منبع پایان نامه ارشد با موضوع اشتغال زنان، حقوق زنان، نظام آموزشی، قانون اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

ض واقع می شود23.

ج: مفهوم اصطلاحی آسيب شناسي فرهنگي
آسيب شناسي فرهنگي طبعاً به بررسي آفات و آسيب هايي مي پردازد كه جنبه فرهنگي دارند و عناصر شكل دهنده ي هنجارها، ارزش ها، نهادها و عقايد و مجموعه ي كنش هاي رايج افراد يك جامعه را تحت تأثير قرار مي دهند و با رسوخ در هسته مقاومت افراد آن ها را در برابر آسيب هاي فرهنگي آسيب پذير مي نمايد. اين كنش ها كم كم در جامعه جنبه نهادينه شده اي پيدا مي كنند و به شكل آداب و سنن حاكم جامعه در مي آيند، كه نتيجه اش استحاله فرهنگي و ايجاد نوع جديدي از كنش هاي فرهنگي است كه با فرهنگ و كنش هاي قبلي كه به عنوان فرهنگ اصيل شناخته مي شوند، تفاوت بارزي دارد. البته لازم به ذكر است كه يك آسيب فرهنگي امري نسبي است. به اين صورت كه ممكن است براي جامعه خاصي آفت و آسيب جدي؛ اما براي جامعه اي ديگر امري عادي به شمار آيد.24 در يك تقسيم بندي كلي آسيب هاي فرهنگي را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد: 1ـ آسيب هاي فرهنگي ـ فكري 2ـ آسيب هاي فرهنگي ـ رواني 3ـ آسيب هاي فرهنگي ـ اجتماعي 4ـ آسيب هاي فرهنگي ـ اقتصادي 5ـ آسيب هاي فرهنگي- سیاسی25

گفتار چهارم : حقوقی و جرمشناسی
الف:مفهوم لغوی حقوقی
حقوقی. [ ح ُ ] (ص نسبی ) منسوب به حقوق. مقابل ِ جزائی: محاکم حقوقی.26
حقوق جمع حق، در لغت در معناهاي گوناگوني به كار رفته است. برخي از معاني لغوي اين واژه، به شرح زير است: راستي، عدالت، ثابت و يقين كه در آن جاي ترديد و انكار نباشد، شايسته و سزاوار، راستي در گفتار، مال، ملك و سلطنت، بهره و نصيب، امر صورت پذيرفته و انجام شده، دورانديشي، مرگ و …
ب:مفهوم اصطلاحی جرمشناسی
حقوقدانان و جرمشناسان بر این عقیده اند که در سراسر واژگان حقوقی و جرمشناسی، هیچ واژه ای از نظر معنا به پیچیدگی واژه ی جرم یا بزه نیست. با این وجود، درک معنای این واژه در بررسی وضع قانون و نقص آن و در ارزیابی مجازات، از اهمیت بسزا برخوردار است. تاریخ حقوق کیفری نشان می دهد باید بین ارزش هایی که نقض می شود تفکیک قائل شد.27 از این رو، حقوقدانان در تعریف جرم تعاریف متفاوتی ارائه داده اند، برخی آن را عمل خلاف قانون می دانند که محض انجام و یا استیفا حق نبوده و برای آن مجازاتی مقرر است.28 برخی نیز آن را شامل رفتاری می دانند مخالف نظم اجتماعی که مرتکب آن را در معرض مجازات یا اقدامات تامینی تربیتی، مراقبتی و درمانی قرار می دهد.29
جرم در فرهنگ انگلیسی به عنوان عمل مثبت یا منفی که قوانین جزایی را نقض می کند، تعریف شده و همچنین گفته شده جرم و جنحه مترادف اند با این تفاوت که جرم در مورد جرایم شدیدتر استفاده می شود.30
از دیدگاه جامعه شناسان، جرم تخطی از قوانین و مقررات کیفری است. این واژه به غلط در مورد هر رفتار مغایر با الگوهای پذیرفته شده به کار می رود و به سختی می توان تمام علل جرم زا را برشمرد؛ چرا که جرم، مجموعه ای متشکل از علل و عوامل بی شمار ارتکاب می یابد. به عقیده جامعه شناسان، این مجموعه، غیر قابل تکرار است و دارای ابعاد کیفی و کمی از یک سو، فردی و اجتماعی از سوی دیگر است.31

مبحث دوم: تاریخچه اشتغال زنان
گفتار اول: اشتغال زنان در دوران باستان
پرفسور گیرشمن در نگاهی اجمالی به تاریخ شکل گیری جوامع، درباره جایگاه کلی زنان می نویسد: “درجامعه بدوی وظیفه مخصوصی به عهده زن گذاشته شده بود. وی گذشته از آن که نگهبان آتش و شاید اختراع کننده و سازنده ظروف سفالین بوده و… جستجوی ریشه های خوردنی نباتات یا جمع آوری میوه های وحشی را به عهده داشته است. نخستین مساعی او در راه کشاورزی در زمین های رسوبی انجام گرفت، و در همان حال که مرد اندک پیشرفتی کرده بود، زن با کشاورزی ابتدایی خود در دوره حجر… ابداعات بسیاری نموده… . در چنین جوامعی، زن کارهای قبیله را اداره می کند و به مقام روحانیت می رسد و در عین حال زنجیر اتصال خانواده به وسیله سلسله زنان صورت می گیرد… .32 در این مرحله (مادر شاهی)، زن اقتصاد قبیله خصوصا امور کشاورزی را به عهده داشته، شکار از نظر تامین معیشیت چندان اهمیتی نداشت. “33
 در مشرق‌‌ زمین نیز زنان به اعتبار مقام مادری و تولید مثل که موجب غلبه بر مرگ و استمرار نسل بشر بوده، جایگاه مهم و اساسی داشتند. در این دوره، فعالیت کشاورزی، بذر افشانی، تامین خوراک خانواده و نیز ساخت ظروف34 و تهیه وسایل زندگی به عهده‌ی زنان بود. در غرب نیز زنان ضمن اشتغال به امور خانه، در خارج از خانه با کوزه‌گری و کار کشاورزی هم دوش مردان فعالیت می‌کردند.35 در این دوران، در مشرق‌زمین زنان به اعتبار نقش مادری، قداست داشتند؛ در حالی که در غرب، حضور زنان در امور اقتصادی بیش از نقش زایشی آنان مورد توجه و اهمیت بود. در دوره‌ی ظهور ادیان الهی یهودیت و مسیحیت در شرق، هم‌زمان با آغاز دوره‌ی مدنیت در غرب، تغییرات شگرفی در نگرش نسبت به زنان پدید آمد. با ظهور اسلام در شرق، هم‌زمان با قرون وسطا در غرب نیز در همه‌ی عرصه‌ها، از جمله عرصه‌ی اقتصادی، جایگاه متفاوتی برای زنان شرقی حاصل شد.
گفتار دوم: اشتغال زنان در مدنیت و تمدن
با آغاز تمدن در شرق و وجود تمدن‌های بزرگی همچون ایران، بابل، چین، مصر و ژاپن، جایگاه زنان تا حد اداره‌ی قبایل،36 قضاوت و مشورت،37 حاکمیت،38 فرمانروایی39 و حضور در مجامع دینی40 ارتقا یافت و در امور اقتصادی نیز آنان به همین نسبت شأن بالاتری یافتند. از جمله در ایران بخش اعظم ترقی اقتصادی،41 ابداع نظام نوین کشاورزی و دام پروری،42 فعالیت در عرصه صنایع دستی و تجارت،43 و مشاغلی چون نگهبانی44 فعالیت در عرصه بازرگانی، منشیگری45 و صنایع46 برخوردار بودند، و تنها در چین با استقرار حکومت ملوک الطوایفی، زنان در امور اقتصادی تنزل درجه پیدا کردند.47
در این دوره، در مغرب‌زمین تمدن‌های بزرگ یونان و رم شکل گرفتند که مصادف با آغاز دوره‌ی پدر شاهی بود.48 در این دوره، تدوین قوانین ناظر به امور جنسی به دست مردان بود. اعتقاد به یگانگی نیروی توالد و اختصاص آن به مردان،49 اشاعه‌ی زناشویی سیاسی،50 رواج روسپی‌گری و انجمن روسپی‌خانه،51 آزادی و هرزه‌گردی زنان به اندازه مردان52 و فسخ رسم ارث بردن از مادر،53 منجر به حضور زنان در عرصه‌های اقتصادی شد و فعالیت آنان در امور خانگی، از جمله ریسندگی، بافندگی، قلاب‌دوزی، آسیاب غلات و برای طبقه اشراف، نظارت بر کارگران خانگی و پرورش فرزندان خلاصه شد.

گفتار سوم: اشتغال زنان در انقلاب صنعتی
با ظهور رنسانس و حاکمیت کلیسا، تعریف جدیدی از حضور زن در زمینه‌ی سیاسی و فرهنگی شکل گرفت. تفریط بیش از حد و سخت‌گیری در حق زنان و نادیده گرفتن حقوق آنان در قرون وسطا، سبب گرایش افراطی درباره‌ی حقوق زنان شد. جسارت عقلی، گستاخی اخلاقی در زمینه‌ی بی‌توجهی افراطی به موازین اخلاقی و دینی را اشاعه داد.
تحصیل در این دوران برای زنان در چارچوب ادبیات، فلسفه، مجسمه‌سازی،54 نواختن موسیقی و آشنایی با شخصیت‌های برجسته‌ی تاریخی رم و یونان شایع شد.55حضور اقتصادی زنان کم‌رنگ و به فعالیت در کارگاه‌های نساجی محدود شد.
با ظهور انقلاب صنعتی، تحولات چشم گیری در حوزه‌ی اقتصادی زنان روی داد و وضعیت تحقیرآمیز و برده‌وار زنان در غرب را دچار تغییرات اساسی نمود که اصلی‌ترین علل این تغییرات عبارت‌اند از:
1- انتقال تدریجی صنعت از خانه به کارخانه طی قرن 18(1730-1830) و تفکیک عرصه‌ی عمومی و خصوصی
2-  ایجاد ساختارهای هماهنگ با گفتمان تجددگرایانه در عرصه‌ی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی
3- دگرگونی مرحله‌ای صنعتی طی قرون 18 و 19، از جمله تحول در صنایع بخار، الکتریسته، نفت، الکترونیک و انرژی اتمی، که در مقایسه با میزان تغییر اقتصادی در اروپای پیش از کریستف کلمب انقلابی واقعی به شمار می آمد نه تنها کشاورزی، ترابری، ارتباطات و صنعت، بلکه سیاست، آداب و اخلاق، فلسفه و هنر را نیز از بنیان دستخوش دگرگونی ساخت.56
پشتیبانی اقتصاد از انقلاب صنعتی با تمرکز کار و سرمایه در تولید صورت گرفت. در واقع در این زمان، کار که مفهومی عام نزد زن و مرد در سیستم کشاورزی داشت، به مفهوم اشتغال تبدیل شد. با گسترش کارخانه‌ها و رشد سرمایه‌داری، رابطه‌ی کارگر با کار تغییر کرد و کارگر حق تعیین ساعات و شرایط کار خود را از دست داد و سهم او در تعیین میزان درآمد، یا کیفیت محصول بسیار کاهش یافت.
هم‌زمان با انقلاب صنعتی، زنان که تا پیش از این به دلیل تفاوت‌های فیزیولوژیک و زیست‌شناختی و قدرت بدنی کمتر، در فعالیت‌های یدی پایین‌تر به کار گرفته می‌شدند، با ورود ماشین به صحنه‌ی تولید وضعیتی تقریباً برابر با مردان یافتند. این روند در اواخر قرن 19 توجه سرمایه‌داران و صنایع را به نیروی کار زنان و به شمار آوردن آنان در معادلات اقتصادی جلب کرد. از دیگر دلایل استفاده از زنان از سوی کارفرمایان، می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
1- امکان پرداخت دستمزد کمتر به دلیل عدم آموزش و نبود سرمایه‌ی انسانی لازم
2- استفاده از زنان برای کارهای موقت و فصلی که نیازمند مهارت و تخصص خاصی نبود
3-استفاده از زنان در وضعیت‌های اضطراری همچون جنگ به‌جای مردان کارگر
4- استفاده‌ی سیاسی از زنان برای ایجاد شکاف بین سندیکاهای کارگری و عدم اجازه‌ی ورود به آنان در این سندیکاها
5-به‌ کارگیری نیروی عظیم کار زن در بخش‌هایی که مردان، کار در آن بخش‌ها را در شأن خود نمی‌دیدند.57

گفتار چهارم: اشتغال زنان در عصر مدرن
از اوایل قرن بیستم، فراخوان اشتغال زنان به دلیل رواج فرهنگ مصرف‌گرایی و افزایش تورم، که نیاز به تولید را بیشتر می‌کرد58 و نیز مطرح شدن ایده‌ی آموزش دولتی، رونق گرفت. به دلیل نظریات نظام سرمایه‌داری مبنی بر تولید ثروت بیشتر، عنصر جنسیت رفته‌رفته کم‌رنگ و در مقابل، شعار برابری به معنای برابری در آموزش، فرصت‌ها و منابع، حقوق و کنترل و نظارت پررنگ‌تر شد. مداخلات دولتی در امر آموزش و فراخوان زنان به اشتغال در میان دول سوسیالیستی با اهتمام دنبال می‌شد که در این میان، برخی سیاست‌ها در جهت تضعیف جایگاه زن در خانواده بود. سیاست‌مداران این‌گونه به زنان القا می‌کردند که ماندن در خانه خیانت به دولت است.
 در دهه‌های اخیر، نظام آموزشی مدرن، نقش تعیین‌کننده‌ای در کم‌رنگ شدن ارزش‌های خانوادگی و تمایل به اشتغال در میان زنان داشته است که می‌توان یکی از فلسفه‌های اصلی نظام آموزشی را آمادگی برای احراز مشاغل دانست. از این روست که دختران دارای تحصیلات عالی در صورت نبود زمینه‌ی اشتغال، دچار بحران هویت خواهند شد.
 از سوی دیگر، جریان فمینیسم با استفاده از قدرت رسانه، زنان را به استقلال مالی از همسران و دستیابی به مناصب اقتصادی و اجتماعی و رها کردن نقش‌های خانگی تشویق می‌کند.59 این جریان چنان تأثیری بر ذهنیت زنان امروزی گذاشته‌اند که بسیاری از زنان شاغل کشور‌های اروپایی اظهار کرده‌اند که حتی بدون نیاز مالی نیز به کار کردن ادامه می‌دهند و حتی تصور از دست دادن کارشان و تحمل فضای تنگ خانه را ندارند. در تعاریف جدید توسعه، دستیابی به توسعه‌ی پایدار نه تنها بدون افزایش دائم و سریع سهم زنان در عرصه‌ی اقتصادی ممکن نیست، بلکه در این مسیر، باید به چیزی فراتر از برابری فرصت‌ها و تسهیل در موقعیت‌های ویژه برای زنان اندیشید. از این رو، در برنامه‌های بلندمدت دولت‌ها سهم ویژه‌ای برای زنان در نظر گرفته شده است.
با ظهور رنسانس و حاکمیت کلیسا، تعریف جدیدی از حضور زن در زمینه‌ی سیاسی و فرهنگی شکل گرفت. تفریط بیش از حد و سخت‌گیری در حق زنان و نادیده گرفتن حقوق آنان در قرون وسطا، سبب گرایش افراطی درباره‌ی حقوق زنان شد. جسارت عقلی، گستاخی اخلاقی در زمینه‌ی بی‌توجهی افراطی به موازین اخلاقی و دینی را اشاعه داد.

مبحث سوم: منابع اشتغال زنان
گفتار اول: رکن قانونی اشتغال زنان در ایران
الف: اشتغال زنان در قانون اساسی
اصل‏21 ق.ا: «دولت‏ موظف‏ است‏ حقوق‏ زن‏ را در تمام‏ جهات‏ با رعایت‏ موازین‏ اسلامی‏ تضمین‏ نماید و امور زیر را

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع اشتغال زنان، زنان متاهل، روانشناسی، فرهنگ فارسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع بازنشستگی، اشتغال زنان، قانون کار، سازمان تامین اجتماعی