منبع پایان نامه ارشد با موضوع آزار جنسی، زنان شاغل، امنیت شغلی، جامعه شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

در جابه جایی کارگران زن است؛ زیرا دست کشیدن از کار چاره اصلی این نوع گرفتاری است.206
محیط های شغلی هم نظر به نوع کار و حرفه و هم به لحاظ ارباب رجوع، می تواند به شکل گیری رفتارهای غیر اخلاقی و بزهکارانه تاثیر داشته باشد. محیط های که زنان و مردان در کنار هم کار می کنند، به ویژه در شرکتهای خصوصی حداقل متغییر لازم برای شکل گیری جرایمی نظیر آزار جنسی فراهم می شود. اصطلاح مزاحمت های جنسی برای اولین بار در آمریکا با موج فمینیستی شکل گرفت و ابتدا این مساله در محیط های کاری مطرح شد. از دریچه نگاه فمینیستی آن چه تحت عنوان مجموعه متلک پران، اظهار نظر های موهن و تلویحات جنسی یا انتشارات تبعیض آمیز جنسی صورت می گیرد و برای شخص مخاطب آزار دهنده باشد و باعث احساس حقارت، خطر، مرعوب شدن یا احساس رنج در مخاطب شود و یا در انجام کار او اختلال ایجاد کند و امنیت شغلی او را به خطر اندازد، مزاحمت های جنسی کاری محسوب می شوند. تا کنون کشور های معدودی چون آمریکا و انگلیس مزاحمت های جنسی در محیط کار را جرم محسوب نموده اند. مزاحمت های جنسی در محیط کاری، مکانیسمی است که مردان از آن برای کنترل زنان در سازمانها و شرکت ها استفاده می کنند.207
در بخش خصوصی نسبت به بخش دولتی آزار جنسی به دلائل زیر بیشتر امکان وقوع دارد.
1-عدم نظارت رسمی و غیر رسمی و یا نظارت محدود در بخش خصوصی نسبت به بخش دولتی
2-گزینش افراد در بخش خصوصی بسیار سطحی تر از بخش دولتی است.
3-بخش خصوصی معمولا طبق صلاحدید کارفرما اداره می شود در صورتی که در بخش دولتی توسط آیین نامه و دستورالعمل ها این رویه صورت می گیرد.
4-نگرش مردم به بخش خصوصی منفی تر از بخش دولتی است و این می تواند کجروی ها را در بخش خصوصی تشدید کند.
5-عدم امنیت شغلی و مالی در بخش خصوصی به مراتب بیشتر از بخش دولتی است.
احتمال‌ بروز آزار جنسی‌ در محیط‌های‌ كاری‌ در مورد زنانی‌ كه‌ شوهر خود را از دست‌ داده‌اند یا از شوهر خود جدا شده‌اند بیشتر است، چون‌ به‌دلایل‌ متعدد در جامعه‌ ما به‌ این‌ قشر زنان‌ بیش‌ از دیگران‌ تعرض‌ می‌شود. دختران‌ مجرد و زنان‌ متاهل‌ هم‌ به‌ترتیب‌ در رده‌های‌ بعد قرار می‌گیرند.
‌گیدنز آزار جنسی را در محیط کاری در غرب، پدیده ای بسیار معمول دانسته است. به گفته ی او آزار جنسی بخش بزرگی از زنان شاغل حقوق بگیر را مستقیما تحت تاثیر قرار می دهد. از جهتی همه ی زنان قربانیان تجاوز جنسی هستند زیرا ناچارند احتیاط های خاصی برای حفاظت خود به عمل آورند و با ترس تجاوز جنسی زندگی کنند.208
گیدنز، همچنین به انواع آزار جنسی زنان در محیط کار اشاره می کند و می افزاید: “آزار جنسی در محل کار می تواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به منظور تحمیل خواسته های جنسی تعریف شود. این کار ممکن است شکل های خشنی به خود بگیرد؛ مانند هنگامی که به یک کارمند زن گفته می شود: یا به یک برخورد جنسی رضایت دهد یا اخراج شود. بیشتر انواع آزار جنسی تا حدودی زیرکانه تر است، برای مثال، این نوع شامل فهماندن این مطلب است که پذیرفتن خواهش های جنسی، پاداش های دیگری به همراه خواهد آورد یا چنانچه این گونه خواهش ها برآورده نشود، نوعی مجازات مانند جلوگیری از ترفیع به دنبال خواهد داشت.209 کمتر بودن فرصتهای شغلی، نابرابری در دستمزد، تحقیر و تعرض به زنان از جمله مصادیق خشونت علیه آنان در محیط کار است که جنبشهای فراوانی در سراسر جهان به وجود اورده است.
مساله خشونت و آزار جنسی در محیط های کاری از دو جهت حایز اهمیت است؛ اولا فرصت های شغلی زنان محدود شده و امکان انصراف آن دسته از زنانی که از سر ناچاری نیازمند کسب درآمد هستند، از این گونه فعالیت ها اغلب وجود ندارد. ثانیا در مشاغل و مجموعه هایی که بیشتر در قلمرو مردها قرار دارد، حضور کار کن زن، امکان افزایش رفتارهای مبتنی بر انتظارات جنسی را به همراه دارد.210
بیان این نکته ضروری است که چنین جرایمی پیامدهای زیان بار بسیاری همچون از دست دادن شغل و درآمد ناشی از کار، احساس گناه، ترس و بی یاوری دارد که زمینه محدود سازی زنان را در جامعه فراهم می سازد. علاوه بر این، اختلال در رفتارهای اجتماعی و ترس از محیط های عمومی به شدت در این زنان درونی خواهد شد. نتیجه آن در احساس بدبینی زنان نسبت به جنس مذکر می باشد، یعنی وجود چنین آسیب هایی می تواند ترسیم کننده چهره نامطلوبی از مردان خصوصا افراد ناشناس برای زنان باشد.211
در مواردی نیز آزارهای جنسی سبب کنار آمدن و پذیرفتن مسائل غیر اخلاقی و بعضا افتادن در دام فسادهای اخلاقی می شود. با افزایش مزاحمت ها، ارزش های جامعه به شدت به چالش کشده می شود و آزار جنسی برای زنان به مسله ای روز مره و عادی بدل می شود که باید آن را تحمل کند.212
همان طور که عنوان شد اکثر قربانیان آزار جنسی به دلایل مختلف در برابر آزاری که به آنها رسیده سکوت را بر می گزینند. علاوه بر این، فقدان شواهد و مدارک از آزار جنسی، اثبات آن را در محاکم قضایی با دشواری بسیاری همراه می سازد. در حالی که اگر قوانین در باب آزار جنسی شفاف، صریح و قاطع باشند و روح حمایت از قربانی را به نمایش بگذارند، می توان امیدوار بود که آزارهای جنسی کاهش یابد. بنابراین برای از بین بردن آزار جنسی در محیط کار نیازمند اقدامات جدی تر مثل ایجاد قوانین حمایت کننده از زنان شاغل و رسیدگی به شکایت آنان هستیم.
برگزاری میتینگ های اعتراضی برای زنان شاغل و اعتراض مستقیم زنانی که در محیط های کاری آزار می بینند و چشم پوشی نکردن از حق اعتراض، متهم نکردن زن هایی که مورد آزار قرار می گیرند، داشتن انجمنهایی به منظور حمایت از زنان آزار دیده در محل کار، آگاه کردن زنان نسبت به حقوق اجتماعی، اقتصادی، جنسی، وضع قوانین حمایتی برای زنان آزار دیده، مطرح شدن مسائل و موارد آزار جنسی در محیط کاری به عنوان بخشی از دغدغه های جنبش زنان و توجه به آموزه های تربیتی اسلام از جمله تدابیری است که در این راستا می تواند از آسیب های اختلاط در برخی محیط های کاری بکاهد.213
در نهایت از آنجایی که در اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال 1992 مصوب مجمع عمومی، از تمام دولت ها خواسته شده است برای منع و مجازات هرگونه خشونتی علیه زنان اقدامات ضروری در پیش بگیرند و با توجه به حضور بیشتر زنان در فضای کار و اشتغال جامعه ، توجه بیشتر به “بزه دیدگی زنان در ارتباط با کار” نیازمند توجهات اجرایی،  تقنیینی و جامعه شناسانه بیشتری میباشد.
گفتار چهارم: افزایش معاشرت زنان شاغل با افراد منحرف
  نظریه ی معاشرت ناهمگون: این نظریه درجامعه شناسی انحرافات ”نظریه ی ارتباطات افتراقی” نیز نامیده می شود و در میان نظریه های مختلف جامعه شناسی از شهرت و اعتبار زیادی برخوردار می باشد.
این نظریه را برای نخستین بار در سال 1924 میلادی، ساترلند استاد دانشگاه آمریکایی در کتاب اصول جرم‌شناسی مطرح کرده است. به موجب این نظریه، انسان در طول حیات خود با گروهای اجتماعی مختلفی چون خانواده ، گروه دوستان،گروه مدرسه و غیره معاشرت پیدا می کند و با عنایت به این الگوها ی رفتاری ارائه شده در معاشرت ها با یکدیگر متفاوت هستند، به این معنی که برخی از الگو های رفتاری مطابق و مساعدت با قانون و برخی الگوها مغایر با قانون هستند، در این صورت چنانچه در محیطی الگو های رفتار ناسازگار با قانون بر الگوی سازگار و مساعد غالب شوند، فردی که با این گروه معاشرت پیدا کند الگوی ناسازگار را ترجیح داده و نتیجتا بزهکار خواهد شد. یعنی زمینه ی بروز انحرافات در آن ها بیش تر می شود.
به عبارت دیگر، هر چه برخورد فرد با افراد مخالف هنجارهای اجتماعی بیشتر باشد و تعاملات آنان با هم به صورت مکرر و زیاد روی دهد، احتمال یادگیری رفتارهای انحرافی بیشتر خواهد بود. ازاین رو، کج رفتاری، یادگرفتنی است و در تعامل با دیگران آموخته می گردد.214
هر چه میزان حضور رفت و آمد و اختلاط زن و مرد بدون در نظر گرفتن آسیب های جدی اخلاقی و دینی در جامعه بیشتر شود از سوی دیگر میزان جرایم، خشونتها و زمینه های گناه و غیره افزایش می یابد. ( منظور حضور و اشتغال غِِِِِِیر ضروری و نابجا می باشد) مانند بسیاری از منشی گری ها، فروشندگی ها، خدمات مصرفی، رشته های دانشگاهی که ارتباطی با زنان ندارد. فضای فرهنگی و اخلاقی اجتماع و خانواده دچار آسیب می شود. زنان شاغل در محاوره ها و رفت و آمد ها چون با اشخاص و افراد مختلفی سروکار دارند نوع برخورد هایشان مردانه و آمرانه است، ظرافت و لطافت در گفتار و رفتار در این گونه زنان کم رنگ می شود.215 همچنین به تبع شغلی که زنان عهده دار هستند ممکن است روزانه با افراد زیادی در تعامل باشند که برخی از این افراد هنجارها اجتماعی را رعایت می کنند و برخی دیگر هنجارها را نقض و زیر پا می گذارند. دیدن و برخورد با این افراد قبح عملی را که مخالف با قوانین است را در بسیاری از موارد می شکند. البته نمی توان منکر این شد که برخورد با افراد ضد هنجار همیشه این پیامد را به دنبال نخواهد داشت، ولی در بسیاری از موارد چنین است و دین اسلام نیز بر این نکته تاکید دارد که حتی اگر گناهی انجام می شود نباید بازگو گردد که زشتی عمل را در نظر از بین ببرد.
زنان به تبع رفتن به محیط کاری از منزل خارج می شوند و خروج از منزلی یکی از عواملی است که آنان را در مرز خشونت های خیابانی قرار می دهد. آزار خیابانی، هر نوع تخّیل جنسی است كه در ملأ عام، خارج از خانه و در اماكن عمومی به مرحله بیان و عمل رسیده و موجبات اذیت روحی و روانی فرد بزه دیده را فراهم می‌كند.
آزارهای خیابانی پدیده شومی است كه درسطح جهان قربانیان فراوانی دارد و امروزه یكی از دغدغه‌های قابل توجه كارشناسان مسائل اجتماعی و مدیران جامعه می‌باشد. تحلیل‌گران اجتماعی با توجه به آسیب‌های فردی و اجتماعی آزارهای خیابانی و تكثّر روزافزون و متنوع آن، ضرورت طرح، بررسی و برنامه‌ریزی در مواجهه با آن را بیان می‌كنند. ترس و ناامنی، فشارهای روانی، مخدوش شدن شخصیت زنـان كمترین پیـامد آزارهای خیـابانی است كه جبرانش نیـازمند هزینه‌های مالی و انسانی سنگینی است.
طبق آمار منتشر شده در سال۸۳ ،۷۳ درصد زنان ایرانی‌ بیش از یک بار با خشونت خیابانی‌ مواجه شده اند. البته آمار و ارقام ثبت نشده بسیاری وجود دارد که زنان از ترس از دست دادن کار خود و مخالفت اعضای خانواده در برخورد با چنین وضعیتی گزارش نمی کنند. به عقیده کارشناسان، زنان در اکثر مواقع به دلیل ناآشنایی با مقررات موجود، فقدان حمایتی و ترس از سوءبرداشت توسط دیگران اقدام به شکایت نمی کنند.216
با ورود زنان به صحنه های اقتصادی و اجتماعی و با فعالیت های اقتصادی، زنان، از محیط بسته و محدود خانه، بیرون آمده و با محیطی مواجه می شوند که فرصت ها و موقعیت های آنان را برای رفتارهای مختلف افزایش می دهد. موقعیت و فرصتی که زن شاغل برای نقض هنجارها و قواعد اجتماعی دارد، بیش از فرصت های زن خانه دار است. زن شاغل، فرصت های بیشتری برای جرم اختلاس دارد. زن خانه دار، نمی تواند قواعد و قوانین کاری را نقض کند، در واقع فرصت و موقعیت آن را ندارد.217
یعنی در واقع یکی از دلایلی که علت بزهکاری بیشتر مردان در مقایسه با زنان است فرصت های بیشتر انجام جرم است که معمولا در بیرون از خانه به وقوع می پیوندد. حال زنان شاغل نیز به علت تعامل بیشتر با محیط بیرون از خانه این فرصت را دارا می شوند.
زنان به دنبال مبارزات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دهه های اخیر، موفق شده اند که حضور و مشارکت خود را در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی تا اندازه ای افزایش دهند. بی تردید حضور فزاینده ی زنان درصحنه های اجتماع، موجب افزایش وگونه گون شدن بزهکاری آنان می گردد. دورکیم و ساترلند با تکیه بر دیدگاه های جامعه شناختی، برتأثیر نوع نقش های اجتماعی که جامعه به زنان ومردان واگذارمی کند، برمیزان بزهکاری آنان تأکید کرده اند. این دو، براین باورند که تفاوت میزان جرایم ارتکابی زنان با میزان جرم های مردان را باید

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع زنان خانه دار، اقتصاد خانواده، نقش آفرینی، رشد اجتماعی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع اشتغال زنان، قرآن کریم، ایفای نقش، تحلیل ساختاری