منبع پایان نامه ارشد با موضوع امام حسین، امام حسین (ع)، تاریخ ادبیات

دانلود پایان نامه ارشد

این است که در چنین روزی که روز محرم است آسمان سیاه پوش و عزادار است. او با بهره گیری از عنصر تشخیص بر زیبایی بیت افزوده است. درواقع آسمان را موجود زنده ای پنداشته که در عزای امام حسین (ع)جامه سیاه بر تن کرده است.نیز در بیت بعدی اشاره به عزاذاری فاطمه زهرا (س)در این مصیبت دارد. در بیت دیگر گویی وحشی بافقی می خواهد قضیه را روشن کند و مقصود خود را به مخاطب بفهماند.
یعنی محرم آمد و روز ندامت است روز ندامت چه، که روز قیامت است
(همان: 246)
او محرم را روز پشیمانی و در نهایت روز قیامت معرفی می کند.
از آن جهت که محرم یادآور حادثه ی کربلا می باشد آن را روز پشیمانی و ندامت اصحاب ستم می داند و از طرفی بدلیل عظمت و شکوه این روز و خیل کثیری که در عزای امام حسین (ع) به مویه و عزا می پردازند آن را روز قیامت می نامد. وحشی در ابیاتش جبرئیل را جزء گروه مرثیه خوانان و عزاداران امام حسین (ع) معرفی می کند.
روح القدس که پیش لسان فرشته هاست از پیروان مرثیه خوانان کربلاست (همان: 246)
وحشی در بیت مذکور به عظمت و بزرگی مصیبت اشاره می کند و معتقد است این جهان به تنهایی گنجایش چنین مصیبتی را ندارد و در جهان دیگر نیز چنین عزایی برپاست. درواقع اشاره دارد به عزاداری فرشتگان و مقربان در مصیبت سید الشهداء.
در ابیاتی دیگر وحشی ضمن معرفی حضرت زهرا (س) که او را خیر النساء و نور چشم پیامبر می نامد، او را در مصیبت امام حسین (ع) عزادار می بیند.
کرده سیاه حله ی نور این عزای کیست خیر النساء که مردمک چشم مصطفاست
(همان)
در این بیت وحشی بافقی با ترفندی هنرمندانه جهل خود را به نمایش گذاشته و با جمله ی (این عزای کیست) در واقع قصد دارد عظمت امام حسین (ع) را به نمایش بگذارد و به مخاطب بقبولاند که قطعاً عزاداری شخص مهمی است که حضرت زهرا (س) چنین ماتم گرفته است.
بنگر به نور چشم پیمبر چه می کنند این چشم کوفیان چه بلا چشم بی حیاست
(همان)
مقصود از نور چشم رسول آقا اباعبدالله الحسین (ع) می باشد.در این بیت وحشی تحیر خود را از بی شرمی کوفیان در قالب ابیات به تصویر کشیده است .
یاقوت تشنگی شکند از چه گشت خشک آن لب که یک ترشح از او چشمه بقاست (همان)
مقصود از ترشح لب در این بیت سخنان گهر بار امام حسین می باشد که وحشی با تعبیری شاعرانه آن را چشمه بقا می داند.در واقع مقصود این است که سخنان امام حسین (ع) زندگی بخش است .
در بیت دیگر از این بند وحشی با به کارگیری واژه های بلبل ، گل و قرار دادن آنها در مقابل همدیگر بیت زیبایی خلق کرده است.
بلبل اگر ز واقعه ی کربلا نگفت گل را چه واقع است که پیراهنش قباست
(همان)
تشبیه یکی از آرایه هایی است که در زیبایی شعر کاربرد بسیاری دارد که تمام شاعران از آن بهره می گیرند و در بیت زیر وحشی با بهره گیری از این آرایه واژگان را به خوبی به هم مربوط کرده است.
از پا فتاده است درخت سعادتی که از بوستان دهر چو او گلبنی نخاست
(همان)
درخت سعادت و گلبن در این بیت واژگانی هستند که وحشی آن را برای امام حسین (ع)به کار برده و امام حسین (ع) را درخت نیکبختی و سعادتی می داند که از پا افتاده باشد که بعد از آن در گلستان زمانه مانند او گلی نروئید.
بافقی در بیت دیگر با استفاده ازصنعت تشبیه امام حسین (ع) را شاخ گلی خوشبو از بوستان پیامبر اکرم (ص) می داند که بعد از برچیده شدن آن، بوستان حضرت رسول دیگر آن طراوت و زیبایی را ندارد.
شاخ گلی شکست ز بستان مصطفا که از رنگ و بو فتاد گلستان مصطفا (همان)
بی وفایی کوفیان از مسائلی است که در طول تاریخ بدان پرداخته شده است. در این میان شاعران نیز با سرودن اشعاری در این باب بی شرمی کوفیان را توبیخ کرده و آنان را مورد سرزنش و نکوهش قرار داده اند.
وحشی بافقی نیز در ابیاتش کوفیان را مورد خطاب قرار می دهد و عهد شکنی آنان را به رخشان می کشد.
ای کوفیان چه شد سخن بیعت حسین و آن نامه ها و آرزوی خدمت حسین
ای قوم بی حیا چه شد آن شوق و اشتیاق آن جدّ و جهد در طلب حضرت حسین (همان)
بی حیا واژه ای است که بسیاری از شاعران آن را برای کوفیان به کار برده اند که در این بیت چنانچه می بینیم وحشی بافقی نیز کوفیان را با این نام مورد خطاب قرار داده است.
مسلم بن عقیل پسر عموی امام حسین (ع) و یکی از یاران باوفای آقا ابا عبدالله الحسین (ع) است که در پی نامه ای که کوفیان برای بیعت امام حسین (ع) فرستادند می رود و همان جا کوفیان غدار ایشان را به شهادت می رسانند. وحشی بافقی این عمل کوفیان را توبیخ می کند و آن را بی حرمتی به پیامبر اکرم (ص) و شخص امام حسین (ع) می داند.
ازنامه های شوم شما مسلم عقیل با خویش کرد خوش الم فرقت حسین
با خود هزار گونه مشقت قرار داد اول یکی جدا شدن از صحبت حسین
او را به دست اهل مشقت گذاشتید کو حرمت پیمبر و کو حرمت حسین
(همان)
وحشی بعد از اینکه عمل زشت کوفیان را خاطر نشان می کند، آنان را از رحمت خداوند محروم می داند و به آنان گوشزد می کند در جایی که شفاعت امام حسین (ع) کارساز است آنان نباید طمع نظری از جانب ایشان داشته باشند.
ای وای بر شما و به محرومی شما افتد چو کار با نظر رحمت حسین (همان)
در ادامه، آمدن قیامت را یادآور می شود و روزی را که حضرت زهرا (س) پیراهن خونین امام حسین (ع) را به داد خواهی در نزد خداوند حاضر کند در آن روز خشم خداوند آشکار می شود و از ترس و وحشت آن روز حتی انبیاء هم می هراسند.
دیوان حشر چون شود و آورد بتول پر خون به پای عرش خدا کسوت حسین
حالی شود که پرده ز قهر خدا فتد و از بیم لرزه بر بدن انبیا فتد
(همان: 247)
درواقع در این ابیات وحشی سعی بر آن دارد عواقب کار کوفیان را به آنان بنمایاند و آنان را از آمدن روز قیامت بترساند.
در حقیقت کل بند مذکور نمایشی از عهد شکنی کوفیان است که وحشی آن را در قالب ابیات به شکلی زیبا به تصویر کشیده است.
در ادامه ابیات، وحشی بافقی، پیامبر (ص)، حضرت علی (ع)، امام حسین (ع) و حضرت فاطمه (س) را مخاطب قرار داده و شرح حال امام حسین (ع) را در سرزمین کربلا برای آنها شرح می دهد. در ابتدا خطاب به حضرت محمد (ص)، امام حسین (ع) را در میان دشمنان یکه و تنها می داند که با تیغ و تیر دشمنان محاصره شده و در خاک و خون غلطیده است.
یا حضرت رسول حسین تو مضطر است وی یک تن است و روی زمین پر ز لشکراست
یا حضرت رسول ببین بر حسین خویش که از هر طرف که می نگرد تیغ و خنجر است
یا حضرت رسول میان مخالفان بر خاک و خون فتاده ز پشت تکاور است
(همان) سپس حضرت علی (ع) را مخاطب قرار می دهد و جای او را در میدان نبرد خالی می داند، و ذوالفقار حضرت علی (ع) را در یاری آقا امام حسین (ع) کارساز می داند.
یا مرتضی حسین تو از ضرب دشمنان بنگر که چون حسین تو بی یار و یاور است
هیهات تو کجایی و کو ذوالفقار تو امروز دست و ضربت تو سخت درخور است(همان)
سپس برای تسکین خود امام حسن (ع) و حضرت زهرا (س) را مخاطب قرار می دهد و شرح حال امام حسین (ع) را شرح می دهد.
یا حضرت حسن ز جفای ستمگران جان بر لب برادر با جان برابر است
ای فاطمه یتیم تو خفته است و بر سرش نی مادر است و نی پدر است و نی برادر است (همان)
بیت پایانی این بند اشاره دارد به بازماندگان خاندان امام حسین (ع)، در این بیت مقصود از پردیگان، زنان و کودکان خیمه ها هستند که بعد از شهادت آن حضرت به اسارت رفتند.
زین العباد ماند و کسش هم نفس نماند در خیمه غیر پردیگان هیچ کس نماند
(همان)
در بند پنجم و درواقع آخرین بند از این ترکیب بند وحشی بافقی تابلویی ترسیم کرده از صحنه های بعد از شهادت امام حسین (ع) در این ابیات ذکر می کند که هیچکس باقی نماند و شیون و زاری زنان و کودکان و همچنین عزاداران امام حسین (ع) از ملکوت هم گذشته است و نیزه ها و تیرهایی که توسط دشمنان رها گشته چنان زخمهایی کاری بر بدن آنها ایجاد کرده است که حتی در استخوانهایشان هم نفوذ کرده است.
یاری نماند و کار از این و از آن گذشت آه مخدرات حرم ز آسمان گذشت
واحسرتای تعزیه داران اهل بیت نی از مکان گذشت که از لامکان گذشت
دست ستم قوی شد و بازوی کین گشاد تیغ آنچنان براند که از استخوان گذشت
(همان)
در این ابیات در عبارات دست ستم و بازوی کین صنعت تشخیص به کار گرفته شده است و در دیگر ابیات با بکارگیری عناصر طبیعت از جمله آسمان، مکان و لامکان و جایگزینی مناسب آنها ابیات خوبی ترسیم شده است.
در ابیات دیگر وحشی واژه ی شاه انس و جان را برای آقا امام حسین (ع) به کار گرفته است و امام حسین (ع) را شایسته ی آن می داند که به خاطر او جان و تمام جهان را باید نادیده گرفت.
یا شاه انس و جان تویی آن کز برای تو ز صد هزار جان و جهان می توان گذشت (همان)
بیت بعدی اشاره به مقام یاران آقا امام حسین (ع) دارد. وحشی در این بیت خود را کشته و فدایی کسانی می داند که به امام حسین (ع) وفادار بوده و در رکابش جنگیدند و به شهادت رسیدند.
ای من شهید رشک کسی که از وفای تو بنهاد پای بر سر جان و ز جان گذشت (همان)
و سپس به حر بن ریاحی اشاره می کند که جانش را بر سر عقیده و آرمانش فدا ساخت و در رکاب آقا امام حسین (ع) به درجه ی رفیع شهادت رسید.
جان ها فدای حر شهید و عقیده اش که آزاده وار از سر جان در جهان گذشت
آن را که رفت و سر به ره ذو الجناح باخت این پای مزد بس که به سوی جنان گذشت
(همان)
ذو الجناح نام اسب امام حسین (ع) است که در میدان کربلاء همراه آن حضرت بوده است.
در بیت آخر این بند وحشی خود را مورد خطاب قرار می دهد و درواقع نوعی بشارت و شادباش می گوید به یاران آن حضرت که در روز قیامت ترس و دغدغه ای نخواهند داشت و همنشین با شهداء خواهند بود.
وحشی کسی چه دغدغه دارد ز حشر و نشر که اش روز نشر با شهدا می کنند حشر
(همان)
ج)صائب تبریزی
میرزا محمد علی پسر میرزا عبد الرحیم تبریزی اصفهانی معروف به «صائبا» از استادان بزرگ شعر فارسی در عهد صفویست. پدرش میرزا عبدالرحیم که از بازرگانان تبریز بود در عهد شاه عباس بزرگ به اصفهان مهاجرت کرد و در محله ی عباس آباد سکونت گزید و میرزا محمد علی آنجا ولادت یافت. زاد سالش به درستی دانسته نیست، ولی چنانکه در «قصص الخاقانی» آمده صائب بسال 1076 به شصت سالگی رسیده بود. پس می بایست پیرامون سال 1010 هجری زاده شده باشد. بشمارگری برخی از همدورگان ما تاریخ ولادتش سال 1016 بود.
صائب در اصفهان پرورش یافت و بنابر شیوه ی زمان به یقین آنچه را از دانش های ادبی و عقلی و نقلی که در بایست فرهیختگان زمان بود نزد استادان آن شهر، و نبشتاری (خط) را از اعم خود شمس الدین تبریزی معروف به «شیرین قلم»، آموخت و در همین روزگار جوانی بود که به مکه و مشهد سفر کرد و آنگاه در آخرهای عهد نور الدین جهانگیر (م 1037هجری) گویا به گونه ی بازرگانان سفر هند اختیار نمودد.
صائب از شاعرانیست که هم در عصر و زمان خود در هند و ایران و روم شهرت بسیار یافت و این نام آوری بیشتر به سبب طرز نو و توانایی کم عدیلش در شعر خواه از طریق ابداع و خواه به تقلید و یا به مناسبت موقع و مقام بوده است. نیکخویی و ادب معاشرت و مجالست او نیز در این امر بی اثر نبود و به همین علت است که چه در هند و چه در ایران محفلش محل اجتماع ادیبان و شاعران آزموده و یا نوآموز زمان و بزرگانی از طبقات مختلف بود و شعرهایش دهان به دهان و دست به دست می گشت و دیوان یا برگزیده ی غزل هایش را به رسم ارمغان می فرستاند. (تاریخ ادبیات در ایران، ج 2 /5، 1373: 1271- 1277)
صائب بزرگترین و در عین حال معتدل ترین شاعر سبک هندی است. عظمت و بزرگی او در قدرت خیال، معنی آفرینی و مضمون سازی های تازه و بی شمار اوست که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع امام حسین، امام حسین (ع)، تاریخ ادبیات Next Entries دانلود پایان نامه درباره ظرفیت جذب، مواد معدنی