منبع پایان نامه ارشد با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار

دانلود پایان نامه ارشد

تحصیل سودنشان می‌دهد ویکی از نسبت‌های سودآوری است که در تجزیه و تحلیل آن منبع سود نه به صورت مطلق بلکه در ارتباط با منبع تحصیل آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.
نسبت بازده دارایی‌ها از طریق رابطه زیر محاسبه می‌شود و به واسطه تحلیل دوپونت امکان تجزیه آن به شکل زیر وجود دارد:

همچون نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، برخی ایرادهای وارد به نسبت بازده دارایی‌ها بدین شرح است:
1-حضور سود حسابداری در محاسبه نسبت بازده دارایی‌ها و امکان دست‌کاری سود به وسیله مدیریت یکی از ایرادهای وارد بر نسبت بازده دارایی‌هاست.
2-برخی عوامل خارجی کنترل ناپذیر مدیریت مانند شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… بر این نسبت تأثیرگذار است.
3-این نسبت تاکید زیادی بر عملکرد کوتاه مدت مدیریت دارد، لذا از دیدگاه آینده‌نگر و بررسی عواقب و اثرات آینده تصمیمات مدیریت بازمانده است.
4-پیروی از اصل بهای تمام‌شده تاریخی باعث می‌شود تحت تأثیر تورم بدون بهبود در کارایی نسبت بازده دارایی‌ها افزایش یابد. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 3)
2-5-4-3) سود هر سهم:
سود هر سهم معیار عملکرد هر سهم شرکت در طول دوره‌ای از زمان است. رشد سود هر سهم به تبع افزایش سود، مقادیر سرمایه به کار گرفته‌شده موثر در افزایش سود را در نظر نمی‌گیرد. در برخی موارد افزایش در سود ممکن است ناشی از افزایش سرمایه‌گذاری‌های غیراقتصادی باشد، به گونه‌ای که بازده حاصل‌شده از این سرمایه‌گذاری‌ها تکاپوی پوشش هزینه سرمایه را نداشته باشد. افزون بر این، ایرادهای وارد به سود حسابداری همچون نامربوط و تصنعی بودن سود به واسطه پیروی از اصل بهای تمام‌شده تاریخی واصل تحقق و ناممکن بودن مقایسه آن بین دوره‌ها و واحدهای اقتصادی مختلف به دلیل به‌کارگیری روش‌های مختلف حسابداری، به معیار سود هر سهم نیز وارد است. از این رو سود هر سهم نیز معیاری قطعی برای ارزیابی عملکرد نیست. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 4)
در پاسخ به انتقادات وارد به معیارهای عملکرد حسابداری، معیارهای عملکرد اقتصادی ظهور یافتند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین این معیارها از جمله ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار و سود باقیمانده اشاره می‌شود.
2-5-4-4) ارزش افزوده اقتصادی:
ارزش افزوده اقتصادی، معیاری مالی است که به وسیله موسسه خدمات مشاوره استرن استوارت معرفی شد. ارزش افزوده اقتصادی به سرعت به یکی از مشهورترین معیارهای عملکرد در حیطه مالی مبدل شد و بیش‌ترین میزان توجه را از زمان ایجاد آن در سال 1982 به خود جلب کرد. این موسسه ادعا کرد که این معیار تنها شاخص صحیح از عملکرد موسسه و مدیریت است و مقیاسی از میزان ارزش خلق‌شده برای سهامداران به وسیله شرکت در یک دوره حسابداری است. یکی از روش‌های محاسبه ارزش افزوده اقتصادی به صورت زیر است:
EVA=NOPAT –(WACC*IC)
ارزش افزوده اقتصادی:EVA
سود عملیاتی پس از کسر مالیات تعدیل‌شده:NOPAT
میانگین موزون هزینه سرمایه:WACC
سرمایه به کار گرفته‌شده:IC
با توجه به دلایلی همچون حذف آثار نامناسب ناشی از اصل محافظه کاری بر ارقام سود و سرمایه حسابداری، نزدیک کردن نرخ حسابداری بازده سرمایه به نرخ اقتصادی و واقعی، کاهش توانایی و انگیزه مدیریت در مدیریت سود، بهبود قابلیت پاسخگویی واحد تجاری در مقابل سهامداران، برگشت دادن پاره‌ای از اقلام سرمایه‌ای از سودوزیان به ترازنامه و غنی تر ساختن ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد، استوارت پاره‌ای از تعدیل‌ها را بر روی سود حسابداری و سرمایه به کار گرفته‌شده پیشنهاد کرد. برخی از مهم‌ترین این تعدیل‌ها عبارت‌اند از: مخارج تبلیغات و بازاریابی، هزینه آموزش کارکنان، ذخیره کاهش ارزش موجودی‌ها، ذخیره کاهش ارزش سرمایه‌گذاری‌ها و ذخیره هزینه معوق. (آذربایجانی و همکاران،1391، ص 4)
محاسبه ارزش افزوده اقتصادی می‌تواند در هر سطح از سطوح سازمانی و هر مرکز هزینه در واحد تجاری صورت پذیرد، ولی همچون بسیاری دیگر از ابزار مدیریتی، باید به نحوی هشیارانه در جهت هدایت و کنترل تصمیم‌های مدیریت به کار گرفته شود.
ارزش افزوده اقتصادی به عنوان یک سیستم مدیریت مبتنی بر ارزش، در برگیرنده معیارهایی است که به اندازه‌گیری عملکرد مالی، ارزیابی طرح‌های استراتژیک و طرح‌های پیشنهادی، شناسایی خطوط تولید غیر سودآور و تمرکز بیشتر بر سرمایه در گردش می‌پردازد. این سیستم به واسطه ارائه مبنایی برای پاداش وبیان ارتباط بین عملکرد شرکت و سرمایه‌گذاری‌های آن، بر عامل کلیدی ارزش و هزینه سرمایه تاکید می‌کند. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 4)
از سوی دیگر، ارزش افزوده اقتصادی از طریق تجدید ساختار عملیات، تمرکز بر سرمایه به کار گرفته‌شده و شناسایی فرایند بهبود، به افزایش کارایی عملیاتی می‌پردازد. علاوه بر موارد یادشده، از دیگر مزیت‌های ارزش افزوده اقتصادی می‌توان به مواردی چون همسو کردن منافع مدیران و سهامداران، افزایش انگیزه مدیران و کارکنان از طریق تشویق آن‌ها به حرکت در جهت منافع مالکان، مرتبط ساختن عملکرد مدیران و کارکنان با پاداش آن‌ها، فراهم آوردن منافع برای کلیه ذینفعان شامل کارکنان، مشتریان، سهامداران و تأمین‌کنندگان، به‌کارگیری کل هزینه‌های تأمین مالی شامل هزینه بدهی و هزینه حقوق مالکانه در محاسبات، ناشی از به‌کارگیری معیارهای عملکرد متعدد مانند سود هر سهم، بازده سرمایه‌گذاری، بازده حقوق صاحبان سهام و حاشیه سود اشاره کرد. با وجود مزیت‌های یادشده، به‌کارگیری ارزش افزوده اقتصادی با محدودیت‌هایی همراه است. به طور کلی می‌توان محدودیت‌های ارزش افزوده اقتصادی را به صورت زیر طبقه‌بندی کرد:
1-مدیریت گزینه‌های کمتری در تصمیم‌های تأمین مالی در اختیار خواهد داشت. از آنجا که هزینه سهام عادی معمولاً بالاتر از هزینه استقراض است و از سوی دیگر ارزش افزوده اقتصادی در نتیجه افزایش نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام افزایش خواهد یافت، این امر نامتناسب بودن استقراض و در نتیجه افزایش اهرم سرمایه را در پی خواهد داشت. استوارت به منظور جلوگیری از این مشکل، استفاده از میانگین موزون هزینه سرمایه ساختار سرمایه هدف را به جای میانگین موزون واقعی هزینه سرمایه در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی پیشنهاد کرد. با این حال، وی هیچ دستور عمل خاصی را در مورد چگونگی تعیین ساختار سرمایه هدف تعیین نکرد. از سوی دیگر، اگر ساختار سرمایه هدف در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد، این خود موجب خواهد شد که اهرم سرمایه در ارزیابی عملکرد اهمیت خود را از دست دهد؛ چرا که ارزش افزوده اقتصادی بودن توجه به این که تأمین مالی از طریق سرمایه‌گذاری بوده یا استقراض همواره ثابت باقی می‌ماند. تنها راه کنترل اهرم سرمایه در این زمینه، ملزم کردن مدیران به حفظ ساختار سرمایه هدف است که این خود منجر به کاهش انعطاف‌پذیری مدیریت در تصمیم‌های تأمین مالی خواهد شد. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 5)
2-ارزش افزوده اقتصادی معیار بسیار پیچیده‌ای است. در صورتی که تعدیلات پیشنهادی در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی منظور گردد، نتیجه به دست آمده بسیار پیچیده خواهد بود. به رغم اینکه محاسبات به سرعت و به آسانی توسط رایانه انجام می‌شوند، مدیریت باید در این زمینه ساعت‌های طولانی آموزش ببیند. بسیاری از مدیران در درک تعدیل‌های تکنیکی موجود در فرمول محاسبه ارزش افزوده اقتصادی با مشکلات زیادی مواجه‌اند. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 5)
3-ارزش افزوده اقتصادی به آسانی دست‌مایه تقلب می‌شود. از آنجا که محاسبه ارزش افزوده اقتصادی مبتنی بر روش‌های حسابداری تعهدی است، ممکن است که از طریق به‌کارگیری روش‌های مختلف حسابداری مورد تحریف قرار گیرد. به عنوان مثال، روش محاسبه استهلاک و یا پیش‌بینی مطالبات مشکوک الوصول ممکن است چنان انجام شود که ارزش افزوده اقتصادی بالاتری گزارش شود. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 5)
4-ارزش افزوده اقتصادی یک معیار کوتاه مدت است. هر دو معیار به کار گرفته در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی (سود و سرمایه) مقیاس‌های کوتاه مدت عملکرد هستند. سود در واقع سود تحصیل شده طی یک سال است و سرمایه، مبلغی است که در یک لحظه از زمان (به صورت میانگینی از یک سال) گزارش می‌شود. عملکرد کوتاه مدت می‌تواند به آسانی دست‌کاری شده و به عملکرد درازمدت خدشه وارد کند. به عنوان مثال اگر هزینه‌های آموزش و نگهداری کارکنان بدون هیچ برنامه‌ریزی صحیح قطع شوند، در کوتاه مدت منجر به افزایش ارزش افزوده اقتصادی می‌شود؛ لیکن در درازمدت، آثار نامطلوبی در شرکت بر جای می‌گذارد. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 5)
5- ارزش افزوده اقتصادی یک مقیاس عملکرد منفرد است که شامل هیچ یک از معیارهای زمان یا کیفیت نیست. استفاده از مقیاس‌های عملکرد منفرد به این دلیل نامطلوب است که بهبود آن ممکن است منجر به آسیب سایر معیارهای عملکرد شود. به عنوان مثال، ارزش افزوده اقتصادی شامل هیچ یک از پارامترهای کیفیت یا مقیاس‌های زمانی نیست. در محیط تجاری کنونی تعداد کمی از واحدهای تجاری هستند که به قیمت قربانی کردن کیفیت و زمان مایل به افزایش ارزش افزوده اقتصادی باشند. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 5)
6-عنوان ارزش افزوده اقتصادی اصطلاحی گمراه کننده است. اصطلاح «اقتصادی» گویای این است که ارزش افزوده اقتصادی به طور ضمنی شامل سود اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی واحد تجاری در عمل نیازمند پیش‌بینی جریان‌های نقدی آینده است. لیکن در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی، هیچ تلاشی در زمینه پیش‌بینی جریان‌های نقدی آینده صورت نمی‌پذیرد. از سوی دیگر اصطلاح «ارزش افزوده» به مفهوم ارزش ایجادشده برای سهامداران یک شرکت در نتیجه عملکرد یک سال است. از آنجا که ارزش افزوده اقتصادی ارتباط مستقیمی با جریان‌های نقدی حاصل از عملیات و سود اقتصادی ندارد، در عمل توان اندازه‌گیری ثروت ایجادشده برای سهامداران را ندارد. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 5)
7-استفاده از ارزش افزوده اقتصادی برای بودجه‌بندی سرمایه چندان مناسب نیست. در صورتی که مدیریت تنها بر اساس رقم ارزش افزوده اقتصادی دوره جاری ارزیابی شود، پروژه‌هایی که در سال‌های اول دارای ارزش افزوده اقتصادی منفی هستند لیکن در سال‌های آینده ارزش افزوده اقتصادی مثبت و کافی دارند به گونه‌ای که سرمایه‌گذاری را توجیه می‌کنند، پذیرفته نخواهند شد.
8- برای شرکت‌هایی که به تازگی راه‌اندازی شده‌اند و یا برای شرکت‌های سرمایه‌گذاری، تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی چندان مناسب نیست. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 5)
2-5-4-5) ارزش افزوده بازار
ارزش افزوده بازار معیاری دیگر جهت ارزیابی ارزش خلق‌شده برای سهامداران است. براساس این معیار، کل ارزش ایجادشده برای سهامداران از زمان تأسیس شرکت تاکنون ارائه می‌گردد. ارزش افزوده بازار مفهومی است که ارتباطی نزدیک باارزش افزوده اقتصادی دارد. این معیار از تفاوت بین ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و ارزش دفتری صاحبان سهام محاسبه می‌شود.
مزیت ارزش افزوده بازار نسبت به سایر معیارها در این است که این معیار تفاوت بین وجوه واردشده و خارج‌شده از شرکت را منعکس می‌کند (تفاوت بین آنچه سرمایه‌گذاران به عنوان سرمایه به شرکت آورده و آنچه قادرند با فروش سهام خود به قیمت بازار تحصیل کنند). به لحاظ نظری ارزش افزوده بازار شرکت در یک نقطه از زمان باارزش فعلی مورد انتظار سالانه ارزش افزوده اقتصادی برابر است. ازآن جا که ارزش بازار شرکت همانا ارزش فعلی بازده مورد انتظار شرکت در درازمدت است، ارزش افزوده بازار مبین وضعیت شرکت در درازمدت است. در ارزش افزوده بازار عامل ریسک به طور خودکار منظور شده است، زیرا ارزش بازار شرکت، قضاوت سرمایه‌گذاران در خصوص ریسک شرکت را به طور ضمنی در بردارد. بدین علت است که ادعا می‌شود ارزش افزوده بازار مستقیماً برای مقایسه عملکرد شرکت‌ها در صنایع و حتی کشورهای مختلف مناسب است. (آذربایجانی و همکاران،1390، ص 6)
2-5-4-6) سود باقیمانده:
سود باقیمانده به عنوان «سود باقیمانده پس از کسر هزینه سرمایه» تعریف

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عملکرد مالی، عملکرد سازمان، ارزیابی عملکرد، عملکرد سازمانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سرمایه فکری، عملکرد مالی، عملکرد شرکت، نوآوری سازمان