منبع مقاله درمورد ولايت، خداي، تكويني

دانلود پایان نامه ارشد

نيز هست، هيچ امرى پديد نميآيد مگر به امر خداى سبحان، يعنى به اينكه سبب آن امر مصادف و يا متحد باشد با امر خداى تعالى.
تمامى پديدهها، هر چند از نظر استناد وجودشان به خداي تعالى به طور مساوى مستند به او هستند، به اين معنا كه هر جا اذن و امر خدا باشد، موجودى از مسير اسبابش وجود پيدا مى‏كند، و اگر امر و اجازه او نباشد تحقق پيدا نمى‏كند، يعنى سببيتِ سببش تمام نمي‌شود، جز اينكه قسمى از آن امور يعنى معجزه پيامبران، و يا دعاى بنده مؤمن، همواره همراه اراده خدا هست، چون خودش چنين وعده‏اى را داده، و در باره خواست انبيايش فرموده: ” خداوند مقرّر داشته است كه به يقين من و رسولانم پيروز مى‏شويم.”469 و در باره اجابت خواسته مؤمن وعده داده و فرموده: ” دعاى دعا كننده را هنگامى كه مرا [به دعا] بخواند، روا مى‏دارم.”470
6. توحيد افعالي و تصرف ولي در پرتو ولايت تكويني او در قرآن
يكي از شاخههاي شجره طوباي توحيد، توحيد در ولايت است و وليّ، يكي از اسماي حسناي الهي است. ولايت داراي معاني متعددي است اما آنچه در اينجا مطرح است ولايت به معناي سرپرستي تدبير امور است و بحث كلامي است.
6-1. بررسي آيات قرآن درباره صفت فعلي ولايت
اين ويژگي‌ها مانند ساير اوصاف خداي سبحان، چند دسته است:
6-1-1. آياتي كه ولايت را براي خدا ثابت مي‌کند
مانند: “جز اين نيست كه ولىّ شما، خداوند و رسولش و مؤمنانى هستند كه نماز بر پاى مى‏دارند و آنان در اوج فروتنى، زكات مى‏پردازند.”471 با توجه به ذيل آيه، مفسران شيعه و سني گفته‌اند كه: اين آيه، دربارهي اميرمؤمنان، علي(عليه السلام) نازل شده است.472
در قرآن نوعي ولايت براي شيطان و طاغوت نيز ثابت شده است: “كسانى كه كفر ورزيده‏اند، كارسازانشان طاغوت‏اند”473، “به راستى ما شيطان‌ها را براى كسانى كه ايمان ندارند، كارگزار
قرار داده‏ايم.”474 البته ولايت شيطان بر كفار، مستقل از ولايت خدا و در عرض آن نيست بلكه اين ولايت نوعي عذاب و كيفر الهي است كه شيطان همچون سگ دستآموزي بهگونه تكويني مأمور است آن را نسبت به كساني اعمال كند كه از سر عمد، ولايت تشريعي ديگران را جايگزين ولايت خداي سبحان کرده‌اند.
6-1-2. آياتي كه ولايت را از غير خدا سلب مي‌کند
“وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ: و شما در زمين گزير و گريزى نداريد و برايتان جز خداوند هيچ كارسازى و ياورى نيست.”475، “مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ: جز او هيچ دوست و شفاعت كننده‏اى نداريد.”476، “مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ: تو را از [عذاب‏] خداوند هيچ كارساز و باز دارنده‏اى نيست.”477 سرّ اينكه ديگران هيچ سهمي از ولايت ندارند اين است كه ولايت و سرپرستي، نوعي پرورش است كه بر علم، قدرت و مالكيت تكويني وليّ نسبت به حوزه سرپرستي او متوقف شده است و ديگران فاقد اين صفات كمالي هستند.
6-1-3. آياتي كه ولايت را مختص خدا مي‌دانند
و گوياي اين است كه: آيا جز او را سرپرست خود گرفته‌اند. تنها خدا وليّ است.478 وجود
ضمير فصل “هو” و معرفه بودن خبر به “الف” و “لام” در “الولي”، مفيد تأكيد و حصر ولايت
در خداي سبحان است و نيز اينكه او “وليّ حميد” است و فيالمثل، بارش از آسمان به دست
اوست.479
6-1-4. آياتي كه حاكميت و حكم را مختص خدا مي‌داند
يا دوست و شريكي براي خداي تعالي قائل نيست و يا كسي را در جايگاه رد حكم او نمي‌داند مفيد اختصاص ولايت به خداست مانند: “حكم جز به دست خداوند نيست.” “آنان جز او هيچ كارسازى ندارند و در حكمش كسى را شريك نمى‏سازد.”، “و خداوند حكم مى‏كند- هيچ رد كننده‏اى براى حكم او نيست-“480
مجموع آيات پيشگفته به خوبي دست ميدهد كه ولايت بالأصاله مختص خداي سبحان است يعني “لا ولي الا هو”.481 اما آنچه مي‌توان بهگونه پرسش طرح نمود اين است كه در شماري از آيات گونهاي از ولايت براي طاغوت و شيطان مطرح است و نيز اينکه ولايت خداي سبحان بر برخي بندگان بهگونهاي متفاوت با ديگر بندگان بيان شده است.
7. جستاري در ولايت غير خدا
منظور از ولايت غير خدا، آن سرپرستياي است كه ظاهر آيات قرآن كريم براي بندگان و مخلوقات خداوند اثبات ميكند و البته همهي اينها در طول قدرت خداوند و به عنايت اوست و نه ولايت استقلالي.
7-1. گونه‌هاي ولايت ديني در قرآن
مرحوم مجلسيِ اول در نوشتهاي كه آن را “ولايةالاولياء” نام نهاده است 12 گونه از ولايت ديني را براي 12 گروه آدمي گسترانده است كه با اندك تأملي در قرآن عزيز مي‌توان ردّي از همهي آنها را نشان داد. آنچه در اين جستار بدان رهنمون شده‌ايم گونهي نهم از اقسام ولايت يعني ولايت تكويني برگزيدگان حق بر موجودات هستي، آن هم به اذن خداوند بلند مرتبه است كه پايه‌ها و مايههاي استوار خود در كتاب وحي را فراميخواند كه علامه مجلسي از آن به “ولايت تكويني اولياي امر دين، بر رام نمودن موجودات”، ياد ميكند كه در فصل پسين، پايههاي قرآني آن، به تفصيل بدان گونه از ولايت برميرسد. اما چكيدهي آن، قرب حق، علم كتاب، علم به اسما و جانشيني آدمي براي خدا است، كه ايشان به آياتي به مانند: “كسى كه علم الكتاب به نزد اوست [بس است‏].”482 “كسى كه به نزدش علمى از كتاب
[الهى‏] داشت، گفت:…”483، و “همه چيز را در كتابى روشنگر بر شمرده‏ايم.”484، “آنگاه كتاب [آسمانى‏] را به آنان به ارث داديم كه از [ميان‏] بندگانمان برگزيديم.”485 و به اينكه “به وسيله شما خداوند مي‌گشايد و به سبب شما پايان مي‌دهد”486 و “به بركت وجود شما، مخلوقات خداوند روزي داده ميشوند”487 اشارت نموده است.
البته ناگفته نماند كه در اصطلاح فقيهان و عالمان رباني ولايت بر دو بخش است: ولايت خاصه كه محدود به مورد خاصي است كه انسان بر شخص خاصي ولايت دارد. و ولايت عامه كه به مصداق خاصي مرزبندي نشده است، مانند ولايت پيشوايان معصوم(عليهم السلام) و نواب خاص و عام آنها كه بر عموم مردم ولايت دارند. در فقه جواهري 37 مورد را براي ولات خاصه488 و 13 قسم را به عنوان ولايت عامه489 به ثبت رسانده است.
7-2. ولايت رسول خدا و اوصياي ايشان
پرسش اين است كه: اگر برآيند آيات اين باشد كه ولايت جز براي خداي سبحان بر احدي روا نيست آنگاه ولايتي كه در برخي از آيات مانند: “جز اين نيست كه ولىّ شما، خداوند و رسولش و مؤمنانى هستند كه نماز بر پاى مى‏دارند و آنان در اوج فروتنى، زكات مى‏پردازند.”490 بهگونه مستقيم به رسول خدا و اولياي الهي نسبت داده شده به چه معناست و چه توجيهي دارد؟
و پاسخ اين است كه: ولايت رسول خدا و اوصياي ايشان هرگز در عرض ولايت خداي سبحان و مستقل از آن نيست زيرا بر مبناي تعاليم مكرر وحياني هيچ انساني حتي انسان‌هاي كامل از هيچگونه استقلالي برخوردار نيستند از اين رو معناي دقيق سمت ولايت براي پيامبران و اوليا مانند ساير اسماي حسناي الهي آن است كه آنان مظهر و آيت ولايت الهي‌اند.
7-3. ولايت طاغوت و شيطان بر كافران
پرسش دومي كه از ولايتي با صنفي ديگر، از آيات قرآن رخ مي‌نمايد چنين است كه: قرآن كريم مي‌فرمايد: “و كسانى كه كفر ورزيده‏اند، كار سازانشان طاغوت‏اند كه آنان را از نور به سوى تاريکي‌ها به در مى‏برند.”491، “به راستى ما شيطان‌ها را براى كسانى كه ايمان ندارند، كارگزار قرار داده‏ايم.”492 اينكه چه راهي براي برونرفت از معناي ولايت طاغوت و شياطين بر برخي وجود دارد؟
اما كوتاه پاسخ به پرسش يادشده اينكه: نخست ولايت شيطان بر كفار مستقل از ولايت خدا و در عرض آن نيست دوم و بهتر بگوييم بلكه اين ولايت نوعي عذاب و كيفر الهي است كه شيطان همچون سگ دست آموزي بهگونه تكويني مأمور است آن را نسبت به كساني اعمال كند كه از سر عمد ولايت تشريعي ديگران را جايگزين ولايت خداي سبحان کرده‌اند.493
8. ولايت پاداشي
انجامين سخن اين است كه چرا در برخي آيات ولايت خدا بر گروه خاصي از بندگان اختصاص يافته است كه قرآن كريم ميفرمايد: “خداوند كار ساز مؤمنان است.”494، “و خداوند كارساز پرهيزگاران است.”495 و ديگران از آن نوع سرپرستي بيبهره‌اند.
و فرجامين پاسخ اين است كه چنانكه بر خواننده پنهان نيست ولايت بر دو گونه تشريعي و تكويني است و ولايت تشريعي عام و بر همگان يكسان است و در قيام همه از آن بازخواست خواهند شد اما ولايت تكويني يك شعبه عام و فراگير دارد و يك بخش خاص كه نصيب بندگان ويژه خداي سبحان است. ولايت تكويني عام همانند تشريعي عام شامل همه انسان‌هاست اما ولايت تكويني خاص كه مي‌توان ولايت ثانوي، پاداشي يا توفيق الهي خواند ويژه كسان خاصي است كه خود را به ولايت تشريعي خداي سبحان گره زده و بدان گردن نهاده‌اند. از اين رو اين روندگان كوي حق، بقيه راه را آسان‌تر و تندتر گذر مي‌کنند. قرآن كريم هر جا سخن از ولايت پاداشي مي‌کند آن را ويژه بندگان مؤمن و پرهيزگار دانسته است و آشكارا داد سخن سر مي‌دهد كه: “خداوند كار ساز مؤمنان است.”496 و “و خداوند كارساز پرهيزگاران است.”497و در جاي خود، گفته شده كه حكم بر وصف، مشعر به عليت است يعني چون
اين كسان با ايمان و با تقوايند از ولايت تكويني خاص خداوند بهره‌مندند همانگونه كه ولايت شيطان
بر كافران كه در قرآن به آن اشارت رفته و چنين ميفرمايد كه: “و كسانى كه كفر ورزيده‏اند،
كار سازانشان طاغوت‏اند.”498 و “به راستى ما شيطان‌ها را براى كسانى كه ايمان ندارند، كارگزار قرار داده‏ايم.”499 به جهت كفر و ظلم آنان و كساني كه كافر شدند اولياي آنها طاغوت است.
نتيجه، اينكه: خداوند سبحان بنابر ولايت خود بر عالم هستي همان‌گونه كه خود كارها را انجام مي‌دهد، به آنان كه ولايت تكويني بر عالم را بهگونه نيابتي داده است نيز اين اجازه را داده كه امور عالم را انجام دهند چه به صورت عادي و چه بهگونه فراعادي و خارق عادت. و كسي ياراي مقابله با او نيز ندارد چرا كه در پرتو و تشأن از ولايت الهي است هر چند كه تصرفات وي در عالم هماره به اذن و حكم مولاي اوست. و البته ولايت شيطان از اين دايره بيرون است چرا كه سرپرستي هستي تنها نصيب كساني مي‌شود كه با عبوديت به بارگاه ولايت الهي بار يافته و پا نهاده‌اند و لياقت پيدا کرده‌اند و در آينده سخن خواهيم كرد كه در دست يازيدن به ولايت الهي و در پيِ داشتن آثار آن، اندك سرپيچي هم قابل بخشش نيست چه رسد به فخرفروشي در برابر پروردگار عالم كه شيطان رانده شده مرتكب شد. پس شيطان و طاغوت هرگز در دايرهي ولايت الهي و تصرف در عالم هستي نمي‌گنجد، او سگ دستآموزي بيش نيست كه سركرده همسان‌هاي خويش خواهد بود. بعد از شناخت معناي ولايت و علم به تحقق آن و انواع آن در بيرون، از چگونگي نشستن نهال آن در جان آدمي سخن به ميان خواهد آمد. نگارنده سطور اقرار مي‌کند كه گرچه همهي صفحات چند دهتايي پيشيني كه گذشت ضرورتي گريز ناپذير مي‌نمود اما آن سياهه پيش‌گفتاري بيش نبود تا به اين گفتار اصلي بار يابد و متن اصلي رساله خود را ترسيم نقشي برگرفته از رسم نقّاش هستي بر لوح تدوين خود مي‌داند تا بلكه غبار راه تكوين بنشاند و در اين ميان رهروي جمال حق بيند.
9. توحيدْمحوري قرآن و نگاه‌داشت فاصله ميان مقام الوهيت(خالق) و جايگاه ولايت(مخلوق)
“كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه‏: هر چيزى نابودشدنى است مگر ذات او”.500 در نگاه قرآن، ميان الوهيت و ولايت، فاصلهاي به موازات فاصله وجود و عدم، يعني بينهايت است. پيام همهي اديان الهي توحيد است و بايد كه سخن اصلي عرفان در اسلام حقيقي نيز همين يك واژه باشد. تمامي برگزيدگان خداوند متعال، از فرستادگان و پيامآورانش تا اولياي الهي همه به يكجا، جان در سر توحيد نهاده و مي‌نهند تا اين سير به سوي توحيد، فراگير گردد. به ديد بنيادين، ولايت به معناي قرب به حق است. در واژه و عبارتِ نزديك شدن به حق، بايد كه انديشيد و بدين نكتهي باريك دست يازيد كه: وليّ خدا تنها و تنها به حضرت حق نزديك مي‌شود “نزديك شد و بسيار نزديك شد”501 نه اينكه با خدا، يكي شود و يا جاي او را بگيرد. او انسانِ به ولايت بار

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره مورفولوژی، تجزیه و تحلیل آماری، اکسیداسیون Next Entries منبع مقاله درمورد زبان قرآن