منبع پایان نامه ارشد با موضوع اتحادیه اروپا، سیاست خارجی، قدرت هنجاری، بافت تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

خود، در مقام یک قدرت بزرگ فراملی ظاهر شود و در این راستا به ویژه بعد از معاهده ماستریخت گام های مهمی در جهت وزن سیاسی بین المللی خود برداشته است. اتحادیه اروپا به عنوان یک بلوک اقتصادی قدرتمند مطرح است و بزرگترین مزیت آن بازار رو به گسترش این بلوک می باشد. این قابلیت یکی از قدرتمند ترین ابزار های اتحادیه اروپاست و به عنوان موتور محرکی برای دیگر ابعاد توسعه آن به شمار می رود. با این حال در زمینه قدرت سیاسی، می بایست گام هایی را بردارد تا از یک بلوک قدرتمند اقتصادی به یک قدرت بزرگ بین المللی تبدیل گردد. این گام ها با ایده واگذاری بخشی از حاکمیت کشور های عضو و یا به عبارتی مهمترین بخش آن یعنی سیاست خارجی و امنیتی به نهاد های فراملی همراه بود. این ایده به خصوص بعد از تصویب پیمان ماستریخت در 1991 به یکی از برنامه های اصلی اتحادیه اروپایی مبدل گشت و با تعیین یک نماینده عالی در سیاست خارجی و امنیتی بعد تازه ای به خود گرفت.
این رویداد سوالاتی را در محافل گوناگون سیاسی و دانشگاهی در مورد جایگاه این اتحادیه در نظام بین الملل را برانگیخت. اینکه رابطه اتحادیه اروپا را به عنوان یک کل با جهان خارج چگونه می توان درنظر گرفت و یا اینکه آیا اتحادیه اروپا برغم وجود اعضا با منافع گوناگون و گاهی متضاد، می تواند با صدای واحدی در عرصه بین الملل سخن گوید و مبدل به یک قدرت سیاسی گردد؟ یکی از معروف ترین نقل قول هایی که به طور گستره در این زمینه مطرح شده است مربوط به آقای آیزکنز یکی از مقامات بلژیکی است. وی در این زمینه اظهار می دارد: اتحادیه اروپا یک غول اقتصادی، یک کوتوله سیاسی و یک کرم نظامی است(Whitney, 1991, The New York Times January 25).
البته تعبیر آقای آیزکنز در مورد نقش، ظرفیت و جایگاه اتحادیه اروپا گویای تصویر دقیقی از وضعیت و ساختار پیچیده اتحادیه اروپا نیست اما موجب مباحث گسترده ای در این خصوص گردید. بعضی اتحادیه اروپا را قدرتی نظامی و برخی برای آن جایگاهی غیر نظامی و یا مدنی قائل شدند. اما چالش برانگیز ترین آن جایگاه هنجاری و یا به تعبیری قدرت هنجاری اتحادیه اروپا است. ازآنجا که قدرت هنجاری معمولا با دومفهوم دیگر یعنی قدرت غیر نظامی و قدرت نظامی مقایسه می گردد، ابتدا به طور مختصر به ایندو مفهوم پرداخته و در نهایت مباحث آکادمیک قدرت هنجاری ارائه خواهد شد.

2-3-1. قدرت مدنی
مفهوم قدرت غیرنظامی و یا قدرت مدنی اتحادیه اروپا اولین تلاش برای توضیح و تفسیر ماهیت اتحادیه اروپا است. این مفهوم که بر اساس مزیت های اقتصادی و دیپلماتیک اتحادیه اروپا شکل گرفت، اولین بار توسط دوشن مطرح شد مفهوم قدرت غیرنظامی اتحادیه اروپا هم به طور گسترده ای از سوی محافل دانشگاهی مورد استقبال واقع شد و هم به دلیل ابهام در تعریف مشخصه های این مفهوم مورد نقد و بحث قرار گرفت(Orbie, 2008, 5).
درواقع این مفهوم به استفاده از ابزار های غیر نظامی مانند ابزارهای دیپلماتیک، تجاری، اقتصادی برای دستیابی به اهداف خاص در عرصه بین الملل اشاره دارد و به مخالفت با استفاده از ابزار های نظامی در این خصوص می پردازد. به عبارتی دیگر قدرت غیر نظامی بیانگر به کار گیری روش اقناع و راه حل های غیر نظامی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا است(Smith, 2005, 65). در تعریفی دیگر آقای مانرز، استفاده از ابزار غیر نظامی برای رسیدن به اهداف ملی، استفاده از همکاری در مواجهه با مسائل بین المللی و استفاده از نهاد های فراملی برای توسعه بین المللی را سه ویژگی قدرت غیر نظامی قلمداد می کند (Manners, 2002, 236-237).
لذا، می توان نتیجه گرفت که قدرت غیر نظامی اتحادیه اروپا بر توان چشمگیر اقتصادی این اتحادیه و به کار گیری روش های صلح آمیز در سیاست خارجی آن متکی است.

2-3-2. قدرت نظامی
بنیاد سیاست خارجی اتحادیه اروپا در گذشته مبتنی بر دو عنصر اقتصاد و تجارت بوده است و اتحادیه به عنوان یک بلوک مهم اقتصادی اقدامات خود را در روابط خارجی بر محور تجارت و اقتصاد تنظیم می کرد. اما رویداد های مهمی در عرصه بین الملل به وجود آمد تا اعضای اتحادیه اروپا لزوم هماهنگی و اتخاذ تصمیم مشترک در سیاست خارجی را در ستور کار قرار دهند. ازجمله این رویداد ها می توان به بحران دهه 90 بالکان، بحران عراق، بحران کوزوو و در نهایت حل و فصل آن توسط آمریکا اشاره داشت. ناکامی اتحادیه اروپا در فائق شدن بر این بحران ها، کشور های اروپایی را در ایجاد سازو کاری جهت اتخاذ سیاست خارجی مشترک مصمم کرد. تصویب معاهده ماستریخت در دسامبر 1991 نقطه عطف و نو اندیشی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا به حساب می آید. این پیمان یک رکن فراملی برای سیاست خارجی و امنیتی مشترک به وجود آورد و مفاهیم اقدام مشترک را تبیین و بودجه لازم را در این خصوص مطرح نمود(خالوزاده،1390،239-241).
همچنین در سال 1999 در هلسینکی شورای اروپا تصمیم گرفت تا تمهیداتی را فراهم کند که اتحادیه اروپا بتواند 60 هزار سرباز را ظرف مدت 60 روز به صف در آورد و سازوکار اجرای این تصمیم برای مدت یک سال تعیین شد. اضافه شدن بازوی نظامی به اتحادیه اروپا منجر به پدید آمدن مفهوم قدرت غیر نظامی آن گردید(Layne, 2008, 335).
با این حال، اتحادیه اروپا برای داشتن یک ارتش قدرتمند اروپایی راه دارازی را در پیش دارد زیرا در حال حاضر اتحادیه اروپا نه نهاد های لازم در این خصوص را دارا است و نه از سیاست تسلیحاتی و بودجه کافی در این زمینه برخوردار است. این درحالی است که به عنوان نمونه در سال 2008 بودجه دفاعی آمریکا سه برابر بودجه دفاعی کل کشورهای عضو اتحادیه اروپا بوده است(خالوزاده،1390،250). در حال حاضر چتر حمایتی ناتو بر سر اتحادیه اروپا سایه افکنده و کماکان ناتو به رهبری آمریکا در حفظ و تامین امنیت اروپا موثر است.

2-3-3. قدرت هنجاری اتحادیه اروپا
مفهوم قدرت هنجاری اتحادیه اروپا برای اولین بار توسط آقای مانرز در سال 2002 مطرح گردید. بحث اصلی این مفهوم آن است که اتحادیه اروپا دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که میتواند به گونهای هنجاری عمل نماید. از نظر مانرز این ویژگیها از بافت تاریخی که اتحادیه اروپا در آن شکل گرفته است، سیاست چند وجهی اتحادیه و در نهایت از مبانی سیاسی و حقوقی قوانین و معاهدات اتحادیه اروپا، نشأت گرفته است(Manners, 2002, 241).
ایده اصلی مانرز برای طرح این مفهوم از آن ناشی شده است که تقسیمبندی مکتب انگلیسی در خصوص قدرت نظامی و غیر نظامی برای تعریف جایگاه بینالمللی اتحادیه اروپا را کافی نمیداند. (Manners, 2001, 2)
بسیاری از اندیشمندان معتقدند که حتی پس از توسعه سیاست مشترک دفاعی و امنیتی توسط اتحادیه اروپا به دلیل تاکید بر روشهای غیر نظامی هنوز اتحادیه به عنوان یک بازیگر و یا قدرت غیر نظامی مطرح است (Smith, 2005, 16-17).
مانرز معتقد است که اتفاقات دهه 1990 نقشی فراتر از مفاهیم سنتی موجود در روابط بینالملل برای اتحادیه به وجود آورده است و آن را به عنوان قدرت هنجاری و یا ترویج دهنده هنجارها مطرح کرده است. از دیدگاه وی هنجارهای بینالمللی آن چیزی است که در روابط بینالملل متعارف بوده و مورد پذیرش همگان است لذا قدرت هنجاری میبایست توانایی تغییر و شکل دادن به هنجارهای جاری را داشته باشد. (Manners, 2001, 10)
وی تفاوت جایگاه هنجاری اتحادیه اروپا و دیگر قدرتهای جهانی معاصر را در آن میداند که اتحادیه هنجارهای خود را در بافت تاریخی که اروپا به وجود آورنده آن بوده است ترویج مینماید. با نگاهی به بافت تاریخی اروپا در مییابیم زمانی که ناسیونالیسم بر اروپا حاکم شد، جنگ وحشتناکی را پدید آورد و اروپا را در هم شکست. لذا ایده رابرت شومان25 جهت تشکیل جامعه ذغال سنگ و فولاد را میتوان در راستای نیاز به حفظ و تقویت صلح و آزادی در اروپا دانست. بنابراین از دیدگاه مانرز ارزشهای به وجود آمده در این سیر تاریخی و تمایل ملل اروپایی به نادیده گرفتن ارزشهای وستفالیایی سنگ بنای اصلی تعهدات جامعه نسبت به هنجارها و اصول جهانی در ارتباط با اعضای خود و یا دیگر بازیگران خارجی است. در واقع ایده اصلی این مفهوم آن است که اتحادیه اروپا چگونه بدون آنکه بر مفاهیم نظامی و یا غیر نظامی متمرکز شود، اندیشههای سیاسی در حوزه بینالملل را تحت تأثیر قرار میدهد. (Mannes, 2002, 242-243)
مانرز با بررسی و مطالعه این روند تاریخی پنج هنجار اصلی را که توسط اروپا در 50 سال گذشته از طریق بیانیهها، عهدنامهها، پیمانها، توافقنامهها، سیاستها و قوانین توسعه یافته است را شناسایی کرده است. این پنج هنجار اصلی عبارتند از صلح، آزادی، دموکراسی، حاکمیت قانون و احترام به حقوق بشر که در ماده 6 پیمان اتحادیه اروپا به رسمیت شناخته شده است.
ایده صلح در پی جنگهای خونین اروپا و پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد و دیگر هنجارها در فصل 6 پیمان اتحادیه اروپا که به تشریح اصول اساسی اتحادیه میپردازد مطرح شده است (پیمان اتحادیه اروپا، ماده 6). همچنین مانرز چهار هنجار فرعی همبستگی اجتماعی، توسعه پایدار، حکمرانی خوب و عدم تبعیض را که در مواد 2-1 و 3-1 قانون اساسی اروپا بدان تصریح شده است را مطرح میکند (Manners, 2002, 243).
بنابراین، اتحادیه اروپا علاوه بر ترویج این اصول هنجاری، درصدد حمایت و تشویق نهادهایی است که پاسداشت این اصول فراملیتی را از طریق قوانین بینالمللی، سازمانهای منطقهای و همکاریهای چند جانبه تضمین مینمایند (Manners, 2004, 5).
آنچه در مورد نحوه ترویج و ارتقاء این هنجارها اهمیت پیدا میکند ابزارهایی است که این هنجارها از طریق آن بسط و گسترش مییابند. مانرز شش عامل را برای بسط و ترویج هنجارها شناسایی کرده که عبارتند از سرایت26، انتشار اطلاعاتی27، انتشار رویهها28، انتقال29، انتشار آشکار30 و صافی فرهنگی31.
نکته مهم در میان همه این ابزارها نبود اعمال نیروی فیزیکی در تمامی این راهکارها است که با توجه به موضوع پژوهش در ادامه به توضیح روش انتشار رویهها و انتقال میپردازم.
انتشار رویهها
این ابزار به ارتباط نهادی اتحادیه اروپا با کشورهای ثالث بر میگردد. بدیهی است در ارتباط اتحادیه اروپا به عنوان یک کل 28 کشور، با کشورهای ثالث انواع توافقنامههای همکاری اعم از تجاری، اقتصادی، فرهنگی و … منعقد میشود.
بر این اساس اتحادیه اروپا فصلی را در توافقنامه برای ترویج و پاسداشت هنجارهای مورد نظر خود میگنجاند. برای مثال، اتحادیه اروپا در اغلب موافقتنامههای تجاری خود با کشورهای در حال توسعه فصلی به نام حقوق بشر را گنجانده است. همچنین قرارداد ثبات و همبستگی که میان اتحادیه و کشورهای بالکان جهت فرایند عضویت آنها در اتحادیه منعقد شده است در این روش قرار میگیرد (همان،244).
روش انتقال
در این روش بسط و گسترش و ترویج ارزشها و هنجارهای اتحادیه اروپا از طریق مبادله کالا، تجارت، ارائه خدمات فنی، مشوقهای اقتصادی و ابزارهای مالی انجام میگیرد. به عنوان مثال میتوان به برنامه فار (phare) که به ارائه کمکهای مالی و حمایتهای اقتصادی از کشورهای شرق و مرکز اروپا در سالهای 1990 تا 1996 به منظور پشتیبانی جهت انجام تعهدات آنها جهت عضویت در اتحادیه اروپا اشاره نمود. بر مبنی برنامه فار کشورهای مذکور بر اساس اصل مشروط سازی نسبت به انجام اصلاحات هنجاری مدنظر اروپا در قبال کمک ها و مشوقهای مالی اقدام نمودند.
در پی طرح این مفهوم توسط مانرز در محافل دانشگاهی، سایر اندیشمندان دیدگاه های خود را در این زمینه ارائه نمودند. آقای توماس فورسبرگ سازوکار هایی را برای قدرت هنجاری اتحادیه اروپا مطرح کرد که اقناع از طریق نشر اطلاعات، مستند سازی هنجار ها و گفتمان سازی از جمله این سازوکار هاست(Forsberg, 2011, 1196-1197).
همچنین زوتر یک رهیافت جامع چهار مرحله ای جهت شناسایی یک قدرت هنجاری در نظام بین الملل مطرح کرد. مراحل این رهیافت عبارتند از: محله اول

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سازه انگاری، جامعه بین المللی، نظام بین الملل، بین الاذهانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع اتحادیه اروپا، قدرت هنجاری، قوانین داخلی، یادگیری اجتماعی