منبع پایان نامه ارشد با موضوع اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، بیت المال، سیاست فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

عمروعاص بعد از در هم شکستن این مقاومتها عهد نامهای برای مردم مصر نوشت و پرداخت جزیه را بر آنان مقرر کرد(ولوی ،1389: 144).
خلفای راشدین هر گاه به جایی لشکر میکشیدند راجع به اهل ذمه سفارش میکردند. اگر خواهان صلح بودند با آن ها صلح میکردند به این شرط که سالیانه مقرری جزیه بدهند. نوع و مقدار جزیه بنا به مقتضیات وقت تغییر میکرد(زیدان،1384: 733).
مسئله أخذ جزیه مهمترین مسئلهای بود که ارتباط مستقیم خلفا و عاملان او را با ذمیان فراهم میکردند؛ از آن جا که بیشتر فتوحات در زمان عمر بن خطاب و در مناطق مسیحینشین شکل گرفت. بیشتر روایاتی که مربوط به وضعیت جزیه در این دوره است مربوط به سیره نظری و عملی اوست. عمر جزیه را منبع درآمد مستمر برای مسلمانان میدانست وصیت او هنگام مرگ درباره ذمیان بیانگر همین عقیده است: «رعایت حال ذمیان را بکنند که آنان محل درآمد عیال شما هستند.» عمر برای اهل ذمه مقررات و حدودی تعیین کرده بود از جمله: 1- به قرآن توهین نکنند، 2- به پیغمبر خدا بد نگویند، 3- به زن مسلمان تعرض نکنند، 4- ذمیها باید لباس مخصوص بپوشند که با مسلمانان تفاوت داشته باشد، 5- خانه ذمی نباید مشرف به خانه مسلمانان باشد، 6-در ملأ عام شراب نخورند، 7-خوکهای خود را جلو مردم نیاورند و… این احکام سخت باعث شد که اهل ذمه غالبا اسلام بیاورند و عمر در اجرای مقررات به شدت مراقبت میکرد و شخصاً تازیانه به دست میگرفت و برکار محتسبان و عاملان نظارت میکرد.
مشمولان جزیه در زمان عمر فقط مردان بالغ و آزاد بودند و جزیه بر زنان، کودکان، راهبان، تهیدستان و فقیران تعلق نمیگرفت. عمربن خطاب نیز پیرمرد ذمی را از پرداخت جزیه معاف کرد و سهمی از بیت المال را برای او در نظر گرفت. این بیانگر آن است که فقیران ذمی از پرداخت جزیه معاف بودند.
پیچیدهترین مسئله در بحث جزیه تعیین مقدار آن میباشد. میزان درآمد امکانات مالی یک منطقه در تعیین جزیه آن مؤثر بوده است. عامل دیگری که در تعیین میزان جزیه و تعهدات مالی ذمیان تأثیر گذار بود. چگونگی فتح آن مناطق بود به نظر میرسد مناطقی که بدون مقاومت تسلیم و در صلح با فاتحان پیشقدم میشدند، جزیه کمتری پرداخت میکردند. به نظر میرسد عمر بعدها در صدد برآمد تا مقدار جزیه را تحت یک سازماندهی مشخص تقسیمبندی کند. این گونه که عمربن خطاب(عامل مالیاتی خود در کوفه) تأکید کرد که از ثروتمند 48درهم(چهار دینار)، از طبقه متوسط 24درهم(یک دینار) و از فقرا 12درهم(یک دینار) جزیه دریافت کند. عمر سعی کرد اخذ جزیه را بر اساس طبقات اجتماعی در مناطق دیگر نیز اجرا کند.
عمربن خطاب اهل کتاب را از حجاز بیرون راند(ابن اثیر، 1382:3 /1162). به استناد آنکه پیامبر وصیت کرده بود در عربستان دو دین نباشد. راجع به عهدنامه نصارای نجران که به صورت موقت و به درخواست خدا بوده است(فیاض، 1327: 133).
در بررسی ریشههای اجتهاد عمر میتوان گفت که مسیحیان نجران در عهدنامهای که با پیامبر(ص) منعقد کرده بودند عدم پذیرش ربا در معاملاتشان بود؛ اما در زمان عمر بن خطاب آنان برخلاف معاهده خود عمل کرده و در معاملاتشان ربا انجام میدادند. علاوه بر این امر افزایش تعداد و نیرومند شدن آنان به دلیل در اختیار گرفتن اسلحه، مجموعه عواملی بود که عمر را بر اخراج آنان از نجران مصمم نمود. عمر اهل نجران را به بلاد شام و برخی را به نجرانیه واقع در ناحیه کوفه کوچ داد. همچنین تأکید عمر بر اخراج یهودیان از منطقه حجاز بیانگر بیم و هراس عمر از فتنه انگیزی یهودیان علیه اسلام میباشد. وجود مناطق یهودی نشین چون فدک و خبیر برای حکومت نوپای اسلام خطرآفرین بود. عمر برای دور کردن فتنه و خطر از مرکز حکومت اسلامی، یهودیان را از فدک و خیبر به شام کوچ داد(غلامی، 1383: 109).
نکته مهم این است که اگر پیامبر(ص) واقعاً دستور به اخراج مسیحیان و یهودیان از عربستان داده بود، چرا ابوبکر جانشین بلافصل ایشان آن را انجام نداد و عمر تا پایان خلافت او صبر نمود؟ شاید خلیفه با این اقدام قصد داشته است در عربستان یک محیط اسلامی و یکدستی ایجاد کند، زیرا اعراب مسلمان می بایست یک واحد دینی و نظامی مشترک المنافع را تشکیل داده و در سرزمین فتح شده خود را خالص و به دور از اختلاط نگه دارد(حتی، 1350: 302).
با این وجود مواردی از حضور بردگان و زنان مسیحی در مکه ذکر شده است؛ به جهت امور طبابت، سفارت، وجود داشتن قبرستان مسیحیان در مکه و همچنین مسیحیانی که توسط فرزندان مسلمانان به خاک سپرده میشدند. در هر صورت اخراج همه غیر مسلمانان از مکانی به مکان دیگر به دلایل سیاسی و عقیدتی تفاوت وجود دارد(حمیدالله، 1373: 3-212).
خلیفه دوم اگر چه نسبت به اهل کتاب سخت گیر بود و به عمال خود دستور میداد آنان را در دیوان استخدام نکنند و از فروش زمین به آنان خودداری شود؛ اما در عین حال مانع قصه خوانی مسیحی تازه مسلمان «تمیم الداری» در مسجد نشد. تمیم بن اوس (الداری) نخستین کسی بود که در مسجد پیامبر (ص) قصه سرایی را آغاز نمود. او ساکن مدینه بود و در سال نهم هجری اسلام آورد بعد از قتل عثمان به شام رفت و در قریه «عینون» که گفته میشد به اقطاع از پیامبر(ص) دریافت کرده بود ساکن شد(ابن اثیر، 1382: 1/ 256؛ بلاذری، 1367: 186).
همزمان با آغاز تأثیر پذیری مسلمانان از اهل ذمه به ویژه مسیحیان به روزگار عمر در درون شبه جزیره، گسترش فتوحات و شکسته شدن دیوارهای فرهنگی، موجبات اثرپذیری گسترده و جدی از فرهنگهای بیگانه ملل مجاور توسط جامعه آسیب پذیر تازه مسلمان با زمینه شناختی سطحی و ناقص از فرهنگ قرآن گردید(خاکرند، 1390: 6-75).
از طریق اختلاط مسلمانان ومسیحیان افکار آنان بر اندیشههای اسلامی وارد گردید. امویان بعدها در راستای سیاست فرهنگی خود، فرهنگ لاهوتی مسیحی را وارد اسلام کرد.
قدرتیابی امویان در جامعهی اسلامی از زمان خلیفه دوم شروع شد هنگامی که معاویه والی شام و سوریه بود خصوصاً با درنظر گرفتن این معما که عمر تمام حکام را عزل و نصب میکرد مگر معاویه(روحانی، 1378: 17).
در زمان خلافت عثمان فتوحات در مناطق مسیحی نشین پی گرفته شد. عبدالله بن سعد حکم امارت مصر را از عثمان دریافت کرد و مناطقی از افریقیه، ارمنیه، قبرس و… در زمان عثمان فتح شد. فتوحات در زمان امام علی(ع) به علت مشکلات داخلی خلافت وکوتاه بودن مدت خلافت متوقف ماند.
دوران خلافت امام علی(ع) زمان احیای فرهنگ ناب اسلامی بود. آن حضرت خواهان صیانت از احکام قرآن و سنت پیامبر(ص) بود. یعقوبی از قول امام می نویسد «خدای عزوجل درباره اهل کتاب گفته: یهود و ترسایان را دوستان خود نگیرید، هر کس از شما آنان را دوست بدارد پس خود از آنان است» (یعقوبی، 1378: 2/ 117).
در کنار این یاد آوری یکی از وصایای امام (ع) به فرزندش رعایت حال ذمیان بود چرا که پیامبر سفارش آنها را کرده بود(طبری، 1385: 6/ 2688). از نظر اقتصادی امام تلاش مینمود اهل ذمه نه تنها مورد ظلم وستم قرار نگیرند بلکه جهت رفاه حال آنان نیز اقداماتی صورت بگیرد. توصیههای زیادی از امام علی(ع) درباره ظلم نکردن به ذمیان روایت شده است. امام علی(ع) هنگام اعزام محمد بن ابی بکر به مصر به او سفارش کرد که به ذمیان ظلم نکند. این بیانگر دقت امام علی(ع) در مورد عدم اعمال ظلم بر ذمیان است(نهج البلاغه، نامه 53).
امام از نظر حقوقی خون یک فرد ذمی را مانند خون یک مسلمان میدانست. هنگامی که امام نزد شریح قاضی شاهدی برای اثبات سخن خود نداشت و دادگاه به نفع مرد مسیحی رای را صادر نمود، آن حضرت پذیرفت. در این راستا برای پیرمرد نصرانی ازکار افتاده از بیت المال مستمری تعیین کرد. در کنار توجه امام علی(ع) به امور اجتماعی و اقتصادی اهل کتاب، آن حضرت نگران نتایج توسعه ناهمگون دوره خلفای پیشین و تأثیرپذیری از فرهنگ ملل مفتوحه بود. در گام اول جهت حفظ فرهنگ اسلامی قصه خوانان از مسجد بیرون رانده شدند(امین، بی تا: 188). در مقابل سیاست منع کتابت حدیث مردم تشویق به نوشتن آن شدند امام مردم را به پیروی از آثار اهل کتاب پرهیز میداد(جعفریان، 1369: 1/ 4و63).

3-9- اسرائیلیات و زمینههای نفوذ آن به فرهنگ اسلامی

اطلاعات مسلمانان در صدر اسلام از تورات، اندک غالباً راجع به آفرینش و اسرار هستی بود که در باب آنها از یهودیان و مسیحیان سوال میکردند. گفتههای این اهل کتاب هم غالباً عامیانه بود. در هر صورت واسطه انتقال آن اطلاعات به مسلمانان، حمیریان یهودی شده و سپس مسلمان شده هایی چون کعب الاحبار و عبدالله بن سلام و بیش از همه وهب بن منبه بودند. به اینگونه موارد یهودی- مسیحی که شامل مباحثی راجع به آفرینش و قصص انبیاست، توسط راویان مسلمان و یهودی به احادیث و تفاسیر و تواریخ راه یافته «اسرائیلیات» گفته میشود(هوشنگی، 1386: 43).
از مشکلات و مصائب مهمی که بر فرهنگ اسلامی درقرن اول هجری وارد گردیده رسوخ اسرائیلیات است که در ابعاد گستردهای چه در حوزه فرهنگ و چه سیاست اثرات عمیقی باقی گذاشت. به طوری که در طول چهارده قرن همیشه اثرات آنها در اندیشهها و نوشتههای مختلف تفسیری، تاریخی، کلامی و فقهی باقی مانده است(جعفریان، 1382: 794).
آن گاه که مردم از محضر پیامبر خدا(ص) محروم شدند و خود خلفا نیز به احکام و مسائل عملی و نظری جاهل اند و اهل بیت(ع) نیز منزوی، میبایست جایگزینی وجود میداشت تا این خلاء را پرکند. بدین منظور اهل کتاب تازه مسلمان انتخاب شدند و برای توجیه این امر، روایتی از پیامبر(ص) نقل کردند که فرمود: از بنی اسرائیل نقل حدیث کنید، هیچ اشکالی هم ندارد. بدین سان راه بر اهل کتاب در نقل اسرائیلیات، افسانههای دروغین و شیوع آنها در بین مسلمانان و کتب تاریخی معتبر هموار گردید. علاوه بر این، فراگیری علم نزد اهل کتاب مقبول افتاد و تعداد زیادی از صحابه به شاگردی آنان نائل آمدند(خاکرند،1390: 348).
از صدر اسلام، یهودیان بیش از سایر گروهها با مسلمانان معاشرت داشتند، لذا تأثیر بسزایی در ورود اسرائیلیات به تفاسیر و سایر منابع اسلامی داشتند. بنابراین یهودیان به عنوان سردمداران گسترش اسرائیلیات و سرسختترین دشمنان اسلام معرفی میشوند(میرجلیلی،1390: 109).
پس از رحلت پیامبر، گروه کثیری از یهودیان مجبور به ترک عربستان شدند، اما عدهای از آنان در مدینه و شهرهای اطراف آن باقی ماندند و به فکر تلاشهای سیاسی و نظامی بودند؛ زیرا تلاشهای جمعی برای سرکوبی و نابودی اسلام میسر نبود. این گروه یهودیان تلاشهای فردی خود را به منظور تهاجم فرهنگی آغاز کردند.
آنها درصدد ضربه زدن به فرهنگ عمومی و اسلامی برآمدند. بهترین روش استفاده از مهرههای سیاسی بود. لذا تمجید از خلفا را سرلوحه کار خود قرار دادند تا با نزدیک شدن به آنان به فرهنگ اصیل اسلامی لطمه وارد کنند. آنچه این شرایط را برای یهودیان آسانتر می کرد وجود خلفایی مانند ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه بود که علاقهمند به برقراری مناسباتی با یهودیان بودند. آنان شخصیتی انعطاف پذیر داشتند. به سبب ضعف بنیه علمی و خلاء فرهنگی به دنبال کسانی بودند که به عنوان مشاور، آنان را در اداره امور همراهی کنند و یهودیان به ظاهر مسلمان امیدوار بودند تا با این روش نبض فرهنگی جامعه را در دست گیرند. مهمترین این افراد علاوه بر کعب الاحبار، عبدالله بن سلام، سعید بن عمرو، قیس بن زید بودند که نقل زیادی از آنها در زمینه نشر فرهنگ یهود در میان مسلمین در دست میباشد. از پیامبر اجازه خواستند تا مناسک روز شنبه را انجام دهند. آن روز را گرامی بدارند و شبها تورات بخوانند(جعفریان، 1382: 794).
شکستهای پیاپی سیاسی و نظامی یهود از پیامبر، افشاگریهای قرآن، تغییر قبله، تغییر اوضاع اقتصادی مدینه به نفع مسلمانان، کاستن شأن و منزلت و سیاست یهود نزد اعراب، تعطیلی مراکز فساد و فحشاء در مدینه و عوامل دیگر باعث کینه توزی عالم نمایان به ظاهر مسلمان یهودی تبار مانند کعب الاحبار، وهب بن منبه و عبدالله بن سلام شد. یهودیان به منظور جبران شکستهای گذشته و با توجه به روحیه برتری طلبشان سعی کردند تا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع خلفای راشدین، جزیره العرب، اختلافات مذهبی، حکومت اموی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع خلفای راشدین، عمر بن عبدالعزیز، پیامبر (ص)، ادارات دولتی