منبع مقاله درمورد ویژگی های فردی، انعطاف پذیری، کیفیت روابط

دانلود پایان نامه ارشد

که هر يک از زوجين با خود به زندگي زناشويي مي آورند، مرتبط مي سازد، اما تحول ازدواج را وقتي زوجين در کنار هم زندگي مي کنند، تبيين نمي کند و سرانجام نظريه بحران ازدواج را با شرايط بيروني زوجين مي پيوندد، اما درباره مکانيسمهاي تغيير در ازدواج توضيحي ارائه نمي کند. بنابراين جهت درک کامل تحول و تغيير در ازدواج ضروري است که نقاط قوت اين رویکردها در يک چارچوب نظري واحد ادغام شود. الگوي سازگاري- استرس- آسيب پذيري39 (کارنی و برادبری، 1995) حاصل ادغام چهار ديدگاه فوق در زمينه ازدواج مي باشد.
رويدادهاي استرسآور زندگي ، شامل مراحل گذار يا رویدادهایي است که بر روابط زوجين تاثير گذاشته و تنش يا استرس ايجاد ميکند.
آسیبپذیری نیز شامل توانمنديها و نقاط ضعفي است که هر يک از زوجين با خود به رابطه ميآورد که ميتوان به ويژگيهاي شخصيتي، باورها و نگرشهاي فرد درباره ازدواج و زمينه خانوادگي و اجتماعي وی اشاره کرد و فرآیندهای سازگارانه عبارت است از اینکه چگونه یک زوج با تعارض مواجه میشوند، چگونه با هم ارتباط برقرار میکنند، چگونه از یکدیگر حمایت میکنند، چگونه درباره زندگی مشترکشان، همسرشان و رفتار همسرشان فکر میکنند (پارکر40، 2001).
بطور خلاصه براساس الگوي آسيب پذيري- استرس- سازگاري، زوجين با فرآيندهاي سازگارانه موثر، زماني که با تعداد کمي از رويدادهاي استرس آور مواجه مي شوند و آسيب پذيريهاي پايدار کمي دارند، رضايت و ثبات زناشويي را تجربه خواهند کرد. اما زماني که فرآيندهاي سازگارانه زوجين ناموثر باشد و با رويدادهاي استرس آور زيادي مواجه گردند و آسيب پذيريهاي زيادي هم داشته باشند، رضايت زناشويي کم و جدايي يا طلاق را تجربه خواهند کرد.و زوجيني که در حد مياني اين دو وضعيت قرار دارند، رضايت زناشويي متوسطي را تجربه میکنند (استوری41 و برادبری، 2004).
بنابراين براساس اين ديدگاه رابطه بين اين ابعاد (آسيب پذيري- استرس- سازگاري) زماني به خوبي درک خواهد شد که هر سه با هم مورد مطالعه قرار گيرند. براي مثال زوجين با ويژگيهاي آسيب پذير، توانمندي ضعيفي براي سازگاري با رويدادهاي استرس آور دارند و رضايت زناشويي ضعيفي را تجربه خواهند کرد. نيرومندي اين رابطه زناشويي، به ماهيت رويدادهاي استرسآوري که زوجين تجربه مي کنند، بستگي دارد. زوجيني که سطوح بالاي آسيب پذيري شخصي دارند، در صورتيکه با رويدادهاي استرس آور کمي مواجه شوند که ظرفيت سازگاري آنها را تضعيف نکند، زندگي زناشويي پايداري خواهند داشت. همچنين زوجيني که با رويدادهاي استرس آور بسياري مواجه مي شوند، اگر آسيب پذيري کم و توانمندي بالايي جهت سازگاري با رويدادهاي استرس آور داشته باشند، ثبات و رضايت زناشويي را تجربه خواهند کرد (گراهام و کلنی42، 2006).

2-5-پیش بینی کننده های ازدواج موفق
1-ویـژگی هـای فـردی
شـامل صـفات شـخصیتی، سـلامت عـاطفی، ارزش ها، نـگرش ها و بـاورهاست. ویژگی های فردی که تحت تأثیر ساختار ژنتیکی وتاریخچه زندگی وتجارب فرد می باشد، نقش تعیین کننده در رفتارهای شخص دارند و نوع تعاملات او را در رابطه با دیگران از جمله با همسر تعیین می کنند. به عنوان نمونه انعطاف پذیری عنصر اساسی زندگی زناشویی است و لازمۀ رسیدن به تفاهم و درک متقابل، پذیرش واقعیت ها و نیازهای یکدیگر، برخورداری از میزانی انعطاف پذیری می باشد. همچنین برخورداری از عزت نفس به فرد کمک می کند تا ارتباطات مثبت تری شکل داده و متقابلاً بتواند با احترام به نیازهای همسر توجه کند به جای اینکه دست به اقدامات تدافعی و تهاجمی بزند. در مقابل وجود ویژگی های منفی همچون افسردگی و یا تکانشی بودن، تعاملات زوج هارا یا به حداقل می رساند و یا منجر به شکل گیری ارتباطات منفی می شود؛ به گونه ای که تبادلات رفتاری به جای اینکه پاداش بخش باشد، تنبیه کننده و رابطه ها تدریجاً ضعیف می شوند. تغییر ویژگی های فردی دشواراست و به همین منظور دو نفر که قصد ازدواج با هم ازدواج دارند، لازم است از ویژگی های فردی خود و نیز دیگری آگاهی نسبی داشته باشند. درانتخاب همسردرنظر گرفتن این ویژگی ها مهم است (فقیرپور،1384).
2-ویژگی های زوجی
در حالی که ویژگی های فردی به خود فرد معطوف می شود، ویژگی های زوجی به دونفر که می خواهند با هم ازدواج کنند، معطوف است. این ویژگی ها مواردی همچون، مهارت های ارتباطی و حل تعارض دو نفر، میزان آشنایی، شباهت ارزش ها، اهداف و . . . را در بر می گیرد. در این مورد دو نفر را به عنوان یک نظام یکپارچه مورد توجه قرار می دهند. مثلا ً وقتی شخص«الف» با شخص «ب» شروع به صحبت می کند، ممکن است تعاملات منفی بوجود آید اما زمانی که همان شخص با شخص «ج» وارد ارتباط می شود، امکان دارد مشکلی وجود نداشته باشد، بنابرای نوع تعامل دو نفری، صرف نظر از ویژگی های فردی، می تواند مهم باشد. همچنین شباهت ارزش ها و اهداف، نقش اساسی دارند. هرچقدرافراداز نظرارزش ها، اهداف، باورها و طرز تفکر به یکدیگر شباهت بیشتری داشته باشند امکان درک و تفاهم متقابل بیشتری فراهم می شود (فقيرپور، 1384).
3-بافت رابطه ای
بافت رابطه ای مواردی همچون زمینه ی خانوادگی، کیفیت ازدواج وزندگی مشترک پدرومادر، کیفیت روابط خانوادگی، سن ازدواج، میزان تاییدازدواج از طرف دوستان و والدین و … را در بر می گیرد .
يكي از مقوله هاي اساسي در مشاوره قبل ازدواج، توجه به زمينه خانوادگي افرادو به طوركلي نقش خانواده است. به هيچ عنوان نمي توان خانواده يك دختر وپسر را كه قصد ازدواج دارند ناديده گرفت زيرا، خانواده علاوه بر اثر گذاري هاي آشكار تاثيراتي بر شخص به جاي مي گذارد كه ممكن است تدريجا نمايان شوند و يا به طور غير مستقيم خود را نشان دهند. شيوه تعامل پدر و مادر، نحوه اعمال نقش هاي همسري، طرز تلقي دربارهء ازدواج، غالب فكري موجود درباره ازدواج، انتظارات، درجه استقلال دختر يا پسر و ميزان اهميتي كه براي فرد قايل مي شوند و همه، بخش اساسي زندگي زناشويي است(فقيرپور،1384)
2-6-چالش هاي عمده زندگي
1-ايجاد اعتماد
توماس مالون43 (2004) معتقدند که اعتماد يعني شريك كردن خود واقعي با ديگري، باعلم به اينكه مورد تمسخرواستهزا ومورد تجاوز وتعدي قرارنخواهيم گرفت، بلكه حمايت خواهیم شد. عناصرايجاداعتماد: ازخودگذشتگي بدون رنجيدن واهداي خودبه ديگري ودريافت ازديگري عاملي است كه ايجاداعتمادمي كند. عنصرديگري كه دررشداعتماد دخيل است، احساس منحصربودن وويژه بودن ارتباط است. همسراني كه گزارش مي دهند باهم صميمي هستند، به نظرمي رسدكه پيوندوتعهد ويژه اي نسبت به هم دارند. چيزي همانند تعهد يك انجمن سري كه مانع ورودديگران به كانون مي شود . منبع ديگراعتماد، افزايش درك وفهم همسران ازيكديگراست.
2-تعادل بين نيازبه وابستگي ونيازبه استقلال
بسياري ازدرمانگران معتقدندكه ماتعادل بين نيازبه نزديك بودن ونيازبه دوربودن را باچرخه اي منظم ازحركت به سوي نزديك شدن وسپس دورشدن ودوباره نزديك شدن برقرارمي كنيم. اين نزديك شدن ودورشدن، چرخه اي سه مرحله اي راشكل مي دهد. اين سه مرحله عبارتنداز:
الف ـ مرحله بسط
زماني كه به همبستگي وحمايت ازيكديگردست مي يازيم.
ب ـ مرحله قبض
زماني كه درخودهستيم وازهمسرخوددوري مي كنيم.
ج ـ مرحله عزم
زماني كه تلاش مي كنيم تا ازسرخوردگي ونااميدي قبلي خودنسبت به همسرمان عبوركنيم وبه يك حس عميق ودورنگر دست يابيم واحساسات نااميدانه ي خودرا آرام كنيم، تابتوانيم مجددا به آنهابپردازيم (میرصادقی،1384).

رقيبان زندگي مشترك
زماني كه دونفرباهم ازدواج مي كنند، دوستان همسر، ارتباطات باقي مانده ازقبل ومجموعه ي خواهران وبرادران همسر، ممكن است باعث ترس وحسادت شود. برای این منظوراول ازهمه بايدآگاه باشيم که «مي ترسيم»ودوم اين كه براي خطري كه ازآن «مي ترسيم»تدبيري بيانديشيم وكاري انجام دهيم. اگرخانمي ازارتباط همسرش باخانمي ديگرمي ترسد، اين لزوماً بدين معنانيست كه ترس خودرا ناديده بگيرد. بلكه لازم است اول ازهمه بداندكه مي ترسدودوم اينكه تدبيري بيانديشدودراين مرحله مشورت ومشاوره بسياراهميت دارد.درانديشيدن تدبير، بسياربجاست كه از نظرات افرادامين، متخصص وباتجربه استفاده كنيم(میرمحمدصادقی،1384).

2-7-رضايت زناشويي
از رضايت زناشويي44 تعاريف مختلفي ارائه شده است. اليس45 ( 1989) مي نويسد : طرق مختلفي براي تعريف رضايت زناشويي وجود دارد كه به نظر او بهترين تعريف توسط « ماكينز» ارائه گرديده است كه اين چنين است : « احساسات عيني از خشنودي، رضايت و لذت تجربه شده توسط زن يا شوهر در زماني كه همه جنبه هاي ازدواجشان را در نظر مي گيرند » (سليمانيان، 1390).
رضايت يك متغير نگرشي است و بنابراين يك خصوصيت فردي زن و شوهر محسوب مي شود. طبق تعريف فوق رضايت زناشويي در واقع نگرش و احساس مثبت و لذت بخشي است كه زن و شوهر از جنبه هاي مختلف زندگي زناشويي دارند. رضايت فرد از رابطه زناشويي موجب رضايت وي از خانواده شده و رضايت از خانواده در حكم رضايت از كل زندگي مي گردد. به نظر اولسون و ديگران (1989) سه زمينه كلي رضايتمندي وجود دارد كه با يكديگر تداخل داشته و وابسته به يكديگر مي باشند كه شامل : الف) رضايت افراد از ازدواج خوب، ب) رضايت از زندگي خانوادگي، ج) رضايت از زندگي بطور كلي مي گردد (سليمانيان، 1390).
رضايت افراد از ازدواج در يك جامعه تك همسري بخش مهمي از سلامت فيزيكي و عاطفي فرد محسوب مي شود. اين نكته خود رابطه و همبستگي بين رضايت زناشويي و بهداشت رواني را آشكار مي كند(وینچ، 1984، ترجمه قراچه داغی،1380).
اليس ( 1986) به نقش تفكر در رضايتمندي و نارضايتي زناشويي پرداخته است. توافق زن و مرد در مورد مسائل مختلف زندگي نقش عمده اي دارد كه به نظر اليس اين توافق متأثر از طرز تفكر و علايق زوجين مي باشد. اين زمينه ها و مسائل شامل موضوعاتي از قبيل آزادي اعضاي خانواده، تعداد فرزندان، تحصيل و تربيت فرزندان، مداخله اطرافيان و … مي باشد. در زمينه هاي مربوط به علائق، نظير نحوه گذراندن اوقات فراغت و سرگرمي ها نيز بايد توافق نسبي حاصل گردد. در اين موارد اگر يكي از زوجين علائق طرف مقابل را ناديده بگيرد موجبات دلسردي و ناكامي در رابطه زناشويي را فراهم مي آورد (اليس، 1986).

تفاهم زناشويي
يكي از مهمترين عوامل مؤثر در رضايت زناشويي تقويت هايي است كه زوجين به يكديگر نشان مي دهند. به نظر روزبلث46 (1980) برخي عوامل مي تواند بر تفاهم زناشويي مؤثر باشد كه اين موارد به جنبه هاي رواني و زيستي اشاره دارد كه در جنبه هاي رواني يا رفتارهاي تشويق كننده ديگران زندگي زناشويي بارور از غير بارور مشخص مي شود زيرا همواره تفاهم زناشويي با ارائه پاسخي منطقي زوجين همراه است (ساپينگتون47، 1999، ترجمه شاه برواتي، 1382). تفاهم زناشويي با شناسايي شخصيت هاي زوجين در ارتباط است زيرا اگر زن و شوهر همديگر را به گونه اي دقيق درك كنند به عنوان زوجهاي خوشحال كننده شناخته مي شوند از اين رو متوجه مي شويم كه تفاهم زناشويي به شناخت دقيق زوجين و ارائه پاسخهاي مثبت كه شامل اعتماد، صميميت و احترام مي باشد تأكيد دارد و هنگامي كه شخص تفاهم زناشويي بالاتري را تجربه مي كند اختلالات كمتري را نشان مي دهد زيرا كه همواره تفاهم زناشويي با كاهش اختلالات رواني و بخصوص اضطراب افسردگي در زوجين همراه است. در تحقيق ديگري در زمينه شناسايي عوامل مؤثر در تفاهم زناشويي مشخص گرديد كه با افزايش عشق و محبت و صميميت بين زوجين تفاهم زناشويي و شادماني نيز افزايش مي يابد ( يونسي، 1388).

2-8-تنوع نقش ها در ارتباطات زناشويي
چندين نوع نقش در چندين نوع ازدواج مطرح است : ازدواج پدرسالار، اگرچه زن در بعضي موارد مانند تربيت فرزند قدرت دارد ولي شوهر در ارتباطات مسلط است. ازدواج مادر سالار، مادر در ارتباطات مسلط است اين نمونه ازدواج در سطوح طبقات پايين جامعه بيشتر ديده مي شود اغلب بخاطر فقدان و يا غيبت پدر است. ازدواج برابرنگر، اين نوع ازدواج در سطوح اجتماعي متوسط بيشتر ديده مي شود بطوري كه افراد در اعمال قدرت سهيم و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اهورامزدا، اساطیر ایران، ناخودآگاه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اهوره مزدا، روانشناسی، قربانی شدن