منبع پایان نامه ارشد با موضوع توسعه گردشگری، خدمات گردشگری، عرضه و تقاضا، مقصد گردشگری

دانلود پایان نامه ارشد

ر فرصت بیشتری برای بازسازی بافتهای شهری فراهم میآورد (ضیایی و میرزایی،131:1386).
• مقصد: مقصدها ترکیبی21 از محصولات گردشگری هستند، برای ارائه یک تجربه یکپارچه به مصرف کنندگان. به عنوان مثال ترکیبی از چندین عنصر که بازدید از مکان را برای غیربومیان با هدف تفریح، تجارت، سرگرمی و غیره میسر میسازد (هارتل22،2002).
• مقصد نوظهور: یک مقصد گردشگری نوظهور یک منطقه ژئوپولیتکی است که گردشگری را به عنوان ابزار توسعه اقتصادی اجتماعی پذیرفته است و جامعه به پتانسیلهای گردشگری به عنوان اهرمی برای افزایش رفاه اقتصادی اجتماعی مینگرد. هر مقصد چرخهای با ویژگیها و مراحل منحصر به فرد دارد، با استنباط از مدل باتلر بعضی مفروضات اساسی در مورد مقصدهای نوظهور ساخته میشود؛ دریک مقصد گردشگری نوظهور در سمت عرضه، گردشگری از طرف دولت و جامعه محلی به عنوان ابزار توسعه اقتصادی پذیرفته شده است و استراتژیهایی برای تحقق این دیدگاه (توسعه و طراحی محصول) معرفی میشود. اما در سمت تقاضا ، بازار آگاهی کمی از مقصد دارد و این تصور وجود دارد که مقصد فاقد محصول منحصر به فرد برای جذب گردشگر باشد (باتلر23،1980).

11-1) فرایند انجام تحقیق

2-1) مقدمه
امروزه صنعت گردشگری به عنوان صنعتی پویا و دارای ویژگیهای بارز و منحصر به فرد در جهان توسعه فراوانی یافته است و بسیاری از کشورها از این رهیافت توانستهاند وضعیت خویش را تا حد درخور توجهی بهبود بخشیده و بسیاری از مشکلات خود را از قبیل بیکاری، پایین بودن سطح درآمد سرانه و کمبود درآمد ارزی را پوشش دهند. به دلیل اثرات چشمگیری که فعالیتهای گردشگری در اقتصاد مناطق پذیرنده گردشگران بر جای میگذارد، توجه فراوانی به این زمینه از فعالیت معطوف میگردد. این صنعت در بردارنده تمامی پدیدهها و روابط حاصل از تعامل گردشگران، عرضهکنندگان و فروشندگان محصولات گردشگری، دولتها و جوامع میزبان، در فرایند جذب و پذیرایی از گردشگران است (ابراهیم زاده و همکاران،1388). رشد و توسعه صنعت گردشگری ارتباط بسیار نزدیک و ناگسستنی با شمار زیادی از سازمانها و تشکیلات دولتی و غیر دولتی کشور دارد. بنابراین هرگونه هدفگذاری، تعیین استراتژیها، خط مشیها و سایر برنامههای مرتبط بایستی با همکاری و هماهنگی دیگر سازمانها و تشکیلات انجام شود (شریفی نیا و همکاران،1391). گردشگری به عنوان یکی از عناصر جدایی ناپذیر راهبرد توسعه مقصد مطرح است و شهرها به عنوان مقصد گردشگری، نقش بنیادی در توسعه صنعت گردشگری دارند. هر مقصد ترکیبی از محصولات و خدمات گردشگری را فراهم میکند که وجود این محصولات جهت ارتقا و توسعه مقصد ضروری بوده است.
در این فصل به مفاهیم و ابعاد برنامهریزی و مدیریت استراتژیک گردشگری، گردشگری شهری و استراتژیهای توسعه آن، چرخۀ عمر مقصد و استراتژیهای مراحل مختلف چرخۀ عمر مقصد، مقصدهای نوظهور و مفاهیم و ویژگیهای آنها و پیشینه تحقیق و بررسی مراحل توسعه گردشگری مالزی براساس مدل چرخه عمر مقصد باتلر پرداخته شده است.

بخش اول: مفاهیم و ابعاد برنامهریزی و مدیریت استراتژیک گردشگری
2-2) برنامهریزی گردشگری
برنامهریزی عبارتست از فرایند تصمیمگیری که آینده مقصد، جاذبهها و خدمات گردشگری را بیان میکند (گان24، 22:1988). هدف از برنامهریزی گردشگری ایجاد بستر مناسب جهت عرضه محصولات و فعالیتهایی با کیفیت برای گردشگران است. محصولات گردشگری؛ فعالیتها و خدماتی است که توسط بخش خصوصی و عمومی ارائه میگردد. این اجزاء گردشگری به عنوان عوامل اساسی در توسعه و برنامهریزی گردشگری تلقی میگردد و دسترسی به اطلاعات جامع در مورد این اجزاء جهت مدیریت و برنامهریزی و جهتدهی لازم به توسعه محصولات و خدمات گردشگری مقصد ضرورت دارد (ازهری،1391).
1-2-2) اهداف برنامهریزی گردشگری
در دورههای گذشته هدف کلیدی برنامهریزی استراتژیک، حصول اطمینان از ایجاد تجارب دلنشین و رضایتبخش برای گردشگران بوده و همچنین برنامهریزی ابزاری جهت ارتقای سطح زندگی ساکنین مقصد گردشگری محسوب میگردید (ماتیسون و وال25،186:1982). ویلیامز26 (1998) مجموعهای از اهداف کلی را برای برنامهریزی گردشگری ارائه داد که عبارت بود از:
شکلدهی و کنترل الگوهای فیزیکی توسعه؛
حفاظت و نگهداری از منابع کمیاب؛
ایجاد چارچوب جهت ارتقا و بازاریابی مقصدها؛
ایجاد مکانیزمی ساختاریافته برای تسهیلات گردشگری در سرتاسر یک منطقۀ جغرافیایی؛
اقدامات و مداخلات قطعی جهت حفاظت از منابع و بیشینهسازی منافع برای جوامع محلی جهت دستیابی به پایداری (معمولاً از طریق توسعۀ گردشگری یا طرحهای مدیریتی) و
توزیع مجدد منافع حاصل از توسعۀ گردشگری.
2-2-2) اهمیت برنامهریزی گردشگری
برنامهریزی گردشگری در کلیه سطوح برای دستیابی به توسعه و مدیریت موفق آن امری اساسی است. تجربه بسیاری از نواحی گردشگری در جهان این امر را به اثبات رسانده است که در بلندمدت روش برنامهریزی برای توسعه گردشگری میتواند بدون ایجاد مشکلات عمده منافعی را در برداشته و به حفظ رضایت بازار منجر شود (سازمان جهانی جهانگردی،11:1379). برنامهریزی گردشگری همچنان که اینسکیپ اشاره میکند به دلایل زیر برای یک مقصد ضروری میباشد (اینسکیپ27، 17:1991-16).
گردشگری مدرن یک فعالیت جدید در بسیاری از نواحی میباشد و بعضی از دولتها و بخش خصوصی تجربه اندکی در توسعه مناسب گردشگری دارند. یک طرح توسعه و برنامهریزی گردشگری میتواند به منزلهی اصولی راهنما جهت توسعه این مناطق تلقی گردد.
گردشگری یک فعالیت چند بخشی و پراکنده است که مشتمل بر سایر بخشها نظیر بخش تولید، مکانهای تاریخی، مکانهای تفریحی و فراغتی، تسهیلات و خدمات محلی گوناگون و حمل و نقل و سایر بخشها میباشد. بنابراین برنامهریزی و هماهنگی در توسعه پروژه، برای اطمینان یافتن از توسعه منسجم تمامی این عناصر به منظور ارائه خدمات به گردشگران و جامعه محلی ضروری میباشد.
گردشگری منافع و مسائل اجتماعی فرهنگی گوناگونی ایجاد مینماید. از برنامهریزی میتوان برای بهینهسازی منافع و کاهش مشکلات استفاده نمود.
اصولاً توسعه جاذبهها، تسهیلات و زیرساختهای گردشگری و روندهای گردشگران دارای اثرات مثبت و منفی بر محیط فیزیکی خواهد بود. برنامهریزی دقیق، به منظور تعیین نوع و سطح بهینهای از گردشگری که موجب تخریب محیط زیست نشده و به عنوان ابزاری جهت حصول به اهداف زیست محیطی مورد نیاز میباشد.
برنامهریزی به منظور ایجاد و توسعه گردشگری پایدار میتواند زمینه لازم را برای حفظ منابع طبیعی و فرهنگی به همراه داشته باشد.
از برنامهریزی میتوان برای ارتقا و تجدید حیات شیوههای گردشگری فعلی یا شیوههای گردشگری که به گونهای نامناسب توسعه یافتهاند، استفاده نمود. همچنین از طریق فرایند برنامهریزی میتوان نواحی جدید گردشگری را به طور انعطافپذیر طراحی نمود.
توسعه گردشگری به منابع انسانی ماهر و شایستهای نیاز دارد که دورههای آموزشی و کار ورزی مناسب را طی کرده باشند. برآوردن نیازهای نیروی انسانی به طرحریزی و برنامهریزی دقیق و در بعضی موارد به تسهیلات آموزشی ویژهای نیاز دارد.
به منظور توسعه کنترل شدهی گردشگری، به ساختارهای سازمانی، استراتژیهای بازاریابی، برنامههای ترویج، قوانین و مقررات و شاخصهای مالی نیاز است که از طریق فرایند برنامهریزی جامع و منسجم با برنامههای توسعه و سیاستهای گردشگری هماهنگ شده باشند.
برنامهریزی؛ مبنایی اصولی برای مرحلهبندی فرایند توسعه و مدیریت پروژه فراهم میکند که برای سرمایهگذاری در بخشهای عمومی و خصوصی مفید باشند.
3-2-2) رویکردهای برنامهریزی گردشگری
یکی از موضوعات مهم در برنامهریزی گردشگری، شناخت رویکردهای آن میباشد. در این قسمت به توضیح مهمترین این رویکردها پرداخته میشود.
1-3-2-2)رویکرد سیستمی28
در ادبیات گردشگری، رویکردهای سیستمی به منظور درک بهتر اجزای گردشگری و عملکرد و ارتباط متقابل بین این اجزا پیشنهاد شده است. یکی از اهداف غایی اتخاذ رویکرد سیستماتیک در مطالعات گردشگری ارائه بهترین انطباق بین اجزای عرضه و تقاضای گردشگری به منظور توسعه موفقیت آمیز گردشگری است (ازهری،1391).
به طور کلی، رویکردهای سیستمی گردشگری مقصد- مبدأ و عملکرد سیستم گردشگری به منظور توصیف گردشگری به عنوان یک سیستم به کار برده شده است. این رویکرد میتواند به عنوان یک چارچوب پایهای برای درک بهتر گردشگری مورد توجه قرار گیرد (لیپر، 1979). در سیستم گردشگری مقصد- مبدأ، گردشگری از دو منطقه یا جزء تشکیل شده است: 1. منطقۀ مبدأ؛ به کشور یا منطقهای که گردشگران از آنجا سفر خود را شروع میکنند، اطلاق میشود؛ 2. منطقۀ مقصد؛ به محلهایی که توسط گردشگران دیدن میشود، تأکید دارد و شامل همه برنامهها و مکانهایی است که برای جذب دیدارکنندگان طراحی و مدیریت میشود (گان،1988). به طور معمول، مبدأ به منبع تقاضای گردشگری اشاره دارد، تا جایی که مقصد به جنبه عرضه گردشگری مربوط میشود و کمک مینماید تا جاذبه ویژهای به گردشگران ارائه شود (یوسال29،1998). عملکردهای بازاریابی گردشگری بیشتر در مبدأ گردشگری هدایت میشوند و برنامهریزی و توسعه گردشگری در منطقه مقصد به اجرا در میآید.
در زمینۀ بررسی و تحلیل سیستم گردشگری دیدگاههای فراوانی وجود دارد که دراین تحقیق به عمدهترین آنها شامل دیدگاه سازمان جهانی جهانگردی (1379)، دیدگاه ماتیسون و وال (1982)، میل و موریسون (1985)، گان (1993)، لیپر (1990)، ادوارد اینسکیپ (1991)، ونهوف (2005)، پیرس (1995) و فورمیکا (2000) پرداخته شده است.
یک مفهوم اساسی در برنامهریزی گردشگری آن است که گردشگری را باید به صورت سیستمی مرکب از عوامل عرضه و تقاضا در نظر گرفت که به یکدیگر مرتبط میباشند. عوامل تقاضا شامل بازارهای داخلی و بین المللی گردشگری و ساکنین محلّی است که از جاذبهها، تسهیلات و خدمات گردشگری استفاده مینمایند. عوامل عرضۀ گردشگری نیز شامل جاذبهها و فعالیتها اعم از جاذبههای فرهنگی و طبیعی، جاذبههای خاص، واحدهای اقامتی و سایر تسهیلات و خدمات گردشگری نظیر دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی، رستورانها، مراکز خرید، مراکز اطلاعرسانی، خدمات بانکی و ارزی، خدمات بهداشتی و پستی، حمل و نقل و سایر زیرساختها مانند تأمین آب، تأمین برق، سیستم دفع فاضلاب و زباله و ارتباطات راه دور و عناصر سازمانی مشتمل بر ساختارهای سازمانی، مؤسسات بخش گردشگری، برنامهها و مؤسسات آموزشی، قوانین و مقررات مرتبط با گردشگری، سیاستهای سرمایهگذاری، راهبردها و برنامههای بازاریابی میشود.
در برنامهریزی گردشگری، درست همانند یک سیستم توسعۀ عوامل از جمله عوامل عرضه و تقاضا و عناصر فیزیکی و سازمانی باید به صورت منسجم در نظر گرفته شود. اگر سیستم به صورتی منسجم ضمن توسعۀ هماهنگ کلیۀ اجزا برنامهریزی شود، آنگاه بسیار اثربخشتر عمل خواهد کرد و منافع مطلوب را حاصل خواهد کرد (WTO،20:1379).

شکل شماره 1-2- عناصر سيستم گردشگري (سازمان جهاني گردشگري)
منبع: سازمان جهاني جهانگردي‌ (15:1379)

• سیستم گردشگری ماتیسون و وال30
ماتیسون و وال (1982) سیستم گردشگری را متشکل از سه جزء میداند:
1- عامل پویا31: اشاره به گردشگر دارد؛
2- عامل ایستا32: اشاره به مقصد با تمام اجزایش دارد؛ و
3- عامل تبعی یا پیامدی33: اشاره به اثرات گردشگری دارد.
وجه تمایز این سیستم توجه به عامل اثرات است. ماتیسون و وال در مدل خود وجه دیگری از سیستم گردشگری؛ یعنی، مدیریت اثرات را مورد توجه قرار میدهند که از اهمیت بسزایی برخوردار است و معتقدند که هر سیستمی اثرات و پیامدهایی دارد که میتواند مثبت یا منفی باشد. اهمیت عامل پیامدی در برنامهریزی گردشگری ارتقای اثرات مثبت به حداکثر و در مقابل کاهش اثرات منفی به حداقل است.
• سیستم گردشگری میل و موریسون34
میل و موریسون (1985) با تشریح سیستم گردشگری از دیدگاه عرضه و تقاضا، چهار بخش اصلی نظام را شامل: 1. بازار

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع توسعه گردشگری، چرخه عمر، گردشگری شهری، آذربایجان غربی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عرضه و تقاضا، حمل و نقل، تقاضای گردشگری، توسعه پایدار