منبع پایان نامه ارشد با موضوع باورهای ارتباطی، سبک دلبستگی، متقاضی طلاق

دانلود پایان نامه ارشد

ناشکيبايی اليس (1989) می نويسد زوجين به طور غيرمنطقی خود را متقاعد کرده اند که نمی توانند مشکلاتی را که در روابط تجربه يا پيش بينی می کنند، تحمل کنند. ريشه اين ترس از اين اعتقاد ناشی می شود که احساسات نامطلوب واقعاً غير قابل تحمل است و اينکه نبايد چنين احساساتی وجود داشته باشد و زوجين با اين حکم که رابطه بايد آرام و بدون مشکل باشد دچار مشکل می شوند. اين افراد فکر می کنند که قدرت کافی برای تحمل مشکل ندارند و در نتيجه سعی می کنند که از بروز مشکل و اختلاف در روابط زناشويی جلو گيری کنند .
باور وحشتناکی: در باور وحشتناکی، اليس (1989) معتقد است که زن و شوهر با اعتقاد به اين مسأله که امور و رويدادها در رابطه بايد به سبک خاصی باشد، باعث می شوند که هرگاه واقعيت مطابق انتظارشان نبود، اين مساله فاجعه تلقی شود مثلا اگر رفتار يکی از همسران آيده ال نبود و يا در رابطه مشکلی بوجود آمد، در ناگواری موقعيت مبالغه می کنند و آن را فاجعه می دانند و اين مساله باعث افزايش درماندگی زوجين می شود.
باور تاييد ديگران: در باور تاييد ديگران، به نظر اليس، زن و شوهر معتقدند که برای داشتن زندگی شاد و داشتن احساسات خوب از خود، لازم است که هميشه از طرف همسرشان محبت کاملی دريافت کنند تا ارزشمند باشند و برای اين که اين محبت و ارزشمندی را حفظ کنند از بروز هر نوع مخالفتی در روابط خودداری می کنند. با توجه به ديدگاه بک، در باور تخريب کنندگی مخالفت، باورهای زوجين تحت تاثير تحريف شناختی فاجعه انگيزی و بزرگ نمايی قرار می گیرد و در بروز و يا احتمال بروز اختلاف در روابط زناشويی اغراق می شود به طوری که نتيجه ای جز افسردگی و بيمناکی برای همسران ندارد (الیس،1989).
باور توقع ذهن خوانی: منشأ اين باور را در باور حکم کنندگی اليس می توان يافت. اليس (1989) اين‌طور عنوان می کند که عقايد غير منطقی در رابطه، از فلسفه الزام در مقابل تمايل بوجود می آيند. هر گاه شما به گونه ای آمرانه از شريک‌تان ويژگی يا رفتار خاصی متوقع باشيد؛ مثلاً «همسرم بايد نسبت به خواسته های من حساس باشد»، با ناکام شدن اين الزامات شما احساس خشم و شکست خواهيد کرد يا نسبت به خود احساس ترحم خواهيد داشت. به نظر بک زن و شوهر به علت وابستگی عميق‌شان نسبت به يکديگر و باورهايی که نسبت به نقش های زن و شوهری در روابط زناشويی دارند معتقدند که همسرشان بايد قادر باشد خلق و نيازهای ديگری را درک کند در واقع بايد بتوانند ذهن خوانی کنند.
باور عدم تغيير پذيری همسر: اين باور از باور غير منطقی وحشتناکی اليس نشأت می گيرد. وقتی يکی از زوجين رفتار ايده آلی نداشته باشد، زوج ديگر می پندارد که وضع وحشتناک است و هيچ گاه تغييرات مثبتی در رابطه زناشویي شان رخ نمی دهد. با بررسی اين باور در نظريه بک می توان دريافت که زوجين با بزرگ نمايی هر گونه اشکال در رابطه شان را اغراق می کنند، با شخصی سازی مشکلات موجود در تعامل شان را به همسرشان نسبت می دهند و با پيشگويی منفی نتيجه گيری می کنند که تغييرات مطلوبی در روابطشان بوجود نمی آيد (الیس،1989).
باور کامل گرايی جنسی: در اين باور، باور حکم کنندگی، نيازمندی و کمال گرايی وجود دارد. هر کدام از زوجين با اين باور بر خود حکم می کنند که بايد از نظر جنسی کامل و بدون نقص باشند تا مورد پذيرش همسر خود قرار گيرند. تحريفی که در اين عقيده وجود دارد تفکرات دو مقوله ای است. بدين صورت که اگر همسری در رابطه جنسی زناشويی اش عالی نباشد، ناکام و شکست خورده است. در حيطه مسائل جنسی افراد عقايد و باورهايی در مورد فعاليت‌های جنسی، يعنی زمان، مکان و ويژگی های فعاليت جنسی، و نقش های جنسی نقش هر فرد در رابطه جنسی، نقش هر کدام از مراحل جنسی و … دارند (الیس،1989). اسپنس (1991؛ترجمه توزنده جانی،1383) در کتاب خود ضمن بررسی نظريات بک و اليس به باورها و اسطوره های غيرمنطقی که در عملکرد جنسی تداخل می کند اشاره دارد، که به نظر او در همه اين عقايد، بايدها و اجبارهای اليس و تحريفات شناختی هرگز و هميشه بک مشاهده می شود. اين عقايد بسيار مهم تلقی می شوند به طوری که اگر فرد طبق آن عقايد پيش نرود دچار پريشانی می شود. اگر همسری نتواند پاسخگوی جنسی همسر خود باشد در اين صورت از نظر جنسی او را جذاب نمی بيند. يک زن حتی به عنوان پذيرنده ای فعال هميشه بايد قادر به آميزش باشد.
باور در مورد تفاوتهای جنسيتی: باورهای قالبی هستند که بدون اساس علمی بوده و مردم پيشاپيش، ويژگي های خاصی را به دو جنس نسبت می دهند. به نظر بک اين عقايد غيرمنطقی ميراث اجتماعی هستند که از طريق تجارب شخصی، خانواده و فرهنگ جامعه بوجود می آيند (مولين173، 1999؛ به نقل از شریفی، 1390). اين باور با باور غيرمنطقی درماندگی اليس گره می خورد به اين ترتيب که با اعتقاد به اين مسأله که زنان و مردان ذاتاً از نظر نيازهای شخصی و ارتباطی متفاوت هستند و علت مشکلات اصلی زوج ها همين تفاوت های آن هاست و اين که اين ويژگي ها مانع درک زوجين از يکديگر می شود. در نتيجه نمی توان کاری برای بهبود رابطه انجام داد. درست است که نظريه پردازان و محققان تفاوت ويژگيهای شخصيتی را در زنان و مردان تأييد می کنند و زن و مرد هر کدام باورها و نگرش هايی در مورد رفتار ارتباطی دارند و زن و شوهر با رفتارهای متنوع ارتباطی مرتبط با جنسيت خود وارد رابطه زناشويی می شوند، ولی آنچه که مورد تأکيد است نحوه برخورد زن و شوهر با تفاوت ها است. از طرفی زوجين با قبول اين باورهای غيرمنطقی توجه کمتری به خصوصيات شخصيتی همسرشان می کنند و همچنين تلاشی در جهت درک يکديگر و به توافق رسيدن در اين تفاوت ها انجام نمی دهند (شریفی، 1390).

پيشينه مطالعاتي
الف) تحقيقات انجام شده در داخل كشور
شهرستانی و همکاران (1391) در پژوهشی تحت عنوان پیش بینی رضایت مندی زناشویی از روی متغیرهای باورهای ارتباطی و صمیمیت زناشویی در زنان متقاضی طلاق و عادی با نمونه ای به حجم 125 نفر زن متقاضی طلاق و 125 زن مایل به ادامه زندگی مشترک (250=N) که به روش نمونه گیری در دسترس در شهر مشهد انتخاب کردند به این نتایج دست یافتند که: رضایت مندی زناشویی را می توان از روی متغیرهای باورهای ارتباطی و صمیمیت زناشویی در دو گروه متقاضی طلاق و عادی پیش بینی نمود. به عبارت دیگر هر قدر باورهای ارتباطی ناکارآمدِ مختص رابطه زناشویی بیشتر و صمیمیت در رابطه زناشویی کمتر باشد، پیش بینی رضایت مندی در رابطه زناشویی کمتر خواهد بود و برعکس هر چه باورهای ارتباطی ناکارآمد کمتر و صمیمیت زناشویی بیشتر باشد، پیش بینی رضایت مندی در رابطه زناشویی بیشتر خواهد بود.
شریفی (1390) در پژوهش تحت عنوان «بررسی و مقایسه باورهای ارتباطی و باورهای غیر منطقی زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده با زنان مایل به ادامه زندگی مشترک» با نمونه ای به اندازه 100 نفر که 50 نفر از این افراد مربوط به جامعه زنان متقاضی طلاق و 50 نفر دیگر مربوط به جامعه زنان مایل به ادامه زندگی مشترک بود به نتایج زیر دست یافت که بین دو گروه در نمره کل باورهای غیرمنطقی و خرده مقیاسهای( انتظار بالا از خود، تمایل به سرزنش، واکنش به ناکامی ،بی مسئولیتی عاطفی، دلواپسی شدید ،وابستگی،نا امیدی نسبت به تغییر و کمال گرایی تفاوت وجود دارد) و در سطح معنی داری این باورهای غیرمنطقی در متقاضیان طلاق بیشتر است. و در نمره کل باورهای ارتباطی و هر پنج خرده مقیاس آن (تخریب کنندگی مخالفت،توقع ذهن خوانی،عدم تغییرپذیری همسر،کمال گرایی جنسی و باور به تفاوت های جنسیتی )تفاوت وجود دارد و این باورها در سطح معنی داری در متقاضیان طلاق بیشتر است. به طور کلی به نظر می رسد که یکی از علت های طلاق در بین زنان جامعه مورد نظر، باورهای ارتباطی ناکارآمد و تحریف های شناحتی و انتظارات و توقعات غیرمنطقی زوجین در رابطه زتاشویی است. و هر چه تفکر افراد در زندگی به سمت غیر منطقی بودن سوق پیدا کند بر میزان رضایت افراد از زندگی تاثیر می گذارد و حتی در برخی از مواقع باعث برهم خوردن یک رابطه خواهد شد.
عارفی، نوابی نژاد و ثنایی ذاکر (1385) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی با کیفیت دوستی در دانش آموزان دبیرستانی شهر کرمانشاه با نمونه ای به حجم 200 نفر (103 نفر پسر، 97 نفر دختر) که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند به ابن نتایج دست یافتند که بین سبک دلبستگی ایمن و کیفیت دوستی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و کیفیت دوستی رابطه منفی وجود دارد. همچنین بین سبک دلبستگی اضطرابی – دوسوگرا با مولفه های دوستی ارتباط منفی به دست آمد. بر اساس یافته های این پژوهش جنسیت آزمودنی ها نقشی در نوع سبک دلبستگی آنها نداشت، اما تفاوت معناداری در میانگین سه سبک دلبستگی (بدون توجه به جنسیت) به دست آمد که آزمون تعقیبی شفه نشان داد بیشترین سهم را سبک دلبستگی ایمن به خود اختصاص داد و سبک ناایمن اضطرابی – دوسوگرا در مرحله بعد و کمترین میانگین مربوط به سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی بود.
عبدالمحمدی(1385) در پژوهش خود تحت عنوان بررسی و مقایسه رابطه باورهای ارتباطی و تعارضات زناشویی در زنان و مردان مراجعه کننده به دادگاه، به این نتیجه رسید که بین باورهای ارتباطی و تعارضات زناشویی رابطه معنادار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین باورهای ارتباطی و خرده مقیاسهای تعارضات زناشویی در همه مولفه ها (به جزء مولفه کاهش رابطه جنسی، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه فردی با خویشان همسر و جدا کردن امور مالی در مردان )، بین تعارضات زناشویی خرده مقیاسهای باور ارتباطی در همه مولفه ها (به جز دو مولفه کامل گرایی جنسی در زنان و توقع ذهن خوانی در زنان و مردان)در زنان و مردان رابطه معنادار بود.
اديب راد و اديب راد (1385)به بررسی و مقايسه رابطه باورهای ارتباطی با دلزدگی زناشويی در زنان متقاضی طلاق و زنان مايل به ادامه زندگی مشترک پرداختند. نتايج پژوهش نشان داد که باورهای ارتباطی زنان متقاضی طلاق به طور معنی داری بيشتر از زنان مايل به ادامه زندگی مشترک بود و ميزان باورهای عدم تغيير پذيری همسر و توقع ذهن، و تخريب کنندگی مخالفت به طور معنی داری بيشتر از زنان مايل به ادامه زندگی مشترک بود ولی در دو خرده مقياس باور به کمال گرايی جنسی و تفاوت جنسيتی بين دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
حيدری، مظاهری و پور اعتماد (1384) در تحقيق خود با عنوان« بررسی رابطه باورهای ارتباطی با احساسات مثبت نسبت به همسر در دانشجويان متاهل»، به اين نتايج رسيدند که باور به عدم تغيير پذيری همسر هم در مردان و هم در زنان پيش بينی کننده احساس مثبت آنان نسبت به همسرانشان بود و افزايش باور کامل گرايی جنسی در مردان پيش بينی کننده احساس های مثبت نسبت به همسر. از نتايج ديگر اين پژوهش اين بود که باور تفاوتهای جنسيتی در زنان پيش بينی کننده کاهش احساس های مثبت مرد نسبت به آنان می شد و رابطه منفی بين باورهای مخرب بودن مخالفت و توقع ذهن خوانی در زنان با احساس های مثبت نسبت به همسر وجود داشت. همچنين نتايج نشان داد که باور مخرب بودن مخالفت در زنان بيشتر از مردان بود.
ادیب راد، مهدوی، ادیب راد و دهشیری (1384) در پژوهشی تحت عنوان مقایسه بین باورهای ارتباطی زنان مراجعه کننده به مراکز قضایی و زنان مایل به ادامه زندگی مشترک شهر تهران با نمونه ای به حجم 100 نفر (50 زن مراجعه کننده به مراکز قضایی و 50 زن مایل به ادامه زندگی مشترک) که به شیوه نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند به این نتایج دست یافتند که بین ویژگی های شخصی شرکت کنندگان اعم از آن هایی که در آستانه جدایی هستند و آنهایی که مایل به ادامه زندگی مشترک هستند، رابطه معنی داری وجود ندارد. اما بین دو گروه از نظر نمره کل باورهای ارتباطی و خرده مقیاس باور به تخریب کنندگی مخالفت و باور به عدم تغییرپذیری همسر تفاوت معنی داری وجود دارد. سه فرضیه دیگر که مربوط به توقع ذهن

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع باورهای ارتباطی، پردازش اطلاعات، شناخت درمانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع باورهای ارتباطی، سبک دلبستگی، سبک های دلبستگی