منبع پایان نامه ارشد با موضوع آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

مذهبي ياد مي شود، ساخته دست عده اي است که از آن سود مي برند، و اين مسئله منجر به اين شده است که مسائل اصلي دين از ياد برده شوند، و در حافظه اين قوم جايگاه چنداني نداشته است،که در مورد آن بيشتر توضيح خواهيم داد. درمورد فرهنگ ديني مردم اين قوم به طور کلي بايد گفت که اين بعد از زندگي مردم قوم بلوچ هم مثل بسياري از ابعاد زندگي آنها، شکل خاصي براي خود دارد، مردم اين قوم به دليل عدم توجه وآموزش لازم ازگذشته هاي دور آداب فرهنگي خاصي دارند که در ابعاد مختلف آن شکل هاي گوناگوني به خود گرفته است وبسياري ازآن ها از گذشته ها تا به امروز باقي مانده ويا تأثيرآنها هنوز بر زندگي مردم ملموس است به گفته سردار) س( « کسي نبوده مردم بگويد چکار کنند ومردم چيزي نمي دانستند . در دوران قبل از انقلاب نه مسجدي ونه يک روحاني بود که آداب ومناسک ديني را براي مردم توضيح دهد» . البته اين را بايد گفت، مردم به دين وآداب خرافي ساخته ي خود بسيار پايبند بود واين آداب ومناسک اتفاقاً نقش بسيار زيادي همانطور که قبلاٌ گفته شد در زندگي اجتماعي مردم داشت» .
بخشي از باورهاي خرافي جنبه قومي و محلي دارند و در حيطه يک جغرافياي خاص شناخته مي شوند و برخي ديگر جنبه بين المللي دارند، نکته حائز اهميت که در مورد خرافات اين است که به واسطه ارتباط اين گونه عقايد با صور زيرين (زير ساخت) احساسي اقوام و احساسي امنيت دروني چنان ارزش و اعتباري کسب نموده اند که تقريباٌ هيچ گونه باور متضادي را نمي پذيرند . ديويد هيوم معتقد است تمايل به خرافات را هرگز نمي توان از بين برد
خرافات بخش جدايي ناپذير آن دسته از سازوکارهاي انسان است که بدون آنها آدمي قادر به ادامه حيات نيست (فروغي ،علي،1998)
به گفته سردار) ف( « يک سري زيارت ها به اسم ائمه درست مي کردند که انگار آن ها درآنجا زنده هستند وبه اسم آن ها وبراي آن ها نذري مي کشتند، هر زيارت هم يک شيخي داشت، که اين شيخوخيت را از پدر خود به ارث مي برده است. ومردم موظف هستند، بخشي از دارايي ودام هاي خود را به اين شيخ ها بپردازند» . اين مسائل باعث شده است، مردم بسياري از مشکلات خود ازجمله دزدي ها، درگيري ها، قتل ها، را به جاي حل کردن از طريق قانون، از راه کارهايي ، مثل کاسه گردان ، چار، روغن داغ، انجام مي دادند. به اين مسائل معتقد بودند ولي شايد بسياري ازآنها نماز هم نمي خواندند، حتي به گفته سردار) ر(،« مردم براي درمان بيماري ها وشفا مريض هايشان هم به اين جور مسائل متوسل مي شدند. سردار مي گويد آن زمان برمبناي، همان چيزي که داشتند وبر مبناي همان فرهنگ شان صادق بودند. نه حرف از چک سفته وضمانت کارمند بود، اگر مثلاً من مي گفتم ماه فلان، روز فلان، من قيمت گوسفند شما را مي دهم اگر مي فهميد من نياز دارم وقصد فروش هم نداشت، گوسفندش را به من مي فروخت» البته حاج آقا (الف) مي گفت «اين مسئله درميان اهل سنت وجود نداشته است وعلماي اهل سنت از همان قديم مي آمدند ودرميان قوم خود تبليغ مي کردند به عنوان نمونه، شخصي به نام حاج آقا مهري در دوران جنگ به منطقه ريگان مي آيد وبا خود طلبه هايي را از قم ومشهد به اين منطقه مي آورد تا مردم را ارشاد کنند».
سال ديوانگي
يکي از مواردي که در مورد مقوله ي دين قبل از انقلاب در ميان داده هاي استخراج شده از قوم بلوچ وجود داشته است، اين بود که مردم به دنبال دين حقيقي نبودند، عده اي هم دوست نداشتند مردم ديندار باشند وسعي مي کردنداز طريق آزار و اذيت، تمسخر آداب و مناسک آن ها از انجام مناسک ديني مردم جلوگيري کنند. از آنجا که اين مسئله در حافظه تعدادي از بزرگان قوم بلوچ به عنوان يک نکته کليدي برجسته بود، در اينجا به صورت مستقل و به عنوان يک مقوله فرعي از عنصر دين آورده شده است.
سردار( س) توضيح مي دهد« که يک بنده خدايي به نام درُآهو بوده که هرکس نماز مي خواند، اذيتش مي کرده که آن سال معروف شده به سال ديوانگي که اين را نيز مي توان اضافه کرد که حتي گروهي هم بودند که مردمي را که در محرم براي امام حسين مي خواستند عذا داري کنند، مسخره مي کردند، چرا که اين ها مي خواهند امام حسين (ع) را زنده کنند » .( س) « مردم آداب برگزاري مراسم عزاداري امام حسين (ع) را هم بلدنبودند به جاي بياورند فقط به يادامام حسين (ع) گوسفندي مي کشتند وفاتحه اي مي خواندند » . افرادي مثل درآهو را که در آن زمان چنين کارهايي را انجام مي دادند ديوانه مي ناميدند و از اين جهت است که سال هاي قبل از انقلاب که چنين مواردي صورت مي گرفت سال ديوانگي مي گفتند. وبه نظر مي رسد که اين کم اطلاعي شايد به خاطر ترس از همين آزار و اذيت ها بوده که مجبور بودند مناسکشان را به صورت خيلي کمرنگ تر انجام دهند .

مذهب هاي قانون گريز
مسئله ديگري که در ميان يافته هاي استخراج شده در حافظه بلوچ مشخص است در مورد نقش و تأثير دين است، که مردم در گذشته واز زمان رضا شاه از دين به عنوان جايگزيني جهت انجام بسياري از امور زندگي اجتماعي نظير پيدا کردن مجرم و يافتن بي گناه و…. استفاده مي کردند، به طوري که بسياري از مسائل خود را به جاي طي کردن روند قانوني خود، به صورت خرافي بر مبناي اعتقاداتي غلط حل و فصل مي کردند. شناسايي مجرم را به جاي قاضي به شيخ محلي مي سپارند او هم از طريق ورد و دعا و کاسه گرداني بعد از چند روز گناهکا ر را معرفي مي کرده است. پليس و قاضي وزندان جاي خود را به شيخ و دعا و آتش چار داده بود. سردار( ن) مي گويد« امکانات و باورهايي که بتوانند در آنجا آموزش لازم را ببينند هم بسيار کم بوده است. به طوري که قبل از انقلاب تقريباٌ مسجدي در اين منطقه وجود نداشته است » .
بعد از انقلاب هم به گفته ي سردار( س) « اولين مسجدي که ساخته شد اواخر دهه 60 ودهه 70 بوده است. وعده اي روحاني هم به مناسبت هاي مذهبي مختلف براي تبليغ مي آمدند ونمازهاي عيد را هم بعضي وقت ها همان ملاي محل به جاي مي آورد» .
البته اين اعتقادات تا کنون هم به صورت کم رنگ تر و در بعضي نقاط وجود دارد. اين نکته را بايد گفت که مردم پايبندي زيادي به مناسک ديني که مخصوص قوم شان است دارند و اين مسئله يکي از موارد نظم و ثبات در جامعه بلوچ مي باشد. ولي اين مناسک به جايگزيني براي ساختارهاي قانوني در جامعه بدل شده اند و باعث شده ديني خرافي به جاي قانون ديني قرار گيرد.

خرافات جايگزيني براي کارها
از عناصر استخراج شده در حافظه جمعي اکثر نخبگان بلوچ مي توان فهميد از زمان رضا شاه تا کنون مردم به نحوي از محتواي آموزشي دين فاصله گرفته اند و به انجام مناسکي که رشيه در سنت هاي اساطيري کهن داشته اند مي پردازند که در اينجا به خرافات از آنها ياد مي شوند، اين خرافات قبل از انقلاب شدت بيشتري داشته است وبعد از نقلاب و در دوران جنگ و بعد از آن در دولت هفتم و هشتم و دولت نهم تغييراتي ايجاد شده است که در ادامه به آن اشاره مي شود. پاسخگويان اين مقوله از ميان اهل تشيع هستند چرا که اهل سنت معتقدندآن ها دچار انحراف در دين خودشان نشدند. مردم اين منطقه به خرافات عادت کرده اند، براي اثبات بي گناهي بايد از روي آتش رد شوند. براي پيدا کردن گمشده هاي خود کاسه گرداني مي کنند براي درمان بيماري ها دعا مي نويسند، سردار )س (درباره ي علت خرافات مي گويد «دليل اعتقاد مردم به خرافات درگذشته وعصر کنوني، نتيجه دادن اين کارها است». البته نکته ديگر هم که وجود دارد اين است که مسير قانوني جامعه، کاغذ بازي هاي اداري به حدي مردم را اذيت مي کند، که مردم هم اين راه را انتخاب مي کنند. البته بعد از انقلاب تا حدي اعتقاد به خرافات کمتر شده است. سردار الف « تا بعد از انقلاب هرچه به زمان حال نزديک مي شويم، مسئله خرافات ومسائلي از اين قبيل کمتر شده است، ولي هنوز هم در بسياري ازمناطق وجود دارد ». به گفته سردار رضايي « کم کم از زمان جنگ به بعد، دين شناسي مردم بيشتر شد ولي اعتقادات مردم کمتر شده است » . سردار( س) مي گويد« دردوران خاتمي دولت دراين مناطق بلوچ نشين فعاليتي را انجام نمي داد، مردم خودشان مسجد مي ساختند، دليلش هم اين بود مردم وقتي مي رفتند بين اهل سنت ومي ديدند آن ها مسجد دارند واينها ندارند. مردم شروع کردند به مسجد ساختن اما درزمان احمدي نژاد مساجد متعددي درروستاهاي مختلف ساخته شد وازنظرکمي وکيفي وضعيت دين داري مردم بيشتر شد » . به اين معني است که در دوران دولت نهم و دهم تعدا مراکز مذهبي مساجد و تکايا بيشتر شده است و همچنين اعتقادات آنها از لحاظ آنچه در آموزه هاي ديني آموزش د اده مي شود،بيشتر است.
در مجموع مي توان نتيجه گرفت که دين مردم اين قوم با خرافات زيادي آميخته شده است. کارکرد اصلي خود در زندگي اجتماعي را که بهبود مادي ومعنوي زندگي آنهاست را از دست داده است. وبه جاي کارکردهايش، بيشتر جنبه هاي منفي آن مدنظر قرار مي گيرد.دليل آن سطح آگاهي مردم است که دربسياري اززمينه ها بسيارپايين است وظلم وبي عدالتي مسلمي که ازطرف مسئولين در دوره هاي مختلف صورت مي گيرد است.

مساجد شيعه نشين منطقه رودبار جنوب در سال 90

مساجد کپري جنوب کرمان

مسجد کپري در منطقه رودبار جنوب در سال 90

رسومات بلوچي
يکي ديگر از مقولات اصلي در مورد فرهنگ ،رسم و رسومات بلوچي است ،اين رسوم آن قدر تأثير گذار بوده است که بسيار از اين موارد هنوز هم به صورت زنده ، در حافظه ي او باقي مانده است . نحوه ي پوشش ،درگيري بر سر پوشش ،و…… مواردي هستند که در حافظه ي آنها از دوره هاي مختلف تاريخ معاصر باقي مانده است.
آداب اجتماعي از عناصر معنوي فرهنگ هر جامعه و از شاخه هاي مهم هنجارهاي اجتماعي مي باشند، در تعريف مختلف از فرهنگ نيز آن را به تمامي ساخته، انديشه ها، نهادها، آداب و رسوم تعريف مي کنند. که تماميت آنها محيطي را به وجود مي آورد که ساخته و پرداخته خود انسان است .(ستوده ،هدايت الله ؛روانشناسي اجتماعي ،1385:ص69) شخصيت هر فرد از پديده هاي فرهنگي بسيار متأثر مي گردد هر فرد از آغاز کودکي همان شيوه هايي را بر مي گزيند، که فرهنگ جامعه او ايجاب مي کند، انسان ناگزير است خود مختاري سوائق زيستي خويش را با قيد و بندهاي آداب و رسوم و خواست فرهنگ جامعه خويش مهار کند . تا بتواند به عنوان يک عضو سالم و مورد قبول جمع در جامعه زندگي کند . زيرا هرگونه کج روي از فرهنگ جامعه مجازات هايي را در پي دارد.(همان،ص 310)

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع تحصيل، بسياري، زمينه، بيشتر Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع کسب و کار