورزد و فرد بیآنکه در قید قضاوت دیگران باشد، خود را بیان میکند. در مقابل در «حدیث نفس» راوی آن بخش از ذهن خود را فراخوان میکند که توسط دیگران مورد پرسش است؛ راوی آنها را فرا میخواند تا توجیه کند. بدین سان در شیوهی نخست، خواننده حذف یا در ذهن راوی غرق میشود؛ حال آنکه در شیوهی دوم راوی قضاوت خوانده را طلب میکند» (هنرمند،1376: 34).

2-1-3-3-6. تک گویی درونی مستقیم و غیر مستقیم
«در این شیوه ذهن ِشخصیت داستان در موقعیت اول شخصِ (من-راوی) و در نتیجه با نقلقول مستقیم روایت میشود. از آنجا که شخص دربارهی تجربهها، عواطف و خاطرههای خود فکر میکند، خود او در محورِ رابطهها قرار میگیرد و در نتیجه به شکل «من» حضورش را اعلام میکند» (فلکی،1382: 43). تکگویی درونی غیرمستقیم، ضمن آنکه احساسها و اندیشههای شخصیت ارائه میگردد، نویسنده هم پابهپای گفتوگوی درونی پرسوناژ حرکت میکند» (همان: 52).
تک گویی درونی غیر مستقیم
در این شیوه «دانای کل، محتویات لایه های پیش از گفتار شخصیت را چنان رائه میکند که گویی این مطالب مستقیماً از ذهن شخصیت نقل میشوند.»(بیات،1387: 79).

2-1-3-3-7. جریان سیال ذهن
«اصطلاح جریان سیال ذهن را نخستینبار «ویلیام جیمز، فیلسوف و روانشناس آمریکایی(1842-1910م) در کتاب «اصول روانشناسی» (1890م) مطرح کرد. وی میکوشید تا برخی مفاهیم مورد نظر و تجربههای ذهنی خود را به کمک آن شرح دهد» (رضایی،1382 :320).
«پرواز فکر به گونهای است که خودآگاه و ناخودآگاه، زمان حال و گذشته و آینده، حوادث و خاطرهها و احساسات در هم میشوند و یافتن رابطهها دشوار میگردد. در واقع جریان سیال ذهن مجموعهی درهم و گسستهی تداعیها، لحظهها و عواطف است که در آن لایههای خودآگاه و ناخودآگاه از ذهن میگذرند» (فلکی،1382: 46). حسین بیات برای تسمیه داستانی به «جریان سیال ذهن» لازم میداند که داستان در شیوه روایت از چهار ویژگی عمده تبعیت کند: « 1-تک گویی درونی در تمام یا قسمتهای مهمی از رمان به کار رفته باشد. 2-نویسنده، قصد ارائه آگاهی درون شخصیتها را داشته باشد. 3-در کلیت رمان، نظم منطقی رویدادها به هم خورده باشد. 4-ذهنیات شخصیتها به صورت گسسته و بدون انسجام ارائه شوند. یعنی اشارات و معانی مبهم و تبیین نشده در آنها وجود داشته باشد» (بیات،1387: 92).

2-1-3-3-8. داستان غنایی
«غنایی بودن یا غنایی نبودن هیچ داستانی از موضوع آن داستان ناشی نمیشود، بلکه عمدتاً حاصلِ لحنی است که راوی اتخاذ میکند. موضوع داستان میتواند هر چیزی باشد: از عشق گرفته تا جنگ یا انقلاب یا مرگ؛ اما وقتی داستان صبغهای کاملاً فردی پیدا میکند (مثلاً از طریق کانونی شدنِ احساساتِ خاصِ یک شخصیت دربارهی بحران عاطفیِ ناشی از روابط شخصیِ او با دیگران، یا از طریق کاویدنِ تجربه و پنداشت فردی یک سرباز از مقولهای به نام جنگ)، آنگاه دیگر باید گفت که لحن معینی در عمل روایت کردن داستان اتخاذ شده و اگر به کاربردِ آن لحن با صناعاتی همراه شود که صبغهای شعری دارند، داستان مورد نظر در زمرهی داستانهای غنایی میگنجد» (پاینده،1391 :68).

2-1-3-3-9. زمان و جریان سیال ذهن
«زمان، مهمترین خصیصهی رمان و مخصوصاً رمانهای جریان سیال ذهن در عصر حاضر است. این عنصر یکی از عناصر تعیین کننده و انسجامبخش در هر اثر ادبی است، اما آنچه در این نوشته در کانون توجه است، «زمان» به مفهوم جدید آن یا به عبارتی مفهوم قرن بیستمی آن است که زمان حسی یا ذهنی هم نامیده میشود. زمان ذهنی یا زمان حسی با تیکتاکهای ساعت مچی قابل سنجش نیست و جریان نامنظم خاطرات و رویاهاست. این زمان از هیچ نظمی پیروی نمیکند و گاهی یک ساعت در ذهن یک شخصیت یک روز طول میکشد یا برعکس گذشته و حال و آینده در این زمان غیر قابل تفکیک اند».(حسن لی،1388)
«مدرنیستها با نقض ساختار خطی زمان و با استفاده از تکنیکهایی مانند سیلان ذهن و تکگویی درونی، روایت را به کلاف درهم پیچیدهای از خاطرات بدل میکنند. در هر دو تکنیک مدرنی که نام بردیم، راوی (که معمولاً خود شخصیت اصلی است) در برههای مختلف زمان عقب و جلو میرود. زیرا هجوم خاطرات به او مجال نمیدهد روایتش را با نظم و ترتیبی منطقی بیان کند. در داستان کوتاه مدرن زمان مقولهای کاملاً ذهنی و سیال است که هم میتواند به پیش برود و هم پس»(پاینده،1391: 24).
بهرام مقدادی، درباره ترکیب لایههای آگاه و نیمه آگاه ذهن میگوید: «حاصل آن ظهور رمانهایی بود که در واقع تصویری مغشوش از ذهن خودآگاه و نیمه آگاه آمیخته با خاطرات و احساسات در هم آمیخته را نمایان میکرد» (مقدادی،1378: 190).

2-1-3-3-10. تداعی
«تداعی، فرایندی است که انسان با آن موضوعی را به موضوع دیگر ارتباط میدهد. به دلیل ارتباط ذهنی میان دو موضوع، حضور هر کدام میتواند باعث یادآوری موضوع دیگر در ذهن شود. در واقع، تداعی عملی است که با آن ارتباط میان تصاویر ذهنی، خاطرات و تجربههای پیشینِ شخص برایش امکانپذیر میشود» (محمودی،1388: 130).
تداعی در یک تقسیم بندی کلی به دو دسته تقسیم میشود: تداعی القایی یا مقیّد و تداعی آزاد.

2-1-3-3-10-1. تداعی القایی یا مقید
«تداعی مقید نوعی تداعی تجربی است که پاسخ آزمودنی یا موضوع باید به رابطهی معین و خاصی نسبت به کلمهی محرک محدود باشد؛ مثلا کلمهی «اتاق» را به آزمودنی میدهند و از او میخواهند هر چه این کلمه(محرک) به خاطر او میآورد آنها را بنویسد»(شعارینژاد،1375: 95).

2-1-3-3-10-2. تداعی آزاد
«تداعی آزاد یکی از شیوههای روانکاوی برای کشف زندگی روانی ناخودآگاه بیمار است. در این روش از بیمار میخواهند که هر چه در طول یک جلسه روانکاوی به ذهنش میآید، بدون توجه به محتوای منطقی، اخلاقی، جنسی یا پرخاشگرانه آن را به زبان بیاورد«(محمودی،1388: 131) «کاربرد تداعی آزاد در داستان خاص تفکر دقیق نویسنده است»(میرصادقی،1377: 59).

2-1-3-3-10-2-1. تداعی معانی
تداعی آزاد متشکل از زنجیرههای به هم پیوسته از تداعی معانی است. «تداعی معانی یعنی ارتباط تصورات، ادراکات و غیره، طبق تشابه، همزیستی و استقلال علّی» (یونگ، 1370: 406).

2-1-3-4. واقعیت داستانی یا روایت واقعیت
«ذهن نویسنده ابتدا از واقعیت خارج از وجود وی (عینی) متأثر میشود. ما به تطابق و یگانگی این تأثرات و مفاهیم حاصل از آنها با پدیده واقعی (مصداق) آنها تردید داریم. سپس همهی این تأثرات، شناختها، احساسات و اندیشههای بر انگیخته شده، در ذهن نویسنده با کارکرد زبان به اثر ادبی تبدیل میشوند و این اثر ادبی به عنوان « عینی» دیگر در برابر ذهن خواننده قرار میگیرد.
واقعیت(عین) مردد ذهن نویسنده زبان مردد اثر ادبی (عینی) مردد خواننده (سوژه)
(مندنی پور،1383: 200)
«ولتر5 ميگويد: تاريخ، قصهاي است كه به عنوان حقيقت روايت ميشود، در صورتي كه قصه، تاريخي است كه آن را به عنوان دروغ نقل ميكنند. حتي شايد با قدري مبالغه در تبيين اين كلام بتوان گفت تاريخ رماني است كه قهرمانانش وجود دارد در صورتي كه رمان، تاريخي است كه قهرمانان آن اشخاص فرضي هستند»(زرين كوب،1370: 28).
به گفتهي ساچكوف «واقعيت زيرساخت هر تخيلي است. اين طبيعي است زيرا هنر، زبان ويژهاي است كه بشر از دوران باستان بدان سخن گفته است و همانطور كه واژه نميتواند بدون مفهوم مشابهي باشد هنر واقعي هم نميتواند تخيل را از مضمون، يعني از رابطهاش با آنچه كه عيناً وجود دارد چه در عرصه طبيعت و چه در عرصه انديشه و احساس بشر كه به اندازه دنياي مادي، بخشي از واقعيت است؛ محروم كند»(ساچكوف،1382: 8).
«اساسیترین مؤلفهای که گونهای ادبی را از همدیگر متمایز میکند، نوع رابطهی آنها با واقعیت و جهان پیرامون است. هر نوع هنری در برخورد و تعامل با «واقعیت» از شیوهای خاص بهره میگیرد و آن را در زمانی ویژه بازتاب میدهد» (رضوانیان، 1388: 29).
«در واقعگرایی ما با ادراک سروکار داریم. فرد واقعگرا تأثرات خود را از جهان تجربه عرضه میدارد. برخی از واژهها و ابزارهای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع داستان کوتاه، نمایشنامه، داستان کوتاه مدرن، شخصیت پردازی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع نمایشنامه، گفتمان روایی، ویژگیهای شخصیت، علوم اجتماعی