منبع پایان نامه ارشد با موضوع امام حسین، امام حسین (ع)، بابا فغانی

دانلود پایان نامه ارشد

کربلا اشاره شده که درنهایت به شهادت ایشان منجر می شود و نتیجه ی آن را برای روح ایشان گوارا و مطبوع می داند که در نهایت سبب بزرگی وعزت ایشان می شود .
می راند در بلا و محن نفس جاهدش تاروح پای برزبر آسمان نهاد
شد حاصلش عذوبت12 روح از عذاب تن جانش عزیز گشت چوتن درهوان نهاد (همان)
نظیری نیشابوری در ابیاتش به این واقعیت می پردازد که خداوند زیارتگاه امام حسین(ع) را جایگاه عرفان وشهود قرار داده است و راه رسیدن به بهشت را رنج و محنت این دنیا می داند در واقع پس از گذراندن رنج ومصیبت در این جهان است که راه رسیدن به بهشت هموار می شود .
حق مشهد حسین محل شهود ساخت فردوس در مکاره و رنج جهان نهاد (همان)
فرات آبی است که یزیدیان آن را بر روی امام حسین (ع) و کاروانش بستند . نیشابوری در بیت پایانی این قطعه با مقابله شط فرات و خون امام حسین (ع) نوعی تقابل ایجاد کرده است که حس زیبایی را القا می کند .
شط فرات راند زطوفان کربلا وآنگه سر حسین به خون روان نهاد (همان).
ه)بابا فغانی شیرازی
لطفعلی بیگ آذر،از شاعران غزل سرای شیعی ایران به سال 922 ه.ق در شیراز متولد شد .وی شاعری متین ،سخن پرداز،خوش ذوق و رندی بی بندو بار بود . او در اوایل زندگی ،عیاش و اهل طرب بود . در شیراز شغل چاقو سازی داشته که درآن هنگام به سکاکی تخلّص داشت . ولی بعدها تخلّص خود را به فغانی تبدیل نموده است ولی در دیوان او که اکنون در دسترس ماست شعری باتخلّص سکاکی وجود ندارد . بابافغانی حوالی سی سالگی از شیراز بیرون رفت . مدتی در هرات زندگی کرده و با شاعران آن دیار از جمله باجلی آشنا شد .چون آوازه شعر دوستی و شاعر پروری سلطان یعقوب از تبریز بلند شد، فغانی بدانجا رفت و سالها در آن خطه ماند و خوش بود و چون به واسطه ی مرگ آن پادشاه آن رشته ی ذوق و معرفت پاشیده شد، به شیراز برگشت و پس از چندی به خراسان رفت و توبه نمود و این حالت از آثار وی هویداست. او در مدح امام هشتم علی بن موسی (ع) قصایدی سروده است. فغانی با ذوق و حالت بسیار و زبان ساده و مضمون جویی و نازکی افکار خود سبکی خاص در غزل پدید آورد که در قرن های 11 و 12 هجری پیروان بسیار داشت. او به سبک هندی نیز غزلیاتی جذاب و شیوا سروده و دیوان اشعارش توسط انتشارات اقبال به چاپ رسیده است. دیوانش شامل 582 غزل و غیره می باشد و در حدود 4000 بیت دارد. تمام منقبت هایی که با فغانی برای ائمه ی اطهار (ع) سروده استوار و با صلابت است وی شاعری عاشق پیشه و دل سوخته بود. ناله های سوزناک او در اشعار و شیفتگی و شیوائیش نسبت به آل علی (ع) و مظلومیت آنان در تعبیر تخلص او به فغانی بی تاثیر نبوده است. بابا فغانی بعدها در ابیورد سکونت گرفت و در سال 925 هجری –قمری بدرود حیات گفت. (دانشنامه ی شعر عاشورایی، 1386: 792)
بابافغانی مانند بسیاری دیگر از شاعران عاشورایی روز عاشورا را قیامت می داند. واژه ی قیامت تعبیری است که اکثر شاعران برای روز عاشورا به کار گرفته اند.
روز قیامت است صباح عشور تو ای تا صباح روز قیامت ظهور تو
(دانش نامه ی شعر عاشورایی، 1386: 792)
و نیز امام حسین (ع) را نور و روشنایی می داند.
ای روشنایی شجر وادی نجف هر ریگ کربلا شده طوری ز نور تو
(همان)
در اشعار دیگر شیرازی گل هایی که در خاک کربلا روییده را نشانه ای از شهیدان گلگون کفن دشت کربلا می داند. به تعبیر شیرازی گل هایی که در سرزمین کربلا می روید از شهیدان کربلا که در آن مکان دفن شده اند خبر می دهد.
هر گل که بردمید ز هامون کربلا دارد نشان تازه ی مدفون کربلا
(دیوان بابا فغانی شیرازی، 1316: 58)
و نیز امام حسین (ع) را همچون پروانه ای می نامد که در روز قیامت باعث شفاعت و نجات شهیدان خواهد شد.
پروانه ی نجات شهیدان محشر است مهر طلا ببین شده گلگون کربلا
(همان)
پروانه نجات و مهر طلا تشبیهات زیبایی هستند که شیرازی برای آقا امام حسین (ع) به کار برده است. مهر طلا اشاره به قدر و قیمت امام حسین (ع) است. طلا هرچند در گل و لای هم بیفتد ارج و قرب خود را حفظ خواهد کرد. در این تعبیر نیز مقصود این است که با اینکه امام حسین (ع) در خاک مدفون شده است، اما همچون طلا ارزش و اعتبار خود را حفظ کرده است. در بیت دیگر شیرازی دو چشم خود را همچون دو رود روان می داند که در عزای امام حسین (ع) همیشه گریان است.
در جستجوی گوهر یکدانه ی نجف کردم روان دو رود به جیحون کربلا
(همان)
و در ادامه چشمان مردم را در روز عاشورا در عزای امام حسین (ع) همچون رودخانه ی نیل از اشک روان می داند.
نیل است هر عشور به بیت الحزن روان از دیده های مردم محزون کربلا
(همان)
بابافغانی در ابیاتش به شوریدگان وشیفتگان آقا امام حسین (ع) اشاره می کند و بر این باور است در هر جایی و در میان هر طایفه و هر قبیله ای کسی را می توان یافت که در مصیبت امام حسین (ع) و به عشق آن حضرت مجنون و شیدا شده باشد.
در هر قبیله از قبل خوان اهل بیت ماتم رسیده ای شد مجنون کربلا
(همان)
شیرازی یادآور می شود که پس از شهادت امام حسین (ع) دشمنان ایشان مصیبت ها و فتنه های عظیمی را از سر گذراندند. و همچنین گوشزد می کند که امام حسین (ع) و یاران باوفایش با شهادت خویش سعادت یافتند در جریان فتنه ها و بلاهای مردمان آخر زمان قرار نگیرند.
بردند داغ فتنه ی آخر زمان به خاک مرغان زخم خورده ی مفتون کربلا
(همان)
مرغان زخم خورده تعبیری است که شیرازی برای امام حسین (ع) و یارانش به کار برده است.
این شاعر خوش ذوق در ادامه ی ابیاتش دشمنان امام حسین (ع) را به گرگان پیری تشبیه می کند که به امام حسین (ع) هجوم آورده و ایشان را غرق خون کرده اند. شاعر گرگ پیر را از آن جهت به دشمنان امام حسین (ع) تشبیه کرده که آنان در ستم کردن سابقه ای دیرینه داشته و در راه ستم ورزی روزگار گذرانده و باتجربه شده اند.
گرگان پیر دامن پیراهن حسین ناحق زدند در عرق خون کربلا
(همان)
در بیت مذکور شاعر با بهره گیری از صنعت تشخیص برای کربلا، تعبیر زیبایی ایجاد کرده است.
در بیت دیگر با اغراقی شاعرانه خون امام حسین (ع) را چنان می پندارد که تمام سرزمین کربلا را فراگرفته باشد.
خونابه ی روان جگر گوشه ی رسول در هر دیار سرزده بیرون کربلا
(همان)
و این خون روان را چنان وسیع می پندارد که کسی قادر نیست آن را پاک کند و اثر آن را از بین ببرد.
این خون نه اندکی است که پنهان کند کسی شاید کز این مکابره طوفان کند کسی
(همان)
درواقع مقصود شاعر از وسعت خون امام حسین (ع) بزرگی و عظمت مصیبت آن حضرت می باشد که در تاریخ بشریت قابل اغماض و چشم پوشی نیست.
بابافغانی شهادت امام حسین (ع) را قضا و قدر الهی می داند.
ای رفته در قضای خدا ماجرای تو غیر خدا که می رسد اندر قضای تو
(گل واژه ی (2)، 1377: 119)
و نیز شهادت ایشان را مایه ی حیات و بقای ایشان می داند.
ای رفته با دهان و لب تشنه از میان آب حیات در قدم جان فزای تو
(همان)
در این بیت شاعر با استفاده از واژه های دهان و لب تناسب زیبایی ایجاد کرده که بر قوت شعر افزوده است.
شیرازی در ادامه ی ابیات کسانی را که با امام حسین (ع) بیگانه هستند بخت برگشته و سیاه بخت معرفی می کند و معتقد است چنین کسانی با خدا و رسول او نیز بیگانه هستند.
بیگانه از خدا و رسول است تا ابد برگشته اختری که نشد آشنای تو
(همان)
شاعر در بیتی از این شعر با بهره گیری از واژه ی رضا توانسته است بیت با مضمونی بیافریند که در آن امام حسین (ع) رضایت و خشنودی خود را در رضایت و خشنودی پروردگار می داند پس به سرانجام امر که شهادت ایشان است راضی و خشنود است.
کردی چو در رضای خدا و رسول کار باشد یقین رضای خدا در رضای تو
(همان)
در بیت زیر شیرازی توانسته است از کلمات مناسب بهره بگیرد.
چندین هزار جامه ی اطلس قبا شود فردا که آورند به محشر عبای تو
(همان)
مقصود از این بیت این است که روز قیامت که عبای امام حسین (ع) را به دادخواهی در نزد خداوند حاضر کنند، بهشتیان که صاحب لباسهای فاخر و اطلسی می باشند در مصیبت ایشان گریبان خود را چاک زده و نوحه می کنند.
قبا در دو معنی به کار می رود، یکی پاره کردن و چاک کردن است و دیگری به سرقت بردن. در اینجا منظور شاعر از قبا چاک زدن پیراهن در اندوه و مصیبت امام حسین (ع) است.
در بیت دیگر شیرازی آرایه ی تشخیص را به کار برده که بتواند در قالب کلمات با یک اغراق شاعرانه خداوند را زائر حرم امام حسین (ع) قلمداد کند.
بربسته رخت کعبه و مانده قدم به راه بهر زیارت حرم کربلای تو
(همان)
درواقع به نوعی خواسته کعبه و صاحب آن را خواستار زیارت حرم امام حسین (ع) بداند.
در ادامه ابیات بابافغانی با تلمیحی به داستان موسی و ید بیضاء و نیز اژدها شدن عصا، امام حسین را صاحب عصایی می داند که کلید تمام درهای بهشت می باشد.
ای دست برده از ید بیضاء در آستین مفتاح هفت روضه ی جنت عصای تو (همان)

فصل چهارم:
اشعار عاشورایی از نگاه بدیع

بدیع
کلمه ی بدیع در لغت به معنی چیز تازه و نو ظهور و نو آیین و در اصطلاح عبارت است از آرایش سخن فصیح، بلیغ، خواه نظم باشد و خواه نثر.
و مترادف آن را در سخن آرایی و نادره گویی و نغزگفتاری می توان گفت.
(فنون بلاغت و صناعات ادبی؛ 1368: 8 و 9)
اموری را که موجب زیبایی و آرایش سخن ادبی می شود محسنات و صنایع یا صنعتهای بدیع می گویند و آن را به دو قسم لفظی و معنوی تقسیم می کنند.
الف )صنعت لفظی یا بدیع لفظی
آن است که زینت و زیبایی کلام وابسته به کلام باشد، چنانکه اگر الفاظ را با حفظ معنی تغییر بدهیم آن حسن ذایل گردد، مانند جناس.
(همان، 37)
ب)صنعت معنوی یا بدیع معنوی
آن است که حسن و تزیین کلام مربوط به معنی باشد نه مربوط به لفظ، چنانچه اگر الفاظ را با حفظ معنی تغییر بدهیم باز آن حسن باقی بماند. مانند: تشبیه، استعاره، کنایه، تلمیح و … (همان، 38)
در این فصل سعی برآن شده است که بدیع لفظی و بدیع معنوی را از اشعار عاشورایی استخراج کنیم و شعر عاشورایی شاعرانی چون: محتشم کاشانی، صائب تبریزی، وحشی بافقی، نظیری نیشابوری و بابافغانی شیرازی را از نگاه بدیع مورد بررسی قرار داده ایم.
1. جناس
جناس جزء صنایع لفظی بدیع محسوب می شود. جناس آن است که گوینده یا نویسنده در سخن خود کلمات هم جنس بیاورد که در ظاهر به یکدیگر شبیه و در معنی مختلف باشند.
دو کلمه ی متجانس را دو رکن جناس می گوییم، ممکن است الفاظ متجانس بیش از دو کلمه باشند، اما در کمتر از دو کلمه متصور نیست و حداقل جناس دو رکن است. (همان، 48 و 49)
جناس انواعی دارد:
الف) جناس تام
آن است که الفاظ متجانس در گفتن و نوشتن یعنی حروف و حرکات یکی و فقط در معنی مختلف باشند.
مثالها:
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام یک نیزه اش ز دوش مخالف، جدا ببین
(کلیات محتشم کاشانی، 1389: 412)
سر اول به معنای سر (یکی از اعضای بدن) و سر دوم به معنی رو و بالا به کار برده شده است.
یا بضعة الرسول ز ابن زیاد داد کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
(همان)
در مصراع اول داد به معنی دادستادن است و مصراع دوم داد به معنی خود به کار رفته است.
بنگر به نور چشم پیمبر چه می کنند این چشم کوفیان چه بلا چشم بی حیاست
(دیوان وحشی بافقی، 1384: 246)
در مصراع اول چه به معنی چگونه به کار رفته است و در مصراع دوم به معنی چقدر و چه اندازه به کار رفته است.
چند روزی بود اگر مهر سلیمان معتبر تا قیامت سجده گاه خلق مهر کربلاست
(دیوان صائب تبریزی، 1384: 1375)
مهر در مصراع اول به معنی انگشتری و در مصراع دوم به معنی خاک و مهر نماز به کار رفته است.
و نیز از اشعار صائب:
رنگین ز خون شده ست ز بی رویی سپهر رویی که می گذاشت بر او مصطفی عذار
(دانش نامه ی شعر عاشورایی، 1386: 826)
در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع امام حسین، امام حسین (ع)، صائب تبریزی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی صنایع دستی، اقتصاد کشور، وضعیت اجتماعی