منبع پایان نامه ارشد با موضوع اتوبیوگرافی، نثر فارسی، آداب و رسوم، ایران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

خاطرش به یاد خواهد آمد؛ گویی لحظهای بیش از آن نگذشته است و به یادآورنده، همواره میتواند شرح کم و بیش دقیق و کاملی از آن، با ذکر جزییات بیان نماید» (قانونی،1387: 15).
گاه خاطره و خاطر یا حافظه را، یکی میانگارند. در صورتی که « خاطره گرچه از جهت دلالت مفهوم و ساخت، متکی و مبتنی بر خاطر است و حتی گاهی آن را معادل خاطر دانستهاند، مستقلاً دارای معناست. خاطره، بخشی از محفوظات است که از برجستگی و ویژگی خاصی برخوردار باشد» (واحد،کلهر، معادی خواه،1364: 143).
بر این اساس، منظور از خاطره به عنوان یک ژانر یا گونهی ادبی23، وقتی می تواند معنا یابد که آن خاطره به صورت مکتوب درآمده باشد و ویژگیهای یک اثر ادبی را در خود جای دهد. «خاطره به شکل مکتوب نیز اثری است که نویسنده با اتکا به حافظه، با مرور گذشته و وقایعی که بر او گذشته، نوشته است» (دهقان،1386: 136).
علیرضا کمری بیشتر به تعریف فاعلی و مضمونی خاطره و خاطرهنویسی توجه دارد: «اثر و نوشتهای که نویسنده در نتیجهی یادآوری ارادی شرححال و حوادث و رویدادهای سپری شده در زمان و مکان معلوم- که به دلیل حضور یا مشاهده و استماع از آنها اطلاع یافته است- پدید میآید و در آن چگونگی وقوع حوادث و رویدادها منعکس شده است» (کمری،1383: 57).
«خاطره عبارت است از حوادث، رویدادها و حتی سیر عادی زندگی روزمره که با گذشت زمان، در قسمتی از ذهن جای گرفته و ماندگار شده است، به نحوی که در هر لحظه از زمان حال و بنا به نیاز شخص و یا به طور غیر ارادی، به یاد میآید و در برابر فرد جان میگیرد. در این میان، خاطرات آن بخشی از وقایع که نقش مهمی در زندگی بازی کرده است، هرچند مدت زیادی از زمان وقوع آن گذشته باشد، همواره در ذهن زندهاند و هرگاه صاحب خاطره در یادآوری آن اراده نماید، همچون روز اول در خاطرش به یاد خواهد آمد؛ گویی لحظهای بیش از آن نگذشته است و به یادآورنده، همواره میتواند شرح کم و بیش دقیق و کاملی از آن، با ذکر جزییات بیان نماید» (قانونی،1387: 15).

2-2-8-3. خاطرهنویسی
يكي از فروع زندگينامهنويسي، خاطرهنويسي است. «خاطره، يعني اتفاقي در گذشته روي داده و در ياد شخص باقي مانده است» (فرهنگ سخن:ذیل واژه). «خاطرهنگاري،‌ روايت رويدادهايي است كه يا نويسندهي خاطره شاهد وقوع آنها بوده و يا از افراد آگاه آنها را شنيده و به خاطر سپرده است» (رضوانيان، 1388: 54).
خاطرهنویسی یک تجربه است. یک قطعه از زندگی است. داستانی است که همه، قادرند بیانش کنند، چون خیالی شیرین است. خوب دیده میشود و زیبا به یاد و خاطره میماند. انگار قدرتی درونی آن لحظهها را دوباره زنده میکند و به ترتیب درکنار یکدیگر میچیند.
«خاطرهنویسی، یکی از انواع ادبی و شکلی از نوشتار است که در آن، نویسنده، خاطرات خود را یعنی صحنهها یا وقایعی که در زندگیاش روی داده، در آنها نقش داشته یا بینندهی آنها بوده، بازگو میکند»(دهقان،1386: 137).
«خاطرهنگاری، روایت رویدادهایی است که یا نویسندهی خاطره شاهد وقوع آنها بوده و یا از افراد آگاه آنها را شنیده و به خاطر سپرده است» (رضوانیان، 1388: 54).
علیرضا کمری، خاطرهنویسی را در معنای عام آن این گونه تعریف میکند:« برخی خاطرهنویسی را در معنای عام آن، نه تنها یادآوری و نگارش دیدهها، بلکه شنیدهها هم دانستهاند که در آن، علاوه بر زمان و مکان وقوع خاطره به ارزیابی چگونگی وقوع آن نیز میپردازد و خاطرهنویسی در معنای عام آن عبارت است از: یادآوری و نگارش شرح حالات و حوادث و ماجراهای گذشته، که در زمان و مکان معلوم و معین به وقوع پیوسته و به واسطهی مشاهده و استماع یا حضور، از کیفیت واقع آن اطلاع حاصل گردیده است» (کمری،1381: 14-15).
«از نظر ادبی، خاطرهنویسی، گونهای زندگینامهنویسی محسوب میگردد» (شمیسا،1373: 259). «به نظر آزبورن، زندگینامه، داستان زندگی فرد یا بخشی از زندگی اوست که کس دیگری آن را نوشته باشد. اما خاطرهنگاری گونهای شرححال و داستان زندگی خود آدم یا نویسنده به قلم خودش است» (آزبورن، 1378: 16،33).
«خاطرهنویسی عبارت است از نگارش شرح حوادث و حالات و ماجراهایی که عمدتاً نقش و عملکرد نویسنده- صاحب خاطره- را در مقطع خاص یا دورهی نسبتاً کامل زندگانی وی نشان میدهد. از این جهت آنچه موضوع اصلی خاطرهنگاشته را در بر میگیرد به شرح نقش و نظر و کردار و کلام نویسنده، در قبال رخدادهای گذشته مربوط میشود، و در حوادث و رخدادهای بیرونی نسبت به موضوع خاطره جنبهی فرعی و ضمنی مییابد. چنین خاطرهنگاشتههایی را «زندگینامهی خودنوشت»، «خودسرگذشتنامه»، «حسبحال»، «سوانح عمر» و «اتوبیوگرافی» میخوانند»(کمری،1381: 16). آندره مالرو نیز،«شرط اساسی نگارش خاطره را نمایش انسان در زمینه ی تاریخ، قرار دادن خود در بطن تاریخ، سخن گفتن از خود در کنار سخن گفتن از جهان و تعمیم خصوصیات فردی و شخصی به ابعاد جهان دانسته است»(مالرو،1365: 13).

2-2-8-4. کارکرد خاطره
«کارکرد خاطره از دو جهت کلی شایان بررسی است: یکی از آن لحاظ که خاطره نمایانگر ضمیر صاحب خاطره است و کم و بیش درون و برون پدیدآورش را مستقیم یا غیر مستقیم، آشکار میکند. دیگر، وجه ارتباطی آن با مخاطبان و امکان تفسیرها و برداشتهای ثانوی از خاطره است. خاطره، گرچه حدود و حریم شخص محسوب میشود، به محض آن که عرضه و مجال بروز مییابد از مالکیت مطلق صاحب خاطره بیرون میآید. از منظر نخست، خاطرات اهمیت روانشناختی دارند و ابعاد ناپیدای پدیدآورندگان خود را مینمایانند، به این شرط که از روی صداقت و شجاعت اظهار شده باشند» (کمری،1383: 33).
«خاطره، اساساً فردی است و خاطره هر فردی با فرد دیگر تفاوت دارد. فیلسوفی مانند لاک، حتی هویت فردی را از طریق خاطره تبیین میکند. خاطرهی یک وجدان را نمیتوان به وجدان دیگری منتقل کرد و به این معنا، خاطره، این است که فقط خاطره است که به ما احساس گذشت زمان، فاصلهی زمانی یا بهتر بگویم عمق زمان را میدهد. کارکرد ویژهی خاطره، تنظیم یاد در بعد گذشته و گذشتهی سپری شده است تا جایی که این یادها در تاریکی فراموش محو میشوند. یکی دیگر از کارکردهای خاطره، ایجاد حس پیوستگی، برقراری ارتباط بین جوانی و پیری است. همیشه میتوان خاطرات پراکنده را تا حدی به هم نزدیک کرد که به صورت یک تصویر پیوسته به نظر آید. میتوان گفت که تاریخ، همین پیوستگی را فراسوی خاطره و یادهای شخص بازگو میکند»(ریکور،1374: 48).
«خاطرات، میتواند گنجینهای الهامبخش برای داستاننویسی، اشعار و سرودهها، فیلم نامهها و نمایشنامهها و نیز، منبعی برای پژوهشهای اجتماعی، مردمشناسی و رجالشناسی قرار گیرد. این سخن که خاطره، به دلیل قابلیت تبدیل شدن به داستان، رمان و ایجاد ارتباط با خواننده، مشتری بیشتری نسبت به تاریخ دارد» (کرباسچی،1367: 30).
«شاید نامش از این امر باشد که گاه مورّخان برای همکاران خود تاریخ مینویسند و مردم معمولی و عامّهی خوانندگان را نادیده میگیرند. تواریخ مستند و علمی منتشر شده از محافل دانشگاهی، برای همه قابلیت درک و فهم نیست» (آزبورن،1378: 41-43).
«خاطرات به عنوان زیرمجموعهی زندگینامهنویسی، به تدریج از ادبیّات به سمت تاریخ و تاریخچهی زندگی فرد، حرکت و میل کرده است و جنبههای مستند، آن در کنار فنون نگارشی و داستاننویسی، اهمیّت بیشتری یافته است» (همان: 19).
«خاطرات ابزاری است برای انتقال مفاهیم، تجربهها و آداب و رسوم جوامع به نسلهای آینده.
– خاطره، بازگوکنندهی احساسات و عواطف یک فرد، قوم و ملت در برابر یک حادثه است. بنابراین، به عنوان یک سند درجهی یک، هم از نظر جامعهشناسی و هم از نظر روانشناسی اهمیت مییابد.
– خاطرهنویسی زمینهساز تغییر و دگرگونی (نوشدن) نثر فارسی شده است پژوهشگران ادبیات بارها به اهمیت آثار خاطرهنویسان و همچنین سفرنامهنویسان صدوپنجاه سال اخیر (مانند مسالک المحسنین و سیاحتنامه ابراهیم بیگ) در تغییر و دگرگونی (نو شدن) نثر پارسی، اشاره کردهاند.
– خاطرات منابعی برای پژوهشهای ادبی در زمینههای گوناگون به شمار میآیند. (پژوهش درباره نثر فارسی ، ضرب المثل های عامیانه و …)
– از آنجا که خاطرات خود آیینهی افکار، احساسات و ویژگیهای روحی نویسندگان آنهاست، منابعی ارزنده برای شناخت نویسندگان خاطرات و مردمان هم عصر آنها به شمار میرود.
– خاطره میتواند ابزاری مهم برای نقد مسائل و مشکلات جامعه و حتی ارائه راه حل برای آنها باشد.
– خاطره، فرصتی برای تأویل و تفسیر بهتر آثار هنری و ادبی هنرمندان و نویسندگان است. به طور مثال اگر نیما یوشیج خاطرات خود را منتشر میکرد فرصتی برای تأویل و تفسیر بهتر آثار او فراهم میشد.
– خاطره میتواند مانند یک رسانه به انتقال پیام صاحب آن کمک کند. یعنی پلی ارتباطی میان درونمایههای ذهنی نویسنده یا گوینده با اندیشه و ذهن شنونده یا خواننده باشد» (ایروانی،1386: 79-78).

2-2-8-5. پیشینه خاطره نویسی
«عمر خاطره به عمر انسان ميرسد. يعني از همان زمان كه انسان پا روي اين كره خاكي گذاشت، شكار حيوانات،‌ زندگي در غار، ازدواج، مرگ، ساختن وسايل زندگي و … براي او خاطراتي شدند كه انتقال اين خاطرات از همان زمانهاي اوليه به عنوان وسيلهي تربيت و انتقال تجربيات و آداب و رسوم به نسلهاي بعد به كار گرفته ميشد» (همان: 82). «هر شخصي داراي تجربهي فردي است كه ميتواند آن را در قالب خاطره روايت كند و به نوشتار درآورد. برخلاف نظر برخي، خاطرهگويي و خاطرهنويسي، منحصر به شخصيتهاي برجسته و داراي موقعيت، مرتبه و مسئوليت در جامعه و مستلزم داشتن دانش عالي تخصصي در يك زمينه نميباشد» ( كمري، 1383: صص 67-88).
«قبل از اختراع خط، منابع ذهني يا نقلي يعني شنيدهها، ديدهها و خاطرههاي اشخاص است. در اين دسته مآخذ، اسطورههاي باستاني، افسانههاي كهن، حكايات تاريخي و داستانهاي قهرمانان ملي- كه سينه به سينه نقل شده- و همچنين خاطرات اشخاص را بايد گنجاند» (نورائي،:1389 101).
«نخستین آثار مکتوب خاطرهنویسی در ایران، سرودههای زرتشت در اوستاست. در بخشهای دیگر اوستا نیز میتوان خاطرات کهن قوم آریایی را به دست آورد. برخی از آثار متناسب با خاطرهنویسی عهد ساسانیان عبارتند از: یادگار بزرگمهر- کارنامه اردشیر بابکان- اندرزنامه خسرو قبادیان-کارنامه انوشیروان- یادگار زریران- رسالهی خسرو قبادیان- خداینامهها، که جنبههای یادبودی و خاطرهای در آثار مکتوب یاد شده به روشنی پیداست» (ایروانی، 1386: 84-85).
«قسمت اعظم ادبیات خاطرهنگاری عصر قاجار، سفرنامه است که بیشتر شرح سفر به ممالک اروپایی است. اتوبیوگرافی (زندگینامه خودنوشت)، زندگینامهها و خاطرات، نوع دیگری از این ادبیات هستند. بیشتر آثار خاطرهنویسی این عصر، پس از انقلاب مشروطه ( قرن بیستم) نوشته شدهاند و تعداد کمی مربوط به پیش از آن است» ( همان: 86).
در این دوره کاتبهای مشتمل بر خاطره به چند دسته تقسیم میشوند:
1- تذکرهها مانند لباب الباب عوفی
2- سفرنامه و سیاحتنامهها مانند سفرنامه ناصرخسرو
3- شرح احوال یا زندگینامهها مانند اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابو سعید ابوالخیر
4- اعترافنامهها مانند المنقذ من الضلال امام محمد غزالی
5- کتابهای تاریخی مثل تاریخ بیهقی
6- منشآت، مقامات و سایر آثار ادبی مانند منشآت قائم مقام فراهانی و گلستان سعدی که 47 حکایت آن خاطرات خود سعدی است.
7- آثار عرفا مانند رسالهی قشیریه و مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه»(همان: 85-86).
«در ایران باستان سنگ نوشتههای به جا مانده، از دوران هخامنشی و ساسانی را میتوان نوعی وقایعنگاری به شمار آورد، گرچه، با توجه به این غالب آنها با تأکید بر «من» «نویسنده» آغاز میشوند، به خاطرات و به ویژه به حدیثنفس نیز شباهت دارند» (اشرف 1، 1375: 184).
«گئورگمیش مورخ نامدار خاطرهنگاری بر این باور است که داریوش کبیر انقلابی بزرگ در خاطرهنگاری عهد قدیم پدید آورده است. دستاورد بزرگ داریوش آن بود که خاطرات خود را به گونهای تدوین کرد که، گذشته از وقایعنگاری متداول در عهد قدیم، جلوهگاه حدیثنفس او هم باشد. داریوش کتیبهی بیستونش را با این عبارت متداول زمان آغاز میکند که «من

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع احساس غربت، زندگی روزمره، ادبیات داستانی، روایت تاریخی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عناصر داستان، واقعیت و خیال، خلاقیت و نوآوری، شخصیت پردازی