منبع پایان نامه ارشد با موضوع استان کرمان، آداب و رسوم، آموزش و پرورش، استان هرمزگان

دانلود پایان نامه ارشد

هوت، لاشار، کوراري و دختري به نام مسمت جتوي داشته است. از دختر زير شاخه فاميلي جتويي شکل مي گيرد که در حال حاضر ساکن بلوچستان پاکستان مي باشد، از رند ميرچاکرخان و از لاشار نيز ميررحمان خان تشکيل دو زير رده فاميلي رندي و لاشاري را ميدهند. (Huges, 1977: 28)
براساس شواهد تاريخي و ضمن رد نکردن احتمال مهاجرت بخشي از بلوچها از شامات به مکران ايراني بلوچستان مي توان گفت اينها فقط بخشي از بلوچها بوده اند که در سالياني نه چندان دور از واقعه شهادت حضرت حسين «رضي الله تعالي عنه» از ايران به عراق و سپس سوريه رفته اند شرح ماوقع که دراسناد تاريخي منعکس است چنين بوده است که بلوچها در لشکر ساسانيان از اجزاء دلير و کار آمد بوده و هرگاه دشمن مشترکي اين مرز و بوم را تهديد مي کرده به ياري حکومت مرکزي رفته اند منجمله در هجوم اعراب تازه مسلمان شده به کشورهاي همجوار، ايران نيز از اين تهاجم در امان نبوده و لشکري به فرماندهي ابوموسي اشعري به حوالي شوش آمده و با لشکريان ايراني درگير مي شود حفاظت شوش به عهده سرداري بلوچ به نام سياه سوار بوده که وي به همراهي قبيله اش (اساوره) و دو قبيله ديگر (سيا بجه و جط) در سال ۱۹۰۲ ميلادي در روستاي دپکور سرباز در ايران به دنيا آمد و در سيزدهم سپتامبر ۱۹۷۵ در «خوزدار» يکي از شهرهاي پاکستان در گذشت (سربازي، عبدالصمد:1378،چاپ اول)
آنانکه به اين خوش باوري مبتلا بودند که بلوچ از نسل حضرت حمزه است اکنون مجبور شده اند چنين بگويند که بلوچ از نظر  شجاعت و دارا بودن جذبه جهاد، بطور معنوي از اولاد حضرت حمزه بشمار مي روند و نه نسلاً با يافتن حقيقت اسلام و به قول ملک الشعراي بهار با از دست دادن ارق ملي تسليم سپاهيان عرب شده و پس از آن در خدمت اعراب قرار مي گيرد اين قبايل به پاداش رشادتي که در کشور گشاييهاي بعدي اعراب از خود نشان ميدهند مناطقي در سوريه را براي سکني بدست مي آورند که هنوز به نام سرزمين بلوچها يا (وادي البلوص) معرف است و همين قضيه دستاويزي شده براي انتساب بلوچها به اعراب. در حالي که احتمال بيشتر در اين است که برخي قبايل بلوچ که ذکر آنها رفت پس از ورود به ارتش اعراب مسلمان به سوريه و عراق وارد شده و ۶۱ سال بعد از هجرت بدليل اينکه مي ديدند حکومت بظاهر اسلامي از شعور به شعار و از حقيقت به دنائت و دنياپرستي حرکت کرده است و در اين حرکت حتي به اهل بيت پيامبر نيز رحم نکرده و واقعه محرم سال ۶۱ پديد مي آيد با گذاردن دلبستگي ها و طبيعت زيباي شامات به سرزمين مادري خود بلوچستان مهاجرت مي نمايند.
در نتيجه هر چند به استناد شعرهاي حماسي شاهنامه گروهي از بلوچ از شامات به ايران آمدند و برخي طوايف امروزي بلوچستان را به يادگار گزاردند اما شواهد تاريخي گوياي اين مطلب است که اينها همان کساني بودند که به همراهي سياه سوار از بلوچستان به آنجا رفته و اينک مجدداً به ديار خود بر مي گشتند که به اين فرض حضور بلوچها در حوزه تحقيق را بايستي قرنها قبل از ساسانيان جستجو کرد. در شاهنامه نيز به دفعات نام قوم بلوچ آمده است اولين بار در داستان سياوش هنگامي که وي در کار جمع آوري لشکر براي جنگ با افراسياب است از بلوچ ها ياد مي شود : هم از پهلوي پارس و کوچ و بلوچ ز گيلان جنگي و دشت . در جايي ديگر در داستان کيخسرو هنگامي که پسرش قصد لشکرکشي بر ضد افراسياب را دارد باز نام بلوچ در نامه ملي ايران ذکر شده است. سپاه اشکش متشکل از قوم کوچ و بلوچ بوده است فردوسي در اين باره مي گويد :
سپاهش زگردان کوچ و بلوچ سگاليده جنگ و بر آورده خوچ فردوسي آنان را متعلق به مکران ميدانسته

ريشه هاي قوم بلوچ دريافته هاي ميداني و شفاهي
يافته هاي ميداني تحقيق نشان مي دهد قوم بلوچ جنوب کرمان به صورت عشيره اي زندگي مي کنند، بدين ترتيب که مردم اين قوم به صورت طايفه اي زندگي مي کنند و هر طايفه از چندين تيره تشکيل شده است، در اين منطقه حدود هفده طايفه وجود دارد و هر طايفه بين 5 تا 12 تيره دارد. از مهمترين طوابف بلوچ مي توان به، طوايف،فرامرزي،نارويي،بامري، سابقي، حوت، لر، براهويي، رئيسي، شيهکي، جلالي، هاشم زهي، سنجري، سهرابي،لورگ، زابلي، سالمي، نمدادي، تاجيک، آسياب بر، خير انديش اشاره کرد. هر طايف يک بزرگ و ريش سفيد دارد که به او سردار مي گويند، البته قبل از انقلاب هر منطقه يک خان داشته که از طرف حکومت انتخاب مي شده است و در هر طايفه هم يک نفر را به عنوان سردار انتخاب مي کنند. مردم بلوچ به صورت عشيره اي زندگي مي کنند و طبق سنت ها اکثر مردم براي حفاظت از خود اسلحه دارند. نتيجه مشاهدات محلي نشان مي دهد شغل بيشتر مردم کشاورزي است و در امد شان را از اين راه کسب مي کنند.البته تعدادي از آنها هم به کارهاي غير قانوني مثل قاچاق سوخت و مواد مخدر مشغول هستند. خانه هاي را که مردم جنوب کرمان در آنها زندگي مي کنند کپر مي گويند.تا قبل از دولت نهم اکثر مردم در کپر زندگي مي کردند اما در دولت نهم و دهم تعداد مسکن و مدارس چندين برابر شده است البنه نعدادي از مردم هم به صورت عشايري و در کوهها زندگي مي کنند. مردم بلوچ آداب و رسوم ديني و اجتماعي خود را به صورت سنتي انجام مي دهند و در بسياري از اين آداب و رسوم و اعتقاداتشان از گذشته تا کنون تغييرات زيادي صورت نگرفته است.
در مورد تاريخ قوم بلوچ آنچه مد نظر است اينکه قوم بلوچ منطقه جنوب کرمان از چه تاريخي و از کجا و به چه دليلي به اين منطقه آمدند و سکني گزيدند و از آن زمان تا کنون چه بر آنان گذشته است . ولي از آنجا که قوم بلوچ داراي طوايف متعددي است و هر کدام از آنها به تناسب وضعيت آن روزشان به شکل خاصي و در زمان خاصي و در منطقه خاصي ساکن شدند به همين علت نمي توان تاريخي يکسان براي همه ي طوايف که از آن ها نام برده شدآورد .در اينجا در مورد تاريخ بلوچ از ميان داده هاي شفاهي استخراج شده از حافظه جمعي نخبگان بلوچ در مورد بعضي از طوايف مي پردازيم چرا که از ميان اسناد، مدارک معتبر و درخوري علي رغم مراجعه به فرمانداري شهرستان رودبار جنوب، اداره ي آموزش و پرورش رودبار جنوب و دفتر اجتماعي استانداري کرمان يافت نشد، چرا که به گفته فرماندار رودبار« در اين مناطق مسائل و موارد ثبت نمي شد ند و چند سالي است که بحث ثبت اسناد بوجود آمده است ». يکي از طوايف بلوچ کرويي است که بنا به گفته خيرمراد «از هندوستان آمده اند و در گازبر ساکن شدند .گروهي از افراد اين طايفه کارشان آدم فروشي و خريد و فروش برده بوده است . تعدادي از طايفه هاي فرامرزي با يک برنامه ريزي خوب و هماهنگي توانستند به حکومت کرويي ها در منطقه نمداد پايان دهند و خودشان حکومت کنند . در ميان قوم افراد با نفوذ و اسلحه به دست به عنوان خان و سردار شروع به حکومت کردند ، گروهي هم به عنوان ريش سفيد و کدخدا شناخته مي شدند ».
قوم بلوچ از گذشته تا به امروز در همه جا به صورت پراکنده بوده اند، آنچه در منطقه ريگان و نرمانشير و بم وجود دارد اين است که اقوام زيادي از اين قوم در اين منطقه آمدند از جمله : طوايف شيهکي و جلالي و گروههاي اجتماعي زيادي را شکل دادند. آنچه را که مي توان بعد از اسلام در مورد تاريخ بلوچ به آن اشاره کرد و از صحبت هاي سرداران اين منطقه بر مي آيد اين است که «بعد از جنگ امام حسين با يزيد ،تعدادي از رند، حوت، و لاشور از منطقه ي حلب به سوي منطقه عربستان آن زمان آمدند، در آن زمان قريش طايفه بسيار بزرگي بوده است . طايفه هاي بلوچ هم که به شبه جزيره عربستان رفته بودند با قريشيان هم قسم مي شوند که انتقام خون امام حسين را بگيرند». در ميان اسناد موجود از جستجو هاي به عمل آمده تنها کتاب شعري (کتاب شعر ملا فاضل ) را يافتيم که از زبان شاعران بلوچ سروده شده بود و در اين زمينه توضيحاتي را داده بود. در مورد پيمان با قريش، ملا فاضل در اين کتاب شعرش به آن مي پردازد. بعد از انتقام خون امام حسين تعدادي از اين ها مي آيندبه ايران و استان کرمان و در جگين (منوجان فعلي) که داراي جنگل هاي وسيع و دست نخورده بوده است، اسکان مي گيرند و از آنجا تعدادي از آنها به رودبار،کهنوج، بم و نرمانشير مي روند .در بم به گفته ي سردار )ش(، « طايفه هاي رشيدي و شيهکي که سرپرست آن ها مير شيهک خوان بوده است » .نکته اي که بايد به آن اشاره کنم اين است که در سياست آن زمان از لحاظ منطقه اي استان کرمان و سيستان و بلوچستان يکي بوده اند .مثلاٌ در اداره ي پست و تلگراف آن زمان نوشته بود استان کرمان و سيستان و بلوچستان و در کل به هر دو مکران مي گفتند.
قو م بلوچ اين مناطق همه در اثر مهاجرت به اين جا آمدند، اسفنديار مي گويد : « قوم بلوچ منطقه نرمانشير مهاجر هستند بعضي از آن ها به عنوان قهرانه و بر اثر درگيري هايي که بوده از مرز پاکستان به اين منطقه آمدند» در اين مورد حاج آقا الف مي گويد : «طايفه جلالي از منطقه گاوريل از شهرستان جفرين استان هرمزگان وارد اين منطقه شدند آن ها به دليل ظلم و ستم يکي از خوانين آن منطقه که مورد حمايت حکومت بوده است از آنجا مهاجرت مي کنند و وارد اين منطقه مي شوند ، در نرمانشير دو نفر نماينده دولت بوده اند آن موقع مي گفتند ماليات چي ول در اينجا همه ي کارها ي حکومت را انجام مي دادند يکي بيلر خان و ديگري رشيد خان »
در منطقه رودبا هم اسدالله مي گفت : «ما از منطقه ي ماهان حدود 400 سال پيش، 4 برادر به نام هاي يوسف شاه ، مارشاه ، سارن شاه ، کرم شاه ، به دليل بحث و درگيري که پيدا کردند يک نفر را به قتل رساندند و به اين منطقه آمدند » البته سردار معتقد است هر طايفه از يک مسير و شهر در اثر جنگ و جدالي که بوده، آمدند طايفه فرامرزي در زابل و سيستان بوده اند و از آنجا در اثر جنگ هاي طايفه اي از اين منطقه سر در آورده اند. يک تيره اي از آن ها هم از ماهان آمدند. طايفه ي فرامرزي از 14 تيره تشکيل شد هاست . اين طايفه حدود 5 هزار خانوار مي شود که علاوه بر رودبار در بم و سيستان هم زندگي مي کنند. يکي ديگر از طوايف بلوچ طايفه سابکي است ، اقاي (ف) مي گويد : «در زمان نادر شاه افشار يکي از سربازان نادر شاه به نام محمد حسن که اهل نور آباد شيراز بوده است در جنگ هندوستان و پس از فتح آنج توسط نادر محمد حسن به پاکستان مي رود و در آنجا با يکي از دختران سرداران بلوچ ازدواج مي کند و صاحب چند فرزند مي شود يکي از دختران او همان جا ازدواج مي کند و داراي چند فرزند مي شود . که بعد ها طايفه سنجراني که در پاکستان بوجود مي ايد از بچه هاي همان دختر محمد حسن هستند . يکي از پسرانش هم وارد ايران مي شود که اسماعيل خان بوده و بعد ها به شه بخش معروف مي شود. که به دزا (زاهدان امروزي) مي آيد . بعد از اسماعيل فرزندش سابک در کوه تفتان و نزديکي هاي خاش زندگي مي کرده است و از آنجا بعد از مدتي به علت در گيري هايي که داشته است به کوههاي نمداد در اين منطقه مي آيد .و اين طايفه امروزي از نسل همان سابک هستند».
يک تيره اي از کرويي ها هم هم طبق گفته سردار رضايي از کردستان آمدند .در اين منطقه آبادي نبوده است، اکثراٌ مهاجر هستند .يک تيره ي ديگر به نام شيخ محمدي هستند که از نسل شاه نعممت الله ولي هستند که اينجا در زيارت چهل تن و آبگرم ساکن شدند . يک گروه ديگري که مدت ها در منطقه رودبارر حکومت مي کردند، خوانين مهيمي و مالکي بودند، مهيمي ها عرب هستند و از عراق وارد اين منطقه شدند، مالکي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع استان کرمان، آداب و رسوم، افغانستان Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع تحصيل، بسياري، زمينه، بيشتر