منبع پایان نامه ارشد با موضوع اوقات فراغت، روابط اجتماعی، روانشناسی، وضعیت تأهل

دانلود پایان نامه ارشد

توان به مفاهیمی مانند خوشی و وجد، رضایت، غرور، محبت و شور تقسیم کرد.به اعتقاد آرجیل و لو (1990) شادمانی سه جزء اساسی دارد: هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و نبود هیجانات منفی ازجمله افسردگی و اضطراب. آنها دریافته اند که روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی، دوست داشتن دیگران و زندگی، از اجزای شادی هستند.
ب) عوامل مؤثّر بر شادی از دیدگاه روانشناسی
شخصیت: مطالعات نشان میدهد که ابعاد شخصیت افراد بر شادمانی آنها تأثیر دارد. دو بُعد شخصیت (درونگرایی و برونگرایی) از نظر برخی کارشناسان، از اهمیت بیشتری بر خوردار است.دنیو1 و کوپر2 (1998) و آرجیل، مارتین و لو(1995) در مطالعات مختلف، همبستگی درونگرایی، برونگرایی و شادی را 22% و 45% گزارش کردند. کاستا3، مک کرا 4و نوریس5 (1987) نیز با انجام یک پژوهش طولی گزارش کردند که برونگرایی می تواند وجود عاطفة مثبت و شادیِ 17 سال بعدِ فرد را پیشبینی کند. ارتباط شادی و برونگرایی آنقدر مسلّم و قوی است که برخی صاحبنظران، ارتباط برونگرایی و شادمانی را با ارائة فرضیة وجود ژن شادمانی توضیح میدهند.
عزّت نفس: از عواملی است که بر میزان شادمانی افراد تأثیر زیادی دارد. وارت6 (2001) عزّت نفس را اساسی ترین عامل شادی می داند و ویلسون7 (1967) گزارش کرده که عزّت نفس یکی از مهمترین پیش بینی کننده های شادی است. تأثیر این عوامل در شادمانی به قدری زیاد است که آرجیل (2001) به عنوان یکی از صاحبنظران روانشناسی شادی، آن را جزء جدایی ناپذیر شادی میداند.
سرمایة اجتماعی: ریچاردز 8(2000) سرمایة اجتماعی یا همبستگی را چگونگی شبکة روابط اجتماعی، دوستیها، احساس کنترل شخصی و اعتماد اجتماعی میداند. به اعتقاد او، سرمایة اجتماعی بیش از سرمایة انسانی(سطح تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی و…) بر میزان شادمانی افراد جامعه تأثیر می گذارد. پژوهشها نشان می دهند افرادی که از نظر روابط اجتماعی، مهارت بیشتری دارند و بهتر می توانند با مردم رابطه برقرار کنند، شادتر از افرادی هستند که از نظر مالی غنی ترند، ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند.(میرشاه جعفری و همکاران، 1381(

1-DENO 2-COOPER 3-COSTA 4-MAC CERA 5-NORRIS 6-VART 7 –WILSON 8-RECHARDZ

فعالیت های اوقات فراغت: فعالیت های اوقات فراغت منبع بسیار خوبی برای ایجاد شادمانی هستند. بندورا (1977) شادی بخش بودن فعالیت های اوقات فراغت را این گونه تفسیر می کند که وقتی افراد به این نوع فعالیت ها می پردازند، در حال انجام کاری هستند که می توانند آن را به خوبی انجام دهند یا لااقل تصوّر می کنند که توانایی انجام آن را دارند. بنابر این، سعی میکنند هر چه بیشتر به این فعالیت ها بپردازند و در نهایت، بر میزان شادی در آنها افزوده خواهد شد.
یکی از فعالیت های اوقات فراغت «موسیقی» است. مریام (1964) نقشهایی را برای موسیقی قائل است؛ از جمله اینکه در ابراز احساسات، تأیید و تصدیق اجتماعی و آیینهای مذهبی، موسیقی می تواند در انسان احساس آرامش ایجاد کند و خستگی و اضطراب را کاهش دهد.یکی دیگر از فعالیت های اوقات فراغت که باعث شادمانی فرد میشود، ورزش است. ورزش به دلیل سرعت بخشیدن به فعالیت دستگاه گردش خون و دستگاه تنفس، عضلات را تقویت میکند و فرد به دنبال تقویت جسمانی، احساس بهتری می یابد. به نظر بیدل و موتریه (1996)، ورزش علاوه برکاهش افسردگی و اضطراب، عزّت نفس را در فرد تقویت می کند و موجب افزایش شادی او میشود.
وضعیت اقتصادی و رضایت شغلی: به نظر میرسد شادمانی انسان با افزایش ثروت افزایش می یابد و کاهش ثروت، شادی را می کاهد. داینر و لوکاس (1999) چنین گزارش کرده اند که مردم کشورهای ثروتمند از مردم کشورهای فقیر شادترند؛ اما مایرز (2000) بیان می کند که بین سطح درآمد و شادی در میان مردم همبستگی ضعیفی وجود دارد.
آرجیل (1998) معتقد است بین درآمد و شادمانی، ارتباط مثبت وجود دارد؛ اما این ارتباط در بین اقشار کم درآمد بیشتر است؛ یعنی درآمد تا اندازه ای نیازهای مادی افراد را برطرف می کند و بر شادمانی تأثیر دارد، ولی درآمد بیش از حد مورد نیاز، شادمانی را افزایش نمی دهد. سیکزنت میهالی (1997) در رابطه با اینکه چرا پول به تنهایی شادی نمی آورد، معتقد است شاید ثروت برای زندگی مفید باشد، اما انسان نیازهای دیگری نیز دارد که نمی توان آنها را با پول خرید. باید توجه داشت که وجود بیکاری در جامعه، حتی برای انسانهایی که به کار اشتغال دارند نیز استرس آور و شادمانی زداست. بلنچ فلور (1991) یکی از دلایل این امر را ترس از بیکار شدن می داند.
سلامت: سلامت و شادمانی با یکدیگر در ارتباطند.( سالوی ، راتمن ، دتولر ، دولر و استوارد 2000) معتقدند که عواطف مثبت به خصوص شادی، فعالیت های قلبی- عروقی و سیستم ایمنی بدن را بهبود می بخشد.( پنینکس 2000) در پژوهشی نشان داد هیجانهای مثبت می تواند افراد را در مقابل عوامل استرس زا محافظت کند و خطر مرگ را کاهش دهد.
وضعیت تأهل: شادمانی بزرگسالان ارتباط زیادی با وضعیت تأهل دارد.( داینر و لوکاس1999) معتقدند که افراد متأهل نسبت به کسانی که هرگز ازدواج نکرده اند یا جدا شده اند یا همسر خود را از دست داده اند، بیشتر احساس شادی و شادمانی می کنند.
اعتقادات مذهبی: یکی از عوامل مؤثر در ایجاد شادمانی، ایمان مذهبی است. از آنجا که فردِ با ایمان دارای ارتباط و اعتقادات معنوی است، لذا کمتر احساس رهاشدگی، پوچی و تنهایی می کند. روانشناسان معروفی از جمله: جیمز(1985)، آلپورت(1950) و یونگ(1969) به نقش و تأثیر مذهب بر زندگی افراد پرداخته اند و آن را مهم میدانند(رجایی و همکاران، 1388). پارگامنت و ماهونی (2002) مهمترین عامل در شادمانی روانشناختی را انتخاب داوطلبانة مذهب می دانند.
همچنین بسیاری از پژوهشها از رابطة دین با عواطف مثبت و شادی در زندگی حکایت دارند. مایرز (2000) در بررسی خود به این نتیجه رسید که افراد معنوی تر از شادی بیشتری برخوردارند. سلیگمن (2000) اظهار میدارد افرادی که امور مذهبی را به جا میآورند، شادتر از سایر اشخاص هستند. به طور کلی، بسیاری از نظریه پردازان، راه رسیدن به شادکامی و خوشبختی روانشناختی را در پرتو توجه به ارزشها و هدفهای معنوی، نیازهای بنیادی، معنادار بودن و هدفمندی زندگی، عشق و علایق دینی و الهی می دانند
مزیدی و استوار32 (2006) نیز در بررسی اثر دین اسلام بر سلامت روانی جوانان ایرانی، تأثیر معنادار این دین را بر کاهش نشانه های مرضی و جسمانی گزارش کرده اند. پژوهشهای ازهارت و دراپ33 (1994) نیز تأثیرات مثبت دخالت دین را در معالجه بیماران مسلمانی که دچار اختلالهای ناشی از اضطراب بودند، نشان داده است.
اسلام که دین فطرت و طبیعت است نیز پیوسته مریدان خود را به شادیهای مثبت و سازنده دعوت میکند. در دستورات آسمانی دین اسلام نکته های ارزشمندی در خصوص ایجاد شادی و نشاط آمده است. این شادی گاهی برای خود آدمی است و زمانی برای دیگران. این همه ثواب که برای تبسّم زدن بر دیگران ذکر شده و سفارشهایی که برای پوشیدن لباسهای شاد و استعمال بوی خوش، دیدار با دوستان، نظافت و پاکیزگی، مسافرت و تفریح، حضور در طبیعت، زدودن کینه و حسد از دل و شوخطبعی و مزاح و… مطرح شده است، همه برای ایجاد شادی و راندن غم و اندوه از دل مؤمنان است.(طریقه دار، 1380، ص 20)این موضوعات، مکرراً در آیات و احادیث مورد تأکید قرار گرفته است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود.
حضرت علی(ع) می فرمایند: «السرور یبسط النفس و یثیرو النشاط»؛ شادمانی باعث انبساط روح و برانگیختن وجد و نشاط است.(محمدی ریشهری، 1362، ص 2449)امام رضا(ع) می فرمایند: کوشش کنید اوقات روز شما چهار ساعت باشد: ساعتی برای عبادت و خلوت، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای معاشرت با برادران و ساعتی را هم به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و در مسرّت و شادیِ ساعات تفریح، نیروی انجام وظایف اوقات دیگر را تأمین کنید(مجلسی، 1403، ج17، ص 321، روایت سوم). در این حدیث علاوه بر اهمیت دادن به شادی و سرور، به تأمین معاش یا کار و اوقات فراغت و روابط اجتماعی هم اشاره شده است که از عوامل مؤثّر بر شادمانی هستند.
امام صادق(ع) می فرمایند: هیچ مؤمنی نیست که در او شوخ طبعی نباشد. شوخطبعی بخشی از حُسن خُلق است(کلینی، 1413، ص 633) یا می فرمایند: هر که به چهرة برادر خود لبخند بزند، این لبخند برای او حسنه ای باشد.حضرت علی(ع) نیز می فرمایند: «این دلها همانند بدنها، خسته و افسرده می شوند و نیاز به استراحت دارند. در این حال، نکته های زیبا و نشاطانگیزی برای آنها انتخاب کنید»(شیروانی، 1383) و نیز فرموده اند: کسی که شادیاش کم باشد،آسایش او در مردن است.
گر چه از نظر فقهی و اسلامی، شادی امری مجاز و پسندیده است؛ اما با بررسی تعالیم اسلامی می توان گفت که دین اسلام نگاهی متعالی به شادی دارد و بنابر این، شرایط و محدودیت هایی را برای شادی بیان کرده است؛ از جمله: 1. در شادی، گناه و معصیت نباشد؛ 2. پرهیز از اذیت و آزار دیگران؛ 3. نکوهش و مسخره و استهزا؛ 4. پرهیز از لهو.(شمس الدینی، 1388)از رسول اکرم(ص) نقل شده که می فرمودند: من شوخی میکنم اما در گفتارم جز حق و راست نمی گویم.(کلینی، 1413)در منابع دینی و اسلامی علاوه بر شرایط و محدویت هایی که برای شادی بیان شده، عواملی که منجر به شادمانی میشوند نیز ذکر شده اند.
2-3-2-شادی و نشاط در زندگی اسلامی
شادی و سرور از حالت های درونی انسان است که نمودهای بیرونی هم دارد. این حالت محصول و معلول نوعی آگاهی از تحقق اهداف و آرزوهاست و زمانی ایجاد می شود که انسان به یکی از اهداف و آرزوهای خود دست یابد یا این که احتمال تحقق آن را بالا بداند. شادی از حس رضایت مندی و پیروزی به دست می آید و وقتی انسان به هدف خود نمی رسد یا آرزوی خود را بر باد رفته می بیند، حالت غم و اندوه بر او چیره می شود. یعنی حزن و اندوه حالتی است که از حس نارضایتی و شکست به دست می آید.
قرآن کریم واژه های «سرور و فرح» را هم برای سرورهای ممدوح به کار برده است و هم برای فرح های مذموم. در سوره ی انشقاق آمده است: « اما کسی که نامه ی اعمالش به دست راستش داده شود… خوشحال به سوی خانواده اش باز می گردد؛ و اما کسی که نامه ی اعمالش به پشت سرش داده شود… در شعله های سوزان آتش می سوزد. چرا که او در میان خانواده اش پیوسته (از کفر و گناه خود) مسرور بود.
در آیه 76 سوره ی قصص می خوانیم: «[به خاطر آورید] هنگامی را که قومش به او گفتند: این همه از سر غرور شادی مکن، که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمی دارد.» اما در آیه 58 سوره ی یونس همین واژه به معنای مثبت به کار برده شده است.شادی، عموماً حالت آنی و مقطعی دارد و در صورتی می تواند ارزش پایدارتری داشته باشد که به رضامندی و در نتیجه شادکامی و خوشبختی منجر شود. شادی هایی که خوشبختی و سعادت و کمال ما را به خطر می اندازند نهتنها ارزشمند نیستند که باید از آن ها پرهیز کرد. امام علی (ع) می فرماید: «بسا لذت هایی فوری که اندوهی طولانی به ارمغان می آورند.» از سوی دیگر، شاد بودن یکی از خواسته های فطری انسان است. به همین دلیل خدای متعال یکی از پاداش های اخروی مؤمنان و یکی از نعمت های اهل بهشت را شاد بودن و دوری از غم و اندوه می داند. (فاطر، 34 و35) در مقابل، از جمله ی عذاب های اخروی که برای بد کاران در نظر گرفته شده است، غمگین بودن و داشتن چهره های عبوس و قیافه های غم زده است.(زمر، 60)انسان فطرتاً دوست دارد شادی های پایدار و بادوامی داشته باشد. امام علی در خطبه متقین (خطبه 193) یکی از ویژگی های انسان های پارسا را نشاط دائمی می داند. هر چه دوام شادی بیش تر باشد، دوست داشتنی تر و خواستنی تر است. انسان از شادی های کوتاه مدتی که غم ها و اندوه های بلند مدتی را به دنبال می آورند گریزان است. هر چند ممکن است به هنگام برخورد با چنان اموری در اثر هیجانات کاذب نتواند بر اساس عقلانیت تصمیم بگیرد و مرتکب چنان شادی ها و لذت هایی شود که عمری اندوه و غم و پشیمانی را به دنبال

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع تحول خانواده، خانواده گسترده، روانشناسی، تحولات خانواده Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع بهداشت روان، عاطفه مثبت، بهداشت روانی، فشار روانی