منبع پایان نامه ارشد با موضوع اهل بیت(ع)، امام صادق، عامل اجتماعی، عامل سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

بِحُسْنِ‏ السِّيَاسَةِ يَكُونُ الْأَدَبُ الصَّالِح‏»48؛ يعني: «با حسن سیاست و تدبیر است که ادب نیکو پدید می‌آید». قزوینی نیز در شرح این عبارت از حدیث، «سَاسَهُ» را به معنای «أدبّه» می‌داند و بدین‌صورت به رابطه تنگاتنگ سیاست و ادب اشاره می‌نماید.49
حضرت امیر مؤمنان علیه‌السلام نیز به‌عنوان کسی که تشکیل حکومت داد با برخی تعابیر مانند؛ «سِيَاسَةُ الْعَدْلِ‏ ثَلَاثٌ‏ لِينٌ فِي حَزْمٍ وَ اسْتِقْصَاءٌ فِي عَدْلٍ وَ إِفْضَالٌ فِي قَصْد»50 یعنی: «سیاست عادلانه بر سه پایه استوار است: نرمش همراه با دور اندیشی، پیگیری کامل در اجرای عدالت و میانه روی در بخشش و عطا»، «بِئْسَ‏ السِّيَاسَةُ الْجَوْرُ» یعنی: «ستمكارى، بد سياستى است» ؛ «جَمَالُ‏ السِّيَاسَةِ الْعَدْلُ فِي الْإِمْرَةِ وَ الْعَفْوُ مَعَ الْقُدْرَةِ» یعنی: «زیبایی سیاست، عدالت در حکومت و عفو هنگام قدرت است»؛ «خَيْرُ السِّيَاسَاتِ الْعَدْلُ»51 یعنی: «برترین سیاست‌ها، عدالت است»، به تبیین سیاست و مؤلفه‌های آن پرداختند.
همچنین در نهج‌البلاغه که مشحون از مسائل مربوط به حکومت و اداره آن است مسائل مختلف مربوط به سیاست مانند جایگاه سیاست52، ضرورت سیاست و حکمرانی53 و تأثیر آن در فساد و یا صلاح جامعه54، مبانی و اصول سیاست55 و آسیب‌های سیاست56 موردتوجه قرارگرفته است.
1-2-1-5- سیاست‌مداران واقعي
در زیارت جامعه کبیره از ائمه معصومین علیهم‌السلام به‌عنوان «ساسة العباد»57 یعنی”والیان اوامر و نواهی(پیشوایان)” و فرمانروایان بندگان و خلفای خداوند بر آن‌ها58 یادشده است . همچنین در روایتی سیاستمداری ائمه نسبت به بلاد نیز با تعبیر «نَحْنُ سَادَةُ الْعِبَادِ وَ نَحْنُ سَاسَةُ الْبِلَاد» (ما سیاستمداران بلاد و سروران بندگانیم) آمده است.59
از قرآن و روایات برمی‌آید که سرپرستی امور مردم در درجه نخست مخصوص خداوند است و سپس پیامبر پس از فراهم نمودن ملزوماتی (که از سوی خداوند به ایشان اعطاشده است) به تدبیر امور مردم می‌پردازد؛ گو این‌که بدون آن ملزومات سیاست بر مردم مشروعیت ندارد. پس از پیامبر نیز باید فردی آگاه به قرآن و سنت پیامبر(ص) و نیز مورد تأیید از سوی خداوند تدبیر امور مردم را عهده‌دار شود که در روایات، صراحتاً ائمه معصومین علیهم السلام به‌عنوان متولیان امور مردم شناسایی شده‌اند. بنابراین سیاست حقیقی تنها از جانب ائمه معصومین(ع) مشروعیت پیدا می‌کند. در چنین سیاستی قوانین حکومت مبتنی بر قرآن و روایات است.
1-2-1-6- عوامل سياسي
عوامل سیاسی از نظر این پژوهش مهمترین انگیزه‌ها، رفتارها و راهبردهایی است که نشان مي‌دهد از جعل حدیث برای تحقق قدرت و تثبیت حاکمیت استفاده شده است. برای کشف این عوامل، مهم این است كه شواهد و قرائن اثبات كند عامل مورد نظر در تحقق اهداف حاکمیت مؤثر بوده است، بنابراین امکان دارد بسیاری از عوامل دیگر که به‌ظاهر در زمره‌ي عوامل مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار می‌گیرند، عملاً در تحقق قدرت و تثبیت حاکمیت مؤثر بوده و یا اساساً حاکمیت به طور غیرمستقیم از آن استفاده سیاسی کرده است. به‌عنوان مثال مذاهب فقهی و کلامی عموماً در نتیجه منع تدوین حدیث پدیدار شده و در بستر حاکمیت نشو و نمو یافته است یا جریاني کلامی همسو با حاکمیت شکوفا شده است، همچنان که عالمانی به حاکمیت تقرب جسته‌اند و یا عوام ناخواسته مروج سیاستی شده‌اند. به عنوان نمونه عبد الهادی فضلی60 علاوه بر عامل سیاسی از 6 عامل دیگر جعل حدیث نام می برد که یا به عوامل سیاسی بازگشت می‌نمایند و یا بازتاب عوامل سیاسی جعل حدیث هستند؛ چنانکه در این رساله خواهیم دید از 6 عامل باقی مانده در تقسیم مولف نامبرده، عامل دینی(فعالیت یهود به نمایندگی کعب الأحبار و همچنین فعالیت مسیحیت با انتقال مفاهیم از طریق غلات)؛ عامل مذهبی(فعالیت فرقه‌های فقهی)؛ عامل اجتماعی(تقرب به حاکمیت)؛ عامل اقتصادی(فعالیت رسمی قصاص که البته به تصریح مولف مرتبط با عامل اجتماعی و سیاسی دانسته شده است)، در بستر سیاست‌های حاکمیت شکل گرفته است و عامل شخصی که مولف از آن به تظاهر به دانایی(تعالم) نامبرده نیز حاصل عدم برخورد جدی حاکمیت با قصاص عامی بوده است که مردم را سرگرم خرافات می‌نموده و موجب آزار علما می‌شدند.
به عنوان نمونه دیگر غروی نائینی نیز در تقسیم بندی مشابه، جعل حدیث در راستای یاری مذاهب را از آن رو که مذاهب، صبغه سیاسی داشته‌اند، ذیل عامل سیاسی آورده است و فعالیت‌های یهود در انتشار اسرائیلیات را در زمره عوامل دینی قرار داده است و در ذیل عوامل اجتماعی و اقتصادی از تقرب به خلفا و ذکر فضائل افراد و بلاد سخن گفته است61 که تمامی این موارد چنانکه در فصل سوم از این رساله خواهد آمد مستقیم یا غیرمستقیم به عوامل سیاسی بازگشت می‌نماید.
به سبب گستردگی سیاست، اساساً نمی‌توان هیچ‌یک از عوامل جعل حدیث را از آن جدا دانست، لیکن در این پژوهش مهمترین عواملی بررسي شده‌اند که بیشترین تأثیر را در فرایند مخرب جعل حدیث داشته‌اند. هر یک از این عوامل به‌تنهایی می‌تواند موضوع پژوهشی جداگانه قرار گیرد تا ابعاد مختلف آن به خوبي روشن گردد. همچنین ازنقطه‌نظر اجتماعی و فرهنگی نيز هر یک از این عوامل مي‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.
نکته
درکنار راهبرهای حاکمیت که مستقیم وغیرمستقیم به جعل حدیث انجامید احادیث جعلی مخالفان سیاسی حاکمیت را نمی‌توان نادیده گرفت. با شروع راهبرد منع تدوین حدیث از زمان خلفاء با توجه به این که طبق نظر عثمان فلاته شکل‌گیری شیعه قبل از وقوع فتنه عثمان و حکمیت منتفی است؛62 نگارنده به فعالیت‌هایی در خصوص جعل حدیث در تنقیص خلفا و تقویت اهل بیت در دوره خلفا دست نیافت.
با توجه به این که ظهور و شیوع جعل حدیث پس از فتنه عثمان و در زمانی است که مسلمانان گروه گروه و حزب حزب شدند و از نظر سیاسی به عامه، خوارج و شیعه تقسیم شدند،63 برای یاری مذاهب خود که صبغه سیاسی داشت به جعل حدیث پرداختند تا در نظر جامعه جدید اسلامی که به سبب فتوحات ایجاد شده بود، موقعیت مناسبی به دست آورند.64
به عنوان جریان مخالف حاکمیت، غلات که خود را منسوب به شیعه می‌دانستند به منظور تضعیف خلفا و تقویت اهل بیت روایاتی را جعل نمودند.65 غالیان وابستگی سیاسی با اهل بیت نداشتند؛ اما پیوسته می‌کوشیدند چنین وانمود نمایند که نمایندگان اهل بیت(ع) هستند. حضرت امیرمؤمنان(ع) در زمان خویش به شدت با آنها برخورد نمود و آنها را به سبب باورهایشان از بین برد اما چون در زمان امام باقر و امام صادق علیهما‌السلام این بزرگواران مانند امیر مومنان(ع) چنان قدرتی نداشتند از غلات برائت جسته، آنها را لعن نمودند و به شیعیان نیز توصیه نمودند که از آنها برائت بجویند.66
در بررسی قید عمد در حدیث موضوع خواهیم دید که غلات عامدانه بر صادقین(ع) دروغ می‌بستند و ایشان نیز پیوسته از آنها بیزاری می‌جستند. تسمیه غلات به رافضه توسط حضرت امام باقر(ع) صورت گرفت؛ زیرا غلات کسانی بودند که سخنان حضرت را کنار نهاده و اقوال مغیرة بن سعید را دنبال می‌نمودند.67 به نظر می‌رسد این نامگذاری امام باقر(ع) نیز تلاش دیگری در راستای این است که نشان دهد این جریان ارتباطی با امامیه ندارد.
غلات از اوایل سده دوم هجری فردی از اهل بیت را خدا می‌دانستند. معمولاً در دعوی این گونه کسان، آن مدعی، خود پیامبری بود برای خدای ادعایی. چنانکه حمزه بن عمارة یکی از سرکردگان غلات پیروانی در مدینه و کوفه جمع نمود. وی مدعی بود ابن حنفیه خداست و او پیامبر اوست؛ در حالی که هنوز دعاوی او شکل سیاسی به خود نگرفته بود از میان رفت؛ شاگرد وی نیز تلاش می‌نمود با برقراری ارتباط با امام باقر(ع) به اهداف مشابه دست یابد؛ مغیره بن سعید که از سوی امام باقر(ع) مورد لعن قرار گرفت در سال 119به خاطر دعاوی اش درکوفه اعدام شد.68
برخورد حاکمیت با این گروه به روشنی خبر از خطر جدی آنها برای سیاستشان بوده است؛ برخورد جدی امیرمؤمنان(ع) با این افراد و همچنین تلاش صادقین(ع) در برائت از آنها نشان می‌دهد که ارتباطی با امامیه نداشتند. لیکن به عنوان جریان سیاسی مطرح می‌توان از آن یاد کرد که هر چند به موفقیتی در عمل نرسیدند؛ لیکن در حوزه تبلغ باورهایشان سبب جعل احادیث شدند.
هر چند آگاهی اجمالی بر تساهل برخی از شیعیان نسبت به آراء و باورهای آنها و ورود برخی از روایات جعلی آنها در کتب شیعه، سبب طعن بر شیعه شده است و پژوهشی مستقل برای بررسی نوع و میزان روایات جعلی آنها را ضروری می‌سازد.
در خصوص احادیث بر جای مانده به نسبت اهل سنت جریان امامیه بر خلاف اهل سنت دچار آسیب‌های سیاسی کمتری شده است؛ در اهل سنت از یک سو در روند ممانعت از تدوین حدیث، شاهد اوج جعل حدیث در دوران معاویه برای مشروعیت بخشی به حاکمیت هستیم که مبتنی بر دفاع از خلفا است و ناگزیر احادیث جعلی زیادی را در مورد ویژگی‌ها و منش آنها سبب شده است؛ از سوی دیگر در مرحله تدوین حدیث نیز حاکمیت متمایلِ به جریان اهل سنت پیشگام شده و به دستور منصور خلیفه عباسی موطأ مجموعه حدیثی حاکمیت قرار گرفته است تا دیگر بار در جهت مبارزه با مکتب امام صادق(ق) ادامه دهنده روند منع تدوین حدیث باشد.
راز تعداد کم کتاب‌های امامیه در مورد احادیث موضوعه در قرن‌ها بعد نیز به این مسأله بر می‌گردد که اساساً فرصتی برای جعل حدیث در امامیه به پشتوانه حاکمیت نبوده است؛ این عبارت به این معنا نیست که چنانچه فرصت فراهم می‌شد بدین کار دست می‌زدند. بلکه صرفا استدلال بر فزونی احادیث جعلی عامه است؛ زیرا علاوه بر مبارزه اهل بیت(ع) با جریان‌های سودجویی که خود را منتسب به شیعه می‌کردند، احادیث شیعه در طول تاریخ دوبار از روایات موضوعه پیراسته شده است. یک بار در زمان حیات ائمه(ع) که اصحاب نوشته های حدیثی را بر اهل بیت(ع) عرضه می نمودند و سره از ناسره جدا می شد. بار دوم این پالایش در تدوین جوامع حدیثی مانند کتب اربعه صورت گرفت. همین موضوع اهمیت پژوهش حاضر را که مبتنی بر راهبردهای حاکمان در جعل حدیث است را روشن می‌سازد. همانگونه که بررسی و تحلیل احادیث جعلی جریان‌های سیاسی منتسب به امامیه را دیگر بار تاکید می‌کند.
1-2-2- وضع و جعل
برای تبیین دقیق حوزه احادیث جعلی بررسی و واکاوی معنا و مفهوم وضع و جعل در لغت و اصطلاح ضروری است.
1-2-2-1- وضع و جعل در لغت
لغویان انتقال از سرزمین اصلی به مکان دیگر69 فرونهادن و پست شمردن در مقابل بالا بردن70، به کناری افکندن71، ایجاد و خلق کردن72 را از معانی وضع دانسته‌اند؛ واژه نزدیک به این معنا جعل است، لغویان در معنای جعل، (صنع) ساختن73، هم‌معنای با وضع74 و خلق کردن75 را بیان نموده‌اند.
1-2-2-2- وضع در اصطلاح
وضع در اصطلاح بامعنای لغوی آن هماهنگ است و حدیث موضوع به معنای سخن جعلی و ساختگی است که به‌دروغ به پیامبر(ص) (و در شیعه به معصومان علیهم‌السلام) نسبت داده شود. ازاین‌رو حدیث موضوع باید به کناری افکنده شود؛ زیرا شایستگی انتساب به معصوم را ندارد و بدترین نوع حدیث ضعیف است.76
برخی پژوهشگران در تعریف حدیث موضوع می‌گویند: «هو المكذوبُ المختلقُ المصنوعُ»77(آن دروغ ساخته و پرداخته شده است)، ابوریه در تعریف حدیث موضوع جزئی دیگر می‌افزاید و می‌گوید: «الحدیثُ الموضوعُ هو المختلقُ المصنوعُ المنسوب الی رسول‌الله زوراً و بهتاناً سواء کان ذلک عمداً ام خطأً»78 یعنی: «حدیث موضوع آن (سخن) ساخته و پرداخته‌ای است که به رسول خدا منسوب شود، چه از روی عمد باشد و چه از روی خطا».
وضع حدیث شیوه‌ها و قالب‌های مختلفی دارد که می‌توان به صورت وضع جزئی و کلی باشد. جاعلان گاه واژه هایی را بر متن حدیث می افزودند ومعنای آن را به سود خود تغییر می دادند و گاه با کاستن از آن و تقطیع حدیث اصلی، معنای حدیثی رابه مقصود خود نزدیک می کردند؛ وضع جزئی به گونه از وضع گفته می شود که جاعل به طور کامل حدیث را نمی‌سازد، بلکه بخش حساسی از یک حدیث واقعی را با افزودن یا کاستن چند کلمه یا حتی جابجا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، نظام سیاسی، عامل سیاسی، فقه الحدیث Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، امپراتوری روم، منافع اقتصادی، نظام اجتماعی