منبع مقاله درمورد کاروانسرا، مدارس نوین، مراکز آموزشی، ایران و هند

دانلود پایان نامه ارشد

معروف به ملاباجی یکی از دکانهای همکف بازارچه را تبدیل به مکتبخانه کرده، در همانجا به تدریس میپرداخت(نیازی، 1374: 42).
علاوه بر سهولت راهاندازی مکتبخانه از جانب معلم و آموزگار، ورود شاگرد و تحصیل آنان در این مکانها هم به راحتی صورت میگرفت و شرایط خاصی برای ثبت نام و ورود به این مکتبخانهها، مثل مدارس امروزی، وجود نداشت. تنها شرط قبولی و نامنویسی داشتن یک جلد عمجزء3، یک عدد دوات مرکب، یک قلم، مداد و به همراه خود بردن یک عدد قایچه برای نشستن بر روی آن در داخل مکتبخانه بود. در این مکانها، قرآن، بوستان سعدی، دیوان حافظ، شاهنامهی فردوسی، کلیله و دمنه، صرف و نحو و کتب تاریخی و دینی آموزش داده میشد(قراگوزلو، 1373: 366).
از مراکز دیگر تعلیم و تربیت، مدارس علمیهی قدیم شهر بودند که در آن، طلاب و دانشجویان علوم دینی و معارف اسلامی به تحصیل میپرداختند. این مدارس نسبت به مکتبخانه از جنبهی عمومی کمتری برخوردار بودند و عبارت بودند از مدرسهی علمیهی زنگنه، مدرسهی علمیهی آخوند و مدرسهی علمیهی دامغانی؛ علاوه بر مراکز نامبرده، بعضی از خانوادهها که از مکنت مالی خوبی برخوردار بودند، برای تحصیل فرزندان خود، معلم سرخانه میگرفتند تا در خانه مشغول تحصیل شوند(نیازی، 1379: 42-45).
از جملهی این گروه میتوان از خوانین قراگوزلو نام برد. در این میان، مردم محروم و روستایی در فقر و فلاکت میزیستهاند و با تحصیل و فرهنگ بیگانه بودند؛ چرا که آنچه برای آنها اهمیت ویژهای داشت، به دست آوردن لقمهای نان بود تا شاید بتوانند زندگی روزهمرهی خود را بگذرانند.
بیشتر مدارس نوین همدان، پس از انقلاب مشروطه با همّت برخی از فرهنگیان و روشنفکران همدانی و جمعی از بیگانگان در این منطقه شکل گرفت؛ که میتوان آنها را به به دو نوع تقسیم نمود:

2-13- مدارس همدان در دورهی قاجار:
2-13-1- مدارس خارجی همدان در دورهی قاجار
مدارس خارجی آن دسته از مدارس نوینی بودند که توسط مأمورین فرهنگی و سیاسی و یا مبلغان و میسیونرهای خارجی در همدان ایجاد گردید؛ همچون مدارس آمریکاییها در همدان که توسط میسیونرها و مبلغان آمریکایی شکل گرفت.
این نوع از مدارس و فعالیتها مربوط به آمریکاییان بود و کشورهای بیگانه دیگر و مأمورین آنها نقش چندانی در این فعالیتها نداشتند. انگلیس و روس و به دنبال آنها عثمانی، بیشتر در پی فعالیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی در منطقه بودند و در شهر اقدام به ایجاد کنسولگری، پایگاه نظامی و بانک شاهنشائی و استقراضی مینمودند و به دنبال فعالیتهای فرهنگی و آموزشی در قالب ایجاد مدرسه و مراکز آموزشی نبودند.
البته ایجاد مدارس توسط خارجیان- بهخصوص میسیونرها و مبلغان آمریکایی- هدف تبلیغی سیاسی و مذهبی داشت. آنها میکوشیدند تا محصلین و مخاطبین خود را به سوی اهداف و برنامههای خود متمایل نمایند و جالبتر اینکه در مقابل مدارس ایرانی، این مدارس و مدارس اقلیتهای مذهبی، پیشگامان مدارس نوین همدان به شمار میرفتند(فروتن، 1390: 71).
علاوه بر این، از ویژگیهای دیگر این نوع مدارس، داشتن تشکیلات منظم و مرتب و گسترده با برنامههای مشخص، امکانات وسیع و کلاسهای فوق برنامه عمر و دوام طولانی در عرصه فعالیت، امکانات و تسهیلات مادی فراوان، ارائهی خدمات رایگان آموزشی و بهداشتی و حتی کمکهای بلاعوض مالی به خانوادههای محصلین و ساکنان شهر، ایجاد مراکز دیگر در کنار مراکز آموزشی و جلب جمعیت زیاد محصلین و جمعیت شهر را میتوان ذکر نمود(فروتن،1390: 45).

2-13-2- مدارس داخلی همدان در دورهی قاجار:
مدارس داخلی مدارسی بودند که توسط ایرانیان تشکیل شدند که شامل مدارس مسلمانان و اقلیتهای مذهبی ساکن در همدان میگردید. این مدارس به سه دسته تقسیم میشدند:
الف) مدارس اقلیتهای مذهبی.
ب) مدارس دولتی.
ج) مدارس ملی (غیر دولتی).
مدارس اقلیتهای مذهبی اولین مراکزی بودند که به سبک جدید در همدان تأسیس شدند. این مدارس، تنها به محصلین و دانشآموزان اقلیتهای مذهبی اختصاص داشت، اما به تدریج، با رشد و پا گرفتن آنها، استقبال مسلمانان شهر از این مدارس بیشتر شد و محصلین و دانشآموزان مسلمانان هم توانستند در این مدارس به تحصیل بپردازند. این استقبال از مدارس اقلیتهای مذهبی، بیشتر از سوی متمولین (ثروتمندان)، ملاکین و بزرگان شهر بود و طبقهی متوسط و پایین چندان روی خوش به این مراکز از خود نشان نمیدادند.
بعدها ارمنیها نیز برای خود مدارسی دایر کردند؛ اما با توجه به تعداد زیاد یهودیان در این شهر، مدارس یهودیان از اعتبار بیشتری برخوردار بود. در عین حال، مدارس ارمنی شرایط آسانتری را برای جذب شاگردان مسلمان اعلام میکردند؛ از این رو استقبال مردم شهر از مدارس ارمنیها بیش از یهودیها بوده است.
قدیمیترین و مهمترین مدرسهی همدان متعلق به یهودیان است، چنانکه مدرسهی آلیانس یا اتحاد، در سال 1860م/1277ش، توسط یهودیان تأسیس شد یهودیان همدان به ‌خاطر تراکم جمعیت دارای مدارس مذهبی، کنیسه‌ها و راسته‌ای به نام خود در بازار شهر بودند(سالنامهی دبیرستان پهلوی، 1325-26: 8-13).
مدارس دولتی مدارسی بودند که توسط حکومتیان در همدان ایجاد گردیدند. تعداد این مدارس به نسبت مدارس ملی و غیر دولتی، در سطح پائینی بود و حکومت و حکومتیان همدان در ابتدا چندان حُسن ظنی نسبت به این مدارس و مراکز از خود نشان نمیدادند. به همین دلیل، فعالیت جدی و خاصی در ایجاد چنین مراکزی از سوی آنها صورت نگرفت. این نوع مدارس معمولاً با آمدن یک حکمران ترقیخواه و متمایل با این گونه فعالیتها رونق و توسعه مییافت و با رفتن او از صدرات شهر، فعالیت در این زمینه نیز به فراموشی سپرده میشد.
مدارس ملی (غیردولتی) مدارسی بودند که توسط فرهنگیان، آزادیخواهان و تحصیل کردگان همدانی و یا به عبارتی افراد حقیقی تأسیس شدند. از جملهی این مدارس میتوان از مدرسهی علمی شرافت به مدیریت شیخ میرزا محبعلی قراگوزلو (1252-1317ش)، یکی از روحانیون فرهنگی، یاد کرد (سالنامهی دبیرستان پهلوی همدان، 1325-26: 14).
با گسترش مدارس دولتی و ملّی، کم کم از اعتبار مدارس خارجیها و اقلیتهای دینی کاسته شد. زیرا مردم ترجیح میدادند فرزندانشان در یک مدرسهی ایرانی تحصیل نمایند.

2-14- اوضاع اقتصادی:
اوضاع اقتصادی هر ناحیه و منطقهای، به موقعیت جغرافیایی و سوقالجیشی و نیز آب و هوایی آن منطقه بستگی دارد. منطقهی همدان، با توجه به اوضاع جوی مساعد، از کشاورزی خوبی برخوردار است و در کنار آن، دامپروری و پرورش طیور نیز رواج دارد. اقتصاد منطقه و شهر، علاوه بر کشاورزی، بیشتر بر پایهی تجارت و داد و ستد در سطح گسترده و وسیعی است(سالنامهی دبیرستان پهلوی همدان، 1325-26: 8).
در قدیم، حدود 70 درصد از جمعیت ساکن در منطقه، بخصوص روستائیان و ساکنان اطراف شهر، به کشاورزی و زراعت مشغول بودند؛ اما خود کشاورزان از بهره چندانی برخوردار نبودند؛ چرا که زمینهای قابل کشت، در اختیار خوانین و ملاکین و زمینداران بزرگ منطقه بود که به شیوه ارباب و رعیتی اداره و کنترل میشد. از عمدهترین محصولات کشاورزی منطقه میتوان از گندم، جو، ذرت، گردو، انگور، سیب، بادام، زردآلو، کشمش و سبزیجات یاد کرد.
همچنین در آن دوران از صنایع ماشینی و کارخانههای بزرگ و مدرن خبری نبود، فقط چند کارگاه کوچک و قدیمی فرشبافی، چرمسازی، سفالگری و پوست وجو داشت که بیشتر شامل صنایع دستی میگردید(سالنامهی دبیرستان پهلوی همدان، 1325-26: 13). در این شهر بخش عمدهی نیروهای کار، در قسمت تجارت و در بازار مشغول کار بودند. به سبب قرار گرفتن بر سر راه ارتباطی غرب به شرق و مرکز ایران از لحاظ سیاسی و بر سر راه حمل کالا و کاروانهای تجاری و جاده ابریشم و ارتباط با دریای سیاه و طرابوزن از طریق تبریز، بصره و بغداد به ایران و هند، از لحاظ تجاری و بازرگانی این شهر به انبار مالالتجارهها و انبار ایران تبدیل گردیده بود.
هر کالا و کاروانی که قصد حرکت از این مسیر را داشت، ناچاراً موقتی یا دائمی، به اقامت در این شهر مجبور میشد. کالاهای انگلیسی از راه بغداد و همدان به ایران و هند برده میشد، کالاهایی که باید به انگلستان وارد میشد نیز همین مسیر را طی میکرد و از بغداد و بصره به وسیلهی کشتی به این کشور حمل میگردید و مدت سی و پنج روز طول میکشید تا این اجناس از طریق مسیر مذکور به مقصد برسد(هلن و فونتن، 1370: 28).
کالاها و اجناس روسی نیز از طریق تبریز به همدان و شهرهای دیگر کشور آورده میشد. البته حجم مبادلات و گستردگی آن، به امنیت راهها و مناسب بودن راهها، کم شدن راهزنان و شورشیان بستگی داشت. برای امنیت کاروان، یک نیروی نظامی- محلی به نام قرهسوران (به زبان ترکی، سیاهی پُرسان «نیروی اَمنیه سابق، نیروی انتظامی فعلی») مأمور حفظ راهها و برقراری امنیت بود که اغلب این مأمورین عامل بینظمی و غارت میشدند(مؤمن، 1382: 36-46).
تجارت و داد و ستد در سطح گسترده موجب شده بود که از دورانهای قدیم در شهر همدان بازار و سرایهای متعددی به وجود بیاید. بازار در واقع کانون اقتصادی شهر محسوب میشد و از لحاظ اقتصادی و سیاسی موقعیت مهمی داشت. بازار همدان نیز همچون بازارهای قدیمی دیگر شهرهای ایران، دارای چند گذر اصلی و فرعی، راسته و کاروانسرای متصل به هم بود که هر راسته، با ویژگیهای معماری خاص خود، به یک شغل و صنف اختصاص داشت و آن راسته نیز به همان شغل و صنف معروف بود(اتحادیه، 1377: 313).
اغلب کاروانسراها نیز مکانی برای استراحت و اقامت کاروانها داشتند که به نام شخص تاجر یا سازندهی آن معروف بود. شاغلین و فعالین این راستهها و کاروانسراها معمولاً مسلمانان بودند. البته گروهی از ادیان دیگر نیز فعالیت داشتند، اما نبض تجارت و داد و ستد، در دست یهودیان، ارامنه و اتباع خارجی مقیم شهر بود. این تجار و بازرگانان، محصولات محلی همدان، مانند فرش، روده، پشم و پوست، گردو، بادام و کشمش را به کشورهای دیگر صادر میکردند(اتحادیه، 1377: 314).
برخی شرکتهای تجاری که در سایر شهرهای ایران نمایندگی داشتند، در همدان نیز دارای شعبهای بودند؛ از آن جمله شرکت اسلامیهی اصفهان به نمایندگی حاجی عبدالمحمود و حاجی محمدحسین ناظمالتجار اصفهانی در خیابان معلمان و شرکت اتحادیه که کالاهای خارجی را از همدان عبور داده، در سایر شهرها عرضه میکرد(نجفی، 1369: 66).
خدمات مالی و پولی شهر در بخش دولتی توسط دو بانک شاهنشاهی انگلستان شعبهی همدان و بانک استقراضی روسیه انجام میگرفت؛ چرا که در آن دوران هنوز بانک ایرانی در همدان ایجاد نشده بود. این بانکها بیشتر به امور اقتصادی اتباع و بازرگانی خارجی میپرداختند. در بخش خصوصی نیز خدمات مالی و پولی توسط صرافان و سمساران ارمنی و یهودی، در قبال دریافت نرخ بهرهی بالا، صورت میگرفت. برای حمل و نقل کالاها از چهارپایان استفاده میشد و مالالتجاره به وسیلهی کاروانهای قاطر و شتر حمل میگردید. در همدان قریهای بود (اکنون شهرشده) به نام مریانج که قطارهای قاطر برای کرایه در آنجا زیاد بود و هرکسی که میخواست باری حمل کند، نزد مکاری یعنی «صاحب قاطر» میرفت و چند رأس قاطر کرایه میکرد. صبح زود قافله به راه میافتاد و پس از طی پنج شش فرسخ راه به منزل میرسید. در هر منزل کاروانسرایی برای گذراندن شب وجود داشت؛ ولی محیط آنها بسیار کثیف بود(اتحادیه، 1377: 315).
2-15- اوضاع سیاسی:
در زمان سلطنت قاجاریه، حکومت ایالات و ولایت، در مقابل هدایا و مبالغ قابل توجه، به افراد صاحب نفوذ محلی و غیر بومی واگذار میگردید و حاکم مذکور، با پیشکش کردن پول زیاد به شاه و درباریان، ناگزیر میشد که برای جبران مال ازدست رفتهی خود، مردم محروم شهر را تحت فشار قرار دهد و حتی میکوشید که از این راه پول بیشتری را به چنگ آورد و در واقع آن را یک نوع معامله میدانست. برای نمونه در سال 1311ق، حسامالملک دوم قراگوزلو، صدهزار تومان پیشکش شاه نمود تا شاید بدین

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد طبقات اجتماعی، محل سکونت، انقلاب مشروطه، پیامبر اسلام (ص) Next Entries منبع مقاله درمورد ناصرالدین شاه، ناصرالدین شاه قاجار، محمدشاه قاجار، فتحعلی شاه