منبع پایان نامه ارشد با موضوع اشتغال زنان، عزت نفس، زنان شاغل، حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

نقش مادری و همسری را اولویت قرار می دهد. چرا که همسران و مادران با فراهم نمودن محیط خانه به عنوان مامن آرامش زمینه رشد سایر افراد خانواده را فراهم نموده که از این پیشرفت خود نیز حاصل می شوند. از دیدگاه اسلام، تفاوت های زن و مرد تناسب است، نه نقص و کمال. قانون خلقت خواسته است با این تفاوت ها تناسب بیشتری میان زن و مرد که قطعاً برای زندگی مشترک ساخته شده اند (و مجرد زیستن، انحراف از قانون خلقت است)، به وجود آورد.75
بررسی اشتغال زنان از دیدگاه اسلام، با ذکر مطالب طرح شده، آسان تر و جامع تر خواهد بود. زن در اسلام مجبور نیست برای خود یا خانواده اش کار کند و نفقه دادن از ناحیه مرد به زن واجب شرعی است. زن مکلّف به اشتغال نیست، مگر این که احتیاج به شغل داشته یا اشتغال برای او ضرورت یافته باشد و یا به سبب اَمری که وجوب کفایی اشتغال را برای زنان در بردارد و باید نیازهای جامعه با اشتغال برطرف شود.
مطلب عمده در فرهنگ اشتغال زنان، از منظر اسلام، حفظ جایگاه و منزلت زن است و این امر باید در اشتغال زنان لحاظ گردد. در تفکر اسلامی، حفظ و گسترش نهاد خانواده بر پایه ویژگی های فطری و طبیعی زن و مرد، اولویت و اهمیت خاصی دارد و در کنار آن، بر امکان اشتغال و استقلال مالی زنان تأکید شده است. اسلام اشتغال را برای زن هدف نمی داند، بلکه آن را در خدمت خانواده و رفاه و آسایش آن می پذیرد و اشتغال را به عنوان یکی از راه های افزایش قابلیت و شکوفایی استعداد زنان و در جهت تعالی و کمال آنان می پذیرد. در واقع تفاوتي كه در اين مورد ميان اسلام و غرب وجود دارد اين است كه غرب به زن به عنوان يك وسيله تبليغاتي و سياسي در محيط كار و جامعه براي كسب منافع بيشتر مي نگرد، ولي اسلام و كشور اسلامي ايران با حفظ كرامت انساني زنان، مي خواهد كارهايي را كه متناسب با شرايط و روحيات دروني و بيروني آنان است به آنان واگذار كند كه نام اين كار يك تقسيم منطقي است نه يك تبعيض ارزشي.

مبحث چهارم: مبانی اشتغال زنان
در چارچوب مدل های نظری تحلیل نقش در غرب دو رویکرد عمده، یکی با دید مثبت و دیگری با دید منفی، به مسله اشتغال زنان پرداخته که در این جا به اختصار فرضیه های عمده ی هر یک از دو دیدگاه بررسی خواهد شد.
گفتار اول: دیدگاه موافقان اشتغال زنان
در چارچوب رویکرد مثبت اشتغال زنان به فرضیه های زیر می توان استناد کرد. فرضیه ی اعتلای نقش76، فرضیه ی بسط نقش77و فرضیه ی تجمع نقش78. موافقان به این استناد می کنند که نقش اشتغال که به عنوان نقش جدیدی به نقش های سنتی زنان اضافه شده، به عنوان یک امر مثبت و پرفایده در نظر گرفته می شود. در این جا مکانیزم تاثیر گذاری مثبت نقش اشتغال از طریق عزت نفس افزایش یافته، درآمدش بیش تر، کسب حمایت اجتماعی گسترده تر که با اشتغال در ازای درآمد همبسته است. در جهت ارتقای سلامت زنان مورد تاکید قرار می گیرد. آربر یادآور می شود که اشتغال به کار زنان می بایست هم به عنوان نقشی دیگر و هم به عنوان متغییر ساختاری در نظر گرفت. اشتغال به عنوان نقشی اضافه شده می تواند در بردارنده تعهدات و مسولیت های بیشتر باشد، اما از سوی دیگر، زنان با جایگاهی که در بازار کار احراز می کنند، پاداش می گیرند و این امر حکایت بیشتر آنان را بر منابع مالی در پی دارد و به آن ها این فرصت را اعطا می کند که بتوانند به نحو مثبتی بر شرایط زندگی خود و خانواده خود تاثیر گذار باشند.79
در واقع طرف داران این فرضیه ها معتقدند نقش های گوناگون به دلیل فراهم آوردن منابع گوناگون برای احساس رضایت و پاداش های شخصی، موجب بهبود عملکرد روان شناختی فرد می شوند. بر پایه این فرضیه، نمی توان ادعا کرد که ایفای نقش های گوناگون لزوما به معنای فشار بیشتر است. برخی پژوهش ها نشان می دهند در صورتی که زنان قادر به ایجاد تعادل بین مسولیت های خانه داری و شغلی خود شوند، در مقایسه با زنانی که تمام وقت به خانه داری می پردازند کمتر احساس فشار می کنند. این وضعیت شاید به این دلیل باشد که زنانی که به طور تمام وقت خانه داری می کنند، امکان کمتری برای اجتماعی شدن، انجام فعالیت های مقبول و ارزشمند اجتماعی، که موجب افزایش و بهبود عزت نفس و شیوه های مقابله در فرد می شوند، دارند.80

گفتار دوم: دیدگاه مخالفان اشتغال زنان
در چارچوب رویکرد منفی اشتغال زنان به فرضیه های زیر می توان استناد کرد: فرضیه تعارض نقش،81 فرضیه بار اضافی نقش یا فشار نقش،82 فرضیه کمیابی و… . مخالفان نیز بر این استناد می کنند که هر نقش اضافی به افزایش فشار بر وقت و انرژی فرد می انجامد. نقش های اصلی، مانند نقش های شغلی، مادری و همسری به امکانات، تلاش و زمان اساسی نیاز دارند. فرد نمی تواند تمام تقاضا های برخاسته از نقش های متفاوت را برآورده سازد. از این روی، احساس می کند که فقط می تواند به یکی از حوزه ها احساس تعهد قوی داشته باشد. بر پایه این تئوری، اشتغال، به ویژه اشتغال تمام وقت، برای زنان پیامدهای منفی جسمانی و روانشناختی از قبیل احساس گناه و اضطراب خواهد داشت. بنابر پاره ای پژوهش ها نیز احساس فرسودگی در مردان بیشتر با عواملی که به طور مستقیم با کار آنان مربوط است، همبستگی دارد؛ در حالی که در زنان احساس فرسودگی بیشتر با عواملی چون فشار نقش، کیفیت رابطه زناشویی و میزان حمایت اجتماعی، همبستگی دارد.83
در واقع نقش های گوناگون تا سطح معینی از کار، قادر به ارتقای سلامت جسمانی و روانی اند، و از آن به بعد موجب احساس خستگی، فشار و بار زیاد می شوند، که پیامد منفی خواهد داشت. با توجه به اینکه بسیاری از زنان شاغل در مقایسه با مردان شاغل احساس مسولیت و نگرانی بیشتری برای کارهای خانه می کنند، طبیعی است آستانه تحمل این گروه از زنان برای درگیری شغلی کاهش یابد. برای مثال، وجود کودکان کم سن یکی از عواملی است که آستانه آسیب پذیری را کاهش می دهد.84
بارنت در فرضیه کمیابی مطرح می کند که، تکثر نقش ها باعث اضطراب و فشار بیشتر زنان می شود. او فرض بر این می گذارد که ایفای چند نقش عمده به صورت همزمان موجب زایل شدن انرژی محدود فرد می شود و در نتیجه زنان در پاسخگویی به انتظارات و نیازهای هر دو نقش خانوادگی و شغلی با کمبود انرژی و ضعف و ناتوانی روبرو می شوند و در نتیجه زنان شاغل با نوعی خستگی و بی حوصلگی مواجه می شوند.
ارسطو معتقد است که طبیعت زن و مرد متفاوت است پس نمی توان او را با مرد یکسان دانست، به عقیده او توانایی زنان کمتر از مردان است و نمی توان تصور کرد که زنان همان مقام هایی که مردان دارا می باشند را کسب کنند. او اعمال قدرت مرد بر زن را برای کنترل و حفظ نظام خانواده ضروری می داند.
افلاطون با محدود شدن کار زن به خانه داری و بچه داری مخالف است. او عقیده دارد هیچ تفاوتی بین ظرفیت و توانایی مرد و زن وجود ندارد، لذا باید به زنان اجازه داد، همان مقام هایی را کسب کنند که مردان دارا می باشند و کشور نباید از خدمات نیمی از جمعیت خود محروم گردد.
پارسونز در نظریه تفکیک نقش ها با تصور اینکه اشتغال زن نظام خانواده را در معرض خطر قرار می دهد، اشتغال زن را نکوهش می کند. به اعتقاد وی تغییر در فرصت های شغلی و ایجاد برابری باعث از هم پاشیدگی ساخت خانواده شده و کارکرد جامعه کنونی را بر هم می زند. او در نظام خانواده مرد را رئیس یا نان آور خانواده و زن را کدبانوی خانه معرفی می کند. به عقیده پارسونز اشتغال زن امری منفی و زیان بار است و آسیب های زیادی را بر نظام خانواده وارد می کند.

گفتار سوم: اندیشه های فمینیستی
نظريه هاي فمينيسي بخشي از يك رشته پژوهش درباره ی زنان است كه به طور ضمني يا رسمي، نظام فكري گسترده و عامي را درباره ی ويژگيهاي بنيادي زندگي اجتماعي و تجربه انساني از چشم انداز يك زن ارائه مي كند. اين نظريه از سه جهت متكي به زنان است . نخست آنكه موضوع عمده تحقيق و نقطه شروع همه بررسي ها، موقعيت و تجربه هاي زنان در جامعه است، دوم آنكه اين نظريه زنان را به عنوان موضوع هاي كانوني در فراگرد تحقيق در نظر مي گيرد. يعني در صدد آن است كه جهان را از ديدگاه متمايز زنان در جهان اجتماعي نگاه كند. سوم اينكه نظريه فمينيستي ديدگاه انتقادي و فعالانه اي به سود زنان دارد و در پي آن است كه جان بهتري را براي زنان بسازد كه به نظر آن ها بدين ترتيب جهان براي بشريت نيز بهتر خواهد شد. فمينيسم ها با افتخار مي گويند كه زنان مي توانند مدعي نيمي از جهان شوند.
حال چند نظریه فمينيستي را كه داراي شهرتي مي باشد و هر كدام براي خود پيرواني دارند را ذكر كرده و سپس به طور مختصر شرحي از اعتقادات هر يك از نظریه ها بيان مي كنيم.

الف: فمینیسم لیبرال
این گروه نسبت به نقش مادری و همسری چون دست و پای زنان را میبندد و محدود می کند، بدبین هستند و کار در خانه را ظالمانه میدانند و بر این باورند که تغییر در قوانین اجتماعی و سیاسی برای حل تبعیض موجود کافی است. با ورود بیشتر زنان به عرصة آموزش، اقتصاد و جامعه این نابرابریها از بین خواهد رفت.85
ب: فمینیسم مارکسیستی
به اعتقاد مارکس و انگلس، خانواده اولین نهاد اجتماعی است که تقسیم نابرابر کار در آن صورت میگیرد و باید این نظام نابود شود و به جای آن مؤسسات اشتراکی جایگزین شود تا کار منزل و بچهداری و مانند اینها به طور مساوی از سوی هر دو جنس انجام پذیرد.86
ج: فمینیسم رادیکال
سيمون دوبوار كه يك فمينيست راديكال مي باشد معتقد است كه زنان، طبيعت يكساني با مردان دارند، اما يك واقعيت مهم يعني جسم آنها مانع بروز توانايي ها و استعدادهاي واقعي ايشان شده آنها را به بردگي كشانده است. جسم از نظر او تعيين كننده ماهيت حقيقي زنان نيست، بلكه بيشتر توضيح دهنده ي تاريخ آنهاست.87
به نظر مي رسد فمينيست هاي راديكال قايل به برتري ذاتي جنسيت زنانه بر جنسيت مردانه هستند و حاضر به برقراري مساوات و برابري بين اين دو جنس نمي باشند و حتي فمينيست هاي راديكال جديد كشتار جمعي مردان را راه چاره براي رهايي زنان از سلطه مردان مي دانند.88

د: فمینیسم سوسیالیستی
نظريه پردازان سوسياليست هر نوع تجربه هاي ستمگري را، چه از سوي مردان و چه از سوي زنان، مورد بررسي قرار مي دهند. آنها حتي اين قضيه را نيز در نظر مي گيرند كه چگونه برخي از زنان با وجود تحت ستم بودن مي توانند در ستم به زنان ديگر مشاركت فعالانه اي داشته باشند. براي نمونه زنان سفيد پوست آمريكايي كه زنان سياه پوست را مورد ستم قرار مي دادند. و در واقع، يكي از برنامه هاي فمينيست هاي سوسياليست، رويارويي با پيش داوري ها و عرف هاي ستمگرانه است كه درون اجتماع خود زنان رواج دادند.89
فمينيست هاي سوسياليست بر خلاف ماركسيست ها از پويايي هاي اقتصادي پا فراتر مي گذارند. و از شرايط گسترده تري سخن مي گويند كه زندگي بشري را ايجاد و حفظ مي كنند. جسم انسان جنسيت و نقش آن در توليد مثل و پرورش فرزندان، خانه داري بدون اجر و مزد، وظايف خانگي نامريي و تغذيه غذاي فمينيست هاي سوسياليستي براي تحليل نظام اجتماعي، از يك سوي برآنند تا نظامهاي تسلط پهن دامنه را توصيف كنند و از سوي ديگر مي كوشند تا تجارب معمولي و روزانه آدمهاي ستم كشيده را جزء به جزء مورد بررسي قرار دهند.90
ه: فنینیسم پست مدرن
به نظر برخی از متفکران این گرایش، زن نیازمند تشکیل خانواده و شوهرداری و پرورش فرزند است و اینها موجب ستم نیست بلکه علت فرودستی زنان، وجود رفتارهایی است که از بدو تولد میان دختر و پسر، تفاوت ایجاد میکند و برای حل این مشکل باید حقوق متشابه برای زن و مرد در امر تحصیل، اشتغال و سیاست قائل شد و برای این مهم، حذف نمادهای جنسیتی از کتب درسی بسیار مؤثر و مفید است.
قرائت پست مدرن از فمینیسم که در حقیقت یک بازنگری و نقد فمینیسم است از سوی دیگر گرایشها با واکنش منفی روبه رو شده است. آنها میگویند این گرایش، نهضت و قیام زنان را زمین گیر میکند و اگر یک سخن و نظام حقوقی عام و جهانی نداشته باشیم، نمیتوان همة زنان را به راه و فکر و برنامة مشترک دعوت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع بازنشستگی، اشتغال زنان، قانون کار، سازمان تامین اجتماعی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع زنان شاغل، بحران هویت، اشتغال زنان، اقتصاد خانواده