منبع پایان نامه ارشد با موضوع احساس حقارت، عشق و محبت

دانلود پایان نامه ارشد

تعليمها و آموزش هاي روانكاوي نيز كه منجر به آگاهي از پويايي هاي انتقال مي شود مي تواند به درمانگران در اين خصوص كمك نمايد. در پديده انتقال ممكن است فرد همسر را با والدين خود و افراد مهم ديگر جايگزين كرده باشد و قاعدتاً انتظارات وي از نحوة رفتارديگري به علت همين پديده انتقال است بنابراين درمانگر گاهي عمداً با چنين تعبير و تفسير هايي در خصوص آسيب شناسي رفتار به زوجين كمك مي كند
درمانگر تلاش مي كند تا انتقالات آسيب زا را در فرآيند افزايش بينش زوجين با زداري نمايد. روش هاي بازسازي شناختي، نيز مي تواند در دستور كار قرار گيرد. به منظور ايجاد بازسازي شناختي مراحل زير كمك كننده است:
1) آگاهي دادن به افراد در خصوص شناخت بعضي از رفتارهاي خاصشان كه مي تواند در روابط بين فردي زوجين خود را نشان داده و بعنوان يك محرك عمل كند. اين رفتارها بعنوان عوامل برانگيزاننده و پيش بيني كننده پاسخ هاي روانشناختي شناخته مي شوند.
2) كمك به افراد براي شناخت بر چسب هاي هيجاني خود كه مي تواند پاسخ هاي روانشناختي را موجب شود.
3) نياز به جهت گيري مجدد و دوركردن توجه از احساساتي كه مي تواند بعضي از نشانه ها و شناختها را مو جب شود. اين مهارت زماني كسب مي شود كه سطوحي از خود تنظيمي، خود مشاهده گري و عيني گرايي رشد نمايند بعضي از افراد قادرند از اين روش ها استفاده كنند و براي بعضي از افراد زمينه هاي آموزشي براي انجام تكاليف مورد نظر لازم است. براي اينكه افراد به اين مرحله برسند بايد سه عملكرد شناختي جداگانه مورد توجه قرارگيرد:
الف) شناخت خود اظهاريها يا خود ابرازيها كه مي تواند احساسات منفي ـ نگرش ها و رفتارهاي آسيب زا را افزايش دهد.
ب) ايجاد جانشين هاي خوداظهاري به منظور كاهش يا محدود كردن هيجانات يا اسنادهاي منفي
ج) انتخاب بعضي از جانشين هاي خوداظهاري كه مي تواند افراد را از واكنش هاي هيجاني منفي دور نمايد. اين نوع اظهارات جديد نشانه ها و محرك هايي هستند كه مي تواند پاسخ هاي مثبت مرتبط با صميميت را موجب شود.
در آخرين گام سه مولفه بايد در نظر گرفته شود:
الف) ايجاد يك فهرست از پاسخ هاي مثبت احتمالي كه مي تواند براي مشكلات گذشته راه حلي باشد.
ب) انتخاب بهترين پاسخ هاي جانشين
ج) پيگيري پاسخ هاي رفتاري انتخابي جانشين
در هرحال پيچيدگي روابط انساني مستلزم بكارگيري روش هاي متفاوت درماني است و فهم و بكارگيري روش شناسي مناسب براي حذف مشكلات حائز اهميت بسياري است(باگاروزي، 2001).
7- ديدگاه تركيبي جُسلسُن77
جسلسن به 8 مقوله يا بعد صميميت همراه با آسيب شناسي آن اشاره مي كند.
جدول2-1: ابعاد صميميت جسلسن
ابعاد صميميت
افراط
تفريط
1) علاقه يا نگاهداري
2) دلبستگي
3) هيجان
4) تصديق
5) تعيين هويت و كمال مطلوب
6) تقابل و بازآوايي
7) احاطه شدن
8) مراقبت
اختناق
چسبندگي
عشق وسواسي
شفافيت
سرسپردگي كوركورانه

يكي شدن
تطابق زياد
مراقبت افراطي
بي توجهي
تنهايي
منع و بي حسي هيجاني
طرد
بي هدفي

عدم توافق
بيگانگي
عدم توجه به نيازهاي ديگران

1) علاقه يا نگاهداري78: اولين تجربه ميان فردي ما بعنوان يك انسان نگاه داشته شدن است. نظريه هاي رشدي و روابط شيء متناسب با اين مرحله يا بعد صميميت است. دنيل استرن79(1990) مي گويد صميميت و همدلي از گهواره آغاز مي شود. مشاهدات استرن از كنش هاي متقابل والدين و كودك نتايجي را براي نزديكي بزرگسالان ارائه مي كند. اگر صميميت و همدلي اولين يادگرفته ها در تجربه دروني كودك هستند وحتي بيشتر، اگر صميميت و همدلي واقعيت طفوليت را مي سازند، پس بايد درتصور دروني والدين پيگيري شود تا واقعيت طفوليت را شكل دهد. پس در بزرگسالي نيز صميميت در تجربه ارتباط با ديگران ايجاد مي شود. استرن همچنين پيشنهاد مي كند كه مرحله كودكي پيش كلامي يك مرحله رشدي ضروري براي يادگيري رفتارهاي پيچيده تعامل غيركلامي انسانهاست. فرا ارتباط در تقاضاهاي غيركلامي كودك براي نگاهداري بنا نهاده مي شود.
سولومن80 (1989) معقتد است كه ازدواج در بهشت يا آسمان ايجاد نمي شود، بلكه در تعاملات پوياي اوليه بين والدين و كودك ساخته مي شود كه مكرراً در بزرگسالي دوباره فعال مي شود. از ديدگاه جسلسن اگر چه نگاه داشتن به عنوان پيش مرحله اي براي وظايف توسعه يافته بعدي و موفقيت در صميميت بزرگسالي است، اما افراد مي توانند مسئوليت روابط شان در زمان حال را بعهده بگيرند.
2) دلبستگي: در اين مرحله كودك بين مادر و ساير افراد تمايز قائل مي شود. قبلاً كودك فردي بود كه مورد علاقه بود، اما در اين مرحله كودك مي تواند به مادرش علاقه داشته باشد. رفتار دلبستگي در طول زندگي ادامه مي يابد. افراد دلبستگي به افراد و اشياء را در طول زندگي در تلاش براي رهايي از درد و تنهايي جستجو مي كند. از اين طريق كودك روابط اجتماعي را مطابق با انتظار پاسخ دهي و در دسترس بودن ديگران در كودكي شكل مي دهد. همين اصل در بزرگسالي ادامه مي يابد. شيوه دلبستگي افراد ريشه در تجربه آنان با دلبستگي اوليه شان دارد و اين انتظارات روي چگونگي انتظارات افراد از روابط اثر مي گذارد.
ماگارت ماهلر 81(1975) رفتار دلبستگي را ناشي مرحله جدايي فرديت مي داند. اين مرحله از سن 6 ماهگي تا سه سالگي اتفاق مي افتد. وظيفه نهايي اين مرحله براي كودك دروني كردن حضور شخص مادر است. اين ديدگاه اهميت انتقال روابط در رشد كودك را خاطرنشان مي كند. لاكار82(1992) دو نوع انتقال انحرافي و سالم را مطرح مي كند. حركت انتقالي انحرافي پيچيده است و انتقال سالم را محدود مي كند. در حاليكه انتقال سالم رشد ارتباط افراد را تسهيل مي كند. انتقال مي تواند صميميت رابطه و درك را افزايش دهد يا مانع شود.
4) هيجان83 يا شهوت : سومين بعد صميميت تجربه هيجان يا شهوت است. در حاليكه علاقه و دلبستگي آرام و دروني است، تجربه هيجاني پرسروصدا و توجه برانگيز است. حسلنس يك درك روان تحليلي از ارتباط انسان مبتني بر غرايز ليبدوي فرويد را خاطرنشان مي كند و مثال فرويد از عقده اوديبال را مطرح مي كند.
اريكسون84(1982) يك نظريه آلني از صمميت يا ازدواج را مطرح مي كند. جُسلسُن مي گويد غريزه جستجوي لذت ما را براي غلبه بر فضاي بين ما از طريق رابطه جنسي يا لمس تحريك مي كند. اين تجربه هيجاني بر فضاي بين مردم فايق مي آيد.
موضوع ديگر در ارتباطات تجربه هيجاني بعنوان كاهش دهندة تنش است. جسلسن مي گويد ما از كودكي بدنبال كامروايي بوده ايم و ارضاء مي تواند بعنوان كاهش تنش تلقي شود. بهرحال تجربه هيجاني سهم مهمي در هماهنگي صميميت و جدايي دارد.
4) تصديق يا اعتباربخشي چشم به چشم: تصديق يا انعكاس تجربه دروني مطابق با فلسفه من- تو مارتين بوبر85 است. تجربه تماس جنسي يا ارتباط چشمي براي غلبه بر فضاي بين افراد صورت مي گيرد. در رابطه چشمي يك صميميتي است كه ما خودمان را بيدار مي كنيم و مي توانيم نتيجه گيري كنيم كه ما در حضور ديگري و بخاطر ديگري با ارزشيم و وجود داريم. اين بعد صميميت مطابق با روان شناسي خود كوهات86(1977) نيز هست. كوهات از آينه يا انعكاس براي توصيف اينكه كودك ياد مي گيرد تا آنچه مي خواهد را بفهمد، وقتي شخص ديگر در دسترس باشد، استفاده مي كند. انعكاس يا همدلي يك ابزار ضروري براي رشد مفهوم خودسالم است. در كودكي ما آگاه مي شويم كه پدر و مادر اشخاص جداي از ما هستند. كودك شروع به استفاده از لغت ديگري مي كند و واكنش هايش بعنوان يك انعكاس است كه مي تواند به كودك درباره تجربه خود ياد بدهد. بنابراين انعكاس در چشم هاي مادر، يعني آن چيزي كه مركز حس كودك از خود مي شود در بزرگسالي نيز ادامه خواهد يافت.
5) هويت يابي و كمال طلبي: همانطور كه كودك رشد مي كند، مي فهمد كه ديگران بويژه بزرگسالان بزرگتر و قوي تر از او هستند. هويت يابي و كمال طلبي فرد را به اين افراد قدرتمند تر مربوط مي كند و به فرد كمك مي كند بيشتر شبيه اين افراد شود. اين با مفهوم آدلر87 كه مي گويد برتري طلبي روان شناختي مربوط به نياز به غلبه براحساس حقارت در شخص است، قابل مقايسه است. در نياز ما به شبيه شدن به يك فرد يا حتي كنترل روي ديگران، ما به شكلي عمل مي كنيم تا بر فضاي بين خودمان غلبه كنيم. ما نردباني را براي ارتقاء جستجو مي كنيم تا برروي آن بايستيم يا با كفشهاي ديگران و در جاي ديگران راه مي رويم.
6) تقابل و بازآوايي يا تشديد: تقابل تصوير دو انسان كه در كنار يكديگر با تعادل راه مي روند را نشان مي دهد. اين مرحله مشابه مرحله صميميت در مقابل انزواي اريكسون است و به معناي تناسب با ديگران است.
7) احاطه شدن: احاطه شدن به معناي تعلق به گروه، شغل، مذهب و خانواده است. مردان به طور سنني توسط شغل و زنان توسط خانواده يا كودكانشان احاطه مي شوند. هر فرد محيطي را جستجو مي كند تا فرصت پيدا كند نيازهايش را از ديگران بگيرد. تجربه احاطه شدن يك پيش درخواست تكامل از بعد ارتباطي است. اين مرحله با مرحله توليد كردن اريكسون منطبق است.
8) مراقبت: در طول رشد شخص ياد مي گيرد كه ديگران نيز نيازهايي دارند و ما مي توانيم بوسيله توجه به نيازهاي ديگران برفضاي بين خودمان فائق آييم و نيازهاي ديگران را به نيازهاي خودمان ترجيح دهيم. اين مرحله مشابه با عشق رولومي88 است. مراقبت بعنوان مبنعي از آرزوها است، يعني وقتي ما از ديگران مراقبت مي كنيم. خودمان را در ارتباط با ديگران كامل مي بينيم و در بعد عميق انسان بودن حركت مي كنيم(جسلسن، 1991به نقل از برادلي، 1993).
8- رويكرد تكاملي89 شارپ90
شيلا شارپ (2000) رويكرد رشدي يا تكاملي عشق را مطرح مي كند. از اين ديدگاه رابطه صميمانه زوجين پنج مرحله تكاملي را طي مي كند. اين مراحل عبارتند از:
1) عشق رومانتيك، 2) عدم توافق و ناسازگاري،3) تمايز و پذيرش، 4)هماهنگي، 5)عشق با لغانه
الگوهاي ارتباط و تماس و الگوهاي جدايي و فرديت در طي مراحل نقش اساسي دارند. الگوهاي ارتباط شامل سه مرحله مراقبت91، يكي شدن92 و ايده آل سازي93 است. الگوهاي جدايي و فرديت شامل چهارمرحله ارزيابي مجدد94، كنترل95، رقابت براي برتري96 و قدرت و رقابت سه تايي97 و … مي شود. در هر مرحله زوجين وظايف خاصي دارند و مشكلات خاصي نيز ممكن است بوجود آيد.
مراحل تكاملي عشق و صميميت به طور خلاصه در جدول زير خلاصه شده است.
جدول 2-2: رشد الگوهاي ارتباطي زوجين
حالات كلي
الگوهاي تماس
الگوهاي جدايي

مراقبت
يكي شدن
ايده آل سازي
ارزيابي مجدد
كنترل
رقابت براي قدرت
رقابت سه تايي
عشق رومانتيك
مراقبت رومانتيك
يكي شدن طلايي و يگانگي
ايده آل سازي رومانتيك
ارزيابي مجدد طلايي
كنترل كردن براي تشويق تماس
رقابت بعنوان بازي ابراز عشق
رقابت براي همسر
عدم توافق و ناسازگاري
هماهنگي با عدم توافق ها
بازشناسي جدا بودن
عدم ايده آل سازي
ارزيابي دوباره براي ايجاد جدايي
كنترل بعنوان تسلط والديني براي تسريع اقتدار
رقابت براي تحسين و برتري
رقابت با همسر
تمايز و پذيرش
تمايز نيازها
پذيرش نيازها براي نزديكي و جدايي
پذيرش واقعي همسر، خود و رابطه
پذيرش نقايص خود و همسر
تمايز خودكنترلي از كنترل همسر
پذيرش نياز به رقابت
كار مجدد بر روي مثلث هاي رقابتي گذشته
هماهنگي و تعديل
مراقبت دو جانبه
توسعه و تعادل با هم بودن
تصديق كردن ايده آل
ارزيابي مجدد بعنوان نشانه پريشاني
تعديل و پذيرش خواسته ها براي تسلط و تسليم
تعديل رقابت دو جانبه
تعادل مثلث هاي رقابتي
عشق با لغانه
مراقبت سه تايي
نيل به پختگي
تفاوت در ايده آل رومانتيك
انتقاد احترام آميز
كنترل در خدمت مشاركت
رقابت براي افزايش مشاركت
برنده شدن با همسر
( به نقل از شارپ، 2000، ص 10).
علل و عوامل متعددي در بروز مشكلات ناشي از صميميت نقش دارند. برخي از اين عوامل عبارتند از:
1) گرايشات فرهنگي در مورد مبادله عشق و محبت،2) فشارهاي ناشي از مراحل رشد طبيعي نظير بچه دار شدن،3) تجارب خانواده اصلي،4) وجود بدرفتاري و سوء استفاده،5) وجود بيماري هايي فيزيكي يا رواني مثل افسردگي،6)

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد دینامیکی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، ارتباط مؤثر