منبع پایان نامه ارشد با موضوع توانمندسازی، بهبود عملکرد، موفقیت سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

مهمی در پی داشته باشد. به عنوان مثال، گیگاس به این نتیجه رسید که احساس شایستگی منجر به ابتکار عمل، تلاش و پشتکار در برابر موقعیت های چالشی خواهد شد. بر طبق تحقیقات دسیو یان،احساس داشتن حق انتخاب باعث واکنش سریع آنها در برابر موانع و مشکلات خواهد شد. از سوی دیگر، نظریه پردازان رویکردهای روانشناختی و انگیزشی ارتباط داشتن حق انتخاب بـا اثربخشی (بهبود عملکرد) را مورد تأیید قرار داده اند.
نظریه پردازان روانشناختی معتقدند از آنجا که کارکنان نسبت بـه مدیرانشان از دانش و اطلاعات کاملتری نسبت به کارشان برخوردارند بنابراین، در موقعیت بهتری برای برنامه ریزی کاری، شناخت موانع و حل آنها برای دستیابی به عملکرد بهتر قرار دارند . از جنبه انگیزشی، توماس و ولتهوس دریافتند که توانمندسازی با فراهم آوردن آزادی عمل برای کارکنان، انگیزه لازم برای بهبود عملکرد را در آنها بوجود می آورد. همچنین، اشفورث25 بر این باور است که احساس مؤثر بودن ناشی از توانمندسازی این احساس را در افراد بوجود می آورد که گوش شنوایی برای شنیدن ایده هایشان در سازمان وجود دارد. به همین دلیل، آنها احساس خواهند کرد که می توانند در تعیین سمت و سوی آتـی واحد کاری شان نقش داشته باشند و باید عملکرد بهتری از خود به نمایش گذارند.(محمدی،1382،131)
2-1-9- ویژگی های سازمان توانمند
ویژگی های یک سازمان توانمند را می توان به قرار زیر صورت بندی کرد:
-در سازمان توانمند وضوح هدف وجود دارد
بدین معنی که رسالت شرکت برای کارکنان تبیین شده است و هر یک از کارکنان می دانند که برای دستیابی به هدف، چه وظایف و مسئولیت هایی بر عهده دارند و در کدامین جایگاه می تواند فعالیت داشته باشد و سازمان از آنها چه انتظاری دارد (کینلا،1387،60).
– سازماندهی ارتباطات
ارتباطات به نحو مطلوبی سازماندهی شده است به طوری که همه کارکنان از آنچه که در شرکت می گذرد مطلع هستند و می دانند نسبت به هر یک از همکاران چه وظیفه ای را بر عهده دارند و با مسئولین و مشتریان سازمان به چه نحو می توانند ارتباط برقرار کنند تا بصورت سازنده ای مسئولیت های محوله را به انجام رسانند. آنها از دلایل ارجاع کارها به خود اطلاع دارند و می دانند چرا بعضی از امور به آنها محول می شود.
– محیط سالم سازمان
موجب می شود که بوروکراسی و مقررات پیچیده مانع از انجام به موقع کارها نشوند و این انتظار از افراد وجود نداشته باشد تا بطور همزمان کارهای متعدد را انجام دهند. در این محیط زمینه رشد، یادگیری و ارتقای شغلی برای افراد فراهم مـی شود و سعی می گردد از طریق رفتار منصفانه، روحیه کارکنان تقویت شود.
– حفظ ارزشمندی کارکنان
در سازمان توانمند تلاش می شود تا از طریق اعتماد و احترام به افراد و استقبال از تفاوت های فردی و گوناگونی بینش آنان، ارزشمندی کارکنان همواره مورد توجه باشد.
– قدردانی از کارکنان
یکی از ویژگی های عمده این نوع سازمان ها می باشد بنحوی که از طریق پاداش مناسب به تلاش های فردی، عنایت لازم به فعالیت های مثبت و اهمیت قائل شدن برای تمام کارهایی که افراد در جهت موفقیت سازمان انجام می دهند ، امکان این قدردانی فراهم می گردد.
– اهمیت به کار گروهی
در سازمان های توانمند برای کار گروهی اهمیت خاصی قائل هستند و افراد ضمن کمک به یکدیگر، در حل مشکلات پیچیده تشریک مساعی دارند. آنها نسبت به همکاران محبت می ورزند و منافع جمعی را بر منافع شخصی ترجیح می دهند . در این سازمان ها، کارکنان بعد از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیمات را اتخاذ می کنند و زمینه بوجود آمدن ابداعات گروهی را تسهیل می نمایند.
– مکانیزمهای آموزشی
در سازمان های توانمند، مکانیزم های آموزشی زیر جهت ارتقا دانش و مهارت افراد بکار گرفته می شوند:
• آموزش گروهی، برای گسترش توانایی و کمک به افراد در آگاهی از کارهای یکدیگر . در سازمان های توانمند برای کار گروهی اهمیت خاصی قایل هستند و افراد ضمن کمک به یکدیگر، در حل مشکلات پیچیده تشریک مساعی دارند. آنها نسبت بـه همکاران محبت می ورزند و منافع جمعی را بر منافع شخصی ترجیح می دهند.
• چرخش کار در قسمت های دیگر شرکت، جهت توسعه مهارت ها و دیدگاه ها.
• شرکت افراد در گروه های حل مشکلات، جهت کمک بـه بهبود سازمان، ارتقا کیفیت و معرفی محصولات و خدمات جدید.
– ویژگی های مدیر در سازمان توانمند
• او در راس هرم سازمانی نیست بلکه در مرکز ارتبـاط دایره ای شکل قرار دارد تا امکان دسترسی تمام کارکنان را به خود فراهم سازد.
• او به عنوان یک دستور دهنده صرف عمل نمی کند بلکه تلاش می نماید تا کارکنان خود را طوری پرورش دهد تا بتوانند قدرت تصمیم گیری و اقدام را داشته باشند و بدین نحو بر اعمال خود مدیریت کنند.
• وقتی مشاهده می کند که یک یا چند نفر از کارکنانش به کمک احتیاج دارند به یاری آنها می شتابد.
– مشخصات ساختار یک سازمان توانمند
• ارزش های مشترک و اهداف سازمان برای تمام کارکنان تبیین و تفهیم شده است.
• در سازمان برای منابع انسانی اهمیت فوق العاده قایل هستند و به توسعه عملکرد افراد از لحاظ فیزیکی، فکری و احساسی می پردازند.
• مهارت های افراد به صورت چندگانه و چند منظوره پرورش می یابند بطوری که آنها توانا باشند تا نیازهای بلندمدت سازمان را تامین نمایند. (کینلا،1387،63).
2-1-10- روش های توانمند سازی
مدیران سنتی همواره در حال دستور دادن و کنترل کارکنان بوده اند ، اما در محیط توانمندسازی، مدیریت بایستی از چارچوب ذهنی فرماندهی و کنترل خارج شده و به محیط حمایتی و مبتنی برحس مسئولیت گام گذارد تا بدینوسیله کارکنان فرصت داشته باشند به نحو مطلوب همکاری کنند. برخی از روش هایی را که مدیریت جدید می تواند برای توانمندسازی کارکنان بکار گیرد ، به قرار زیر است:
– مشخص کردن چشم انداز آینده
وقتی دورنمای آینده روشن باشد و هر کس بداند که مقصد کجاست و شغل و کار او چه کمکی می تواند برای دستیابی به هدف داشته با شد، طبیعتا کار خود را طوری تنظیم می کند و به انجام می رساند که بتواند در چارچوب مسیر تعیین شده حرکت نماید، لذا ترسیم چشم انداز آینده جهت پویایی و هدفمند کردن فعالیت ها حایز اهمیت بسیار است ( گوپتا26،1385،40).
– توزیع همگانی اطلاعات
مدیر جدید تمام اطلاعات سازمان را در اختیار کارکنان قرار دهد و از پنهان کردن اطلاعات پرهیز نماید. نتایج عجیب و باور نکردنی را می توان فقط با دادن اطلاعات به افراد برای انجام کارشان و همچنین اعطای آزادی به آنها برای بکاربردن اطلاعات بدست آورد. اشتراک در اطلاعات، به هر یک از کارکنان می فهماند که نسبت بـه او اعتمـاد وجود دارد و هدف این است که از دانش و استعداد او استفاده شود.
افراد اگر تمام اطلاعات مدیریت در اختیارشان باشد، همان احساسی را پیدا می کنند که مالکان دارند. مالکان کسانی هستند که خود را مسئول می دانند تا همه چیز در شرکت درست باشد ، زیرا اطلاعاتی در اختیار دارند که موجب می شود تصویر کاملتری از شرکت داشته باشند . هنگامی که افراد احساسی مانند مالکان داشته باشند مانند مالکان هم عمل خواهند کرد.
– مشارکت در تصمیم گیری
شرکت دادن کارکنان در هنگام تصمیم گیری پیرامون موضوعات پیچیده، موجب می شود تا با بکارگیری ذهن خلاقه آنان در حل مشکل ، زمینه بروز استعدادها و ارائه روش های مبتکرانه فراهم شود.
– تفویض اختیار
وقتی افراد از اختیار کافی برخـوردار بودند با قدرت، اراده و تـوان فوق العاده به تصمیم گیری و اقدام می پردازند و آنچه را که صحیح می دانند انجام می دهند و بدین نحو خود اتکایی در آن ها تقویت می گردد.
– اعتماد به کارکنان
انسان ها مانند منابعی هستند که کاملا مورد بهره برداری قرار نگرفته اند. هنگامی که آنها متوجه شدند که مدیرشان به آنها اعتمـاد دارد و می خواهد از افکار و توانایی هایشان استفاده کند، احساس مسئولیت در آنها موجب تحرک می شود، گویی آن ها منتظر فرصت بوده اند تا سازمان را از آن خودشان بدانند و خود را با تمام وجود وقف آن سازند (گوپتا،1385،41).
– توجه به علایق افراد
یکی از موارد مهم و جالب در امر توانمندسازی این است که بـه کارکنان فرصت داده شود در زمینه های مورد علاقه خود که قـبلا امکان اکتشاف و بهره برداری نداشته اند، مشغول بکار شوند. این امر موجب می شود تا احساس بیگانگی و تنفر از کار در افراد بوجود نیاید.
– درگیر کردن افراد در تعیین اهداف
فرآیند توانمندسازی بـه ایـن نکته تایید می گذارد که مردم باید در تصمیم گیری ها مشارکت داشته و قبول مسئولیت کنند . بنابراین اگر مدیر راسا اهدافی را تعیین کرده و به آنها ارائه دهد و بگوید که آنها را به انجام برساند ، هدف خود را از پایه و اساس متزلزل می سازد. چیزی که باید انجام گیرد درگیر کردن افراد در نوشتن اهداف خودشان است. اگر افراد احساس کنند که اهداف به خودشان تعلق دارد ، در جهت تحقق آنها تلاش خواهند کرد.
– فرصت مسئولیت پذیری
باید به کارکنان فرصت داد بعضی از کارهایی را که مایل به انجام آن هستند، انجام دهند. اگر یک نفر به دنبال مسئولیت پـذیری بیشتر است مـی توان این مسئولیت را به وی واگذار کرد و چنانچه شخصی یک استعداد پنهانی را آشکار می سازد ، می توان به او فرصت داد تا توانایی خود را در آن مورد بکارگیرد. مدیر توانمندساز، کسی است کـه انتظارات زیادی از کارکنان دارد و مسئولیت آن ها را بتدریج افزایش می دهد. (گوپتا،1385،42)
– رویارویی با اشتباه
باید توجه داشت که افراد در هنگام کار مسلما به انجام پاره ای از اشتباهات نیز مبادرت خواهند کرد که مدیر توانمندساز می تواند از این اشتباهات به عنوان فرصتی برای آموزش و یادگیری استفاده کند. باید به کارکنان نشان داد که اگر مرتکب اشتباهی شوند، مثل یک پتک بر سرشان فرود نخواهد آمد. این رفتار موجب می شود تا کارکنان از ریسک کردن و اشتباه کردن نهراسند و با پایداری به رفع اشتباهات بپردازند.
– قدردانی از کارکنان
مدیر باید اطمینان حاصل کند که از کارهایی کـه کارکنان به درستی انجام می دهند، قدردانی می کند. چون وقتی یک کار درست مورد قدردانی قرار می گیرد شخص برای دریافت مجدد پاداش، سعی می کند به تکرار کارهای صحیح بپردازد.
– وضوح توقعات
وقتی کارکنان بدانند که چه توقعی از آنها انتظار می رود و اختیـار انجام چه نوع کارهایی را دارند و میزان مسئولیتشان به چه میزان است دچار ابهام در فعالیت نمی شوند و از اشتباه و مشکلاتی که بر اثر ابهام بوجود می آید جلوگیری می گردد.
– بلوغ
کارکنان معمولا مدیر را در نقش پدر و خود را در نقش فرزند می بیند و این امر موجب می شود که آنها از بلوغ کافی برخوردار نگردند. مدیر باید روشی را دنبال کند که در نتیجه آن کارکنان بلوغ خود را نشان دهند و بجای ایفای نقش فرزند، نقش والد را بر عهده گیرند.
– پرسش راه حل
وقتی کارکنان مشکلی را با مدیر در میان می گذارند ، مدیر باید راه حل را از آنها سوال کند و بگوید که «به نظر شما چه راه حلی برای مشکل وجود دارد؟ » بکار بردن این تدبیر موجب می شود تا کارکنان برای حل مشکلاتشان به مدیر متکی نباشند و در زمانی که مدیر حضور ندارد برای مشکلاتی که بوجود می آید خود راه مناسب را پیدا کنند.
– مشارکت در برنامه ریزی
وقتی کارکنان در برنامه ریزی درگیر باشند اهداف و برنامه ها را بهتر درک می کنند و چون خود در تدوین برنامه ها مشارکت داشته اند طبیعتا در اجرای موثر آنها احساس تعهد بیشتری خواهند کرد.
2-1-11- نشانه هاي توانمند سازي
از آنجا كه فرايند توانمند سازي به مدت زمان زيادي نياز دارد و مديران ارشد نمي توانند آثار مثبت آن را بلافاصله ببينند، بنابراين آنان به شيوه هايي نياز دارند تا براساس آنها ارزيابي كنند آيا برنامه هاي توانمندسازي در مسير صحيح خود حركت مي كنند يا نه؟يكي از شيوه هاي بررسي، رفتاري است كه افراد توانمندشده در مقايسه با افراد توانمند نشده از خود به نمايش مي گذارند .در جدول(2-1)به اين ويژگي هاي رفتاري اشاره مي شود

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع توانمندسازی، رضایت شغلی، رضایت شغل Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع رابطه نامشروع، حجاب و عفاف، تعدد زوجات