منبع پایان نامه ارشد با موضوع انتخاب همسر، عاشق و معشوق

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان عاشق معرفي کرده بودند و کساني که داراي عشق هوس انگيز بودند را در مقياس عشق هوس انگيز127 مورد ارزيابي قرار داد و از آنها خواست بر تصويري از معشوقشان در طي تست FMRI، تمرکز کنند. او متوجه شد که آنها داراي سطوح بالايي از دوپامين128و جريان خون در ساختارهاي ويژه اي از مغزشان هستند. دوپامين با تمرکز توجه باعث افزايش انرژي، افزايش کنش(بيش فعالي)، بي اشتهايي، لرزش، تپش قلب، افزايش تنفس و گاهي اوقات مانيا، اضطراب و ترس شد، که به وسيله ي افراد عاشق گزارش شده بود. او متوجه شد مواردي که در طي روابط طولاني مدت معشوق بوده اند جريان خون بيشتري در ساختارهايي از مغز که عواطف، توجه و عمل حافظه در آنها صورت مي گيرد، داشتند. که اين شاخصي است که غرق در عشق هستند، مغز از اين فرايند بيوشيميايي مربوط به انتخاب همسر به الگوهاي رفتاري و خاطرات مربوط به حفظ رابطه حرکت مي کند. تحقيق فيشر به اين اشاره دارد که در بعضي سطوح، عشق عاشقانه ممکن است پايه ي سائق انسان باشد. سائقهاي ديگر در انسان مانند گرسنگي و عشق عاشقانه هيچگونه يکپارچگي با اظهارات ندارند کنترلشان مشکل است و با افزايش سطوح دوپامين همراه است(فيشر، 2004).
واللر و شاور129در سال 1994، در تحقيقاتشان از دوقلو ها و همسرانشان استفاده کردند، که چندين رابطه قابل توجه بين زيست شناسي و عشق پيدا کردند. اول اينکه آنها کشف کردند که هيچگونه همبستگي در نمره هاي مقياس نگرش عشق در جفت هاي دو قلو وجود ندارد. و همبستگي هاي کلي براي دوقلوهاي يک تخمکي بيشتر از دوقلوهاي دو تخمکي نبود که اين شاخص بيانگر اين است که نگرش هاي عشقي دوقلوها تأثير محيطي را بيش از تأثير ژنتيکي نشان داد. آنها همچنين، متوجه شدند که بين دوقلوها و همسرانشان به طور مثبت چهار تا شش نمره همبستگي وجود دارد(اروس، استورگ، پرگما و اگيپ). محقق بيان مي کند که همگرايي در طي ازدواج نمي تواند در برابر روابط مثبت همسرانشان به وجود آيد. علاوه بر اين هم براي همسران دوقلوها و هم براي دوقلوها، براي تشابه هاي نگرش هاي عشقي تجارب مشترک به کار مي روند نه ژن هاي مشترک. و کسي که يک نوع نگرش عشقي را انتخاب مي کند بعدها اين نگرش عشقي مي تواند انتخاب همسر او را تحت تأثير قرار دهد. در يک تحقيق مربوط به رفتار عشقي، ليميوکس130 در سال 1996 متوجه شد که حتي افرادي که اظهار مي کنند که هرگز عاشق نشده اند، مي توان رفتارهاي مربوط به عشق را در آنها تشخيص داد.
2- نظريه هاي عشق
در طول تاريخ، محققان مختلف در مورد طبيعت عشق به تفکر پرداخته اند. به عنوان مثال در اوايل 1886، پزشک آلماني و محقق در امور جنسي ريچارد وون131، پنج نوع از عشق را شناسايي کرد: عشق واقعي132، عشق فانتزي133، عشق افلاطوني134، عشق دوستانه135 و عشق احساساتي136. چندين دهه بعد، آلبرت اليس137 که يک روان درمانگر بود، شکل هاي ديگري از عشق علاوه بر اينها را پيشنهاد داد: خود عشق شامل انواع بسيار مختلف و درجاتي از محبت است، همانند عشق زناشويي، عشق به والدين، عشق به خانواده، عشق به مذهب، عشق به بشريت، عشق به حيوانات، عشق به اشياء، عشق جنسي و عشق اجباري- فکري و غيره(به نقل از استنبرگ و بارنس138، 1988).
يکي از نظريه پردازان مذهبي هم دوره ي اليس، ليويس139(2000)، کتاب کاملي را به بحث در مورد انواع عشق اختصاص داد. با طرح مشکلات قديمي که به وسيله ي فلاسفه يونان ترسيم شده بود، او چهار نوع اصلي را پيشنهاد داد. “محبت140″، بر اساس آشنايي و تماس هاي مکرر و شباهت هاي قوي که بين والدين و بچه ها وجود دارد، به وجود آيد. اين نوع از عشق در دامنه ي گسترده اي تجربه مي شود که هم در اعضاي يک خانواده، هم بين عاشق و معشوق و هم بين آشنايان به وجود مي آيد. عشق محبت آميز، راحت و کاملاً طبيعي است و از احساسات صميمانه، راحتي ميان فردي و رضايت از با هم بودن به وجود مي آيد. دومين نوع از عشق که به وسيله ي ليويس شرح داده شد، رابطه “دوستانه141″، است. علائق مشترک، بينش ها و سلائق، همکاري هاي مشترک، احترام متقابل و تفاهم، هسته ي اين نوع را تشکيل مي دهند. ليويس بحث مي کند که رابطه دوستانه، حتي اگر صميميت هم وجود داشته باشد، بيشتر از همراه بودن موثر است(استنبرگ و بارنس، 1988).
” اروس”، يا حالتي که آن را عشق مي خوانيم، سومين نوع عشق است. بر خلاف انواع ديگر عشق، اروس شامل ترکيبي از شيريني و ترس و همين طور مؤلفه ي جنسي است که ليويس از آن تحت عنوان” ونوس142″ نام مي برد. عشق شهواني نيز به وسيله ي محبت، ايده آل سازي و اشتغال عشقي با معشوق در دوره ي کوتاهي از زندگي به وجود مي آيد. آخرين نوع از عشق ” الهي143″ است. که از خود بي خود شدن است و در آن هيچ انتظاري براي پاداش از طرف معشوق وجود ندارد(اشتنبرگ و بارنس، 1988).
دانشمندان معاصر رفتاري و اجتماعي، دسته بندي را پيشنهاد داده اند که انواع عشق را طبقه بندي کرده اند. که دو طبقه بندي متداول تر توسط يک روانشناس به نام “رابرت اشتنبرگ”، و يک جامعه شناس به نام “جان لي” گسترش يافته است.
2-1-تئوري مثلثي عشق
اشتنبرگ(1988) عشق را در رابطه با سه مؤلفه ي اصلي مفهوم سازي کرد که اين سه مؤلفه اضلاع مثلث را تشکيل مي دهند: صميميت، هوس و تعهد. هر يک از اين سه مؤلفه ها در ادامه شرح داده مي شود.
صميميت144: شامل احساساتي از خونگرمي، نزديکي ارتباطي و پيوستگي به شريک را در رابطه ي عشقي نشان مي دهد.
هوس145: انگيزشي است و متشکل است از سائق هايي که در جذابيت رومانتيک و جذابيت فيزيکي، رابطه ي جنسي و وقايع مربوط به آن است.
تعهد و تصميم گيري146 : اين مؤلفه به طور قابل توجهي شناختي است و هم تصميم هاي کوتاه مدت که فرد ديگري را دوست دارد و تعهد بلند مدت براي پايداري عشق را نشان مي دهد.
نمودار 2-1: مثلث عشق

شکل 2-2 مثلث عشق اشتنبرگ(اشتنبرگ، 1988)
اين سه مؤلفه در رابطه با درک افراد از آنها متفاوت هستند. به طور ويژه يک فرد، ممکن است کاملاً از مؤلفه ي هوس آگاه باشد اما درک او از صميميت و مؤلفه ي تعهد مي تواند به طور قابل توجهي متغير باشد. يعني اينکه يک شخص ممکن است، احساساتي از صميميت را تجربه کند، بدون اينکه به طور آشکار از آن احساسات آگاه باشد يا بتواند تعيين کند که او چه چيزي را احساس مي کند.
انواع رابطه عشقي
از ترکيب سه مؤلفه ي اصلي عشق، هشت نوع عشق متفاوت به وجود مي آورند که در جدول 1- 2 خلاصه شده اند.
جدول 2-3: روابط هشتگانه عشق(اشتنبرگ، 1986)
انواع ارتباط عشقي
صميميت
هوس
تعهد/تصميم گيري
فقدان عشق
کم
کم
کم
دوست داشتن
زياد
کم
کم
شيدايي
کم
زياد
کم
عشق توخالي
کم
کم
زياد
عشق رومانتيک
زياد
زياد
کم
عشق شراکتي
زياد
کم
زياد
عشق کور
کم
زياد
زياد
عشق کامل
زياد
زياد
زياد

1- فقدان عشق147: اين نوع از عشق تعامل هاي درون علّي را که به وسيله ي عدم وجود هر سه مؤلفه عشقي شکل مي يابد، توضيح مي دهد. اغلب روابط شخصي روزانه ما را مي توان تحت عنوان غير عاشقانه تعيين کرد.
2- دوست داشتن148: اين نوع از عشق داراي مؤلفه ي صميميت به تنهايي است که شامل خونگرمي، نزديکي، و ديگر تجارب عاطفي مثبت مي باشد اما فقدان هوس و تعهد در آنها به چشم مي خورد.
3- شيدايي149: اين نوع از عشق هوس را به تنهايي دارا است و يک عشق شديد است که در نگاه اول تجربه مي شود، يعني اينکه به وسيله جذابيت و بدون هيچ گونه صميميت واقعي حاصل مي شود.
4- عشق توخالي150: در اين نوع عشق فقط تعهد به تنهايي وجود دارد و فاقد هوس و صميميت است و اغلب در انتهاي روابط دراز مدت ديده مي شود.
5- عشق رومانتيک151: در اين نوع از عشق صميميت به همراه هوس است و از احساسات نزديکي و ارتباط دوگانه با جذابيت فيزيکي است
6- عشق مشارکتي152: در اين نوع از عشق مؤلفه هاي صميميت و تعهد به همراه هم حضور دارند و به طور اساسي شامل رابطه دراز مدت، ثابت و يک رابطه دوستانه است که به وسيله مقادير زيادي از صميميت عاطفي، تصميم براي دوست داشتن شريک و تعهد به حفظ رابطه تعيين مي شود. اين نوع از عشق اغلب در بهترين روابط دوستي ديده مي شود که از طريق جذابيت جنسي برآورده مي شود.
7- عشق کور153: هوس در اين نوع از عشق بيش از صميميت عاطفي است و اين روابط وابسته معمولاً پايدار نيستند و در خطر تمام شدن قرار دارند.
8- عشق کامل154: اين عشق تمام و کمال است و از هر سه مؤلفه(صميميت، هوس و تعهد)، تشکيل شده است. مطابق با نظر استنبرگ اين نوع کاملي از عشق است که بسياري از افراد در تلاش اند که آن را به ويژه در روابط رومانتيکشان به دست آورند(اشتنبرگ، 1988).
2-2- نظريه ي عشق لي
نظريه ي معاصر ديگر در زمينه عشق، نظريه نگرش هاي عشق لي155(1998) است. که در اين نظريه هر نوع از عشق به يک سبک اوليه و ثانويه مربوط مي شود. لي مي گويد که نگرش هاي مختلف نسبت به عشق وجود دارد که ريشه در تجارب خانوادگي، عواطف مؤثر و رفتارها دارد که مي توان آنها را در شش سبک اصلي طبقه بندي کرد.
اين شيوه هاي عشق ورزيدن همانند ظاهر رنگي يک چرخ هستند که هم شامل رنگ هاي اوليه و هم ثانويه مي شوند. رنگ هاي اوليه انواع متداول تري هستند و شيوه هاي عشقي ثانويه از ترکيب شيوه هاي اوليه ساخته مي شوند. لي بر چسب هايي از زبان باستاني براي ناميدن آنها به کار مي برد و استدلال مي کند که زبان امروزي برچسب هاي کافي براي انواع مختلف عشق را ندارد. مهمترين سبک هاي عشق ورزي شامل شيوه هاي اوليه، اروس، لودوس و استورگ، و شيوه هاي ثانويه، مانيا، پراگما و اگيپ، مي باشد(فريکر و هانس، 2006).
سبک هاي عشق ورزي اوليه
1- اروس: اروس يک تجربه عاطفي شديد است که مشابه به عشقي پر از هوس مي باشد(لي، 1998). در حقيقت متداول ترين علامت و نشانه اروس، جذابيت آني و نيرومند براي دوست داشتن افراد است. براي فرد عاشق اروسي افتادن در عشق و عاشق شدن به طور کامل با يک قريبه بسيار آسان مي باشد، که به سرعت با افکار خوشايند درباره ي آن فرد به وجود مي آيد، احساس نياز شديد براي ديدار روزانه و آرزوي اين که اين رابطه منحصر به فرد باقي بماند، سراسر وجود فرد را فرا مي گيرد. به عنوان مثال عاشق اروسي آرزو دارد که به طور جنسي دوست داشته شود که معمولاً وي در جستجوي بعضي از اشتغالات جنسي اوليه در رابطه است(لي، 1973). اين تمايل شديد به فرد ديگر با معيارهاي جذابيت فيزيکي مطابقت دارد و عشق زود گذري است که از طريق روابط جنسي مکرر متمايز مي شود(استفاني و گريفين، 2006).
2- لودوس: يک نوع بازي از شيوه هاي عشق ورزيدن است و به وسيله آن قوانين به بازي گرفته مي شود. عاشق لودوسي، عشق را به عنوان يک بازي مي بيند که با مهارت انجام مي دهد و اغلب چندين شريک به طور همزمان دارد. عاشق لودوسي يا لوديک هيچ توجهي به شرکا ندارد، در هيچ طرح مربوط به زندگي آينده يا حوادث و نگراني هايي که وجود دارند، خود را به مخاطره نمي اندازند. علاوه بر اين عاشق لودوسي تمايل دارد که فعاليت جنسي را به عنوان يک موقعيت براي سرگرمي در نظر گيرد تا يک عاطفه شديد. در اين جا هيچ تعهد واقعي براي شريک وجود ندارد و هيچ گونه حسادتي هم وجود ندارد. در اين سبک عشق مي تواند بدون اضطراب و سرگرم کننده باشد. معشوق بايد به همان گونه باشد که عاشق دوست دارد باشد. عشق مي تواند با چندين شريک به کار گرفته شود يا در مجموعه اي، يکي بعد از ديگري اتفاق بيافتد(لي، 1998).

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد دینامیکی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد دینامیکی