منبع پایان نامه ارشد با موضوع برنامه چهارم توسعه، درآمد سرانه، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

مورد استفاده قرارميگيرد. گاه نيز تحول در وضع اجتماعي به افزايش دايره واژگان يك زبان نميانجامد و واژههاي قديمي‌با گسترش حوزه معنايي خود، بار جديدي را به دوش ميگيرند.» (مدرسي، 7-8 :1368).
«توسعه اصطلاحي است كه تعريف آن وضعي است و نه وصفي. توسعه خواه ناظر به توسعه جامعههاي اروپايي پس از رنسانس و انقلاب صنعتي باشد، خواه ناظر به توسعه كشورهاي جهان سوم، در هر حال، اصطلاحي است كه براي يك تحول جديد و بيسابقه وضع شده است… توسعه، تحولي است اقتصادي و اجتماعي كه در عالم واقع رخ داده است.» (عظيمي، 40: 1369)
«اگر نظريه‌هاي توسعه را به دو دسته، يعني نظريه‌هاي گسترده و محدود تقسيم كنيم، ميتوان كليه نظريه‌هايي را كه صرفا به عوامل و آثار اقتصادي نظر دارند در گروه نظريات محدود قرار داد و آن دسته از نظريه‌هايي را كه به عوامل متنوع غيراقتصادي توجه دارند، جزء نظريات گسترده در نظر گرفت.» (قاضيان، 55: 1386)
«در هر تعريفي از توسعه، نميتوان از كنار جنبه ارزشي نهفته درتعريفها بيتفاوت گذشت، هر چند اين تعريفها، به اعتباري كه گفته شد، عيني باشند و لحاظكردن ارزش در آنها جنبه توصيفي داشته باشد.» (عظيمي، 41: 1369)
«اگر به تعريف عيني توسعه وفادار باشيم، توسعه به عبارت ساده يعني: دست يافتن به وضعيت كشورهايي كه توسعه را پشت سرگذاشتهاند و اكنون نام توسعه يافته گرفتهاند.
آنچه تجربه اين كشورها را از گذشته آنان و از وضع حال حاضر كشورهاي توسعهنيافته جدا ميكند، ورود آنان به دنياي جديد است كه معيارها و مناسباتي به كلي متفاوت از گذشته دارد. اين معيارها و مناسبات همه عرصههاي متنوع انديشه و زيست بشري را از دانش تا سياست، از دين تا اقتصاد، از فرهنگ تا جامعه و از هنر تا خانواده در بر ميگيرد. هرچند هر يك از اين كشورها به دليل ويژگيهاي مربوط به سير تحول خاص خود و به دليل زمينههاي متفاوت فرهنگي، تاريخي و حتي جغرافيايي، چهرهاي متمايز از ديگري دارند، اما همه در اصول دنياي نو، يعني نگرش نوين به انسان98 و طبيعت99، ماوراءطبيعت و به عدالت100، آزادي101، مشروعيت102، نظم103، حقشناخت104، ايمان105، لذت106، رنج107ومانندآن، كمابيش، مشتركند، يا دستكم دورهاي از تجربه مشترك را پشتسر گذاشتهاند.» (ايزنشتات108، 101: 1973)
«برخي از صاحبنظران كه در سطح خرد درباره توسعه تحقيق كردهاند، بيش از هر چيز بر نقش فرد انساني تاكيد دارند. از جمله اين افراد هشام شرابي روشنفكر عرب است كه معتقد است«يكي از مهمترين عوامل توسعه، رفتار يا كنش انسان است، زيرا عوامل لازم براي دگرگوني اقتصادي- اجتماعي از طريق همين رفتار يا كنش انساني پديد ميآيد» (شرابي، 147: 1368)
«توسعه عبارت از نوعي تغييراجتماعياست كه طي آن ايدههاي جديد به يك نظام اجتماعي عرضه ميشود با بهكارگرفتن روشهاي نوين توليد و نهادههاي پيشرفته اجتماعي، درآمد سرانه و سطح زندگي افراد بالا رود.» (اف. ام و اف. فلويد، 15: 1369)
نظريه رسانه‌هاي توسعه109
«به عقيده دنيس مككوايل براي ارائه نظريه رسانه‌هاي توسعه به صورت مستقل و جداگانه پيش از هر چيز بايد برخي از خصوصيات مشترك موجود در كشورهاي در حال توسعه، كه امكان استفاده از نظريه‌هاي رسانه‌اي ديگر كشورها را محدود مي‌كنند، يا آنكه سودمندي‌هاي بالقوه آنها را كاهش مي‌دهند، مورد توجه قرارگيرند. آنچه بيش از هر چيز، به عناصر و عوامل شكلدهنده نظريه رسانه‌هاي توسعه وحدت بخشيد، پذيرش توسعه اقتصادي و به تبع آن دگرگوني اجتماعي و ايجاد شرايط مناسب ملّت‌ سازي110 است كه به عنوان هدف نهايي به آن نگريسته مي‌شود. براي نيل به اين منظور، آزادي‌هايي كه رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران از آن برخوردار مي‌شوند به مسئوليت آنها براي كمك به توسعه اقتصادي و اجتماعي و وحدت ملي بستگي مي‌يابند. به اين‌گونه، هدفهاي جمعي، بيش از آزادي‌هايي فردي مورد توجه قرار مي‌گيرند. در اين ميان يكي از عناصر نسبتاً جديد اين نظريه، تاكيد ويژه بر حق ارتباط بر اساس ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر است كه به موجب آن هر كس از «حق آزادي عقيده و بيان» شامل داشتن عقايد بدون بيم و اضطراب و كسب و دريافت و انتشار آزادانه اطلاعات و افكار از طريق تمام وسايل ممكن، بدونتوجه به مرزها، برخوردار است.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 287: 1386)
«ويليام‌هاكتن111 استاد ارتباطات و توسعه در دانشگاه ويسكانسين مفهوم توسعه‌اي را شاخص مناسبي براي شناخت نقش وسايل ارتباط جمعي در توسعه كشورهاي جهان سوم مي‌داند و عقيده دارد كه اين مفهوم تركيبي از برخي انديشههاي نظريه اقتدارگرا (خودداري رسانه‌ها از انتقاد شديد از حكومت) و بعضي از انديشه‌هاي نظريه كمونيست (كاربرد رسانهها در بسيج اجتماعي براي پشتيباني از نظام سياسي) به شمار مي‌رود و از روزنامه‌نگاري توسعهاي طرف توجه در اين مفهوم هم از نظريه مسئوليت اجتماعي، فاصله زيادي ندارد. در عين حال مفهوم مذكور به اقتدارگرايي، نيز نزديك است كه از خصوصيات سنتي رسانه‌هاي كمونيست است كه صفحه به صفحه و تصوير به تصوير، براي رهبري مردم به سوي آرمانشهر ماركسيست، تبليغ مي‌كند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 300: 1386)
«كوشش يونسكو براي كمك به توسعه وسايل ارتباطي در مناطق مختلف جهان سوم، در اواخر دهه 1950 و اوايل دهه 1960، به برگزاري كنفرانس‌هاي منطقه‌اي در اين زمينه منتهي شدند. در سال‌هاي دهه 1970 فعاليت يونسكو در مورد توسعه ارتباطات، تنوع و وسعت بيشتري پيدا كردند و در اين زمينه، تقارن پيشرفت و گسترش ارتباطات جمعي با ورود تعداد فراوان كشورهاي تازه استقلال يافته جهان سوم به عضويت يونسكو نقش بسيار مهمي‌داشت. (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 397: 1386)
«از نظر اعضاي «كميسيون مكبرايد»، با توجه به الگوي نوين توسعه كه مشاركت مردم در امور ملي را ايجاب ميكند و براي هر شهروند، امكان خودنمايي هويت فردي يا فرهنگي او را فراهم ميسازد، هدف اصلي هر سياستارتباطي، مخصوصا در كشورهاي درحالتوسعه، بايد بر تامين زيرساختهاي ارتباطات و به ويژه وسايل ارتباط جمعي، كه با تحقق اين نيازها، بهتر انطباق دارند، استوار باشد. بدون ترديد توسعه اقتصادي، صنعتي و تكنيكي در ارتقاء سطح زندگي خلقها و ملتها، نقش مهمي‌ايفاء ميكند و بنابراين بايد تداوم و تحكيم يابد. اما، چون هدف غايي توسعه، شخصيت انساني است، ارتباط بين انسانها، شرط اساسي شكوفايي كيفي آنها و نيز جوامعي كه آنان در آنها زندگي ميكنند، به شمار ميرود. تسهيل اين ارتباط و دموكراتيكسازي آن، ميتوانند به ايجاد«توسعهاي ديگر» كه بيش از آن كه انحصارا بر تنوع و كميت اموال وكالاهاي توليدشده مبتني باشد، بر كيفيت زندگي استوار است، مساعدت نمايند.» (معتمدنژاد، رسانه ش58، 21: 1383)
كميسيون مكبرايد (كميسيون بينالمللي مطالعه درباره مسائل ارتباطات در نتيجه گزارش خود كه در سال 1975 منتشر شد) «ضمن ارائه نتيجهگيريها و توصيههاي كميسيون در زمينه مسائل مهم ارتباطات، درباره سياستهاي ارتباطي و موضوعهاي عمده وابسته به آنها نيز توصيههاي خاصي صورت دادند. نتيجهگيريها و پيشنهادهاي نهايي كميسيون، شامل يك مقدمه كلي و پنج مبحث، با عنوانهاي«به سوي تقويت استقلال و توسعه مبتني بر خوداتكايي»، «نتايج اجتماعي و وظايف جديد»، «دموكراتيكسازي ارتباطات»، «ارتقاي همكاريهاي بينالمللي» و«هنجارها و صداقت حرفه‌اي»هستند.» (معتمدنژاد، رسانه ش58،32: 1383)
توسعه روزنامه‌نگاري و مطبوعات در ايران
«چنانچه توسعه را نوعي فراگرد بالارفتن ظرفيت مادي ومعنوي نظام و رسيدن به سطوحي جديد از پيچيدگي، نظم و نوآوري تعريف كنيم، نقش رسانهها، امروزه در تحقق اين هدف، اساسي، حياتي و انكارناپذير است. براين اساس، هر نوع استفاده (سياستگذاري، برنامه‌ريزي، مديريت و…) از رسانهها بايد رويكردي توسعهگرا داشته باشد و در جهت تحقق برنامه‌هاي عالي نظام قرار گيرد.» (گرانپايه، 34: 1384)
«رويكرد و نگرش حاكم بر برنامه‌هاي توسعه، رويكردي سختافزاري است و عمده متوليان آن در بيشتر سالها، مهندسان عرصههاي فني بودهاند تا عالمان علوم انساني، اجتماعي و ارتباطي. به عبارت ديگر هر چند در كانون تصميمگيريها و حتي در قانون مشكلاتي وجود داشت و عرصه را چندان براي دولت حداقلي باز نگذاشته بود، اما مديران و متوليان برنامه‌ها نيز براي رفع موانع و مشكلات مذكور كوششي نكردند… واقعيت امر اين است كه هم در سياستگذاريهاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، توجه لازم به مطبوعات و رسانهها نشده است. در اين برنامه‌ها بيشتر به ارتباطات سختافزاري و تحولات ارتباطي و مخابراتي و تجهيز فني صدا و سيما توجه شده است.» (بهرامپور، رسانه ش 58، 1383: 69)
«اين رويكرد برخلاف سه برنامه قبلي توسعه (اول تا سوم) كه عمدتا رويكردي سخت افزارانه بود در برنامه چهارم توسعه (1384- 1388) صبغهاي ديگر پيدا كرد. به نحوي كه بعد از انتشار اين برنامه برخي از كارشناسان به تاييد آن پرداختند و نوشتند«خوشبختانه برنامه چهارم توسعه كه از سال 1384 تا سال 1388 به اجرا در خواهد آمد، توجه ويژهاي به اين عرصه نشان داده است… به گونهاي كه ميتوان اميدوار بود كه در صورت اجرا وتحقق آن، حوزه ارتباطات ورسانههاي كشور باتحول مثبت و شتابداري روبرو خواهد شد.» (اسماعيلي، رسانه ش 58، 1383: 80)
«نبود مكتب روزنامه‌نگاري و روزنامهداري وطني قابل كتمان نيست. خوشبختانه دو، سه بنگاه مطبوعاتي، امروزه ميتوانند با تسامح ادعا كنند كه مكتب خاص خود را دارند؛ از محتوا و مشي حرفه‌اي تا نگاه مديريتي و تكنيكهاي اجرايي. اما تا تاسيس رسمي‌مكتب كه مرزبنديهاي شفاف با ساير ديدگاههاي محتوايي مديريتي داشته باشد، هنوز راه درازي داريم.» (انتظامي، 11: 1388)
رويكرد برنامه‌هاي توسعه در زمينه ارتباطات در ايران
تقريبا در تمامي ‌9 بندي كه رئوس مهمترين پيشبينيهاي برنامه چهارم توسعه در زمينه ارتباطات در آن آمده است، ميتوان نگاه انساني به توسعه را مشاهده كرد. همان نگاهي كه در كميسيون مك برايد از آن به عنوان «توسعهاي ديگر» ياد شده است. 4 بند از اين 9 بند به شكل غيرمستقيم و يك بند به شكل مستقيم به مباحث اخلاقحرفه‌اي در مطبوعات و رسانهها راجع است. در بندهاي 2، 3، 5 و 9 آمده است:
«2- تضمين اصل جريان آزاد اطلاعات و دسترسي شهروندان به آن.
3- گسترش امنيت شغلي و حمايتهاي حقوقي و مالي از سرمايهگذاران، فعالان و كاربران عرصه ارتباطات.
5- گرايش به حاكميت نظام جامع حقوق مالكيت معنوي در سطح ملي و بين المللي.
9- بازنگري در قوانين رسانه‌اي و تدوين قانون جامع، فراگير و روزآمد ارتباطات.» (اسماعيلي، رسانه ش 58، 1383: 80 – 81)
در بند هشتم اين قانون اما به شكل مستقيم به بحث اخلاق حرفه‌اي اشاره شده است:
«تـقـويـت نظام صنفي و حاكميت اخلاق حرفه‌اي» (اسماعيلي، رسانه ش 58، 1383: 81-80)
پيشينه مطالعات
بررسي تحقيقات انجام شده در داخل ايران
كاشف (1370) در تحقيق خود باعنوان«تحليل مجلات ورزشي با رويكرد مفاهيم ارزشي و اخلاقي» با اذعان اين مطلب كه مطبوعات در انتقال مستقيم ارزش‌ها و مفاهيم اخلاقي نقش مؤثري دارند، در نتايج تحقق خود بيان كرد كه رسانه‌هاي گروهي نتوانسته‌اند در گسترش رفتار اخلاقي در ورزش قهرماني كشور نقش بهينه و مثبتي ايفا كنند.
اسدي، عباس (1381) در تحقيق خود با عنوان«بررسي تطبيقي نقش شوراي مطبوعات در حراست از آزادي، استقلال و اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري» با تاكيد بر تجربه شوراهاي مطبوعات انگلستان، هند، مصر و ضرورت ايجاد آن در ايران، كوشيده است با بررسي شرايط، پيشينه و نوع فعاليت حرفه‌اي روزنامه‌نگاري در جهان (با تاكيد بر انگليس، هند و مصر) نقش شوراي مطبوعات را در حراست از سه مقوله آزادي، استقلال و اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري تبيين و تشريح كند.
«محقق پس از بررسي و مطالعه اصول و مقررات اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري بسياري از كشورهاي جهان توانسته بيش از بيست اصل اخلاق حرفه‌اي را ارائه كند.»
اين تحقيق به صورت كتابخانه‌اي و اسنادي در چهار فصل صورت گرفته و بخشي از تحقيق به اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري مرتبط است. براي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حق دسترسی به اطلاعات، دسترسی به اطلاعات Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع علوم ارتباطات، فلسفه اخلاق، آموزش اخلاق