منبع پایان نامه ارشد با موضوع اسکندر مقدونی، محدودیت ها، پوشش زنان

دانلود پایان نامه ارشد

افتد (گون) ، یا به طور گشاد دوخته می شود (دراعه) . زنان زیر این تن پوش ها شلوارهای گشادی که درقوزک پا تنگ می شود ، به پا می کنند(شلوار) . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 345)
مردان کلاه رنگی یا سفید کوچکی (کلاه) به سر می گذاشتند که روی آن پارچه ای به طول 2 متر (لنگ ، لنگوته) پیچیده می شد . پیراهن سنتی (جومه) تا پایین زانو می رسد که با دکمه هایی در طرف راست گردن ، بسته شده و چاکهای 10 سانتی در هر طرف لبه دارد . امروزه “جومه” عمدتا با پیراهن سبک غربی و یقه دار (قمیص) جایگزین شده است . در زمستان “قبا” که بالا پوشی ضخیم و بلند بروی قمیص یا جومه است ، پوشیده شده و با بند کمر (شال) در کمر بسته شده است . روی قبا ، بالاپوش بلند دیگری از پشم یا موی شتر با آستینهای نیمه (چکه) یا آستینهای بلند گشاد (کوفته) پوشیده می شود . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 347)

3-5-4- بلوچ
پوشاک زنان شامل ردای بلند و یقه گرد ، با چاکی از وسط بالاتنه که رو به پایین ادامه دارد و آستینهای گشادی که به سمت مچ تنگ می شوند . این ردا روی پیراهن و شلوار گشادی که در قوزک پا تنگ می شود ، همراه با بندی کشی در کمر قرار می گیرد ، می باشد . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 285)
لباس زنان بلوچ با گلدوزی و سوزن دوزی و آینه کاری تزیین می شود و طیفی فراگیر را از سایه های ارغوانی ، قرمز، و نارنجی که به طور چشمگیری از کنار سبز تیره ، عنابی ، آبی سیر و خال خال های سفید وسیاه جلوه گر می شود ، شامل می گردد.
مردان بر خلاف زنان ، پوشاک سفید ساده ای شامل پیراهنهای بسیار گشاد بلند روی شلوارهای بسیار گشاد (حدودا پهنای 212 متر) ، که به صورت چین دار بین دو پا می افتد و فقط در قوزک ها تنگ می شود ، به تن می کنند . سربند عبارت از دستاری سفید با لبه های بیرون افتاده است . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 288 و ص 289)

3-5-5- خراسان
کردهای خراسان معروف به “کرمانج” در بخش شمالی این استان زندگی می کنند . جامه شاخص مردان، شامل یکی از انواع سربند است به قرار زیر : کلاه سیاه منگوله دار که دور آن شالی پیچیده می شود ؛ باشلق سیاه از پشم بره که سر را از بالای ابروها تا گردن می پوشاند ؛ باشلق سفری که صورت را پوشانده و روزنه ای برای چشمها دارد ؛ و کلاه گرانبهایی دوخته شده از پوست بره . پیراهن سنتی مردان از ابریشم سفید یا قرمز است ، یا اینکه چاکی بروی شانه دارد که با دکمه و سکگ بسته می شود . روی این پیراهن یک نیمتنه (نیوتنه ، پنجک) پوشیده می شود . شلوار از چلوار یا نخ دیگری است که با خشتک دوخته می شود . بالاپوش رویی (چنج) تا قوزک پا طول دارد ، یقه پهنو جلو باز است و از پشم بره سیاه یا قهوه ای دوخته می شود .
لباس سنتی زنان از ابریشم قرمزو طرح دار با رنگهای دیگر ، و همچنین سه دکمه روی سینه ، بسته می شود . دامن برای سهولت در حرکت ، در کناره ها چاک دارد و آستینهای بلند با قیطان در سر آستینها ، آراسته می شوند . زنان در خانه شلوار گشادی مشابه انچه مردان می پوشند ، به پا می کنند که اغلب تا 12 متر چلوار زبر آبی رنگ ، پارچه لازم دارد . زنان در بیرون ، شلوار بلندتری با نقوش گلدار می پوشند . این شلوار آنقدر گشاد است که بیشتر به دامن شباهت دارد ؛ لبه های آن با نوعی بند که به آن “مدخل” یا “جک” می گویند ، تزیین می شود . به طور معمول نیمتنه نمدی یا مخمل ساده ای با آستینهای جداگانه (یل) ، بیشتر در رنگهای آبی ، قرمز یا سیاه ، روی لباس می پوشند . زنان روی این نیمتنه “جلزقه” می پوشند که دوخت آن مانند “یل” است ولی بی آستین و جلو باز می باشد . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 304 و ص 305) درنواحی دیگر خراسان پوشاک زنان و مردان با اندکی تغییرات استفاده می شود .

3-5-6- ترکمن
جامه مردان تا دهه 1920م. ردایی بود با آستینهای چسبان (دن) و از جنس ابریشم راه راه که روی شلوار نخی گشاد و سفید (بلق) و یک پیراهن چلوار (کونیک) پوشیده می شد . این ردا در کمر با شالی (قوشاق) بسته شده و کلاهی استوانه ای شکل (تلپک) از پوست گوسفند و به رنگ سیاه روی عرقچین (برک) به سر گذاشته می شد . “دن” ابریشمی ، تحت محدودیت های اعمال شده برای پوشاک مردانه ایران ، جای خود رابه کت فراک یا کت وشلوارغربی داد که با “تلپک” آستراخانی کلوشی ، به سبک روسی پوشیده می شد .
تن پوش زنانه اصلی ، پیراهنی است (کونیک) که سابقا از ابریشم بود ، ولی حالا با الیاف مصنوعی تولید می شود . رنگ قرمز تمشکی در پارچه دستباف که گاهی جلوه های تابان داشت ، مرسوم بود . لباسها هنر حاشیه دوزی مفصل (تزیینات زیبایی منقش) می باشد . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 361 و ص 363)

3-5-7- حوزه دریای خزر
جزء اصلی لباس زنانه ، تونیک بلندی (پیرهن ، طالشی: شی؛ نواحی ترک زبان طالش : کونیک) است که آن را از سر می پوشند و تا رانها یا زانوها (در گیلان شرقی و مازندران) و گاهی حتی تا قوزک پاها (در طالش) می رسد . دو چاک در پهلوها ، باعث گشادی بیشتری در پایین تونیک می گردد . معمولا تونیک با دامن پوشیده می شود ، ولی گاهی پیراهن (شلیته) ، جای این ترکیب را می گیرد . پیراهن شامل بالاتنه ای است که به دامن چین داری دوخته شده ، تقریبا کوتاه بوده و همواره روی شلوار پوشیده می شود . زنان روی تونیک یا بالاتنه لباس ، جلیقه (جلز ، جلیقه ؛ طالشی : جرقه) و گاهی نیمتنه راسته جلو بازی که در اصل از لباس مردان اروپایی اقتباس شده است ، می پوشند . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 331 و ص 332)
در میان مردان ، تضاد بین جامه رمه داران کوهستانی و دهقانان سرزمینهای کم ارتفاع ، بسیار بیشتر از زنان است . چوپانان طالشی و گالش تن پوشهایی برش خورده و دوخته شده از “شال” بافته محلی ، توسط خیاط نزدیکترین دهکده را می پوشند ؛ در صورتی که کشاورزان دشتهای گیلان ومازندران ، لباسهای سبک اروپایی و خریداری شده از بازار را به تن می کنند . بنابراین ، پوشاک درست شده از “شال” برای مشخص کردن گروه قومی ، و همزمان برای نشان دادن موقعیت درجامعه کوهستانی ، به کار می رود . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 335)

3-5-8- آذربایجان
لباس ترکی در آذربایجان با پوشاک قفقاز ، اشتراکات زیادی دارد . لباس زنان شامل پیراهن آستین گشادی است (کونیک)که شانه هایش دوخت راسته دارد و در سینه با سگکی بسته می شود . این پیراهن روی تن پوش زیرین گشادی به زمین می رسد ، پوشیده می شود. تن پوش زیرین یا زیر شلواریهای بسیار گشادی است (تومن ، جوت-تومن) که از 6 لایه پارچه تشکیل شده و همچون دامنی می باشد که با یک خشتک جدا ، و با بندی کشی ، جمع می شود ؛ و یا آنکه از زیر شلواری های بسیار تنگتری (دربلق) که دوخت راسته دارد ، تشکیل می گردد ؛ بنابراین به لباس های زیر “تومن-کونیک” می گویند . روی این زیر شلواریها یک یا چند دامن گشاد (تومن) با دوخت و بلندی یکسان پوشیده می شود . پوشاک معمولی با نیمتنه ای که در شانه ها با درزی صاف و مضاعف دوخته می شود ، تکمیل می گردد . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 312)

3-5-9- کرانه خلیج فارس
پوشاک زنان شامل چهار بخش اصلی است . پوشش سر ، پیراهن ، شلوار و کفش . تن پوش اصلی ، پیراهنی از نخ رنگی است که دور باسن می افتد (گون) ، یا به طور گشاد دوخته می شود (دراعه) . زنان زیر این تن پوش ها شلوارهای گشادی که درقوزک پا تنگ می شود ، به پا می کنند(شلوار) . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 345)
مردان کلاه رنگی یا سفید کوچکی (کلاه) به سر می گذاشتند که روی آن پارچه ای به طول 2 متر (لنگ ، لنگوته) پیچیده می شد . پیراهن سنتی (جومه) تا پایین زانو می رسد که با دکمه هایی در طرف راست گردن ، بسته شده و چاکهای 10 سانتی در هر طرف لبه دارد . امروزه “جومه” عمدتا با پیراهن سبک غربی و یقه دار (قمیص) جایگزین شده است . در زمستان “قبا” که بالا پوشی ضخیم و بلند بروی قمیص یا جومه است ، پوشیده شده و با بند کمر (شال) در کمر بسته شده است . روی قبا ، بالاپوش بلند دیگری از پشم یا موی شتر با آستینهای نیمه (چکه) یا آستینهای بلند گشاد (کوفته) پوشیده می شود . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 347)

3-6- نوآوري‌هاي ايرانيان در پوشاک
ایرانیان از بیش از 10 هزار سال پیش دارای تمدن بوده اند.از اینرو ریشه بسیاری از دستاوردهای بشر را در این تمدن می توان یافت.برای مثال ،نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی در غار کمربند،نزدیک بهشهر یافت شده است که به 7 هزار سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد.به علاوه،در قدیمی ترین بخش های شهر باستانی شوش،که در خوزستان قرار دارد،سوزن های سوراخ دار پیدا شده است. دستاوردها و نوآوریهای دیگری که در دوران بعدی رخ داد،صنعت پارچه و پوشاک ایران را پیشتاز و سرآمد جهانیان کرد.جالب است بدانید اسکندر مقدونی با آنکه به ایران حمله و آن را اشغال کرده بود،لباس ایرانی می پوشید.در این جا به برخی از نوآوریهای ایرانیان در زمینه پوشاک وپارچه اشاره می شود:

3-6-1- کت وشلوار
ایرانیان نخستین مردمانی بودند که کت آستین دار وشلوار می پوشیدند.مردمان تمدن های دیگر نظیر بابلی ها،آشوری ها،یونانی ها و رومی ها شلوار نمی پوشیدند و حتی یونانی ها ایرانیان را به خاطر شلوار های رنگیشان مسخره می کردند.ایرانیان حتی نوعی شلوار ویژه ی سوار کاری نیز داشتند که تنگ وچسبان بود و اغلب از چرم ساخته می شد. شلوار در اصل شروال خوانده مي‌شد. عرب‌ها آن را سروال ناميدند و جمع آن را سراويل مي‌گويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته مي شود. مجارهاي آن را شلواري( Schalwary ) مي‌گويند. به زبان لاتين، سارابارا ( Sarabara ) گفته مي‌شد. واژه‌ي انگليسي
(پاجاما)از دو واژه‌ي پا و جامه ساخته شده است كه واژه‌هاي فارسي هستند.

3-6-2- پوشش زنان
ايرانيان از ديرباز به پاكدامني اهميت مي‌دادند و زنان ايراني پوشيده با چادر يا پوشش‌هاي ديگري كه بخش‌هايي از موها را مي‌پوشاند و تنه را در بر مي‌گرفت، در ميان مردان ظاهر مي‌شدند. در يك مهر سنگي استوانه‌اي كه از دوره‌ي هخامنشي برجاي مانده و اكنون در موزه‌ي لوور فرانسه نگهداري مي‌شود، شاهزاده‌ي ايراني و نديمه‌هايش ديده مي شود كه شاهزاده چادر و نديمه‌ها سرپوش دارند. در طرحي كه روي سنگي در ارگيلي تركيه نقش بسته است، زن ايراني باپوشش چادر و سوار بر اسب ديده مي‌شود. حتي سرپوش‌هاي پارچه‌اي دوره‌ي هخامنشي از زير برف‌هاي منطقه‌ي پازريك روسيه پيدا شده است.( يادآوري مي‌شود، سرزمين‌هايي كه نام برديم، بخشي از امپراتوري پهناور پارس‌ها بودند.)

3-6-3- گلدوزی
نقش زدن بر پارچه و لباس از ديرباز در ايران مرسوم بود. در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع طبقات اجتماعی، مناطق روستایی، دانش آموزان پسر Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع معماری ایران، معماری ایرانی، ارتباط با طبیعت