منبع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، رسول خدا (ص)، امام رضا (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

ناديده گرفته و بدون عذر موجّه از شرکت در جنگ سرباز زدند بيان شده است.
اين سه نفر که طبق صريح بعضى از روايات کعب بن مالک و مرارة بن ربيع و هلال بن اميّه نام داشتند با اين که جزء گروه منافقان نبودند؛ ولى به خاطر سستى و تنبلى از شرکت، در جنگ تبوک خوددارى کردند، امّا به زودى متوجّه گناه بزرگ خود شده و پشيمان گشتند.
هنگامي که پيامبر اسلام (ص) از ميدان تبوک بازگشت به خدمتش آمدند و زبان به عذرخواهي گشودند ولي پيامبر اسلام (ص) با آنان سخن نگفت و به مسلمانان نيز دستور داد احدي با آنان سخن نگويند و به دنبال آن، مردم هرگونه مراوده را با آنان قطع کردند، در اين هنگام آنها در يک محاصره عجيب اجتماعي گرفتار شدند؛ تا آنجا که مجبور شدند براي نجات از اين خواري و رسوايي، مدينه را ترک گويند و به کوهها، پناه برند (مکارم شيرازي، پيام قرآن، 10/298).
نتيجه اينكه: دورى و ترک معاشرت، كه در آيهي شريفه آمده، نوعى تعزير محسوب مى‌شود؛ تعزيرى مفيد و مؤثّر، كه هزين? آن كم و نتيجه‌اش چشمگير و فراوان بوده است، چرا که باعث شد آنها از کار خود پشيمان شده و توبه کنند.
با دقّت مختصرى در اين ماجراى تاريخى، روشن مىشود، که در واقع اين، يک تعزير مهم و يک نوع زندان معنوى شديد توأم با تحقير و افشاگرى و طرد موقّت از جامعه بوده است (طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، 5/137).
اين داستان شاهد گوياي ديگري بر عموميت مفهوم تعزير و عدم اختصاص آن به شلاق و تازيانه است و نشان ميدهد که بعضي از انواع تعزيرات تأثير بسيار قويتري از تازيانه و شلاق دارد و در سطح وسيعي از جامعه موجب نهي از منکر ميشود.
همچنين واژهي “عزّر” در قرآن کريم، به صورت فعل در سه مورد به کار رفته است:
الف) آيهي 12 مائده در اين باره ميگويد: “خداوند به بني اسرائيل فرمود من با شما هستم اگر نماز را اقامه کنيد و به فرستادگان من ايمان بياوريد و آنها را ياري کنيد4.”
عزّرتموهم از “عَزّر”، به معناى يارى کردن همراه با احترام است و اصل آن منع است که از جملهي آن تعزير است در اين آيه اشاره شده است که ايمان به انبياء به تنهايى کافى نيست و يارى آنان هم لازم است. نماز و زکات و انفاق، در کنار پذيرش و يارى رهبران الهى مفهوم دارد (شبر، عبدالله، تفسير القرآن الکريم، 135).
ب) آيهي 9 از سوره فتح ميگويد: “به خدا و رسولش ايمان بياورند و از او دفاع کرده، ياريش نماييد و بزرگش شماريد و بامداد و شامگاه تسبيحش گوييد5.”
تعزروه از ماده “تعزير” در اصل به معني منع است پس به هر گونه دفاع و نصرت و ياري کردن در مقابل دشمنان، اطلاق شده است، بنابراين به بعضي از مجازاتهاي که مانع گناه ميشود نيز تعزير ميگويند.توقروه از ماده “توقير” از ريشه “وقر” به معني سنگيني است، بنابراين “توقير” در اين جا به معني تعظيم و يزرگداشت است.
مطابق اين تفسير، ضميرهاي که در تعزروه و توقروه آمده به شخص پيامبر اسلام (ص) بر ميگردد و هدف از آن، دفاع از او در مقابل دشمن، تعظيم و بزگداشت اوست.
“تعزير” که مصدر “تعزروه” است به معناى نصرت است و “توقير” که مصدر “توقروه” است به معناى تعظيم است، ظاهراً ضميرهايى که در سه فعل، آيه آمده همه به خداى تعالى برمىگردد ولى بعضى از مفسرين گفتهاند: ضمير در دو فعل “تعزروه” و “توقروه ” به رسول خدا (ص) برمىگردد، و ضمير در “تسبحوه” به خداى تعالى باز ميگردد. ولى يک نکته اين توجيه را موهون مىسازد و آن اتحاد سياق است که با وحدت سياق نمىشود مرجع ضمائر را مختلف کرد (طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، 18/247).
در آيهي فوق پنج دستور مهم به عنوان نتيجه و هدفى براى اوصاف پيشين پيامبر اسلام (ص) بيان شده که دو دستور، دربارهي اطاعت خداوند و تسبيح و نيايش اوست و سه دستور دربارهي “اطاعت” و “دفاع” و “تعظيم” مقام پيامبر اسلام(ص) است.
ج) آيهي 157 اعراف دربارهي واژه عزروه ميگويد: “کساني که به او ايمان آوردند، او را بزرگ داشتند و در ابلاغ رسالتش وي را ياري نمودند.6”
مفسران غالباً معناي “عزر و تعزروه” در آيات فوق را تفخيم، تعظيم و ياري نمودن و منع دشمن از آزار و اذيت پيامبر دانستهاند (فخر رازي، تفسير الکبير، 11/186).
بنابراين واژهي تعزير که در قرآن به معني منع، تأديب، تعظيم، تفخيم و … به کار رفته است در مجموعه بيانگر آن است که: “هر چيزي که موجب آزار و اذيت کسي شود در صورتي که مشمول حد نباشد قابل تعزير است” اگر چه واژهي تعزير در معاني مختلف به کار رفته ولي وجه اشتراک تمام معاني به کاررفته منع و باز داشتن ميباشد. همچنين واژهي تعزير در آيات به کار رفته، نشان دهنده آن است که مجازاتهاي تعزيري سابقه ديرينهاي داشته و مختص زمان حاضر نيست و همهي اينها گواه بر مشروعيت تعزير به عنوان مجازاتهاي نامعين ميباشد.

1-1-2- روايات: روايات وارد شده در اين باب، چند دستهاند که هر کدام به اختصار بررسي ميشود:
دسته اول: رواياتي که در آن، تعزير به طور صريح کمتر از حد، تعيين شده است عبارتند از:
1- حمادبن عثمان نقل ميکند که به امام صادق(ع) عرض کردم: ميزان تعزير چقدر است؟ امام فرمودند: کمتر از حد. عرض کردم: کمتر از هشتاد ضربه؟ حضرت فرمودند: نه، بلکه کمتر از چهل ضربه که حد مملوک است. عرض کردم: و آن (کمتر از چهل ضربه) چقدر است؟ فرمودند: به اندازهاي که حاکم با در نظر گرفتن گناه شخص و توانايي او صلاح بداند7 (کليني، الکافي، 7/24(.
بررسي: اين روايت از لحاظ سندي به صحيحه حمادبن عثمان شهرت يافته است و دلالت آن در مورد اين که تعزير کمتر از حد است روشن است شايد بتوان گفت که قاعده تعزير دون الحد از اين روايت گرفته شده است چون در بحث تعزيرات، همواره به اين روايت استناد ميشود به همين خاطر ميتوان گفت داراي شهرت فتوايي در ميان اصحاب است. اما مناقشاتي نيز در دلالت اين روايت شده است:
اول آنکه کمترين ميزان حد، در اين روايت هشتاد ضربه بيان شده است در حاليکه کمترين ميزان حد، حد قوادي هفتاد و پنج ضربه است.
دوم آنکه بر اساس اين روايت، ملاک در حداکثر تعزيرات، حد برده؛ يعني چهل ضربه است که نبايستي به آن حد برسد، بلکه بايد همواره کمتر از آن باشد که اين حکم مخالف بسياري از روايات است و کسي بدان حکم نکرده است8 (موحدي لنکراني، تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله، 423).
در مورد مناقشه اول، ميتوان گفت: تا حدي اين اشکال وارد است. اما اين پرسش مطرح ميشود که با توجه به صحيحه بودن روايت، چه وجهاي براي صدور اين روايت ميتوان جست؟ در پاسخ گفته ميشود: اين روايت در پاسخ پرسشي ايراد شده است، از امام معصوم(ع) پرسيدهاند که ميزان تعزير چه اندازه است؟ حضرت به يک پاسخ کلي اکتفا کردند و فرمودند: کمتر از حد. سوال کننده ميگويد: کمتر از هشتاد تازيانه؟ حضرت فرمودند: کمتر از چهل تازيانه. گويا در ذهن مخاطب حد خاصي، مانند حد قذف يا حد شرب خمر در نظر بوده و از امام(ع) نيز همان را پرسيده، امام نيز پاسخي متناسب، با آن را بيان داشته است.
2) در حديثي از امير مؤمنان (ع) سوال شده اگر مردي به ديگري بگويد: اي گوشت خوکخور، آن حضرت فرمودند: کمتر از حد تعزير ميشود9 (کوفي، الجعفريات- الاشعثيات، 135).
بررسي: به اين روايت اينگونه استدلال شده که گرچه آغاز حديث، به مورد خاصي اشاره دارد، اما در ذيل روايت، امام(ع) به طور مطلق و کلي ميفرمايند که تعزير کمتر از حد است و اين اشاره دارد. به اين که تعزير ما دون الحد است و اينکه روايت، همه تعزيرات را در بر نميگيرد و تنها دليلي براي تعزيرات باب قذف است که کمتر از حد است.
3) فضلبن اسماعيل هاشمي از پدرش نقل ميکند که فرمود: از امام صادق و امام کاظم(عليهما السلام) دربارهي زني سوال کردم که زنا کرده و بچهدار شد و در نزد امام مسلمين اقرار به زنا کرد و اقرار کرد که اين فرزند از زناست. پس حد بر او اقامه شد و آن فرزند، رشد کرد تا مرد کاملي شد، شخصي به اين فرد، افترا ميبندد. آيا به توهين کننده، تازيانه (حد قذف) زده ميشود؟ امام فرمودند: تازيانه ميخورد و تازيانه نميخورد! عرض کردم: چگونه تازيانه ميخورد و تازيانه نميخورد؟ فرمودند: هر کس به آن شخص بگويد: اي زنازاده، تازيانه نميخورد، بلکه تعزير ميشود و آن کمتر از حد است و هر کس به او بگويد: اي فرزند زن زناکار، به اندازه حد کامل بر او تازيانه زده ميشود. عرض کردم: چطور اين حکم اينگونه ميشود؟ فرمودند: زماني که شخصي به او بگويد: زنازاده! راست گفته است و به سبب عيبجوئي از زني که حد بر او اقامه شده، تعزير ميشود و زماني که شخصي به او بگويد: اي فرزند زن زناکار! به طور کامل حد بر اقامه ميشود، به جهت افترايي که پس از اظهار توبه زن و اجراي حد به وسيله امام، به آن زن بسته است10 (طوسي، تهذيب الاحکام، 10/68؛ حر عاملي، وسائل الشيعه، 28/188).
بررسي: اگر چه برخي سند اين روايت را معتبر تلقي کردهاند، ولي سند آن تا حدي اشکال دارد، اما عمل فقها بر طبق آن، ميتواند تا حدي جبران ضعف سند را بکند و اين روايت دلالت ميکند بر اينکه تعزير، کمتر از حد شرعي است؛ هر چند بعيد نيست منظور، حد قذف باشد؛ ولي به هر حال مقدار تعزير مادون الحد است.
دسته دوم: رواياتي که در آن معصوم (ع) ميزان تعزير را به طور مطلق مشخص ميکند که غالباً حداقل و حداکثري براي آن تعيين شده است عبارتند از:
1) در روايتي از امام رضا (ع) سوال شده که مقدار تعزير چقدر است امام در پاسخ فرمودند: تعزير حد فاصل ده و اندي تازيانه تا نود و سه تازيانه است11 (نوري، مستدرک الوسائل، 18/194).
2) اسحاقبن عمار گويد: از امام کاظم(ع) درباره مقدار تعزير پرسيدم که چقدر است؟ امام فرمودند: بين ده تا بيست ضربه12 (همان، 18/194).
3) مرحوم صدوق در روايت مرسلهاي از پيامبر اسلام (ص) چنين نقل ميکند: “براي حاکمي که به خداوند و روز قيامت ايمان دارد جايز نيست که بيش از ده تازيانه بر کسي زند، مگر در حدود شرعي و جهت تأديب بردگان، اجازه داده شده که از سه تا پنج تازيانه نواخته شود13” (حر عاملي، وسائل الشيعه، 28/374).
بررسي: اولاً: بر اين دسته از روايات، غالباً خدشه سندي وارد شده است از اين جهت نميتوان بر آنها تکيه کرد و از اين جهت دلالت در تعارض با ساير ادله دارند و در مقام تعارض، روايات مخالف اينها به جهت داشتن مرجح سندي مقدم ميشوند.
ثانياً: در ميان خود اين روايات، نيز تخالف وجود دارد و هيچ کدام بر ديگري ترجيح ندارند ( موحدي لنکراني، تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله، 424).
ثالثاً: اين دسته از روايات خارج از اقوالند و کسي بدانها عمل نکرده است به عبارت ديگر، به جهت اعراض مشهور، خارج از اعتبار است (همان، 423).
اما درباره روايات ديگري که ميزان خاصي را براي تعزيرات مشخص ميکنند ميتوان گفت اين روايات، مصاديقي از آن را در نظر دارد؛ يعني تعزير به کار رفته در اين روايات، به دليل ارتکازات14 مخاطب، تعزير خاصي همچون تعزير باب قذف يا تعزير عبد در نظر بوده و معصوم مقدار آن تعزير را بيان کرده است.
دسته سوم: در اين دسته از روايات، در برخي عبارت “لاحد” و مانند آن به کار رفته است و برخي ديگر نوع خاصي از حد مانند قتل را نفي و تعزير را ثابت ميکنند.
1) معاويهبن عمار ميگويد: به امام صادق(ع) عرض کردم: دو زني که در زير يک لباس ميخوابند حکمشان چيست؟ فرمودند: زده ميشوند؛ عرض کردم: حد؟ فرمودند: نه. عرض کردم: دو مردي که زير يک لباس ميخوابند، چطور؟ فرمودند: زده ميشوند. عرض کردم: حد؟ فرمودند: نه 15(طوسي، تهذيب الاحکام، 10/41؛ نجفي، جواهر الکلام، 41/388).
بررسي: اولاً: دوگانگي و تغاير حد و تعزير مطلبي است که روايات نفيکننده حد و اثبات کننده تعزير، به طور شفاف و واضح بدان تصريح کردهاند و از آنها فهميده ميشود که ميان حد و تعزير تفاوتي واضح است که نميتوان آن را ناديده گرفت.
ثانياً: تقابل حد و تعزير در اين روايات، به قاعده التعزير دون الحد اشاره دارد و سبب آن اين است که با توجه به اين که جرم ارتکابي، کمتر و ضعيفتر از جرم حدي است و در روايات فوق، حد نفي و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع قانون مجازات، حقوق جزا، جبران خسارت Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، مصلحت و مفسده، قاعده اتلاف