منبع مقاله درمورد ورزشکاران، تصویرسازی، روانشناسی، تصویرسازی ذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

بهترین عملکرد در آن سطح انجام میگیرد و انگیختگی بیشتر یا کمتر از این سطح مطلوب موجب افت عملکرد میشود. در فرضیه U وارونه سطح مطلوب انگیختگی برای هر تکلیف به پیچیدگی آن مهارت بستگی دارد. برای مثال در مهارتهای حرکتی ظریف مانند تیراندازی، سطح پایین انگیختگی و در تکالیف درشت مانند وزنهبرداری، سطح انگیختگی بالا مطلوب است. این فرضیه به خوبی نحوه خطای ورزشکاران نخبه تحت فشار استرسزا را توضیح میدهد ولی در تشریح ماهیت انگیختگی و یا اثر عوامل روانشناختی مانند اضطراب شناختی بر اجرای ورزشکاران موفق نیست (60).
نظریه سائق: این نظریه توسط هال95 (1943) ارائه شد. بر اساس این نظریه سه عامل عمده عملکرد را تحت تأثیر قرار میدهد که عبارتند از؛ پیچیدگی مهارت، عادات آموخته شده و انگیختگی. در انگیختگی بالا ورزشکار ممکن است تسلط خود را در پاسخ به یک شرایط محیطی از دست بدهد. در مهارتهای ساده افزایش انگیختگی موجب بهبود عملکرد خواهد بود:
عادت × انگیختگی = عملکرد
اگر مهارت پیچیده باشد و یا ورزشکار هنوز به آن تسلط نداشته باشد، انگیختگی مانع از اجرا خواهد بود. به علت اینکه سطح انگیختگی در محیط مسابقه، بیشتر از محیط تمرین است، به تناسب اهمیت رقابت نیز رو به افزایش خواهد بود. نظریه سائق همچنین پیشبینی میکند که ورزشکاران ماهر، اغلب عادات صحیح و ورزشکاران مبتدی عادات نادرست دارند. به این دلیل مبتدیان تحت شرایط استرسزا مرتکب اشتباه میشوند. این نظریه نحوه اجرای ماهرانه مهارتها توسط ورزشکاران نخبه تحت شرایط مسابقه و عدم موفقیت مبتدیان در این شرایط را به خوبی توجیه میکند و به ما بینشی در خصوص سطح مطلوب انگیختگی ورزشکاران در طول تمرین ارائه میدهد. البته این نظریه نمیتواند توضیح دهد که چرا ورزشکاران خیلی ماهر با وجود انگیخته شدن بیش از حد مرتکب خطا میشوند (60).

آرمیدگی
از آرمیدگی دو تعریف به شرح زیر ارائه میگردد؛
آرمیدگی به معنای کاهش سطح برانگیختگی جسمانی است (76).
آرامسازی مهارت کنترل قوای جسمانی و روانی به منظور دستیابی به آرامش ذهنی و روحی است (77).
به اظهار مارتنز96 معمولیترین شکایت ورزشکاران در خصوص بدنشان، این است که نمیتوانند آرامش پیدا کنند و عضلاتشان منقبض میشود، در نتیجه به سختی قادرند حرکات را با مهارت و به سهولت انجام دهند (14). پاسخ فیزیولوژیک انسان به هیجانات را تنش گویند. این واکنش طبیعی بدن با انقباض عضلانی، بالا رفتن ضربان قلب و فشار خون و تغییرات بسیار زیاد دیگر همراه است (75). تحقیقات روانشناسی به تأثیرات آرامسازی در زمینههای؛ کنترل تنش، کنترل شاخصهای فیزیولوژکی (که موجب کاهش مصرف اکسیژن، کاهش شدت تنفس، کاهش ضربان قلب و کاهش سوخت و ساز میشود)، کاهش آسیبپذیری و درد، و تغییرات بیوشیمیایی در مغز اشاره نمودند (77،78،79،80). بیشتر ورزشکاران فنون خاصی برای خود دارند که آرامسازی در هنگام اجرا را به طور غیراکتسابی و غریزی بهدست میآورند. ممکن است دیگر ورزشکاران توانایی آرامسازی را به وسیله آموزش رسمی آرامسازی بهدست آورده باشند (81). یکی از مهمترین روشهایی که برای کاهش انگیختگی بدنی مورد استفاده قرار میگیرد آرمیدگی پیشرونده عضلات97 (آرامسازی تدریجی) است که توسط جاکوبسن98(1929) ارائه گردید. او اعلام کرد که به وسیله آرامسازی هر یک از گروه عضلات ارادی میتوانیم سطح انگیختگی آنها را کاهش دهیم. در این روش چهار گروه عضلانی به نوبت آرام میشوند که شامل: 1- بازوها 2- صورت، گردن، شانهها و قسمت فوقانی پشت 3- شکم و کمر 4- لگن و پاها میباشد. ورزشکاران یاد میگیرند که هر گروه عضلانی را قبل از آرامسازی منقبض و سپس رها کنند و اختلاف حاصل از تنش و آرامش عضلات را احساس کنند. یک جلسه تمرین حداقل حدود نیم ساعت طول میکشد و با تمرین بیشتر ورزشکاران این کار را در زمان کمتری میتوانند انجام دهند (60). پژوهشها نشان دادهاند که این روش، اضطراب را به طور مؤثری کاهش میدهد (64).

نیروبخشی (انرژی روانی)
در روانشناسی انرژی روانی به معنای سطحی از فعالیت، بیداری و انگیختگی ذهن و بدن تعبیر شده است. انرژی روانی کارمایه و نیروی حیاتی کارکردهای ذهنی است و پایه و مبنای انگیزش محسوب میشود. انرژی روانی بر دو نوع است؛ مثبت و منفی. از وجه مثبت یا سودمند با هیجاناتی مثل نشاط، شادی و احساس سرشاری، و از وجه منفی با خشم و اضطراب مرتبط است. انرژی روانی مثل بسیاری از ویژگیهای روانی بر روی پیوستار قرار میگیرد. وقتی انرژی روانی از پایین به بالا سیر میکند، سطح انگیزش افزایش پیدا میکند. این سیر بالارونده چنانچه از حد معینی فراتر رود، روان دچار از هم گسیختگی و پراکنش میشود. ورزشکاران برای فعالیت نیاز به سطح مطلوب و بهینه انرژی روانی برحسب موقعیت و ماهیت کار دارند. سطح فزون از حد آن تأثیرات منفی به بار میآورد. اصل حاکم بر رابطه بین انرژی روانی و عملکرد مهارتی گواهی میدهد که همراه با افزایش انرژی روانی تا سطحی معین، سطح عملکرد مهارتی نیز ارتقاء پیدا میکند تا به نهایت پتانسیل فرد مجری برسد. دراین سطح با افزایش بیشتر انرژی روانی، سطح عملکرد مهارتی کاهش پیدا میکند و به سمتی نامطلوب سیر میکند. منطقهای که فرد در عالیترین حد عملکردی خود ظاهر میشود محدودهی انرژی روانی بهینه و مطلوب نامگذاری شده است که مطابق با اصل U وارونه در روانشناسی است. برای انجام روان مهارت لازم است که ورزشکاران محدودهی بهینه انرژی روانی خود را پیدا کنند. در محدودهی بهینهی مطلوب انرژی روانی هم انرژی روانی و هم انگیختگی وجود دارد و استرس هم بیاثر است. رسیدن به این محدوده مستلزم عارض شدن حالت سبکبالی بر فرد است. سبکبالی حالت وجد و فارغی است که همه چیز بر وفق مراد است، حالت سبکبالی زمانی دستیافتنی است که ورزشکاران تماماً درگیر فعالیت باشند. سبکبالی به معنای روانافزایی99 یا انگیختگی مطلوب است (14). روانافزایی به معنای احساس هوشیاری، برخورداری از انرژی روانی بالا و نیز سطحی از مبارزهطلبی در فرد میباشد. انرژی روانی مانند سایر قابلیتها، زمانی تأثیرگذار است که به ورزشکاران آموزش داده شود که چگونه افکار خود را کنترل کنند. بسیاری از مربیان بر این باورند که مربی نمیتواند روی ذهن بازیکن تأثیر بگذارد ولی مربی ورزشکاران را در بدست آوردن کنترل حالات روانی و حتی جسمانی خود کمک میکند. زمانی که از اهمیت افکار صحبت میشود، هدف آگاهی یافتن بر بخشی از فعالیتهای ذهنی و روانی ورزشکار است که میتواند بر روی عملکرد ورزشی وی تأثیر بگذارد. برنامههای آمادهسازی روانی نقش بسیار مهمی در دستیابی به چنین کنترلی بازی میکنند (82).

تمرکز
برای رفع ابهام درکاربرد واژههای تمرکز و توجه، این توضیح در ابتدا ضروری است که در اغلب متنهای روانشناسی ورزشی دو واژه تمرکز و توجه به صورت مترادف و به یک معنی بهکار رفته است. به اعتقاد ویتن100(2004) این مهارت عبارت از معطوف ساختن آگاهی به دامنه محدودی از محرکها یا رویدادهاست (64). تمرکز یکی از مهارتهای اساسی و لازم برای عملکرد بهینه در ورزش است (83). برخی توانایی تمرکز را از استعدادهای طبیعی و ذاتی ورزشکاران دانستهاند، حال آن که این تواناییها ذاتی نیست و مهارتهایی است که ورزشکاران میتوانند از طریق آموختن و تمرین بهدست آورند (64). توجه، به نوعی، از صافی گذراندن یا الک کردن محرکهاست؛ یعنی برگزیدن تعداد اندکی از دادههای حسی یا محرکهای بالقوه محیط و سد کردن راه ورود بقیه آنها به ذهن. توزیع متعادل کاتکولامینها در مغز در عمل گزینهای توجه نقش دارد. به هم خوردن تعادل دوپامین و نوراپینفرین با ناتوانی در توجه گزینهای به محرکی خاص و اختلالات روانی مانند شیزوفرنی، افسردگی و اختلال کاستی توجه101 پیوند دارد. بنابراین، ممکن است ناتوانی در توجه گزینهای به دستورها و راهنماییهای مربی، همیشه ناشی از نخواستن و تلاش نکردن ورزشکار نباشد (64). هشت قابلیت جسمی و ذهنی وجود دارد که ورزشکاران ماهر از آن برخوردارند، از میان این هشت ویژگی، سه مورد آن به تمرکز مربوط میشود، بخصوص ورزشکارانی که خود را بهعنوان: الف) کسی که در حال زندگی میکند و هیچ دغدغهی فکری در مورد گذشته یا آینده ندارد، ب) کسی که ذهنی آرام دارد، و در عین حال دارای تمرکز است، ج) کسی که دارای آگاهی کامل از جسم خود و محیط میباشد، توصیف کردهاند. از مقایسه بین ورزشکاران موفق و غیرموفق که توسط محققین انجام شده این نکته بهدست میآید که همواره کنترل توجه یک عامل متمایزکننده مهم بین این دو گروه میباشد. در واقع مطالعات آنها این حقیقت را روشن میسازد که ورزشکاران موفق کمتر توسط حالات و محرکهای غیرمرتبط آشفته و حواسپرت میشوند (67).

تصویرسازی ذهنی
مرور سمبلیک یک فعالیت فیزیکی بدون اینکه هیچ حرکت عضلانی واضحی صورت گیرد را تصویرسازی ذهنی گویند (84). ویلی و گرینلیف102(2001) تصویرسازی را این چنین تعریف میکنند؛ استفاده از همه حواس برای بازسازی یا ساخت تجربهای در ذهن (58). این تعریف دربردارنده سه ویژگی است:
تصویرسازی تجربهای چندحسی103 است. تصویرسازی استفاده ازهمه حواس و نه فقط دیدن است. هرچه از حواس بیشتری در تصویرسازی استفاده شود (بینایی، شنوایی، لامسه و حتی بویایی و چشایی) تجربه واقعیتری در ذهن ایجاد میشود. بکارگیری حواس بیشتر، وضوح104 تصویر را بیشتر و تأثیر آن را بهتر میسازد. حس غالب ورزشکاران در تصویرسازی متفاوت است. بعضی به جای دیدن، با حس حرکت را احساس میکنند (64).
تصاویر ممکن است حاصل بازسازی تجارب گذشته یا تازه باشند که در این صورت، از اطلاعات موجود در ذهن ساخته میشوند. با تصویرسازی، تجارب در ذهن بازسازی میشود یا رویدادهای آینده به تصویر در میآید. به طور طبیعی، ذهن همیشه مشغول بازسازی تصاویر است. زمانی که ورزشکار اجرای زیبای حرکات ورزشی را از مجری دیگر میبیند و آن را بارها در ذهن خود تکرار میکند، مشغول بازسازی تصاویر است که از قضا بر عملکردش نیز مؤثر است. درواقع، ذهن از تصویر عملکرد مطلوب دیگران، به مثابه الگو و سرمشق105 یا دستورکاری برای آموختن استفاده میکند. همچنین با فراخوانی اطلاعات موجود در حافظه، تصاویر معنیداری ساخته میشود؛ یعنی ذهن میتواند تصویر رویدادهای آینده را نیز بسازد. ورزشکاران هنگام آماده شدن برای مسابقه، عملکردهای خود در روز مسابقه را از قبل در ذهن میبینند و مرور میکنند (64).
تصویرسازی بدون نیاز به محرکهای بیرونی انجام میشود. درواقع، تجربههای حسی در ذهن روی میدهند. بازیکن تنیس درحالی که روی تخت دراز کشیده، تنیس بازی میکند. اوحتی توپ، راکت و حرکتها را نیز حس میکند (64).
تصویرسازی میتواند به منظور یادگیری مهارت و تکنیک، تاکتیک و مدیریت انگیزش و هیجانات مورد استفاده قرار گیرد (85). از تصویرسازی میتوان به مقاصد مختلف برای پیشبرد مهارتهای جسمانی و روانی استفاده کرد. موارد استفاده از تصویرسازی شامل افزایش تمرکز، افزایش اعتماد به نفس، کنترل پاسخهای هیجانی، یادگیری و تمرین مهارتها و راهبردهای ورزشی، کنار آمدن با درد یا آسیبدیدگی و بر طرف کردن ضعف عملکرد است (64).
تصویرسازی ممکن است از نمای بیرونی106(دیدن خود از منظر تماشاگر) یا از نمای درونی107(با چشم خود بیرون را میبیند و حرکت را حس میکند) باشد، تصویر سازی با نمای درونی مؤثرتر است و فعالیت عضلانی بیشتری را موجب میشود؛ در عین حال، برای رفع اشتباهات فنی تصویرسازی با استفاده از نمای بیرونی توصیه شده است. کاکس108(2002) اظهار میدارد که در تصویرسازی از همه حواس استفاده میشود. در نماهای مختلف تصویرسازی (درونی و بیرونی)، حواس مختلف بهکار گرفته میشود. البته مهارتهای ورزشهای گوناگون از نظر کاربرد حواس مختلف، با هم تفاوت دارند. اما به طور کلی در نمای درونی از حس حرکت و در نمای بیرونی از حس بینایی بیشتر استفاده میشود (64).

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد ورزشکاران، فشار روانی، روانشناسی، فیزیولوژی Next Entries منبع مقاله درمورد ورزشکاران، درصد چربی بدن، آنتروپومتریک، سرسختی ذهنی