منبع مقاله درمورد وابستگی متقابل، نظریه وابستگی، عدم تقارن، نیروهای خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

یا بازیگران در کشورهای مختلف، وابستگی دو جانبه را به وجود می‌آورد و اثرات متقابل رفتارها دیده می‌شود. اما وابستگی، به این معنی است که کشوری تحت سلطه نیروهای خارجی قرار گیرد.48
8-2 همگرایی یا وابستگی متقابل؟
وابستگی متقابل را بایستی از همگرایی،49متمایز کرد. همگرایی را، عده‌ای چون اینکلز، قدمی فراتر از وابستگی متقابل می‌دانند. در همگرایی، واحدهای خودمختار که از قبل نقش‌های حیاتی‌تری نسبت به سایر واحدها داشته‌اند و این برتری نقش را برای خود حفظ کرده‌اند. نهادی جمعی ارائه می‌دهند، که به زیر مجموعه‌ای از نهادها همچون نهادهای اقتصادی یا سیاسی تقسیم شده و به حل یک رشته مشکلات نهادی اصلی کمک می‌کند. اساسا همگرایی سیاسی جوامع، مستلزم دولتی واحد است که بیشتر از آن چیزی است که در وابستگی متقابل مورد نظر می‌باشد. دویچ، در این رابطه استدلال می‌کند که وابستگی متقابل همیشه منجر به همگرایی نمی‌شود. واژه وابستگی متقابل، بر یک مرحله دو بعدی تکیه دارد. این فرآیند مابین دولت‌ها یا دیگر بازیگران بین‌المللی، چندجانبه بودن روابط را نشان می‌دهد. از دیدگاه او وابستگی متقابل مثبت، از همبستگی حمایت می‌کند. در حالی که وابستگی متقابل منفی باعث تشدید تضاد می‌شود و وابستگی متقابل ضعیف نیز اختلافات چندانی ایجاد نمی‌کند. هاس، همگرایی را به عنوان فرآیندی تعریف می‌کند، که طی آن رهبران سیاسی جوامع مختلف متقاعد شوند که وفاداری، انتظارات و فعالیت‌های سیاسی آنها را به سمت مرکز جدیدی که نهادهایش دارای اختیارات قانونی یا متقاضی اختیارات قانونی ورای اختیارات ملت-کشورها باشد سوق دهد.50

9-2 مفاهیم بنیادین نظریه وابستگی متقابل
برای روشن‌تر شدن مفهوم نظریه وابستگی متقابل، لازم است که اشاره‌ی مختصری به مفاهیم بنیادین این نظریه داشته باشیم، که در روشن‌تر شدن بحث به ما کمک خواهند نمود. مفاهیم بنیادین این نظریه عبارتند از: وابستگی متقابل، قدرت، هزینه، حساسیت، آسیب‌پذیري.
1-9-2 وابستگی متقابل51
ریچارد روزکرانس و دیگران، در تعریف وابستگی متقابل، در جایی آن را نوعی پیوند می‌دانند. وابستگی متقابل را، می‌توان به عنوان پیوند مستقیم و مثبت منافع دولت‌ها در مواردی تعریف کرد که، تغییر در موقعیت یک دولت ،جایگاه سایرین را در همان جهت تغییر می‌دهد. آنان همچنین وابستگی متقابل را به عنوان یک نظام تعریف می‌کنند که، می‌توان آن را برآیند پیوندهای فوق دانست. “وابستگی متقابل، به مفهوم نظامی است که در آن، معمولا دولت‌ها در نردبان موقعیت بین‌المللی (توان اقتصادی، قدرت، رفاه، دسترسی به اطلاعات و یا تکنولوژی) با هم بالا و پایین می‌روند”. همان‌گونه که دیده می‌شود در این تعاریف بر همسویی تحولات و تأثیرات تأکید شده است. کوهن و نای، در تعریف تحلیلی وابستگی متقابل می‌نویسند: وابستگی، به معنای وضعیتی است که نیروهای خارجی، آن را تعیین می‌کنند یا تا حد زیادی تحت تأثیر قرار می‌دهند. وابستگی متقابل در ساده‌ترین مفهوم، وابستگی دوجانبه است. وابستگی متقابل در سیاست جهانی، به وضعیت‌هایی اشاره دارد که، وجه مشخصه آنها آثار متقابل میان کشورها، یا میان بازیگران در کشورهای مختلف است.52
2-9-2 قدرت
در دیدگاه سنتی، قدرت نظامی بر دیگراشکال آن برتری داشت و دولت‌هایی که بیشترین قدرت نظامی را داشتند بر امور جهان تسلط داشتند، اما منابعی که قابلیت تولید قدرت را داشتند، پیچیده‌تر شده‌اند. از دید یک ناظر موشکاف، در دوران پس از جنگ، شاهد دگرگونی بنیادین در عناصر قدرت، استفاده و دستیابی به آن هستیم. هانس مورگنتا، نویسنده برجسته واقع گرا در عرصه سیاست بین‌الملل، به عنوان یک تاریخدان در واکنش به حوادث دهه 1970، به طور قطع آنها را بی‌سابقه دانست و از ارتباط کارکردی بین نظامی‌گری و قدرت اقتصادی، سخن گفت و در اختیار داشتن قدرت نظامی، برای کشورهای انحصارگرا یا نیمه انحصارگرا را جهت دست‌یابی به مواد خام، برای دست‌یابی به اقتصاد پیشرفته را، ضروری دانست. کوهن ونای، قدرت را توانایی یک بازیگر به واداشتن دیگران به انجام کاری تعریف کرده‌اند، که در غیر این صورت تمایلی به انجام آن کار ندارد و همچنین قدرت را، توانایی کنترل منابع در مسیر دستیابی به اهداف خود دانسته اند. از دید آنان قدرت را به لحاظ کنترل بر نتایج، می‌توان تصور کرد. از دید این دو وابستگی متقابل نامتقارن، می‌تواند ایجاد قدرت کند و این قدرت می‌تواند به عنوان کنترل بر منابع و یا نیروی بالقوه‌ای که بر نتایج موثر است عمل کند. زیرا افزایش قدرت، موجب کاهش هزینه خواهد شد و بازیگری که کمتر وابسته است می‌تواند در رابطه با بازیگر دیگر تغییر ایجاد کند.53
بنابراین بین تعریف کوهن و نای، با تعریف مورگنتا از قدرت، تفاوت ماهوی وجود ندارد. بلکه صرفا تحولی در مصداق و ابزار قدرت، به وجود آمده است. تعبیری را که این دو نظریه‌پرداز در تعریف قدرت به کار می‌برند، حاکی از وجود یک رابطه مستقیم علت و معلولی بین وجود قدرت و تمکین دیگر بازیگران است.54
3-9-2 هزینه
واژه هزینه، از اساسی‌ترین مفاهیم نظریه وابستگی متقابل است. تبدیل پیوستگی متقابل، به عنوان مفهومی عام در روابط میان جوامع به وابستگی متقابل، از طریق مفهوم هزینه‌ها، توضیح داده می شود. در متون مربوط به وابستگی متقابل، تعریف دقیقی از مفهوم هزینه ارائه نشده است. کوهن و نای، صرفا به مفهوم آثار پرهزینه برای توضیح هزینه اشاره کرده اند و بیشتر سعی کرده اند با ارائه مثال‌هایی، این مفهوم را به طور عملیاتی تعریف نمایند و یا آن را در مقابل سود قرار دهند. کارل دویچ ،هزینه را در مقابل منفعت قرار می‌دهد.55روابط مبتنی بر وابستگی متقابل، همواره متضمن هزینه‌اند، به این دلیل که استقلال عمل را محدود می‌سازد و هیچ تضمینی وجود ندارد که روابط مبتنی بر وابستگی متقابل، به نفع دو طرف بیانجامد.56
4-9-2 حساسیت و آسیب پذیری57
حساسیت، به درجه حساس بودن دولت‌ها نسبت به حدوث تغییرات در دولت دیگر ارتباط دارد. که یکی از راه‌های اندازه‌گیری این بعد بررسی این موضوع است که، آیا دگرگونی‌ها در زمینه‌های خاص (نرخ بیکاری یا نرخ تورم ) در سایر کشورها به همان سیاق است یا خیر؟
آسیب‌پذیری، به توزیع هزینه‌هایی اشارت دارد که، طی آن دولت‌ها، در واکنش نسبت به این تغییرات تقبل می کنند. بدین ترتیب امکان دارد دو دولت نسبت به افزایش قیمت نفت به یک اندازه حساس باشند ولی لزوما درجه آسیب‌پذیری یکسانی نداشته باشند. در این روند یکی از آن دو امکان دارد راحت‌تر از دیگری به فرآورده‌های بدیل انرژی روی آورده و در نتیجه میزان وابستگی خود را به نفت کاهش دهد. به عقیده‌ی کوهن و نای این تصور ساده‌انگارانه که وابستگی متقابل افق‌های نوینی را فراروی ما می‌گشاید و منازعات و درگیری‌های بین‌المللی را از بین می‌برد را باید کنار بگذاریم و به عقیده‌ی این دو روابط تجاری در سطح بین‌المللی و چالش‌های نظامی و زیست‌محیطی باعث پایان اختلافات در میان کشورها نمی‌شود و از دیدگاه آنان وابستگی متقابل، ممکن است هزینه‌های زیادی را در حوزه‌های مختلف بر کشورها تحمیل کند. بنابراین وابستگی باعث حساسیت و آسیب پذیری کشورها نسبت به هم می‌شود.58
5-9-2 تقارن و عدم تقارن59
تقارن و عدم تقارن در نظریه وابستگی متقابل، درجه وابستگی دو طرف به یکدیگر را مورد توجه قرار می‌دهد. وابستگی متقابل نامتقارن، به رابطه‌ای اشاره دارد که یک طرف کاملا وابسته به دیگری است ولی در متقارن دو طرف از درجه وابستگی یکسانی برخوردار هستند. که کوهن و نای، رابطه شمال و جنوب را، از نوع اول، یعنی وابستگی نامتقارن و رابطه‌ی شمال را، از نوع متقارن می‌دانند. کوهن و نای، مطرح مینمایند که، میزان برخورداری از قدرت در نزد بازیگران مختلف، متفاوت میباشد و بدین صورت نابرابری قدرت میان بازیگران باعث ایجاد وابستگی متقابل نامتقارن میان آنان شده است و در نتیجه میزان آسیب‌پذیری بازیگران از هم متفاوت میباشد.60
وابستگی متقابل از دید کوهن و نای، حاکی از برابری قدرت بازیگران نیست. به عکس قدرت مزبور از وجود وابستگی متقابل نامتقارن، بین بازیگران حکایت دارد. البته این عدم تقارن به دو مفهوم آسیب‌پذیری و حساسیت که محور نظریه وابستگی متقابل از دیدگاه کوهن و نای را تشکیل می‌دهد لطمه‌ای نمی‌زند. اگرچه در وابستگی متقابل نامتقارن بازیگران نسبت به یکدیگر آسیب‌پذیر و حساسند، میزان این آسیب‌پذیری و حساسیت متقارن نیست. به کلام دیگر هزینه‌ای که بازیگران از این رهگذر متحمل می‌شوند، بسته به میزان قدرت طرفین و وابستگی آنان متفاوت خواهد بود. به معنایی که کوهن و نای هزینه را به کار می‌برند باید توجه کرد. منظور آنان این است که، میزان منابع مصرف شده آنان نسبت به سودی که به دست می‌آورند متفاوت خواهد بود. طرفین به یک میزان هزینه صرف نمی‌کنند و به یک میزان نیز سود نمی‌برند و نکته مهم در وابستگی متقابل نامتقارن این است که، قدرت برتر با هزینه کمتر اما سود بیشتر و برعکس قدرت درجه دوم با هزینه‌ای بیشتر ولی از سود کمتری برخوردار خواهند بود.61
به اعتقاد جوزف ‌نای، در طراحی سیاست‌های آینده، رابطه انرژی و سیاست خارجی، باید به عنوان فرصتی برای ارتباطات و همکاری بیشتر در حوزه‌ی انرژی جهت گذار به آینده‌ای نوین تلقی گردد.62 بر این اساس کشورها، منافع مشترکی را در چارچوب روابط با ثبات و مسالمت‌آمیز پی‌ریزی و وابستگی متقابل، این منافع مشترک را در دوره‌ی جهانی شدن تضمین می‌کند.63
همه تولیدکنندگان، صادرکنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی، در شبکه‌ای از وابستگی متقابل قرار دارند. همه آنها نسبت به هر حادثه‌ای که در هر جا و هر زمان در عرضه یا تقاضا رخ دهد، آسیب‌پذیر هستند. به رغم وجود تنش‌های ذاتی و برخی آشفتگی‌ها در عرضه انرژی، تجارت آن در جهان به خوبی صورت می‌گیرد. در طول دهه‌ها، بخش‌های خصوصی و دولتی، در تعامل با یکدیگر اقدامات وسیعی برای افزایش تجارت انرژی و خدمات وابسته به آن از یک سو و تأمین انرژی ارزان‌تر برای مصرف کننده، از دیگر سو به انجام رسانده‌اند. از 193 کشور جهان هیچ کدام از استقلال در عرضه انرژی برخوردار نیستند. استقلال در حوزه انرژی، مانند سایر سیاست‌های انزواطلبانه، خطر پرداخت هزینه‌های بیشتر، عدم انعطاف‌پذیری و در نتیجه عدم امنیت بیشتر انرژی در هنگام آشفتگی عرضه را پدید می‌آورد. ساختار انرژی جهانی اساسا در جهت حمایت از وضعیت وابستگی متقابل انرژی بین کشورها ایجاد شده است. نیل به چنین سطحی از وابستگی متقابل انرژی که امروزه در جهان وجود دارد، سال‌ها زمان برده است. با هر رابطه تجاری که به واسطه تولید یا تجارت یک منبع انرژی در سطح بین‌المللی شکل می‌گیرد، کشورها باهم پیوند تجاری پیدا می‌کنند. تداوم ارتباطات بازرگانی میان کشورها، به تدریج تبدیل به روابط دیپلماتیک و نهایتا پیوندهای ژئوپولیتیک میان آنها می‌شود.64
وابستگی به انرژی و رشد مقیاس تجاری انرژی، نیازمند همکاری مداوم میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان جهت تضمین امنیت زنجیره‌ی عرضه است. از این رو وابستگی متقابل به کالاهای استراتژیکی نظیر نفت و گاز، مانع ایجاد چالش‌های امنیتی شدید بین کشورهای تولید‌کننده و مصرف‌کننده و همچنین بین کشورهایی که خط لوله از آنها عبور می کند خواهد شد.65
ترکمنستان، به عنوان یکی از کشورهای آسیای مرکزی علی‌رغم اینکه در عرصه‌ی سیاسی، سیاست انزواگرایانه در پیش گرفته است. ولی در حوزه‌ی اقتصادی یکی از کشورهای فعال بوده و به دنبال توسعه‌ی روابط و همکاری‌ها با سایر کشورها در حوزه‌های اقتصادی به خصوص انرژی می‌باشد و به خصوص در دوره‌ی رئیس جمهور دوم این کشور (بردی‌محمداف)، به دلیل در پیش گرفتن سیاست تنوع‌سازی مسیرهای خطوط لوله انرژی و افزایش جذب سرمایه‌گذاری خارجی در بخش نفت و گاز، این همکاری‌ها از بعد گسترده‌تری برخوردار شده است. با توجه به نظریه وابستگی متقابل، با کمرنگ شدن اهمیت مسائل نظامی و امنیتی، مباحث

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد وابستگی متقابل، روابط بین‌الملل، ایالات متحده، منافع ملی Next Entries منبع مقاله درمورد نفت و گاز، دریای خزر، گاز طبیعی، وابستگی متقابل