منبع پایان نامه ارشد با موضوع ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، رشد اقتصادی، نظام مالی

دانلود پایان نامه ارشد

اعتباری در اداره امور مالیاتی باشد. لذا مؤدی پس از ثبت نام در اداره امور مالیاتی و باز کردن حساب اعتبار مالیاتی76 موظف است هنگام فروش کالای خود مالیات بر ارزش افزوده آن را از خریدار دریافت کند و آن را به صورت دقیق و مشخص در فاکتور فروش لحاظ کند. اداره مالیات هم به همین میزان و مابقی فاکتورهای فروش برای وی بدهی مالیاتی در نظر میگیرد. همچنین هر مؤدی باید هنگام خرید کالاهای واسطهای مورد نیاز خود درصدی از آن را بابت مالیات بر ارزش افزوده به فروشنده پرداخت کرده و از وی فاکتوری دریافت نماید که در آن میزان مالیات بر ارزش افزوده صریحاً قید شده باشد.
اداره مالیات برای هر مؤدی به میزان مالیاتهای پرداخت شده توسط وی (بابت خرید از مؤدیانی که دارای حساب اعتبار مالیاتی هستند) اعتبار مالیاتی در نظر میگیرد. سپس با کسر کردن اعتبار مالیاتی از بدهی مالیاتی براساس صورتحسابهای خرید و فروش خالص بدهی مالیاتی که هر مؤدی باید به اداره مالیات بپردازد، تعیین میگردد. هر مؤدی مالیاتی موظف است در مدت زمان معینی (هر دو یا سه ماه یک بار) به اداره امور مالیاتی مراجعه کرده و پس از ارائه فاکتورهای خرید و فروش اعتبار مالیاتی خود را تسویه کرده و خالص بدهی مالیاتی خود را بپردازد.
به این ترتیب هر عامل اقتصادی مالیات بر ارزش افزوده را از خریدار دریافت کرده و به اداره مالیات میپردازد. مبنای محاسبه مالیات در این روش، تعداد معاملات بنگاه است و بنگاه باید جهت پرداخت مالیات بر ارزش افزوده تمام صورتحسابهای خریداری شده از فروشندگانی که دارای حساب مالیاتی نزد اداره مالیات می باشند، مالیات بر ارزش افزوده آن را به دولت پرداخته نمایند. علاوه بر این، نباید از کالاهایی باشد که معاف از مالیات بر ارزش افزوده هستند. همچنین کالای مذکور باید برای تولید کالایی دیگر و به عنوان کالای واسطهای مورد استفاده قرار گرفته باشد، بنابراین برای خرید کالاهای نهایی اعتبار مالیاتی تعلق نمیگیرد. تنها تحت این شرایط است که خریداران کالاهای واسطهای میتوانند از اعتبار مالیاتی بهرهمند شوند و مالیاتهای پرداختی بابت کالاهای واسطهای را بازپرس گیرند. این روش نسبت به دو روش دیگر مزایایی دارد از جمله اینکه مشکلات مربوط به روشهای تجمعی و تفریقی را ندارد، پیاده کردن ساختار چند نرخی77 در آن آسانتر است و کسبه را ملزم میکند فاکتورهای خود را نگه دارند، لذا باعث سهولت ممیزی میشود.

2- 18- انواع مالیات بر ارزش افزوده براساس پایههای مالیاتی
معمولاً برای محاسبه پایه مالیاتی مالیات بر ارزش افزوده از سه روش تولیدی، درآمدی و مصرفی استفاده میشود. تفاوت بین این سه روش به اجزای کلی و همچنین نحوه در نظر گرفتن کالاهای سرمایهای در پایه مالیاتی است.
الف) مالیات بر مبنای تولید78
در این روش تمام کالاهای (تولیدی و مصرفی) مشمول مالیات شده و هیچگونه معافیت مالیاتی برای خرید کالاهای سرمایهای در نظر گرفته نمیشود. لذا تمام مخارج در تولید ناخالص داخلی به استثنای مخارج دستمزدی دولت را شامل میشود و بنگاهها تنها برای خرید کالاهای واسطهای اعتبار مالیاتی دریافت میکند. این روش دارای گستردهترین پایه مالیاتی است اما به دلیل عدم معافیت کالاهای سرمایهای و استهلاک از مالیات منجر به تضعیف انگیزه سرمایهگذاری میشود.
ب) مالیات بر مبنای درآمد79
مالیات بر ارزش افزوده بر مبنای درآمدی، استهلاک را دربر نمیگیرد و به جای مخارج سرمایهگذاری کل، مخارج سرمایهگذاری خالص را شامل میشود. پایه مالیاتی در این روش مجموعه درآمد پرداختی به عوامل پس از کسر مخارج دستمزدی دولت است. به همین دلیل نیز نام آن مالیات بر ارزش افزوده از نوع درآمدی است.
ج) مالیات بر مبنای مصرف80
در این روش تمام هزینههای سرمایه در همان سال خرید کسر میشود و از آن به عنوان ابزار تشویق سرمایهگذاری استفاده میشود. در کشورهای عضو جامعه اروپا و بسیاری از کشورهای درحال توسعه از این روش برای محاسبه پایه مالیات بر ارزش افزوده استفاده میشود (نادران، 1380).
تفاوت بین پایه مالیات تولیدی و درآمدی و مصرفی در احتساب هزینههای سرمایهای و استهلاک به عنوان پایهای مالیاتی و تأثیرگذار بر انگیزه سرمایهگذاری و رشد اقتصادی است که در روش مالیات بر مبنای تولید هیچگونه معافیت مالیاتی وجود ندارد و این باعث تضعیف انگیزههای سرمایهگذاری میشود. در مالیات بر مبنای درآمد، پرداختهای مربوط به جبران استهلاک بنگاه از اعتبار مالیاتی برخوردار بوده، بنابراین معاف از مالیات محسوب میشود و تا حدودی از تضعیف انگیزههای سرمایهگذاران میکاهد. در روش مالیات بر مبنای مصرف تمام پرداختهای بابت کالاهای سرمایهای و جبران استهلاک از اعتبار مالیاتی برخوردارند و در این حالت میتوان گفت مالیات بر ارزش افزوده به عنوان ابزاری جهت تشویق سرمایهگذاری استفاده میشود. (نادران، 1380).

2- 19- نرخ گذاری و معافیتهای مرسوم در مالیات بر ارزش افزوده
در اعمال نظامهای مالیاتی یکی از مسائل بحث برانگیز بحث نرخهایی است که مالیات بر آن وصول میشود. در این بین مالیات بر ارزش افزوده نیز از این بحث مستثنی نمیباشد. اگر قرار باشد مالیات بر ارزش افزوده با نرخهای ثابت و یکسانی وصول شوند به یک موضوع چالشدار تبدیل میشود که دارای مزایا و معایب خاص خود میباشد به گونهای که با تک نرخی بودن این نوع مالیات اگرچه سیستم جمعآوری به یک سیستم سهلالوصول با هزینههای پایینی تبدیل میشود اما ممکن است از لحاظ برابری و اجرای عدالت مالیاتی مناسب نباشد. بر همین اساس نرخگذاری در بحث مالیات بر ارزش افزوده به مسئله مهمی تبدیل شده است. در این راستا در مقابل نرخ واحد مالیات برخی کشورها ساختار نرخ دوگانه را با سه روش اعمال میکنند. یک نرخ عمومی مالیات را تعیین میکنند برخی اقلام را با نرخی پایینتر از آن در این نظام جای میدهند. اقلام باقی مانده را یا در دسته نرخ گذاری صفر قرار میدهند و یا جزء آن دسته کالاهای اساسی قرار میدهند که شامل معافیت مالیاتی میباشد.
در شمول کالاهایی که در مالیات بر ارزش افزوده جزء معافیتهای مالیاتی یا نرخ صفر مالیاتی میشوند دو دلیل بسیار عمده مورد توجه قرار گرفته است. یکی جلوگیری از کاهش رفاه عمومی و بالا بردن انگیزه سرمایهگذاران و دیگری کاهش هزینههای ناشی از جمعآوری مالیات.
در توضیح معافیت از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده میتوان کالاهای ضروری که توسط طبقات درآمدی پایین جامعه مصرف میشود و برخی کالاهای بهداشتی و درمانی به دلیل آثار مفید آن بر سلامت جامعه را مثال زد. همچنین برای شمول نرخ صفر مالیاتی میتوان به مثالهایی مانند تولید مواد خام و مواد اولیه و مواردی از این دست، معافیت بنگاههای کوچک و دارای ارزش افزوده پایین به دلیل هزینهبری بالای اخذ مالیات از این بنگاهها و عدم تمکین مالی صاحبان این صنایع اشاره کرد.
علاوه بر موارد فوق، معمولاً برخی کالاها از شمول مالیات بر ارزش افزوده خارج میشوند که عمده دلایل آن را میتوان به دلیل ناکارآمدی و ناکارایی مالیاتی، کاهش تأثیر نامناسب مالیات بر ارزش افزوده بر توزیع درآمد، عدم شفافیت، مشکلات اجرایی و هزیههای بالای اجرا در برخی واحدهای خرد دانست. به عنوان مثال، در بسیاری کشورها محصولات کشاورزی به دلیل مشکلات مربوط به تنوع تکنولوژی، تنوع اجتماعات (اقشار تولید کننده و مصرف کننده این بخش) و یا دلایل سیاسی از مالیات بر ارزش افزوده معاف میشوند. همچنین، در بسیاری از کشورها کالاهای مورد مصرف عموم مردم و برخی خدمات و بخشهای مالی مانند بیمه و بانکداری از مالیات بر ارزش افزوده معاف میشوند.

2- 20- معافیت آستانه:
با مطالعه تجربیات بسیاری از کشورهای مجری طرح نظام مالیات بر ارزش افزوده میتوان به این حقیقت دست یافت که یکی از مهمترین عوامل در اجرای موفق آن تعیین مناسبترین سطح آستانه معافیت با شرایط و ویژگیهای ان کشور میباشد. معمولاً ارزش افزوده ایجاد شده توسط بنگاههای کوچک و فعالان بخش خرده فروشی در مقایسه با تعداد زیاد آنها ناچیز بوده و در نتیجه مالیات بر ارزش افزوده وصولی از آنها با عنایت به گستردگی فعالیتهای اجرایی سازمان وصول مالیات قابل توجیه نیست. به این لحاظ معاف نمودن مؤسسات اقتصادی با ارزش افزوده پایین در جهت افزایش کارایی سازمان مالیاتی از اهمیت خاص برخوردار است. تجربه سایر کشورها نشان میدهد که اغلب کشورهایی که از سیستم مالیات بر ارزش افزوده استفاده میکنند در مراحل اولیه اجرای آن برای کاهش هزینههای اجرایی و هزینههای تمکین مؤدیان از یک سطح آستانه معافیت برای معاف نمودن تعداد زیادی از بنگاههای کوچک و فعالان بخش خرده فروشی استفاده کردهاند. تعیین سطح آستانه معافیت این امکان را به اداره مالیاتی میدهد که در جهت تحقق اهداف درآمدی نظام مالیاتی به میزان قابل توجهی در هزینههای اجرایی صرفهجویی کند. از معیارهای متعددی برای تعیین سطح آستانه معافیت استفاده میشود که مهمترین آنها عبارتند از حجم فروش سالانه، مقدار درآمد سالیانه، مقدار سرمایه مورد استفاده، سطح اشتغال حجم خرید سالیانه و نوع تجارت. (طهماسبی و همکاران، 1383).

2- 21- پیامدهای استقرار نظام مالیات بر ارزش افزوده
بکارگیری نظام مالیات بر ارزش افزوده میتواند پیامدهای متفاوتی را در پی داشته باشد که برخی از آنها آثار مثبت و برخی دیگر آثار منفی بر اقتصاد بر جای میگذارند. در این بخش تلاش میشود تا برخی از مهمترین پیامدهای استقرار نظام مالیات بر ارزش افزوده به ترتیب اهمیت مورد بررسی قرار گیرد.

– اثر مالیات بر ارزش افزوده در ایجاد ثبات اقتصادی:
مالیاتهای تصاعدی به دلیل دارا بودن کشش مالیاتی بزرگتر از یک به عنوان تثبیت کننده خودکار عمل کرده و در از بین بردن نوسانهای و ایجاد ثبات اقتصادی بسیار مؤثرند. حال با انتقال سیستم مالیاتی از چنین مالیاتهای تصاعدی به سمت مالیات بر ارزش افزوده (با یک نرخ داده شده و ثابت) گسترش پایههای مالیاتی موجب تغییر در فعالیتهای اقتصاد کلان میشود و این عمل نقش تثبیت کنندههای خودکار را در اقتصاد کاهش میدهد (کمیجانی، 1374).
– اثر مالیات بر ارزش افزوده بر رشد اقتصادی:
اعطاء امتیازات مالیاتی در خصوص کالای سرمایهگذاری در جریان مالیات بر ارزش افزوده موجب تشویق سرمایهگذاران و ایجاد زمینههای رشد اقتصادی میشود. علاوه بر این، این نوع مالیات به دلیل وجود نرخ صفر و معافیتها و جانشین سایر مالیاتها باعث کارا شدن سیستم مالیاتی و در پی آن کارایی سیستم اقتصادی میشود و در بلندمدت رشد اقتصادی را به دنبال خواهد داشت. همچنین، اگر بتواند آثار منفی بیمههای تأمین اجتماعی را جبران نماید باعث میشود نیروی کار به عنوان یکی از عوامل تولید مجدداً در فرآیند تولید گیرد و به این ترتیب میزان تولیدات و نیز رشد اقتصادی افزایش خواهد یافت.
– اثرگذاری بر سطح قیمتها:
در رابطه با تأثیرگذاری مالیات بر ارزش افزوده بر سطح قیمتها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. دیدگاه اول، کاهش قیمتها را بر این اساس که اجرای مالیات بر ارزش افزوده به عنوان یک سیاست انقباضی با کاهش در تقاضای کل (با فرض ثبات حجم پول) سطح قیمتها را کاهش میدهد و با بالا بردن درآمدهای مالیاتی کسری بودجه را کاهش میدهد. همچنین، با بالا بردن کارایی سیستم مالیاتی و ایجاد اثری مشابه با افزایش تولید منجر به کاهش سطح قیمتها میشود. از سویی، افزایش تولید با افزایش پسانداز منابع مالی را افزایش داده و با کاهش نرخ بهره منجر به افزایش سرمایهگذاری و افزایش تولید و مجدداً کاهش قیمتها میشود. عدهای دیگر بر این عقیدهاند که این نوع مالیات به دلیل جایگزین شدن به جای سایر مالیاتها و افزایش نسبی قیمتها تغییری در سطح عمومی قیمتها ایجاد نمیکند، بنابراین ممکن است سطح قیمتها ثابت بماند. دیدگاه سوم، بر افزایش سطح عمومی قیمتها یک بار در کوتاه مدت و آن هم به دلیل انتقال بار مالیاتی بر مصرف کننده استوار است. این نظر تا زمانی معتبر است که مالیات بر ارزش افزوده با نرخ یکسان بر تمام کالاها و خدمات وضع شود، اما در حالت چهارم و حالت نهایی اعتقاد کلی بر این است که چون در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، نرخ مالیات، نظام مالی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، فرار مالیاتی، نظام مالی