منبع مقاله درمورد ژئوپلیتیک، سیاست خارجی، خاورمیانه، خلیج فارس

دانلود پایان نامه ارشد

سفت و سخت دولتی به اجرا گذاشته شود. (گرش، ۲۰۱۱: http://dostan.mondediplo.com)

جمع‌بندی
خاورميانه منطقه اي است که سرزمين‌هاي ميان درياي مديترانه و خليج فارس را در بر مي گيرد و از لحاظ موقعيت جغرافيائي در مركز تقاطع سه قاره اروپا، آسيا و آفريقا قرار گرفته است. خاورميانه مشتمل بر قلمروها و آبراه هايي است كه در زمره پراهميت ترين مناطق ژئواستراتژيك جهان مي باشد. اهميت استراتژيك و نظامي خاورميانه به لحاظ مجاورت با دو اقيانوس اطلس و هند و وجود درياهايي مانند درياي مديترانه، درياي احمر، درياي خزر، درياي سياه و همچنين خليج فارس، از ديرباز مورد توجه كانون هاي قدرت جهاني بوده است. علاوه بر اين، وجود كانال ها و تنگه هاي استراتژيكي چون كانال سوئز (محل اتصال درياهاي مديترانه و سرخ در مصر)، تنگه هرمز (محل اتصال خليج فارس و درياي عمان)، تنگه هاي بسفر و داردانل (در شمال غرب تركيه)، تنگه باب المندب (درياي سرخ به خليج عدن در جنوب غربي عربستان)، تنگه جبل الطارق (اتصال درياي مديترانه با اقيانوس اطلس)، نقش برجسته خاورميانه را دو چندان كرده است. در ميان مناطق استراتژيك خاورميانه، آبراه خليج فارس و تنگه هرمز به لحاظ سوق الجيشي و ژئواستراتژيكي، يكي از چهارده نقطه مهم جهان به شمار مي رود و اين چيزي است كه از گذشته هاي دور مورد توجه و نظر قدرت هاي ميليتاريستي بوده است. علاوه بر اهمیت ژئوپلیتیکی و استراتژیکی منطقه خاورمیانه، اهمیت اقتصادی این منطقه نیز بسیار حیاتی بوده و توجه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را در طول تاریخ به‌ویژه پس از دوران کشف نفت و اهمیت حیاتی آن در صنایع، به خود جلب نموده است. خلیج فارس در منطقة خاورمیانه به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین و مهم‌ترین منابع در موقعیت راهبردی خاورمیانه به شمار می رود. این منطقه با چهار حوزه ژئوپلیتیکی مشخص ارتباط دارد که عبارت‌اند از: حوزه شبه قاره در شمال شرق، حوزه ایران در شمال، حوزه شبه جزیره عربستان در جنوب، حوزه میانرود (بین‌النهرین) در شمال غرب.
حوزه‌های چهارگانه مزبور بر حوزه خلیج فارس تأثیر گذاشته و هویت ژئوپلیتیکی آن را شکل می‌دهند. از این رو مسائل خلیج فارس را باید حاصل ترکیب و التقای مسائل و دیدگاه‌های خاص چهار حوزه مزبور دانست.

فصل سوم
موقعیت استراتژیک ایران و لبنان در خاورمیانه

۱- جایگاه ایران در سطح منطقه
ايران از مهم‌ترین كشورهاي جهان به لحاظ استراتژيكي و ژئوپليتيكي است که همسايگي با ۱۵ كشور در مرزهاي خاكي و آبي از نقاط قوت اين كشور محسوب می‌شود. ايران واسطه اي مابين دو منطقه مهم انرژي در جهان يعني خليج فارس و درياي خزر است. در محيط پس از جنگ سرد، ايران به‌صورت يك قدرت منطقه‌ای در آسياي جنوب غربي پديدار گشت و در حاليكه از لحاظ ژئو استراتژيك اهميت خود را افزايش داد، در دو منطقه بزرگتر يعني خاورميانه و آسياي مركزي و قفقاز نفوذ خود را افزود.
«ملت ایران با سابقة ۲۵۰۰ سالة حضور در فلات ایران و دارا بودن ذهنیت تاریخی پر رنگ از حکومت- ملت بودن، همیشه در تکاپوی ارتقای منزلت و جایگاه خود در سلسله مراتب ساختار ژئوپلیتیک جهانی و منطقهای بوده است. به‌طوریکه اولین تلاشهای ایجاد ساختار دموکراتیک نظام سیاسی را در اوایل قرن بیستم (۱۹۰۶ م.) در قالب انقلاب مشروطه و اولین انقلابهای اسلام خواهی را در قالب انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ م. خیلی جلوتر از دیگر ملت‌های منطقه به ثمر رسانده است، که نتیجة آن بروز تغییر و تحولات اساسی در ساختار و موقعیت ژئوپلیتیک کشورهای منطقة خاورمیانه بوده است.» (عبدالوهاب، ۱۳۹۲: ۷۱)
تاریخ کهن و تمدن غنی ایران، دامنة نفوذ اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی آن در کشورها و مناطق ژئوپلیتیک اطراف موضوعی آشکار و انکارناپذیر است. ایران کنونی در واقع بازماندة ایران تاریخی است و بخش کوچکی از فلات ایران را در بر می‌گیرد زیرا در طول تاریخ و به‌ویژه دو قرن اخیر بخش زیادی از سرزمین ها و به دنبال آن اقوام ایرانی ساکن آن را در اثر تجاوزات و دخالت‌های سیاسی قدرت‌های استعماری روسیه و انگلیس از دست داده است.
«در کنار این ویژگی‌های تاریخی و فرهنگی، ایران از نظر موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک نیز دارای تأثیرگذاری فرامرزی در کشورها و مناطق پیرامون خود است. ایران از لحاظ حوزة ژئوپلیتیک در بین کشورهای خاورمیانه بزرگ موقعیت ویژه‌ای دارد. از آنجا که اکثریت مردم ایران شیعه مذهبند و در کشورهای همسایه نیز از پاکستان گرفته تا ترکیه و کشورهای عرب حاشیة خلیج فارس شیعیان فراوانی زندگی می‌کنند، از این نظر نیز بر تأثیرگذاری ایران افزوده شده است.» (اخباری، ۱۳۹۰، ۸۲)
«در گذشته، ژئوپلیتیک ایران به سبب عواملى، مانند منابع خام یا موقعیت گذرگاهى، موردتوجه قرار مىگرفت، اما با پیروزى انقلاب اسلامى و سقوط شاه، ایران که یکى از متحدین آمریکا و غرب در منطقه بود به نیرومندترین دشمن آنها در منطقه تبدیل شد و منافع آنها را آماج حملات تبلیغى خود قرار داد. از اینرو، غرب از جانب ابعاد جدیدى از ژئوپلیتیک ایران احساس خطر مىکند.» (فاضلینیا، ۱۳۸۵: ۲۴)
در نتیجه ایران در خاورمیانه به جهت موقعیت منحصر به فرد خود از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. قرار گرفتن ايران در اين منطقة ژئوپلتيك وژئواستراتژيك از جهان، كه محل تلاقى و راه ارتباطى اروپا به جنوب و جنوب شرق آسيا بوده و نیز پل ارتباطى ميان سه قارة اروپا، آسيا وآفريقا است و امكان دسترسى كشورهاى تازه استقلال يافته به آبهاى آزاد از طريق ايران را فراهم مى‏سازد، آن را در متن تحولات مهم جهانى‏قرار مى‏دهد.
در واقع «ايران با قرار گرفتن در جنوب غربي آسيا، داراي يك موقعيت ممتاز ژئواستراتژيك براي تأمین انرژي ديگر كشورها، به‌طور شاخصي در كانون توجه جهاني قرار گرفته و نقش ويژه‌اي به ظرفيت موجود ايران جهت تأمین انرژي كشورهاي مختلف بخشيده است» (شيخ عطار، 11:1385) و به دليل برخورداري از پتانسيل‌هايي از قبيل موقعيت ممتاز ژئوپليتيك، منابع فراوان گاز و نزديكي جغرافيايي به درياهاي آزاد و تنگه استراتژيك هرمز، داراي يك جايگاه انحصاري در تأمین نفت و گاز كشورهاي آسيايي در مقايسه با ديگر كشورهاي رقيب يعني تركمنستان، قطر و روسيه است. (همان، 12) از سويي ديگر ايران با توجه به موقعيت ترانزيتي خود كه ناشي از برتري‌هاي ژئوپليتكي، يعني قرارگيري در چهارراه بين‌المللي است نیز حائز اهميت است. اين چهارراه آفريقا را به آسيا و آسيا را به اروپا متصل مي‌كند. افزون بر اين، ايران با آب‌هاي آزاد مرتبط است و داراي موقعيتي است كه دسترسي كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز را به آب‌هاي آزاد ميسر مي‌كند و قادر است در مقولاتي مانند سوآپ يا انتقال نفت و گاز، سوخت توليدكنندگان آسياي مركزي براي كشورهايي نظير افغانستان و پاكستان نقش مهمي را به عهده بگيرد.» (همان ۱۲)
علاوه بر «منابع عظیم نفت و گاز در ایران و تسلط آن بر مسیرهای انتقال انرژی سایر تولیدکنندگان منطقه، جایگاه مناسب ژئواستراتژیک در اوراسیا، حوزة نفوذ ژئوپلیتیک در کل منطقه در قالب مذهب شیعه، زبان فارسی، فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی و از همه مهم تر شکل‌گیری و رشد نهضت های اسلامی و جنبش‌های مقاومت به‌ویژه بر ضد اسرائیل و اشغال دو کشور عراق و افغانستان (به دست امریکا) همه و همه موضوعاتی هستند که ارتباط مستقیم با جایگاه ایران در منطقه دارند.» (اخباری، همان، ۹۵)
در سال‌های آغازین سدة بیست و یکم در خاورمیانه دگرگونی های مهمی روی داد، اشغال افغانستان و عراق زمینه را برای جهش استراتژیک ایران و گسترش نقش آفرینی شیعیان در منطقه فراهم آورد. «جنگ ۳۳ روزة اسرائیل با حز‌ب‌الله و ناکامی اسرائیل در شکست دادن آن توانمندی شیعیان را بیش از پیش نمایان ساخت. در این شرایط تحولات منطقه به سویی کشیده شد که سبب افزایش قدرت ایران و شیعیان شد.» (شفیعی و مرادی، ۱۳۸۸: ۵۲)
«ایران امروزه به واسطة توجه به قدرت نرم در خاورمیانه که به کشور اجازه می‌دهد بدون توسل به زور و حربه های نظامی و صرفاً با تکیه بر سیاست ورزی از نفوذ فرهنگی و مردمی در میان کشورهای منطقه سود برد، منافع استراتژیک خود را حفظ می‌کند.» (تیمور زاده، ۱۳۸۷: روزنامه جام جم: ۱۹/۰۴/۸۷)
۱-۱- سياست خارجي ايران و قدرت ملي
«سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اصولی ثابت و پایدار استوار است که در عرصة بین‌المللی راهنمای رفتار و کنش سیاست خارجی قرار می‌گیرند. هم چنین سیاست خارجی بر پایة منافع و ارزش‌های ملی کشور تدوین و پی گیری می‌شود. در چارچوب این اصول و منافع سیاست خارجی ایران اهدافی مشخص و معین را تعریف و تعقیب می‌کند. جهت گیری کلی یا استراتژی سیاست خارجی نیز بر اساس و متناسب با این اصول و اهداف تعیین و اتخاذ می‌گردد. پس تجزیه و تحلیل ماهیت و رفتار سیاست خارجی ایران مستلزم توضیح و تبیین معنا و مدلول و تعیین مصادیق این مفاهیم است.» (دهقانی فیروز آبادی، ۱۳۸۹: ۱۲۹)
بر اساس اسناد رسمی به‌ویژه قانون اساسی و سخنان امام خمینی (ره) و عملکرد دولت ایران از ابتدای تأسیس تاکنون (۱۳۵۷ تا ۱۳۹۳) اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران عبارت‌اند از:
1. نفی سلطه گری و سلطه پذیری
2. استکبار زدایی، ظلم ستیزی و عدالت خواهی
3. حمایت از مستضعفان و محرومان
4. حمایت و دفاع از حقوق مسلمانان
5. همزیستی مسالمت آمیز و صلح طلبی
6. عدم مداخله در امور داخلی کشورها و احترام متقابل
7. تعهد به قراردادها، معاهدات و قوانین بین‌المللی (برگرفته از ازغندی، ۱۳۸۴: ۸۶)
جمهوری اسلامی در بخش سیاست خارجی خود مانند سایر کشورها در نظام بین‌الملل در پی تعقیب و تأمین اهدافی است که بر اساس نیازهای حیاتی و آرمان‌های خود تعریف می‌کند. موقعيت ايران در ارتباط با عوامل زير همگي نشان از قدرت و موقعيت خاص اين كشور می‌دهد.
-ايدئولوژي: «اسلام به‌عنوان عقيده كامل و جامع حاكم بر انديشه و كاركرد نظام جمهوري اسلامي، شبكه ارزشي نظام را شكل می‌دهد. مشروعيت نظام از دين حنيف سرچشمه گرفته و اقتدار حكومت كه خمير مايه ارتباط قدرت و سيستم ارزشي است از اسلام نشأت مي گيرد». (هاشمي، ۱۳۸۱، ۱۲) از ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی ‌ایران، عواملی متعدد در شکل‌گیری سیاست خارجی ایران اثرگذار بوده‏اند. عامل ایدئولوژی اسلامی ‌در کنار دیگر عوامل داخلی مانند ناسیونالیسم، ژئوپلیتیک، اقتصاد به‌ویژه وابستگی به درآمدهای نفتی، فرهنگ، قومیت و رقابت‏های سیاسی جناح­های مختلف، اهمیتی خاص داشته‏است. توسعه و گسترش مشاركت واقعي مردم، تقويت روحيه ملي، يكپارچگي مابين ملت ايران با وجود تفاوت هاي فرهنگي، نژادي و قومي از پيامدهاي وجود يك مكتب فكري جامع در حكومت است. (ملکی، سياست خارجی ايران، http://www.caspianstudies.com/Foreignpolicy/course%20countent/c-c-6.htm(
– عوامل جغرافيايي: ايران به لحاظ وسعت، شكل، مرزها و وضعيت اقليمي، كشوري منحصر بفرد است. اين كشور با ۱۵ همسايه مرز آبي و خاكي داشته و پل ارتباطي بين چهار منطقه شرق مديــــترانه، خليج فارس، آسياي مركزي وقفقازو شبه قاره هند ميباشد. (ملکی، همان) این موقعیت، ایران را تبدیل به کشوری بین‌المللی کرده است که همواره در معادلات جهانی نقش برجسته‌ای به آن می‌دهد. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران با انزواگرایی سازگار نیست و نوعی سیاست خارجی برون­گرا و فعال را به سیاست‌گزاران توصیه می‌کند. (خلیلی، منشادی و آزموده، 1390: 89-90) ژئوپلیتیک در روند توسعه‌طلبی قدرت‏های بزرگ در قرن نوزدهم و بیستم و درگیرکردن ایران در «بازی بزرگی» که بازیگران آن قدرت‏های جهانی بودند، نقشی مؤثر ایفاکرد. (خلیلی، 1392: 28 )
– عوامل اجتماعي و انساني: منابع ملی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تمامی ویژگی‏ها و خصوصیات‏ غیرحکومتی جامعه، ملت و کشور ایران را دربر می‏گیرد. از جمله اين عوامل ميزان جمعيت است كه با داشتن ۷۵ ميليون نفر با نرخ رشد مناسب از بزرگ‌ترین كشورهاي غرب آسيا و خاورميانه می‌باشد. متغیرهای انسانی و اجتماعی

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد خاورمیانه، کشورهای خاورمیانه، ساختار اقتصادی، اقتصاد باز Next Entries منبع مقاله درمورد سیاست خارجی، وزارت امور خارجه، وزارت خارجه، حقوق بشر