منبع مقاله درمورد ورزشکاران، فشار روانی، روانشناسی، فیزیولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

تجارب کسب شده حاکی از آن است که وقتی در میدانهای ورزشی قهرمانانی همسطح از لحاظ جسمانی به رقابت میپردازند، آمادگی روانی سرانجام پیروزی را به نفع یکی از طرفین رقم خواهد زد (14). در واقع عملکرد مطلوب ورزشکاران حاصل ترکیب عوامل مختلف شامل آمادگی جسمانی و روانی میباشد (15). امروزه متغیرهای روانشناختی52 بهعنوان مهمترین عوامل دستیابی به موفقیت در اجرای ورزشی پذیرفته شدهاند (16). بدون تردید، بهدست آوردن اوج عملکرد ورزشی بدون برخورداری از مهارتهای روانی53 رویایی بیش نخواهد بود (17).
روانشناسان ورزشی مهارتهای روانی را به سه دسته تقسیم کردهاند. دسته نخست، مهارتهای پایه54 هستند که عبارتند از؛ تعیین هدف55، اعتماد به نفس56 و تعهد57. زمانی که این ویژگیها در ورزشکار تثبیت نشود، سایر مهارتهای روانی به حد بالای تکامل، نخواهد رسید؛ به همین دلیل مهارتهای پایه نام گرفتهاند. دسته دوم، مهارتهای روانتنی58 هستند که عبارتند از؛ واکنش به استرس59، کنترل ترس60، آرمیدگی61 و نیروبخشی62 که با ویژگیهای فیریولوژی ورزشکار در ارتباط هستند. دسته سوم را مهارتهای شناختی63 نامیدهاند که شامل تصویرسازی64، تمرین ذهنی65، تمرکز66، تمرکز مجدد67 و طرح مسابقه68 است؛ زیرا با مراحل و فرایندهای شناختی از قبیل؛ یادگیری، ادراک، حافظه و تفکر سروکار دارند (69).
2-5-3- تعریف مؤلفههای مهارتهای روانی
تعیین هدف
منظور از تعیین هدف، انجام دادن کارها به صورت نظاممند است؛ وگرنه اغلب افراد هدفهای کلی و ذهنی و به عبارتی مبهم برای خود قرار میدهند (همچون تصمیم به خوب بازی کردن که به علت کلی بودن فاقد محدوده زمانی برای اجرا است). اما هدفهای عینی اهدافی مشخص و ویژهاند که برای رسیدن به آنها برنامه و محدوده زمانی خاصی مشخص میشود (70). لاک69 و همکارانش (2001) هدف ورزشی را چنین تعریف میکنند: رسیدن به استانداردی خاص از مهارت در یک تکلیف، معمولاً در یک محدوده زمانی. از دیدگاه علمی، رسیدن به استانداردها در ورزش ممکن است مثلاً بهبود رکورد به میزان 10 درصد، کم کردن وزن به میزان سه کیلو، و یا افزایش مسافت دویدن از 10 به 11 کیلومتر در ساعت باشد؛ که برای هر یک زمان مشخصی مانند دو هفته یا سه ماه یا تا آخر فصل تعیین میشود (64).
در روانشناسی ورزشی هدفها به سه دسته تقسیم میشوند:
هدفهای نتیجهای70: بر نتیجه مسابقات تمرکز دارد و معمولاً مستلزم مقایسه بین فردی است؛ مثلاً کسب عنوان اول مسابقات، بردن حریفی خاص و بردن یک مسابقه (64).
هدفهای عملکردی71: رسیدن به استاندارد خاصی از عملکرد به طور مستقل از دیگران، هدف عملکردی است. معمولاً فرد عملکرد کنونی را با عملکرد پیشین خود مقایسه میکند؛ به همین خاطر هدفهای عملکردی انعطافپذیرترند و بیشتر در کنترل خود ورزشکار قرار دارند. کاستن از زمان طی کردن مسافت (مثلاً در دو و شنا) و افزودن بر درصد دقت سرویسها در والیبال نمونههایی از این نوع هدفها بهشمار میروند (64).
هدفهای فرایندی72: متمرکز بر رفتارها و اقدامهای مجری در طی اجرای یک مهارت است؛ مانند انتقال وزن به پشت توپ هنگام ضربه در فوتبال و کشیدن دستها در شنای آزاد استقامتی (64).
در زمینه تعیین هدف در ورزش پژوهشهای زیادی انجام شده است که بیشتر آنها مربوط به دهه 1980 به بعد بوده است (64). پژوهشهای مربوط به تعیین هدف، معمولاً مقایسه عملکرد ورزشکارانی است که هدفهای مشخصی برای خود تعیین میکنند با عملکرد کسانی که هدفهای کلی و غیرعینی داشته یا به طور کلی هدفی ندارند. از طرف دیگر، بررسی عملکرد ورزشکاران در ارتباط با انواع مختلف هدف مانند مقایسه هدفهای نتیجهای، عملکردی و فرایندی میباشد. در حوزه عمومی پژوهشهای هدفگزینی، نتایج مبین آن بود که؛ تعیین هدف عملکرد را به وضوح تسهیل میکند و اثری قوی و پایدار بر رفتار دارد. در ورزش نیز کیلو و لندرز73(1995) با بررسی فراتحلیلی74 36 تحقیق نتایج مشابهی را گزارش کردند (71)؛ و همچنین بورتون75 و همکاران (2001)، 56 تحقیق را بررسی کردند که حاکی از تأثیر متوسط تا شدید هدف گزینی بوده است (64).
اثربخش بودن هدفگزینی مستلزم رعایت بعضی اصول است؛ مانند انتخاب هدفی ویژه، تعیین محدوده زمانی برای رسیدن به هدف، انتخاب هدفهای دشوار و در عین حال دستیافتنی، یادداشت کردن هدفها، ترکیب هدفها، انتخاب هدفهای کوتاه مدت و بلند مدت، تعیین هدف برای تمرین و مسابقه، ایجاد تعهد و التزام، و سرانجام توجه به تفاوتهای فردی (64).

تعهد
یکی از عناصر مهم در هدفگزینی این است که ورزشکاران اهداف را بپذیرند و در قبال آنها تعهد داشته باشند (72). ورزشکاران که اهداف نسبتاً مشکل، واقع گرایانه و ویژه را برمیگزینند؛ در مرحله بعدی باید ملزم به آن اهداف باشند. همانگونه که اهداف مشکلتر میشوند ورزشکاران تعهد کمتری برای اجرای آن اهداف خواهند داشت؛ زیرا امکان خطر نرسیدن به اهداف، افزایش مییابد (14). لاک76(1991) معتقد است که بدون پذیرش و تعهد، ورزشکار برای رسیدن به هدفها تلاش نمیکند. اگر هدفها را خود ورزشکار انتخاب کند، درقبال آنها تعهد بیشتری خواهد داشت؛ پس مربیان نباید خود به تنهایی برای ورزشکار هدف تعیین کنند، بلکه باید او را در فرایند هدفگزینی مشارکت دهند (72). این کار احساس مسئولیت آنها در قبال اعمالشان را افزایش میدهد (14).
اسکانلان77 و همکاران تعهد ورزشی را اینگونه تعریف میکنند: یک مفهوم روانشناختی که علاقه و تمایل را نشان میدهد و راه را برای ادامه مشارکت در ورزش هموار میکند. این مفهوم حالت روانی ورزشکاران را از شرکت در ورزش به نمایش میگذارد. تعریف تعهد، این مفهوم را بهعنوان یک حالت روانشناختی عمومی و یا نیروی انگیزهای در نظر میگیرد و بنابراین نباید با یک تصمیم یا رفتار مشخص اشتباه گرفته شود (73).
مدل تعهد ورزشی78 اشمیت و استین79 (1991)، تلاشی برای توضیح دادن بر اساس اصول تبادل اجتماعی به منظور تشریح انگیزه مشارکت در ورزش میباشد. آنها اظهار میدارند تعهد مفهومی است که میتواند برای توضیح دلیل ادامه مشارکت یک شخص در فعالیتی ماورای آنچه که تبادل اجتماعی سالم و پاک آن را قابل قبول میداند، به ما کمک کند. مفاهیم و برداشتهای آنها از تعهد هممعنی با وابستگی نمیباشد اما محکم و پابرجا میباشد و با حالتهای مثبت نظیر عشق، لذت و خوشبختی در ارتباط است (73).

اعتماد به نفس
به عقیده کورسینی80 (2002) اعتماد به نفس یعنی اطمینان به خود، باور و اطمینان داشتن به تواناییها، ظرفیتها وقضاوتهای خود (70). ویلی81 (2001) اعتماد به نفس ورزشی را این چنین تعریف میکند؛ باور یا میزان اطمینان افراد به توانایی خود برای موفقیت در ورزش (64). اعتماد به نفس به اعتقاد و باور فرد به اینکه قادر به انجام تکالیف و وظایف ذهنی، جسمی و احساسی مورد نظر میباشد، اطلاق میگردد. در واقع اعتماد به نفس توانایی مورد انتظار فرد جهت تسلط بر چالشهای خاص و غلبه بر موانع و مشکلات میباشد (62). به اعتقاد زینسر82و همکاران (2001) یکی از ویژگیهایی که ورزشکاران برجسته را از سایرین متمایز میسازد، اعتماد به نفس یا خودباوری است. اعتماد به نفس در طی سالها پرورش مییابد و از تفکر مثبت و مؤثر و تجارب موفقیتآمیز حاصل میشود. ارتباط مستقیم بین اعتماد به نفس و موفقیت یکی از پایدارترین یافتهها در منابع روانشناسی مربوط به عملکرد عالی است (64). به طور کلی اعتقاد بر این است که اعتماد به نفس یک جنبه مهم در روانشناسی ورزشی است. در اغلب موارد سطح بالایی از اعتماد به نفس در بین ورزشکاران نخبه مشاهده شده است و محققین نشان دادهاند که اعتماد به نفس عمدتاً تمایز بین ورزشکاران موفق و ناموفق است (74). همچنین باندورا83 معتقد است که ورزشکاران نخبه دارای اعتماد به نفس بیشتر در مقایسه با افراد غیرنخبه هستند. ویلی (1980) اعتماد به نفس را از دو دیدگاه مورد توجه قرار میدهد؛ اعتماد به نفس صفتی که بهعنوان باور و یا درجهای از اطمینان فردی است که معمولاً در مورد توانایی فرد برای موفقیت در ورزش میباشد، و اعتماد به نفس حالتی که مربوط به اعتقاد او و اطمینان فرد در شرایط خاصی از بازی در موفقیت او در ورزش میباشد. ورزشکارانِ مطمئن، به خود ایمان دارند. مهمتر اینکه آنها بر این باورند که قادر به کسب مهارتهای اساسی و صلاحیت کافی از نظر روحی و بدنی جهت رسیدن به استعدادهایشان هستند. ورزشکارانی که از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند، در مورد اینکه برای موفق شدن به اندازه کافی قابلیت دارند؛ دچار شک و تردید هستند. هر چند اعتماد به نفس یک عامل تعیینکننده بر اجرای فرد است، اما بر بیلیاقتی افراد غلبه نخواهد کرد. اعتماد به نفس تنها تا حدی به ورزشکار کمک میکند. ارتباط بین اعتماد به نفس و اجرای فرد به صورتU وارونه میباشد. به موازات افزایش اعتماد به نفس تا سطح طبیعی، عملکرد توسعه مییابد ولی همراه با افزایش فراتر از حد طبیعی اعتماد به نفس، سطح عملکرد شروع به کاهش میکند. دلیل عمده این کاهش این است که اعتماد به نفس بیش از حد ورزشکاران را دچار این باور میکند که آنان موجوداتی خارقالعاده و بینیاز از تمرین هستند. در پی این فکر طبیعتاً اقدامات لازم جهت آمادهسازی و پیشرفت بهکار گرفته نمیشود (14،64).

واکنش به استرس
واژههای استرس84، انگیختگی85 و اضطراب86 به دلیل قرابت معنی در بعضی منابع به جای هم بهکار برده شدهاند (60).
استرس: حالتی که در آن شخص با انتظاراتی87 مواجه شده است که باید آنها را بر آورده کند (64). به عبارت دیگر؛ هر پاسخ رفتاری موجود زنده به تحریکات محیطی که احتمالاً با احساسات منفی (ناکامی) یا مثبت (شادکامی) همراه میباشد را استرس گویند (60). استرس یک حالت عدم تعادل روانشناختی در بدن است که اجزای هیجانی و شناختی ناخوشایندی دارد. این اجزای هیجانی و شناختی، عوارض جسمانی بسیار مشخص و تهدیدکنندهای نیز به دنبال خواهد داشت (75).
انگیختگی: انگیختگی عبارت است از فعالسازی عصبی در پیوستاری که از حالت کما تا هیجان شدید متفاوت است. انگیختگی در حقیقت محصول فرایند استرس است. انگیختگی فعالسازی دستگاهها و ساز و کارهایی است که تحت کنترل دستگاه عصبی خودکار88 قرار دارند . رشتههای عصبی این دستگاه به اندامها و غددی میرسد که تحت کنترل ارادی فرد نیستند. در واقع انگیختگی با تغییرات فیزیولوژیکی همراه است که از فعالیت اعصاب سمپاتیک ناشی میشود. عرق کردن کف دست، افزایش ضربان قلب و آهنگ تنفس، بازشدن مردمک، آزادسازی گلوکز کبد و رها شدن کاتکولامینها از تغییرات فیزیولوژیک همراه با انگیختگی است (64).
اضطراب: انگیختگی خود به خود خنثی است، اما اگر با افکار منفی پیوند بخورد، احساس اضطراب ایجاد میشود. اضطراب را می توان احساس نگرانی، همراه با انگیختگی فیزیولوژیک تعریف کرد (64).
وقتی ورزشکاران به موقعیتی مانند یک مسابقه ورزشی نگاه میکنند، آنها تصور اینکه دیگران چه انتظاراتی از آنها دارند را با تصور کاری که قابلیت انجام آن را دارند با هم مقایسه میکنند. اگر آنها تصور کنند که تقاضا و انتظار بیش از قابلیت آنها است، فشار روانی از اضطراب به وجود میآید. هر مقدار نتیجه از دیدگاه آنها با اهمیتتر باشد، فشار روانی بیشتری ایجاد میشود (60). هنگامی که ورزشکاران تصور میکنند که توانایی آنها بالاتر از انتظارات است، فشار روانی ناشی از ملال به وجود میآید (60). ارتباط بین اضطراب و عملکرد ورزشی توجه بسیاری از محققان را در قرن اخیر به خود جلب کرده است. در کل، مؤثرترین نظریههای مطرح شده در مورد ارتباط اضطراب و عملکرد در ورزش را میتوان به ترتیب زمانی این گونه نام برد: فرضیه U وارونه89، نظریه سائق90، نظریه فاجعه91، نظریه کارایی پردازشی92، و فرضیه پردازش هوشیار93 (73). در این بخش به توضیح دو نظریه مشهور یعنی نظریه سائق و فرضیه U وارونه میپردازیم.
نظریه U وارونه: این فرضیه ابتدا توسط یرکز و دادسون94 (1908) ارائه شد. آنها معتقد بودند که برای هر تکلیفی یک سطح انگیختگی مطلوب وجود دارد که

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد سوماتوتایپ، روانشناسی، بیومکانیک، رفتار انسان Next Entries منبع مقاله درمورد ورزشکاران، تصویرسازی، روانشناسی، تصویرسازی ذهنی