منبع پایان نامه ارشد با موضوع تاریخ ادبیات، تاریخ ادبی، سبک شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

واری، 1367: 422)
استاد شهریار از دیگر شاعران معاصر است که در ابیات زیر افشاگری حضرت زینب (س) را بعد از حادثه ی خونین کربلا در قالب کلمات ترسیم کرده است:
رسید نوبت زینب که شیر زاد علی ست جهان به حیرت از این سربلند خاتون شد
به دوش، پرچم آتش گرفتی اسلام به قصر ابن زیاد و یزید ملعون شد
چنان بکوفت به تبلیغ دستگاه یزید که خون یزید چو مار فسرده افسون شد
(محمد زاده، 1386: 1159)
در جایی دیگر محمد حسین شهریار در سوگ علی اصغر، با انتخاب بحر «هزج مثمن کامل» غزل مرثیه ای با رگه هایی از سبک وقوع دارد. انتخاب این وزن عروضی در میان اشعار عاشورایی پیش از خود، کم سابقه بوده و مورد استقبال شیفتگان شعر آئینی قرار گرفته است. (شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی، 1379: 1383)
چند بیت از این مرثیه:
گشودی چشم در چشم من و رفتی به خواب اصغر
خداحافظ، خداحافظ، بخواب اصغر، بخواب اصغر
به دست خود به قاتل دادمت، هستم خجل اما
ز تاب تشنگی آسودی و از التهاب، اصغر
(دیوان شهریار، 1372: 1178)
مشفق کاشانی با بهره گیری از صنعت تشخیص ابیات زیبایی را خطاب به حضرت ابوالفضل سروده است .
از شرم فرات در تب و تاب افتاد طوفان شد و در گلوی مرداب افتاد
چون شعله آه، خیمه برچید ز خاک تا عکس تو در آینه ی آب افتاد
(آئینه ی خیال، 1372: 56)
در این ابیات مشفق کاشانی برای زیبایی شعر خود از صفت تشخیص استفاده کرده است.
علیرضا غزوه از شاعران این عصر است که در ابیات زیر به یادآوری قیام عاشورا بی تفاوتی و غفلت مردمان را در اشعارش گوشزد می کند:
هر شب یک صد هزار ستاره
بر وطنم اشک می ریزد
آیا خاموش بمانم
آی! مردان چرت
مردان خط و خط بازی
مردان خرناسه
هنوز نیزه های شکنجه برجاست
آن سوتر
هنوز سرهای تابناک بر نیزه هاست.
(از نخلستان تا خیابان، 1376: 128)
احمد عزیزی از شاعران خوش ذوق معاصر مثنوی زیبایی در توصیف شمر سروده است ، عزیزی در این مثنوی با به کار گیری کلمات مناسب به معرفی شمر پرداخته و قساوت و سنگدلی های شمر را در قالب ابیات به خوبی به نمایش گذاشته است .
شعر یعنی زخمه ای بر چنگ ما
شعر یعنی تیغ در فرهنگ ما
شمر یعنی هجو شبنم با سراب
شمر یعنی احتکار آفتاب
(کفش های مکاشفه، 1369: 205)
خیال شاعرانه ی احمد عزیزی قلمروهای گوناگونی را در سطح می پیماید و تصاویری رنگارنگ پیش چشم قرار می دهد اما محدود ماندن او به بعضی شگردهای زبانی و از پیش تعیین شدگی خیال پردازی باعث شده است که تنوع سطحی آثار، چندان جلوه ای در عمق نشان ندهد و چشم اندازهای شعر او سخت شبیه به هم دیده شود.
(شعر امروز، 1372: 142)
از دیگر آثار اوست مثنوی «مقتل موج» که ابیاتی از آن را در ذیل آورده ایم.
نوحه خوان دسته گل بلبل است
بر لب باران دم گرم گل است
می شود گلشن به ظرف ناله جوش
یا حسین ناله می آید به گوش
مقتل آواز به برگ گلی ست
هر مقام نینوا را بلبلی ست
(ملکوت تکلم، 1372: 460)
عباس براتی پور در ابیات زیر صحنه ی به آتش کشیده شدن خیمه ها را در اشعارش متجلی می کند.
مانده خاکستر به جا از خیمه های سوخته
سبز شد بانگ عزا از خیمه های سوخته
از صفیر تیر صیادان غزالان حرم
در بیابان شد رها از خیمه های سوخته
در شرار آتش بیداد رویید از جگر
شیون آل عبا از خیمه های سوخته
(شعر اربعین، 1377: 24)
بی شک در زمان معاصر با خیل کثیر شاعران عاشورایی مواجه هستیم . به جرات می توان گفت در این میان به شاعرانی برخورد می کنیم که آثار بیشماری خلق کرده اند و از سوی دیگر شاعرانی را می توان نام برد که اشعار عاشورایی آنها از جهت کمیت درخور توجه نمیباشد ولی از جهت کیفیت جزو آثار ماندگار و تاثیر گذار می باشند . از آن جمله می توان به علی معلم دامغانی اشاره کرد که با وجود اینکه آثار اندکی از خود به جا گذاشته است اما آثارش فاخر و در خور توجه می باشند .
مرور چند بیت از مثنوی علی معلم دامغانی:
روزی که در جام شفق مل کرد خورشید
بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید
شید و شفق را چو صدف در آب دیدم
خورشید را بر نیزه گویی خواب دیدم
خورشید را بر نیزه، آری چنین است
خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است.
(رجعت سرخ ستاره، 1360: 85)
تشنگی آقا ابا عبدالله الحسین و یارانش در طول تاریخ دستاویز مناسبی برای شعرا بوده که از او بسرایند در میان شاعران معاصر خوشدل تهرانی عطش امام حسین (ع) را بهانه قرار داده و ابیات زیبایی خلق کرده است .خوشدل در ابیاتش عطش امام حسین را چیزی فراتر از تشنگی مادی ترسیم می کند .
حسین تشنه ی آزادی و عدالت بود که داشت تا دم آخر ز العطش فریاد
وگرنه آب فرات آن قدر نداشتی ارج به چشم آن که دو صد چشمه از زبان بگشاد.
(خوشدل تهرانی، 1364: 758)
از قیصر امین پور:
پرواز خون به قله ی اعجاز کرده ای ای شاهباز راز کجا افتاده ای؟
تا که پروازی به بال جان کنند در هوای دوست جان افشان کنند.
(اسرافیلی، 1378: 85)
ابیاتی از محمدرضا شفیعی کدکنی:
تا ز خون تو جهانی شود از بند آزاد بر سر ایده ی انسانی خود جان دادی
در ره کعبه ی حق جویی و مردی و شرف آفرین بر تو که هفتاد و دو قربان دادی
آنکه از مکتب آزادگی ات درس آموخت پیش آمال ستمگر ز چه تسلیم شود؟
زور و سرمایه ی دشمن نفریبد او را که اسیر ستم مردم دژخیم شود.
(اشک خون، 1378: 224)
حسن ختام این بخش با نوشته ای از دکتر علی شریعتی:
«متأسفانه جهان بینی ما آنقدر کوچک است که تمام عاشورا از روز تاسوعا شروع می شود و بعدظهر فردا هم تمام می شود و بعد دیگر در تاریخ خبری نیست تا روز چهلم که باز اربعین است و شله ای و بعد قضیه تمام می شود تا سال بعد … در صورتیکه مسأله یک روز و نیم نیست، مسأله ابدیت تاریخ است». (حسین وارث آدم، 1361: 119)

فصل سوم: بازتاب عاشورا
در شعرشاعران عصرصفویه
(شاعران برجسته)

1-3. ویژگی های شعر در دوره ی صفویه
دولت صفوی در ایران و دولت گورکانی در سرزمین هند هنگامی پا می گرفت که ادب فارسی خاصّه شعر به صورت یکی از پایه های اصلی کمالیات ،مورد توجه و استقبال همه ی بزرگان روم، ایران و هند بود. (تاریخ ادبیات در ایران، ج 1/ 5، 1382: 443)
نخستین نتیجه ی تشویق ها و ترغیب هایی که از طرف اکثر شاهان و رجال عهد از هر جانب خاصه در شبه قاره ی هند نسبت به سخنوران می شد آن بود که هر که طبعی داشت به شاعری پرداخت و در این راه تمرین کرد و در انجمن های شاعران و محفل های آنان حضور یافت تا نامی برآورد و به مرکزهای قدرت و ثروت راه یابد، و این امر باعث فزونی شاعران در عهد مورد مطالعه ی ما گردید که از میان آنان عده ی کثیری صاحب دیوان شدند. اتفاقاً این حالت در دنباله ی وضعی قرار گرفت که در پایان دوره ی تیموریان پدید آمده و به فزونی عدد شاعران انجامیده و اثر آن هم درست در آغاز عهد صفوی آشکار شده بود. (همان: 511)
حکومت صفویه ایدئولوژی مذهبی شیعه را ترویج می کرد و به شعر مدحی و درباری توجه نداشت. لذا شاعران بدنبال قصیده و شعر مدحی نرفتند. علاوه بر این به شعر عاشقانه و زمینی هم بهایی نمی داد و از طرف دیگر با آموزه های سنتی عرفانی علی القاعده در تضاد بود. از این رو توجه شاعران به امور جزئی و پند و اندرز و توصیف و بیان امور طبیعی و تبدیل موضوعات کهن به مضامین تازه و در حقیقت بازسازی اندرزها و تمثیل های کهن در زبانی جدید معطوف شد.
بیرون آمدن شعر از دربار و از بین رفتن طبقه ی شاعران درباری در معنای قدیمی و سنتی آن باعث شد که همه اصناف حقّ ادعای شاعری بیابد زیرا دیگر شعر و شاعری در انحصار طبقه ی خاصی نبود و شاعر بودن شرایط خاصی از قبیل فضل و آشنایی با ادب عرب و عجم نداشت. (سبک شناسی شعر، 1379: 285)
شعر فارسی در عهدی که از اوایل سده ی دهم تا نیمه ی سده ی دوازدهم به درازا کشیده شد در یک سیر تدریجی و مرحله به مرحله پیش می رفته و تحول و تغییر یافته است.
شعر دوران صفوی مانند هنر آن عهد دنبال وضع و حالتی حرکت می کرد که در اواخر سده ی نهم بود، یعنی به طرف نکته سنجی، مضمون آفرینی، خیال پروری و سادگی زبان. (تاریخ ادبیات ایران، ج 1/ 5، 1382: 521)
هرچند شاهان صفوی در نفوذ زبان ترکی در ایران سهم فراوان دارند، اما کم و بیش به زبان فارسی هم کتاب نوشته اند یا شعر گفته اند یا به ادب توجهی نشان داده اند.
شاهان صفویه مقام شیخی و رهبری طریقت داشتند و از اینرو باید خود را در مقام فرهنگی والایی نگاه می داشتند و علاوه بر این با رؤسای مذهب در تماس نزدیک بوده اند و از طرف دیگر رقبایی چون شاهان عثمانی و هندی داشتند که همه به مسائل فرهنگی توجه داشتند. این عوامل باعث شده بود که به طور کلی شعر و شاعری و هنر و معماری مورد توجه قرار گیرد. (سبک شناسی شعر، 1379: 287)
در این عصر آنچه باعث رونق و رواج و گسترش شعر در میان توده ی مردم از هر صنف گردید همانا میل و رغبت طبقه ی اعلای جامعه به شعر بود و توجهی که به شاعر داشتند زیرا تا این عوامل نباشد، محیط مستعد و مساعدی برای پرورش ذوق و فکر بوجود نمی آید.
در سلسله ی صفوی از خُرد و کلان به کمتر کسی بر می خوریم که ذوق شعری نداشته باشد، تعدادی از آنان نیز صاحب دیوان اند. (صائب تبریزی، شاعر وسیع مشرب، 1388: 16)
از مطلب های قابل توجه در تاریخ شعر این دوره اصرار شاعران بود به ابتکار در سخنوری و آوردن معنی های تازه و مضمون ها و حتی لفظ های نو، و به تعبیر خودشان تازه گویی، چنین نهضتی طبعاً نتیجه ی خستگی و ملالت شاعران از تکرار اندیشه ها و گفته های پیشینیان بود ولی توفیق نهایی آنان در این راه بدان سرعت که پنداشته می شد میسّر نگردید و کار این تجدید سبک و شیوه تا نیمه دوم از سده ی یازدهم یعنی دوران صائب به درازا کشید.
دعوت به تازگی و یا دعوی و بحث در این راه در تمام سده ی یازدهم ادامه داشت و بر رویهم تقلید از دیگران خواه در لفظ و خواه در معنی و مضمون عیب شمرده می شد و بهتر آن می دانستند که اگر سخن از خود ندارند لب از سخن فرو بندد. (تاریخ ادبیات در ایران، ج 1/ 5، 543 و 546)
اگر چه اندیشه ی نوآوری در عهد صفوی تقریباً میان همه ی شاعران رواج داشت، اما در همان حال توجه خاص به تبع و تقلید اثرهای معروف گذشتگان همچنان به قوت سابق برقرار بود. (همان، 549)
مطلب مهم دیگری که در شعر دوران صفوی مشاهده می شود سادگی لفظ و تازگی زبان شعر است به نحوی که با زبان سخنوران پیشین تفاوت کلی دارد. البته این تحول ژرف زبان امری تازه در عهد مذکور نیست بلکه دنباله ی وضعیتی است که در سده ی نهم در حال تکوین بود و آثار آن به تدریج در شعر و بویژه در زمان غزل سرایان ظاهر می گردید به نحوی که چون به سده ی دهم برسیم سادگی زبان را به جز در شعر چند تن که اصرار در پیروی از شاعران سده ی هشتم و نهم داشته اند آشکارا می یابیم. (همان: 551 و 552)
از دیگر ویژگی های شعر در این عهد استفاده ی شاعران است از تشبیه، مجاز، و استعاره بحد اکثر امکان. مقصود آنست که در این نحوه های بیان که البته لازمه ی سخن شاعرانه است مبالغه ی شدیدی در کار بود هر چه به پایان عهد صفوی نزدیکتر می شویم این مبالغه دراز آهنگ تر و بنیروتر می گردید. چنانکه گویی سخن ساده ی آزاد از این گونه آرایش های معنوی در نزد سخن سنجان ارزشی نداشت و بی مزه و فاقد ملاحت به نظر می آمد.
از دیگر ویژگی های شعر در عهد صفوی اقتران به طبیعت و محیط زندگانی شاعران است. یعنی برگرفتن فکر و مضمون و نکته از آنچه در دور و بر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره محیط زیست Next Entries دانلود پایان نامه درباره بازدارندگی، ثبت اختراعات، اکسیداسیون