منبع پایان نامه ارشد با موضوع اتوبیوگرافی، بازآفرینی

دانلود پایان نامه ارشد

داریوش شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه در فارس، شاه سرزمین بسیار» و آنگاه تبار خود را تا نه پشت که جملگی از فرمانروایان بودهاند، بر میشمرد اما به جای صفات و القاب و عناوین گوناگون خودستایانه، پادشاه آشور، از جمله آشور بانیبال، روال سادهنگاری را بر میگزیند و آنچه میگوید یا شرح رویدادهای تاریخی در زمان او و یا شرح حالات و روحیات او میباشد» ( اشرف2، 1375: 342).
شروع جنگ تحميلي كه هشت سال به طول انجاميد، دگرگوني بزرگي در فرهنگ خاطراتنويسي به وجود آورد. خاطرهنويسي براي رزمندگان ابزار و انگيزهاي براي بازگويي وقايع جبهه و جنگ، ‌آرمانها و حالات روحي و رواني آنها و فضا، فرهنگ و شرايط حاكم بر جبهه بود. در اين دوره شمار زيادي از خاطرات رزمندگان به چاپ رسيده است. از مهمترين دورههاي زماني كه در آن ايرانيان خاطرات خود را منتشر كردند، دههي هفتاد (1370- 1380 ه.ش) است. در اين دوره خاطرهنگاشتههاي زيادي از رجال، دولتمردان و درباريان عصر پهلوي انتشار يافت» (ايرواني ، 1386: 89).
«در ادب فارسي، خاطرهنويسي به مفهوم امروزي آن، از اواسط دورهي قاجار به دليل رويارويي ايرانيان با غرب و آشنايي با فرهنگ و ادب اروپاييها شكل گرفت و به ويژه سياستمداران از آن استقبال كردند. در دورهي پهلوي نيز بيش از گذشته به اين گونهي ادبي توجه شد. توجه مردم به خاطرات تا حدي بود كه براي نخستين بار، سيفالله وحيدنيا دست به انتشار مجلهي تخصصي « خاطرات» زد» ( همان: 74).
«در فرهنگ ايراني – اسلامي، از قرون ميانه، سفرنامهنويسي به عنوان شكلي از خاطرهنگاري مرسوم بوده و نمونههاي بارزي از آن در ادوار گوناگون تاريخي ميتوان برشمرد. در دوران معاصر، در كنار پيچيدگي و سبك مبالغهآميز نثر فارسي، زبان ساده و صريح به كار رفته در نوشتن خاطرات، قدم اساسي در پيدايش نثر فارسي نوين به شمار ميآيد. خاطرات، نمونهاي از سادهنويسي و نوگرائي در نثر فارسي اين دوره است. از جمله خاطرات تاج السلطنه كه مطالب را با نثري ساده نگاشته است» ( نورائي،1389: 102).

2-2-8-6. ویژگیهای خاطره
خاطرات ويژگيهايي دارند كه آنها را از ساير گونههاي ادبي متمايز ميسازد. صاحبنظران اين ويژگيها را دو نوع دانستهاند: ويژگيهاي عمومي و ويژگيهاي خصوصي

الف) ويژگيهاي عمومي
«ويژگيهاي عمومي، ويژگيهايي هستند كه در تمام گونههاي خاطرهنويسها (سفرنامه – حسبحال و …) مشتركاند. برخي از مهمترين آنها عبارتند از:
– يادي از گذشته دربردارند.
– احساس و عاطفه در آنها نمود چشمگيري دارد. راز ماندگاري ذهني و رواني آنها نيز همين نكته است
– در يك زمان و مكان مشخص قرار دارند.
– مؤثر بر ذهن و محفوظ در حافظه است.
– هر خاطرهاي آغاز و پايان دارد. هر خاطره بيان رخداد و واقعيتي است كه اتفاق افتاده و پايان پذيرفته است، كه معمولاً خاطرهنويس، آن واقعه و رخداد را از ابتدا تا انتها با ذكر جزیيات شرح ميدهد.
– متكي به مشاهده و حضور هر چند به صورت غيرمستقيم (غير مؤثر در وقوع رويدادها، ولي ناظر و مطلع از آنها) هستند و …»( ايرواني، 1386: 92).
ب) ویژگیهای اختصاصی
«صمیمیت زبان. صداقت در بیان. نثر خودمانی. برجستگی حوادث. تحریک عواطف. محدودیت خیال. داشتن ابتدا و انتها. روشنی و وضوح. هدفداری. موجز بودن. منحصربه فرد بودن» (حسینی نژاد،1388: 22-21).
«یکی دیگر از ویژگیهای خاطره، روان و جاری بودن آنهاست ؛ یعنی پس از نقل یا مکتوب شدن به زبان و قلم دیگران، باز نقل و باز روایت شده، امکان زمینهی افزود یا کاستهای ناروا را فراهم میآورد و هویت اصلی آن را دگرگون میکند. همچنین به ایجاد گسترش پدیدهی خاطره در خاطره میانجامد. روانی و سیال بودن، جوهرهی یادمان است» ( کمری، 1383: 39-40).
ابراهیم زاهدیمطلق ، نویسنده و منتقد، در تعریف ویژگیهای منحصر به فرد خاطره میگوید: «خاطره متکی به زمان، مکان و واقعیت است. خاطره بدون زمان و مشخص، مکان مشخص و راوی مشخص ندارد. این راوی، چه روایتکننده خاطرات خودش باشد و چه روایتکننده خاطرات دیگران، حتماً باید زمان و مکان اتفاقات رخ داده را با دقت شرح دهد. حتی در اتفاقات مهم باید ساعت حادثه نیز بیان شود» (نژاد صداقت،1391).
«مهمترین رکن خاطرهنویسی در وهلهی اول صادق بودن است؛ چون با دروغ گفتن نمیتوان خاطرهنویسی را پیش برد. خواننده با خواندن خاطره، نویسنده را قضاوت میکند و اگر نویسنده صادقانه مطالبی را که نوشته باشد، خواننده هم هم ذاتپنداری میکند.
در وهله دوم، تصویر کردن درست وقایع به طوری که حداقل نویسندهاش بتواند حس و حال آن روزی که خاطره را نوشته، روایت کند و اگر بتواند به شیوهای غنی و متناسب بنویسد که با نبود خودش، دیگران بتوانند به همان اندازه که خودش با متن خاطره ارتباط گرفته، ارتباط برقرار کند، طبیعتاً خاطرهی خوبی خواهد بود.
نکته مهم دیگر، گزارش صحیح یک رویداد است. هر رویداد، اتفاق و واقعهای تلخ یا شیرین، باید به صورتی در خاطرهنویسی روایت شود که مخاطب در جریان ریز ما وقع قرار بگیرد و در آن خاطره شریک شود، چرا که به صورت سر بسته گفتن، چیزی را روشن نمیکند» (فضلی،1390).
«خاطره بر خلاف آنچه در ذهن بسیاری از آدمها میگذرد. فقط نقل وقایع نیست. در نقل هیچگونه خلاقیتی وجود ندارد. اما خاطرهنویس یا خاطرهپرداز به بازآفرینی گذشته میپردازد و واقعیت آن است که هیچ خاطرهی مثبت شدهای بر گردان موبهموی واقعیت نیست؛ بیشتر به حقیقت نزدیک است تا واقعیت. خاطرهنویس اگر دوربین فیلمبرداری به دست بگیرد و به ثبت ماشینی وقایع بپردازد، کار مهمی انجام نداده است؛ زیرا دمدستیترین الفاظ و کلمات برای چنین منظوری کفایت میکند؛ چون پردازش در کار نیست؛ اما میبینیم که خاطرهنویس مثل یک صنعتگر ماهر با جادوی ساخت و پرداخت به سراغ خاطره میرود؛ در انتخاب کلمات دقتی وسواس گونه به خرج میدهد و تا میتواند صحنه را برای خواننده آب و جارو میکند، میآراید و آنگاه که همه چیز برای این بزم آماده شده، خواننده را به تماشا فرا میخواند» (عمرانی، 1390).

2-2-8-7. فوايد خاطره
1- ثبت بهترين لحظههاي زندگي
2- ثبت مسائل مهم اجتماعي
3- بهرهگيري از تجربه
4- افزايش قدرت ديدن و شنيدن
5- افزايش مهارت در نوشتن
2-2-8-8. علل رويآوري به خاطرهنويسي
مهمترين دلايل اقبال به خاطرهنويسي را ميتوان به صورت زير بيان كرد:
– «عبرتآموزي خاطرات
– نوعي حسابرسي (كه بودهام ، چه كردهام و ..) و خودآگاهي براي نويسندگان خاطرات است.
– سادگي نگارش خاطرات در مقايسه با ساير آثار( داستان كوتاه، رمان، آثار فلسفي و …)
– تجربهي دوباره يا ساختن تصويري از زندگي تكرارناپذير گذشته كه براي نويسندگان خاطرات مهم است.
– ثبت لحظات زندگي (شاديها، غمها، خوشيها، ناخوشيها، نوازشها، زخمها و …) نيز از انگيزههاي اقبال به خاطرهنويسي است.
– آگاه كردن آيندگان از حقايقي كه در منابع ديگر موجود نيست.
– آشنا شدن ايرانيان با علم و فرهنگ اروپا نيز اقبال به خاطرهنويسي را در ايران به خصوص بين سياستمداران- رشد قابل توجهي بخشيد»(سنگری و ایروانی،1390: 25)

2-2-8-9. زبان خاطره
«موضوع هر خاطره احوال شخصی و اتفاقاتی است که برای افراد پیش میآید و بیان آنها نیاز به زبانی ساده و صمیمی دارد. در واقع، بر خلاف موضوعهای علمی، تحقیقی، فلسفی، سیاسی و … که برای بیان نیاز به نثری جدّی و رسمی دارند، خاطره به زبان گفتار تعریف میشود. یعنی زبانی که مردم به سادگی با آن گفتوگو میکنند و از این رو زبان خاطره؛ زنده، شاد و شوخ است. بنابراین همانطور که نمیتوان مطالب علمی و تخصصی را در قالب گفتار عامیانه بیان کرد، از زبان فنّی و علمی نیز برای بیان خاطره استفاده نمیشود؛ مگر برای افرادی که به بیان فنی و تخصصی خو گرفته باشند» (حسینینژاد، 1388: 29).

2-2-8-10. انواع خاطره
خاطرات در نگاه اول و نخست مبنا بر اساس نوع ثبت، ضبط و انتقالشان، به دو دسته: خاطرات شفاهی و خاطرات کتبی، تقسیم میشوند:
خاطرات شفاهی: «آن دسته از خاطراتی است که صاحب خاطره، خود اقدام به ثبت آنها نمیکند، بلکه این خاطرات به صورت شفاهی برای دیگران نقل میشود. این خاطرات نقل شده، اعم از آنکه برای فرد متخصصی که درصدد جمعآوری اطلاعات از خاطرهای خاص است و یا صرفاً از روی نوعی تفنن و یا دلتنگی بیان میشوند، از انحصار فکر و ذهن صاحب خود بیرون میریزند و بدینترتیب به نوعی، از زوال- که ناشی از فراموشی یا مرگ گویندهی خاطرات- رها میشوند» (دهقان،1386: 263).
خاطرات مکتوب: «شیوهی دیگر انتقال خاطرات است. در این دسته، صاحب خاطره یا دیگری، به دلایل گوناگون اقدام به نگارش خاطرات میکند و بدین ترتیب خاطرات به شیوهی مکتوب به دیگران منتقل و ثبت و ضبط میگردند. این خاطرات، آنچنان اهمیتی دارند که گاه حتی شکلگیری خاطره را نیز منوط به مکتوب شدن آن میدانند از اینرو، برخی خاطره را عبارت از شکلگیری مواد خام انباشته در ذهن به صورت متن میدانند. زیرا با شکل روائی آنچه در ذهن است، دارای معنا و مفهوم میگردد. خاطرات از ابعاد و جنبههای مختلف صوری، حجم و ریخت، محدوده و دامنه، موضوع، محتوا و جایگاه راوی آن، و خاطرات مکتوب نیز با توجه به مطالب ثبت شده و آنچه برای نگارنده در اولویت بیان قرار گرفته، طبقه بندی میشوند» (کمری،1383: 67-62 ؛ قانونی ،1387: 20 به نقل از نورائی)
و بعضی هم خاطره را اینگونه تقسیم میکنند:
خاطره، نوشتههایی که بر مبنای دیدن اتفاقات بیرونی باشد و خاطرهنویس به شکل گزارش آنها را بگوید.
1- خاطره، نوشتههایی که به شرح حال و حدیثنفس و عملکرد شخص صاحب خاطره یا نویسنده مربوط میشود که شامل اتوبیوگرافی یا زندگینامه خودنوشته و اعترافنویس میشود.
2- خاطره نوشتههایی که تلفیقی از دو نوع شیوه ذکر شده باشد

2-2-8-11. شباهت و تفاوت خاطره و داستان
«یکی از نزدیکترین قالبها به خاطره، داستان است. این دو آنقدر به هم نزدیکاند که گاه خاطرهای میخوانیم که به داستان نزدیک است و برعکس داستانی را میشنویم که اصلاً خاطره است. هیچ خاطرهنویسی ادعای داستاننویسی ندارد؛ بلکه خیلی ساده و صمیمی اتفاق یا مسءلهای که برایش مهم بوده است، قصد لذت خود یا داشتن یادگاری از آن واقعه و یا برای انتقال تجربیات و اطلاعات خودش، برای دیگران مینویسد. اما داستاننویس از همان ابتدا داستانی مینویسد تا موضوعی و پیامی را به دیگران منتقل کند. از سوی دیگر خاطرهنویس آنچه مینویسد برگرفته از واقعیت است. و علیرغم داشتن عواطف و احساسات قوی، نمیگذارد تخیل او واقعیت را دگرگون کند. اما داستاننویس برای پیشرفت کارش حوادث خیالی خلق میکند. آدمهای خیالی ایجاد میکند و گاه با خیال داستان را به پایان میبرد. علاوه بر این، زمان و مکان در خاطره واقعی است. خاطرهنویس نیازی ندارد که مکان را کوچک یا بزرگ، زیبا یا زشت کند؛ زمان برای او یک روز یا یک هفته است و مثل داستاننویس مجبور نیست زمان ده ساله و پنج ساله خلق کند تا اتفاقات داستان به هم مرتبط شود. البته گاهی ممکن است حادثهای در یک خاطره آنقدر قوی باشد که ما نتوانیم پایان آن را حدس بزنیم و این به زیرکی نویسندهاش برمیگردد که میخواهد برای جلب نظر خواننده حقایق را از او پنهان کند. برعکس، داستاننویس بسیاری از حقایق را به مرور مطرح میکند تا خواننده را تا آخر داستان با خود همراه سازد».(حسینینژاد،1388: 109-110)
مهدی حجوانی در «قصه چیست؟» ویژگیهایی را که یک خاطره نوشته به قصه و داستان نزدیک میکند و باعث پذیرش آن به عنوان اثر ادبی میشود، چنین بیان میکند:«در خاطره، اغلب مسائل ریز و جزئی زندگی ثبت میشود. خاطره اگر چه از خیال نویسنده مایه نمیگیرد و عین واقعیت را نقل میکند، تا اندازهای از حس او میجوشد. خاطرهنویس، معمولاً احساس و عواطف خود را نسبت به ماجرایی که خاطرهاش را مینویسد، بیان میکند. بیان و کلام یک خاطره، صمیمی، راحت و غیر رسمی است. به علاوه، بیان در خاطره، به اندازهی گزارش، مقاله و تاریخ، مستقیم و صریح نیست. خاطره نسبت به این قالبها از لحظهپردازی و صحنهپردازی بیشتری بهره میگیرد. موضوع خاطره بیان تمام و یا گوشههایی از زندگی یک فرد است.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع احساس غربت، زندگی روزمره، ادبیات داستانی، روایت تاریخی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستان، واقعیت و خیال، خلاقیت و نوآوری، شخصیت پردازی