منبع مقاله درمورد وجوب وجود، حکمت سینوی، جامعه شناختی، پیامبران الهی

دانلود پایان نامه ارشد

المعاد» پیرامون نبوت و وجه نیازمندی انسان به وحی سخن گفته است.او در صددتبیین این مسأله است که به کدام ضرورت عقلی باید پیامبری در میان آدمیان وجود داشته باشد و چنین فردی چه نقشی در میان انسانها ایفا میکند؟
درتحلیلی جامعه شناختی ابن سینا افراد جامعه را به دوگروه خواص وعوام تقسیم میکند.این تقسیم بندی نقش مهمی در تحلیل او از نقش دین در میان انسانها دارد. به باور بوعلی، خواص جامعه افرادی هستند که از توان عقلی بالایی برخوردار بوده و با قوهی عقل خود میتوانند از این حقیقت که خدایی در جهان وجود دارد و آدمی پس از مرگ نابود نخواهد شدآگاه شوند. اومعتقد است شناخت توحید و معاد ونیز سعادت و شقاوت اخروی در توان همهی انسانها نیست و تعداد اندکی از آدمیان میتوانند به مدد عقل این حقایق رادریابند. دراین میان پیامبر از این توان برخوردار است که چنین حقایقی را به زبان سهلتر چنانکه برای عامهی مردم فهمپذیر باشد برای همگان بیان کند. ابن سینا عامهی مردم را فاقد ظرفیت عقلانی لازم برای یافتن این حقایق میداند.156
اومیگوید:«نخستین سنت الهی که پیامبر به مردم میآموزد، این حقیقت است که خدای واحدی در عالم وجود دارد که به نهان و آشکار آدمیان آگاه است و حقش آن است که از اوامر او اطاعت شود. به علاوه آدمی پس از مرگ باقی میماند و در جهان دیگری متناسب با اعمال و رفتار خود در این جهان پاداش یا جزا خواهد دید.»157
راه ارتباط واتصال ودستیابی پیامبر به دستورات متعالی واین حقایق الهی که بیان شد در لسان دین و شریعت، «وحی»نام دارد. ابن سینا به عنوان نمایندهی تفکر فلسفی مشاء در جهان اسلام درآثار مختلفش به تبیین پدیدهی وحی پرداخته است.

1-2-2-1-1-عقل فعال منبع علوم وحیانی

تحلیل فیلسوفان مشایی ازمسألهی وحی براساس نگاهی ویژه به جهان هستی است. همانطور که بعداز این بهطور تفصیل خواهدآمد، ایشان براساس قاعدهی الواحد، نظام صدور هستی را نظامی طولی میدانند و معتقدند که ابتدا یک موجود از خداوند صادرمیشود به نام عقل اول وصادر اول. این موجود حیثیتها و جهات مختلفی دارد. یکی از این جهتها نسبت این موجود دررابطهی با حق تعالی است و آن وجوب وجود است. نسبتی که هر معلولی در رابطهی با علتش داراست.از عقل اول با تعقل این حیثیت وجودی موجود اشرف دیگری به نام عقل ثانی صادر میشود. حیثیت دیگر عقل اول جهت امکانی اوست که به دلیل معلول بودنش داراست. عقل اول با تعقل این جهت امکانی، جرم فلک اقصی را صادر میکند. جهت دیگری که صادر اول دارد ماهیتش است که با تعقل آن نفس فلک اقصی ازاو صادر میشود. همین جهات سه گانه در عقول بعدی نیز وجود دارد.حکمای مشاء با مفروض گرفتن فلک شناسی بطلمیوسی که تعداد افلاک را نه عدد میدانست سلسلهی موجودات را این گونه ادامه میدهند تا تعداد افلاک نه گانه توجیه شود. بدین ترتیب تعداد عقول نیز به عدد ده میرسد.از نظر این حکماء کثرات موجوددرعالم طبیعت نیز مربوط به عقل دهم میباشد که آخرین سلسلهی عقول است. عقل دهم به اعتبارتعقل امکان خودش هیولای مشترک عالم طبیعت و با تعقل ماهیتش صور نوعیه و جسمیهی طبایع و با تعقل وجوب وجودش نفوس ناطقهی انسانی را ایجاد میکند. عقل دهم که منشأصدور عالم طبیعت است عقل فعال نیزنامیده میشود.158
عقل دهم به همهی موجودات عالم طبیعت عالم است زیرا به ذات خودش که علت به وجود آورندهی آنهاست علم دارد و علم به علت ملازم با علم به معلول است. بنابر این عقل فعال جامع تمام علوم است و نفس نبی در صورت اتصال به این منبع نورانی میتواند به حقایق عالم، عالم شود و معرفت وحیانی را از او بگیرد.159
وحی ماهیت معرفتی دارد ونوعی ادراک شمرده میشود. از اینرو تحلیل معرفت نقش بسزایی درتحلیل وحی دارد. چنانکه در کتاب های منطقی گفته میشود دستگاه ادراکی انسان هرگاه با مجهولی مواجه میشود به معلومات خود مراجعه میکند ومعلوم مناسب آن را مییابد و با تشکیل حدود یا قیاسات به حل مجهولات نایل میشود.این عمل را فکرگویند.160
البته همانطور که پیش از این نیز ذکر شد، نباید این بیان موهم آن شود که عقل به خودی خود و بدون نیازبه امری خارج از خود به ادراک نظریات واصل میشود، زیرا حکماء در تبیین هستی شناسی معرفت تأکید دارند که مفیض هر پدیده و تغییر و تحولی در عالم طبیعت عقل فعال است. معرفت نیز از این قاعده مستثنی نیست و هر معرفتی محصول افاضهی عقل فعال است و نقش تفکر و استدلال تنها در حد مستعد کردن قوهی عاقله است به این معنا که با تفکر و استدلال قوهی عاقله آمادگی دریافت معلوم را از عقل فعال پیدا میکند.161
طریقهی عادی دریافت معرفت از عقل فعال راه تفکر و استدلال است اما گاهی اوقات نفس بدون تفکر و استدلال به کسب معرفت نایل میشود و به امر دیگری نیازمند نیست.حکماء این شیوه از تحصیل معرفت را حدس نامیده اند.
ابن سینا در تعریف حدس میگوید:«قوهی حدس قوه ای است که شخص را درراه معرفت از تفکر وتعلم بی نیاز میسازد، تا آنجا که به صرف مواجهه با مجهول، بی وقفه به حد وسط پی میبرد و نتیجه را درمییابد. انسانی که قوهی حدس دارد در حقیقت از بالاترین استعداد برای اتصال به عقل فعال برخوردار است.»162

1-2-2-1-2-برخورداری نبی ازعقل قدسی

ابن سینا برای تحلیل معرفت وحیانی و تفاوت آن با دیگر معارف عقلانی پای قوهی حدس را به میان میکشد. به اعتقاد وی تفاوت پیامبران و فیلسوفان در نحوهی دستیابی به معارف عقلانی است. فیلسوف بر اساس تلاش فکری خود به فیض عقل فعال نایل میشود و معلومات او اکتسابی است.اما نبی براثر برخورداری از نیروی حدسانی، فیض عقل فعال رادریافت میکند. ابن سینا برخورداری ازنیروی حدس را در انسانها یکسان نمیداند، بلکه درپایینترین مراتب انسانی کسی هست که هیچ بهرهای از این قوه ندارد ودرعالیترین مرتبه اش انسانی است که از نظرکمی وکیفی برترین درجات حدس را دارد و در بیشترین حالاتش از تعلم وتفکربی نیاز است.163 چنین انسانی از بالاترین استعداد برای اتصال با عقل فعال برخوردار است.
وی چنین حالت از عقل انسانی را مرتبهی عقل قدسی مینامد و آن را مختص پیامبران میداند. نبی در نظر ابن سینا کسی است که با برخورداری از عقل قدسی درکمترین زمان ممکن به منبع فیض (عقل فعال) متصل میشود و معارف را ازآنجا دریافت میکند.164
اکنون که روشن شد ماهیت وحی و حدس یکسان است، بنابراین آنچه برای ابن سینا در تحلیل وی اهمیت دارد تحلیل ماهیت حدس و چگونگی ارتباط برخی نفوس با منبع معرفت (عقل فعال) بدون پیمودن راه فکر و استدلال است.

1-2-2-1-3-چگونگی اتصال نفس باعقل فعال

ابن سینا معتقد است فیض عقل فعال همیشه جاری است و بی بهره بودن برخی موجودات از این فیض به این دلیل است که قابلیت دریافت این فیوضات را ندارند نه اینکه فاعلیت فاعل تمام نیست. بنابراین اگرنفس انسانی قابلیت تمام پیداکند، علوم و معارف موجود در عقل فعال دراو نیز مرتسم خواهدشد. به اعتقاد ابن سینا شرط قابلیت یافتن نفس این است که اولاً استعداد اتصال به عالم غیب در او موجود باشد. ثانیاً مانعی نیز برای این اتصال نباشد.165
ازدیدگاه ابن سینا نفس ناطقهی انسان موجودی است ذاتاً مجرد و از عالم أمر، بنابراین فی حد ذاته قابلیت اتصال و ارتباط با موجودات مجرد را دارد، زیرا بین موجودات مجرد فی نفسه حجابی درکارنیست.166
بنابراین آنچه مهم است بررسی موانع چنین اتصالی است. ابن سینا در توضیح موانع اتصال به طورمقدمه به یکی از ویژگیهای قوای نفس یعنی تجاذب و کشمکش میان قوا اشاره میکند. توضیح اینکه تجاذب و کشمکش شدیدی میان قوای نفس وجود دارد به گونهای که اگریکی از این قوا فعال شود ازفعالیت دیگر قوا ممانعت میکند یا دستکم میکاهد. برای مثال زمانیکه قوهی غضب در انسان غالب میشود دیگر قوای نفس همچون غاذیه را تحت الشعاع قرار میدهد. به همین دلیل انسان در حالت غضب شدید اشتهایی به غذا خوردن پیدا نمیکند. نمونهی دیگر از تجاذب و کشمکش میان قوای نفس اشتغال آن به یافتهها و مدرکات حواس ظاهری است.حواس ظاهری انسان ازبدو تولداو به کارمیافتند و پیوسته دریافتهای مختلف خودرا به درون نفس میفرستند ومتخیله سرگرم این یافتهها میشود و فرصت اتصال و ارتباط قوهی عاقله با عوالم بالاتر رااز بین میبرند.167
بنابراین هنگامیکه حواس به دلیلی ازکار بیفتند نفس ازشواغل حسی و از تفکردربارهی داده های حواس رها میشود و برای اتصال به جواهرعقلانی(عقل فعال) ونیزبه نفوس فلکی که صورجزئیات رادر خود دارند مستعدمیگردد. بدین ترتیب صوری از آنها در آیینهی نفس متنقش میشود.168
یکی از راههای غلبه بر اشتغال به داده های حواس ظاهری، برخورداری از متخیلهی نیرومند و قوی است. نفوس قوی همچون نفوس پیامبران که متخیلهی آنها در نهایت شدت و کمال است هیچگاه اسیر و مشغول به حواس ظاهری نمیشوند، بلکه در عین فعالیت در این حوزه و تدبیر امور بدن از ارتباط با نفوس فلکی نیز باز نمیمانند. چنین نفسی قادر است آنچه را نفوس ضعیفه در خواب براثر تعطیلی حواس میبینند دربیداری نیز رؤیت کنند. ابن سینا این ویژگی را نبوت خاصه می نامد.169
البته برخورداری ازمتخیلهی نیرومندگذشته از اینکه ارتباط با عالم غیب در حال بیداری را بر نفس نبی ممکن میسازد، نقش بهسزایی درفرآیند نزول وحی از دیدگاه ابن سینا ایفا میکند.

1-2-2-2-جایگاه امامت وعصمت درنزدبوعلی سینا

مطالبی که پیش از این مطرح گردیددر باب ماهیت وحی و چگونگی دریافت آن به وسیلهی پیامبران الهی بود. اکنون و از آنجایی که در حکمت سینوی هریک از مفاهیم نبوت، امامت وولایت دارای ارتباطی منطقی و اصولی با یکدیگر بوده و بدین سان مرجعیت شریعت و پیوندسیاست با شریعت کاملا پذیرفته شده است درنتیجه با جایگاهی که شریعت در اندیشه سیاسی ابن سینا دارد، سیاست مدار یا همان نبی نیز تابع شریعت و خادم آن خواهد بود. برهمین اساس مسألهی محوری این خواهد بود که چگونه میتوان با توجه به نظریهی نبوت ابن سینا جایگاه امامت و ولایت را در این اندیشه مورد تبیین قرارداد.
همانطورکه پیش از این نیز گفتیم اساسیترین مفهوم اندیشهی سیاسی ابن سینا نبی است و نظریهی نبوت وی نشان دهندهی تمامی ماهیت اندیشهی سیاسی اوست. بر همین اساس ریاست فاضله ای که دررأس جامعه قرار میگیرد در شخص نبی تجلی مییابد.170 وی اجتماع را نشانهی کمال انسان میداند و معتقد است که سعادت و فضیلت انسان جز از مجرای اجتماع و تأسیس مدینهی عادله امکانپذیر نیست.171
دراجتماع یاد شده، وی اختلاف و تفاضل عقلها و مراتب اجتماعی انسان را طبیعی و سبب بقای نوع بشر دانسته است و قانون باید تأمین کنندهی نظم وحل کنندهی نزاعها باشد تا درسایهی آن توافق نسبی به عمل آمده و نظام جامعه سامان یابد. توافق نسبی افراد تنها و تنها در صورتی حاصل میشود که حقوق هرفردی ازانسانها به تناسب تأمین شود و این نمیشود مگربه وجود قانونی که باعث این توافق باشد.از نظرابن سینا ضرورت قانون عادله ضروریتر از وجودابرو ومژه برای چشم است.172 و لازم است بسیاری از قوانین به اجتهادعلمای زمانه واگذار شود.173
همچنین وی برای سامان یافتن زندگی سیاسی مطلوب و جبران کاستیهای عقل بشری به نظریهی عنایت و وجوب ارسال نبی اشاره میکند. بر این اساس در حکمت سینوی شاهدارتباط منطقی میان مفاهیم وحی،نبوت و امامت ودرنتیجه نوع آرمانی حکومت میباشیم.174ابن سینا درادامهی آن میگوید:
«بنابراین باید پیامبری وجودداشته باشد و قوانین مربوط به زندگی مردم را به فرمان و اذن و وحی خداوند وبا فرود آمدن روح القدس برآنان عرضه کند.»175 بدینسان ابن سینا تمایز میان آفرینش انسانها و چگونگی خلق آنها را نه بر اساس علل طبیعی بلکه با نظریهی عنایت الهی مرتبط میداند.176
وی معتقداست که اگرهمهی مردم از زمرهی ملوک و فرمانروایان ویا همگی از فقیران بودند جامعه قوام نمییافت و نظام آن ازهم میگسیخت. بنابراین برای مسؤولیت اجتماعی اشتراک و تفاوت لازم است. تلاش عمدهی ابن سینا در طرح اندیشهی سیاسی خود متوجه رهبری جامعه است و مسألهی اصلی برای او این است که

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد واجب الوجود، هستی شناسی، وجود خارجی، مبانی فلسفی Next Entries منبع مقاله درمورد نهج البلاغه، واجب الوجود، ابوسعید ابوالخیر، نظام سیاسی