منبع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، سیاست فرهنگی، امام سجاد، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

مسیحیانی مانند یوحنا دمشقی که تحت حکومت مسلمانان زندگی میکردند ناگزیر بودند در انتقادهایشان از اسلام محتاط باشند.
اما اتباع امپراطوری بیزانس در قید چنین ملاحظهای نبودند، پس عجیب نیست که بگوییم تصویری که اینان از اسلام عرضه کردند نوعی کاریکاتور کینه آمیز است. بیزانس مسلمانان را دشمنی بزرگی میدانست که بسیاری از استانهای پررونق نظیر مصر، سوریه و فلسطین یعنی خاستگاه اصلی دیانت مسیح را از امپراطوریشان جدا کرده و همچنان در مرزهای جنوبی و جنوب شرقی به صورت تهدید نظامی باقی مانده بود(وات، 1373: 139).
فرد دیگری که تبلیغات گستردهای علیه مسلمانان به راه انداخته بود تئوفانس مورخ بیزانسی(752-817 م) از کلیسای ارتدوکس است. مطالبی در مورد مشرق زمین و پیامبر اسلام(ص) که به تعبیر او «پیغمبر ادعایی» است آورده است(ثواقب، 1379: 159).
هر گونه اطلاعاتی که ممکن بود درباره پیامبر اسلام گرد آید و مکمل اطلاعات پیشین گردد به سبب کینهی روز افزونی که بر اثر جنگهای مستمر پدید میآمد خنثی میشد. این برداشت مسیحیان از اسلام در حالی بود که قرآن دین مسیح را در ردیف ادیان الهی قرار داده بود. مشخصه اصلی دین اسلام و مسیحیت «وحیانی» بودن است. منتها با این تفاوت که در مسیحیت، مدعی تلقی وحی حواریون هستند نه خود عیسای مسیح، چون در تفکر مسیحیت عیسی خود مبدا وحی است و آن کسانی که وحی به آنها میرسد و میشنوند حواریون بودهاند. اما در اسلام دریافت کنندهی وحی حضرت رسول(ص) است(همان،171).
قرآن مجید وحی بودن خود را عطف کرده است به مسیحیت و یهودیت، یعنی قرآن وقتی از وحی سخن می گوید مخصوصاً در سورههای مدنی و پس از مواجهه با یهود یثرب و اطراف آنجا وحی را برای آنها یک امر شناخته شده تلقی میکند. قرآن، یهودیان و مسیحیان را در ردیف پیروان ادیان الهی قرار داده و در برخورد با آنان از موضع ابتدا به ساکن و یا نفی شروع نمیکند. بلکه از موضع تصدیق و بعد تصحیح آنها شروع میکند. بینش اصلی قرآن در خصوص مسیحیان این است که اهل کتاب هستند و دعوتهایشان اساساً همان دعوت قرآن است؛ اما از حقیقت کتاب خود منحرف شدهاند.
در وارسی بینش مسلمانان از مسیحیت میبینیم که آنان شالوده سیاست رضایت بخشی نسبت به مسیحیان پیریزی میکنند(وات، 1373: 5-44). مسیحیان و مسلمانان میتوانستند بین خود زبان مشترکی را چه در لفظ چه در معنا بیابند و با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ اگر چه به توافق نرسند. آنها یکدیگر را کافر میخواندند؛ ولی وجوه مشترک اساسی و حتی قرابت خود را نیز آشکار میکردند. هر دوی آنها مدعی بودند که پیام آور حقایق نهایی و جهانی و آخرین کلام پروردگار هستند و وظیفه دارند آن را به سراسر جهان برسانند. آن ها برای انجام این فریضه الهی، اجر اخروی و سعادت دنیوی را انتظار داشته و عقاید تقریباً مشابهی درباره پاداش و کیفر در آخرت داشتند(لوئیس، 1381: 16).
الفاظی مانند کافر، جهانی بودن، پاداش، کیفر و غیره دو دین اسلام و مسیحیت را با وجود اشتراک رقیب هم ساخته بود. با چنین برداشتهایی از مذهب یکدیگر، مسلمانان و مسیحیان در قرن اول هجری درمناطقی مانند شام و عراق با یکدیگر رو به رو شدند.

4-4- مناظرات میان مسلمانان و مسیحیان

نخستین مباحثات فکری میان مسلمانان و مسیحیان در عصر پیامبر (ص) صورت گرفت. هم زمان با فتوحات و به خصوص پس از آن، مسلمانان مناظرات فراوانی با نصارا برگزار نمودند. اسلام نه تنها به معتقدات و آئین اهل کتاب احترام قائل شده، بلکه اصولاً این حق را برای آنان محفوظ شمرده که میتوانند در چهارچوب عقل و برهان در مورد عقاید مذهبی با مسلمین به گفتگو و بحث بپردازند. به طور آزاد و دور از تعصب از معتقدات دینی خویش دفاع کنند و در مقام بحث و مجادله نسبت به عقاید اسلامی برآیند(عمید زنجانی، بی تا: 157).
در کنار مدارا و مسامحهیی که مسلمین در معامله با اهل کتاب رعایت مینمودند. ارتباطاتی نیز در بیشتر امور بین آنها به وجود میآمد. مکرر در بازار و مجالس فرصتهایی پیش میآمد که در برتری ادیان بین آنها بحث و مناظره صورت گیرد.
آشنایی مسلمانان با انجیل، مناظرات آنان را با نصارا مبتنی بر دلایل و شواهد دقیق و مستقیم کرد. مسائل مورد بحث غالباً کلی و بدون تغییر بود. مانند: بحث در مفهوم تثلیث و ابن الله. در این مورد مسلمین نصارا را مشرک میخواندند. همچنین قضیه پیش گویی کتاب مقدس درباره ظهور پیامبری از عرب و این که یهود و نصارا آن را تغییر دادهاند، موضوعی مهم در مناظرات مسیحیان و یهودیان بوده است(زرین کوب، 95:1384).
قدیمیترین کتاب مناظره میان مسلمانان و مسیحیان از «یوحنای دمشقی» است. ظاهراً یوحنا از نوادگان «سرجون رومی» است. پدر او بندهای به نام کوسماس خرید که قبل از اسارت راهب بود و ضمن یکی از حملات اعراب به ایتالیا اسیر شده بود. پدر یوحنا، کوسماس را به عنوان آموزگار و مربی فرزندش برگزید و چون کوسماس دانستنیهای خود را به یوحنا آموخت اجازه خواست تا به صومعه برگردد. یوحنا چندین سال مستشار هشام بن عبدالملک بود و سپس استعفا کرد و به نزد معلم خود رفت. مهمترین کتاب او «ینبوع الحکمه» است؛ کتاب مذکور به صورت مناظره میان یک مسلمان و یک مسیحی نوشته شده است و در آن بر الوهیت مسیح و آزادی انسان تأکید شده است(عطوان، 1371: 29).
این کتاب نشان میدهد که در آن زمان در دمشق آزادی بحث و انتقاد دینی بوده است و مسیحیان میتوانستند از دین رسمی مملکت با کمال آزادی انتقاد کنند. علاوه بر این یوحنا از قرآن اطلاع کامل داشته و با اصول عقاید اسلامی آشنا بوده است«در این کتاب آمده وقتی مسلمان سخن گفت… چنین جوابش ده…»(اولیری، 1374: 219).
برطبق شریعت اسلام کیفر ارتداد مرگ است؛ این امر بدان معنا است که عرضه کردن انجیل به مسلمانان توسط مسیحیانی که تحت حاکمیت اسلام میزیستهاند عملاً میسر نبوده است. اگر مسلمانی به دین نصارا در میآمد نه تنها خود را به خطر میافکند احتمالاً مسبب نوعی تلافی علیه جامعهی مسیحیان نیز میشد. از این رو مصلحت فرد مسیحی ایجاب میکرد هنگام مباحثهی مذهبی با مسلمانان بسیار احتیاط کند یعنی این که مسلمان پرسش کند و او جواب دهد(وات، 1373: 7-116).
هدف یوحنا دفاع از مسیحیت است احتمال دارد که او این جدل رادر حضور خلیفه نیز عمل کرده است(حتی، بی تا: 317). شاگرد او اسقف «تئودورا ابوقُره» چندین گفتگوی مناظرهای را با مسلمانان ثبت کرده است که مناظره کنندگان تمام موارد اختلاف میان دو کیش را مورد بحث قرار میدادند، طرفی که طبق معمول همیشه اول حمله میبرده است مناظره کننده اسلامی است(آرنولد،1358 : 200).
یوحنا دمشقی نبوت پیامبر اسلام را انکار میکرد. اما مورخان نوشته اند در سال 781 میلادی تیموثی، رئیس مذهب نسطوری در دو روز مباحثه با خلیفه عباسی مهدی در نوشتهی مهمی میپذیرد که محمد(ص) در طریق پیامبران گام زده است(وات، 1373: 120).

4-5- شکستن تصاویر

یکی دیگر از موضوعات مورد بحث مسلمانان و مسیحیان مربوط به برخی اعمال مسیحیان نظیر پرستش حضرت مریم و مقدسین و خصوصاً پرستش اعضا یا اشیایی که از مقدسین بر جا مانده بود. در سال 102ه. ق خلیفه اموی یزید دوم، بت شکنی را رسماً راه انداخت و اقدام وی یکی از تبلیغات مهم خلفا علیه گروهها و فرقههای مسیحی گردید(کونل ، 1376: 20).
امپراطور بیزانس نیز از سال 726-848م/108 تا 229 ق با درگیری خانگی بر سرنمایش یا عدم نمایش تصاویر در کلیسا روبرو شد.
پرستش تصاویر، مسیحیان را آماج خرده گیریهای شدید مسلمانان قرار داده بود. امپراطور «لئو سوم» متوجه گردید که مسلمانان و یا حتی بعضی از مسیحیان، کلیسا را در معرض انتقاد قرار دادهاند و احترام بیش از حد را که نسبت به تصاویر مقدس در نمازخانه معمول میشود نوعی از بت پرستی میشمارند. از این رو در سال 726 م فرمانی صادرکرد و نصب تصاویر رادر کلیسا ممنوع نمود. این اولین قدمی است که در طریقه صورت شکنی در عالم مسیحیت به ظهور پیوست (ناس، 1370: 645).
این جنبش تحت تاثیر دو جریان خاص مذهبی و سیاسی بود. 1.سیاسی: بحران طولانی قرن هفتم میلادی، وضعیت روحی مردم بیزانس و گرایش آنان به مذهب را بیشتر کرد تا جایی که «هرقل» در قرن هفتم هنگام لشکرکشی به ایران تصاویر مقدسه را با خود آورده بود. 2. مذهبی: چنانچه گفته شد نفوذ شدید مسلمانان و فرق دیگر که مخالف سرسخت تصویر پرستی بودند، این نهضت بزرگ تصویر پرستی را به وجود آورند. قابل ذکر است پس از 120 سال درگیری در بیزانس، سرانجام در سال 848م/229 ق طرفداران تصویر پرستی پیروز شدند(محبی فر،1383 :162).

4-6- نقش ائمه(ع) در پاسخ گویی به شبهات مسیحیان

پس از واقعه عاشورا و شهادت دسته جمعی امام حسین(ع) و یاران و خاندانش، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به جبههی فرهنگ روی آوردند و از دخالت در مبارزات مسلحانه بر ضد حکومت اموی خودداری کردند. زین العابدین(ع) بیش از سه دهه در دورانی که سرزمین اسلامی را آشوبهای داخلی فرا گرفته بود، کاروان شیعه را هدایت کرد. دوران امامت او و فرزندش امام محمد باقر(ع) را دورهی «تلاش در راه حقانیت» نامیده اند(جعفری، 1366: 275)؛ زیرا این دو همهی تلاش خود را مصروف حفظ شیعه و تحکیم مبانی فکری آن کردند. امام سجاد(ع) با اتخاذ سیاست بی طرفی نه تنها امویان را هرگز تأیید نکرد بلکه با تغییر جبهه به مبارزه دائمی حق علیه باطل ادامه داد و مبارزه خود را در قالب دعاهای عمیق و پرمحتوا که به نام «صحیفه سجادیه» به ما رسیده، پیگرفت. بدین معنی که از قیام و مبارزهی مسلحانه به جبههی نبرد فرهنگی برای تقویت و تحکیم اصول و مبانی شیعه و حفظ کیان تشیع تغییر موضع داد(سپهری، 1381: 109).
امام سجاد(ع) در اجرای سیاست فرهنگی خود به تعلیم و تربیت شماری از یاران خود پرداخت. چنانکه جمع زیادی از عالمان و فقیهان عصر اموی دانش آموختهی حوزهی درسی آن حضرت بودند. از شاگردان آن حضرت در مدینه، 164 نفر شهرت دارند. امام باقر(ع) که براساس روایت جابر از رسول خدا(ص)، به خاطر دانش بیکرانش باقرالعلوم(شکافنده دانشها) نامیده شد. راه پدرش را در پرهیز از هر گونه درگیری سیاسی و قیام مسلحانه پیگرفت و با استفاده از موقعیت مناسبی که برایش فراهم شد، با تأسیس دانشگاهی بزرگ به تعلیم و تربیت شاگردان برجسته و گسترش فرهنگ اهل بیت(ع) و علوم اسلامی پرداخت. اسامی تعداد فراوانی از شاگردان آن حضرت در کتب رجال شیعه ذکر شده است(همان، 109).
اهمیت اقدام امام، زمانی آشکار خواهد شد که در نظر داشته باشیم سیاست فرهنگی امویان در دو پایه قرار داشت نخست: منع نقل احادیث امامت و دیگری: جعل وسیع حدیث دربارهی خلافت(حکیمی، 1373: 79).
امام باقر(ع) با تبیین و تقویت مبانی عقیدتی و فکری شیعه در حقیقت توانست شیعه را برای همیشه از نظر فکری بیمه کند. مکتبی را که امام باقر(ع) پایه گذاری کرد، پس از او فرزندش امام صادق(ع) تداوم بخشید.دوره امام صادق (ع) دورهی انتقال قدرت سیاسی از خاندان اموی به خاندان عباسی است. همین امر به امام فرصت داد تا با فراغ خاطر، سیاست فرهنگی پدر را ادامه دهد و به ترویج مبانی علمی و فقهی مکتب اهل بیت و تربیت شاگردانی مبرز و برجسته در زمینههای مختلف فقهی و کلامی بپردازد.
دورهی امامت امام صادق (ع) از لحاظ سیاسی- مذهبی یکی از حساسترین دورههای تاریخ اسلام است. بسیاری از حوادث تاریخ ساز، نهضتهای خشونت آمیز نتایج طبیعی فعالیتهای مختلف تحت جریان و تلاشهای انقلابی و بالا تر از همه مواضع سازش کارانه مرجئه و اهل حدیث در این زمینهها، در همین زمان به وجود آمد(جعفری، 1366: 304).
حرکت پیچیده تاثیرگذار نیز«ترجمه» است، که در زمان حضور معصومین واقع گشته و کمترین مشورتی با آنان نه دربارهی اصل کار ترجمه و نه دربارهی انتخاب متون نشد(حکیمی، 1373: 265).
امام صادق(ع) همچون پدرش و جدش از ورود به هر گونه فعالیت سیاسی خودداری میکرد. برخورد آن حضرت با فرستاده و نامهی ابوسلمه خلال گواه خوبی بر این مدعاست (مسعودی، 1365: 2/ 258). امام توانست ضمن

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع حکومت اسلامی، جامعه اسلامی، حکومت اموی، روابط فرهنگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع هنر اسلامی، زبان آرامی، امیرالمومنین، ادبیات عربی