منبع مقاله درمورد نهج البلاغه، واجب الوجود، وجود فی نفسه، حکمت و فلسفه

دانلود پایان نامه ارشد

تشبیه و تجسیم و ترکیب و رؤیت او پرداخته است.
مجموعا19اثر از این دانشمند فرهیخته در دست است که درموضوعات فقهی،تفسیری،کلامی،ادبی و…تدوین یافته است.

نتیجه فصل

در پایان این مبحث، روشن گردید که واژهی خلق یا آفرینش، در مواردی با واژه های ایجاد، ابداع، انشاء، اختراع و… در معنای واحد و عامی به کار میرود، گرچه گاهی به معنای خاص هر یک از این واژ ها نیز اشاره گردید. نظام هستی شناسی ابن سینا که خود، مفاهیم نبوت، امامت وعصمت را پذیرفته است، بر پایهی وجود شناسی و تمایز آن با ماهیت می باشد، که از این مبنای فلسفی، اصولی همچون اصالت ماهیت، سرچشمه میگیرد. گرچه در بعضی از عبارات خود، به اصالت وجود اشاره میکند. عبارات شریف نهج البلاغه که بخشی دیگر از این پژوهش را دربر میگیرد، خود دریایی از معارف الهی را به ما نشان میدهد. در بحث مفهوم شناسی در حکمت و فلسفه، واژه ها، چه قریب المضمون و چه مرتبط با عنوان موضوع، با عباراتی که در نهج البلاغه به کار رفته اند، یکسانی و قرابت در معنا دارند. بی شک، سید رضی( مؤلف عظیم القدر این کتاب شریف، که خود شاگرد مکتب تشیع علوی میباشد، به واسطهی همین کار ارزشمند خود، از چنان شهرتی برخودار گردیده است. در این میان، هریک از عبارات نهج البلاغه در باب خلقت وآفرینش، خود دریایی است که باید با نگرش جامع وژرف نگری والایی، از عمق آنها گذر کرد و معانی و مقصود امام معصوم، مولا علی( را از آنها دریافت.

فصل دوم:
ماهیت آفرینش

«ماهیت»، واژه ایست عربی که از ترکیب «ما» و« هی» تشکیل شده است و به معنای سؤال ازچیستی شیء میباشد. توضیح اینکه اهل استدلال درتحقیق و شناسایی اشیاء، سه نوع پرسش بهکار میبرند:
1-مطلب «ما»،یعنی سؤال به وسیلهی«ما»ی شارحه که از آن شناسایی شرح اسم و معنی لغوی شیء مورد نظر اراده میشود. دیگری مطلب «ما»ی حقیقیه که مراد ازآن شناسایی حقیقت و ماهیت شیء مورد نظراست.
2- مطلب «هل» یعنی سؤال به وسیلهی «هل»که مطلوب پرسش از وجود فی نفسهی شیء منظور است.
3- مطلب «لِم َ»که عبارت است از سؤال ازدلیل و آن مطلب«لم» ثبوتی که مراد از آن شناسایی علت ثبوت موضوع است.
آنکه عهده دارپاسخ به این سؤالات است فلسفه و علوم است. درعین حال منطق با پاسخ همهی اینها که فلسفه یا علوم میدهند، سر و کار دارد. یعنی خود به این پرسشها پاسخ نمیگوید، اما طرز پاسخگوئی صحیح را ارائه میدهد، درحقیقت منطق نیز به یکی از چگونگیها پاسخ میدهد و آن، چگونگی تفکر صحیح است. اما این چگونگی از نوع «چگونه باید باشد» است نه از نوع «چگونه هست» و نظر به این که همهی سؤالات دیگر را با کلمهی«آیا»در فارسی و یا «هل» در عربی میتوان طرح کرد؛ معمولامیگویند همهی سؤالات در سه سؤال عمده خلاصه میشود:
چیست؟ ما؟ (ماهیت آفرینش)
آیا؟ هل؟ (مراتب آفرینش)
چرا؟ لم؟ (علل آفرینش)

2-1-نظریه های مختلف درباب آفرینش

در باب خلقت وچگونگی آفرینش جهان، نظریات مختلفی در میان فلاسفه و متکلمین مطرح میباشد؛ ازجمله نظریهی خلق از عدم و نظریهی تجلی وظهور. نظریهی خلق از عدم نظریهای است که متکلمان اسلامی آن را پذیرفته و مطابق آموزههای وحیانی و مبانی دینی میپندارند و نظریهی تجلّی در باب آفرینش نیز مورد قبول و پذیرش عرفا میباشد. درکنار این نظریات، میتوان نظریهی«فیض» را مطرح نمود که یکی از نظریاتی است که درباب آفرینش مطرح گردیده است و آموزهای ارسطویی میباشد و اکثریت و یا تمام فلاسفه آن را پذیرفته و تفسیر وتبیین مینمایند. قبل از پرداختن به نظریهی «فیض» بایدگفت که نظریههای عمده را که درپی تبیین رابطهی واحد با کثیر و رابطهی خداوند و عالم هستند؛ میتوان پنج نظریه دانست:
1. خلق از عدم(متکلمین)
2. حلول و همه خدایی
3. تطوّر
4. تجلّی
5. فیض

2-1-1-دیدگاه متکلمین وعلت مخالفت مشائین با آن

نظریهی رایج درباب خلقت که متکلمان مدعی استخراج آن از متن دین هستند؛ خلائی را ترسیم میکند که درآن تنها خداوند موجود بوده و پس ازمدتی و در زمانی خاص موجودی به نام جهان را آفریده و به وسیلهی عالم، آن خلأ راپر کرده و طبعاً آن فاصلهی زمانی نیز سپری شده و موجودیت، جانشین عدم گردیده است. به علاوه دربرخی قرائتها از این نظریه پس از خلقت، انفصالی تام بین خداوند وخلقش برقرار است. این نظریه چنانکه پیداست با نظریهی فیض، ازدوجهت عمده درتقابل است: انقطاع وجودی وزمانی معلول و انفصال او از علت. فلوطین در مواضعی به نقدآن پرداخته است؛ همچنان که از دید بسیاری از حکیمان با برخی از ظواهر و محکمات دینی نیز ناسازگار است.204
ویژگی اصلی خلق از عدم در نظرمتکلمین، حدوث زمانی است. غزالی دراینباره میگوید:«چه چیزمانع از این اعتقاد است که بگوییم؛ خداوند ازلی، اراده نمودکه عالم به طورمستمر، مدتی معدوم بماند؛ آنگاه بعد از گذشت اینزمان، درآن هنگامی که جهان پیدا شد، آن را ایجاد نمود. پس در این صورت، وجود عالم قبل از آن مدت، مورد ارادهی خداوند نبود، لذا حادث نشد تا اینکه در وقتی خاص به ارادهی قدیم الهی بهوجود آمد.» ازاین سخنان روشن میشود که مقصود متکلمان از خلق از عدم بیرون آوردن چیزی از نیستی نیست، بلکه مقصودشان همان مسبوق بودن موجودات به عدم زمانی است. دراین دیدگاه خداوند، فاعل بالقصد است و با ارادهی زائد بر ذات، عالم را پدید میآورد و چنین تصور میشود که خدا بود وهیچ چیز دیگر نبود؛ آنگاه اراده کرد و جهان را آفرید. این دیدگاه متکلمین، همان تصور رایج مردم مسلمان از خلقت است.

2-1-1-1-اشکالات وارد بردیدگاه متکلمین

خلقت بدین معنا، به دلایلی نمیتوانست مورد خشنودی فیلسوفان مسلمان باشد و اگر از کندی بگذریم، دیگر حکماء مسلمان به اتفاق، چنین برداشتی ازخلقت را صحیح و معقول نمیدانستهاند ودر این دیدگاه، کاستیهایی دیدند که باعث شد نظریهی دیگری در باب آفرینش اظهار نمایند. بعضی ازاشکالات بدین قرار است:
1. این دیدگاه برخلاف قاعدهی مسلم «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد»که خود، اصلی مسلم درفلسفه است، میباشد.
2. اگرخلقت عالم مسبوق به عدم زمانی باشد؛ انفکاک معلول(جهان) ازعلت تامه (خدا) لازم میآید، مگر آنکه خدارا علت تامه ندانیدکه خود، مستلزم نقص در ذات مبدأ أعلی است.
3. ارادهی حادث، مستلزم تغییر ذات خداوند است.
4. این دیدگاه مستلزم امساک فیض از مبدأ فیاض وجود است که با کمال مطلق او ناسازگار است.
چنین مشکلاتی ازجهتی مانع پذیرش این نظریه ازسوی فلاسفهی اسلامی و از جهت دیگر باعثی برای تمایل آنها به نظریهی فیض شد، بهگونه ای که گرایش رایج در بین حکماء اسلامی همان نظریهی فیض است.205

2-1-2-حلول وهمه خدایی
دراین نظریه، مجموع وکل عالم، همان واحد را تشکیل میدهند و واحد چیزی جزحاصل جمع کثرت نیست. بنابراین مسألهی فیض یا صدور یا خلقت و مانند آن درکار نیست. طبیعی است که ازاین جهت با نظریهی فیض درتقابل است.

2-1-3-نظریهیتطوّرو تکامل

برخلاف نظریهی فیض که جریان تحقق جهان را سیر ازکامل به ناقص میداند، بالعکس، شروع عالم رابا نقصان و انتهای آن را باکمال تفسیر میکند. دراین نظریه، قوس نزول به روشنی نادیده گرفته شده است.206

2-1-4-تجلّی

باتوجه به آنچه درفصل بعد به تفصیل خواهدآمد، ملاصدرا قدمهایی را درجهت رسیدن به وحدت شخصی برمیدارد ومسألهی علیت را به تجلی و تشأن ارجاع میدهد ودر پی این ارجاع، کثرات موهوم عالم ازمیان برداشته میشوند وهستی معلول به ظهور ونمودی از وجود نامحدودحق تعالی( تبدیل میگردد وبنا براین دراین نظریه، معلول یا مخلوقات تنها شأنی از شؤون وآیتی ازآیات و وجهی ازوجوه علت میباشند و درنتیجه، موجود بیش از یکقسم نمیباشد و آن وجودحق تعالی( است. بحث از این نظریه درادامه خواهدآمد.

2-1-5-فیض

نظریهی فیض، همان اندیشه‌ای است که صدور موجودات را از مبدأ نخستین بیان میکند و به نظر میرسد که این صدور، فعلی ضروری است که ناشی از طبیعت مبدأ نخستین است. پس وجود از آن صادر می‌شود، همان‌طور که نور از خورشید و حرارت از نور صادر شده است. در اینجا، قانونی برای تطور کائنات، یعنی صدور کثرت از وحدت و عقول از عقل اول و وجود زمانی قابل تغییر از وجود ابدی مطلق، در میان است. این نظریه، به افلاطون بر می‌گردد و با نظریهی ارسطو در تضاد است. ابن‌سینا نظریهی فیض را به مبادی سه‌گانهی؛ مبدأ نخستین، مبدأ دومی( از واحد، جز واحد صادر نمی‌شود) و مبدأ سوم یعنی ابداع و تعقل ارجاع می‌دهد.207
به طور خلاصه میتوان درحوزهی تفکراسلامی، نظریه های آفرینش را در سه گروه خلاصه نمود:
1. تفسیر متکلمین:خلقت ازعدم.
2. تفسیر فلاسفه:خلقت یعنی صدور وفیضان وجود ازمبدأ أعلی که درفصل بعد به تفسیراین نظریه خواهیم پرداخت.
3. تفسیر عرفا: خلقت یعنی تجلی وظهور.
تفسیرعرفا و متکلمین از بحث ما خارج است و هدف اصلی ما بیان دیدگاه ابن سینا و تطابق آن با دیدگاه امام علی( در نهج البلاغه میباشد.

2-2-ماهیت آفرینش از نگاه نهج البلاغه

امام علی(نیز در وصف آفرینش با توجه به فاعلیت الهی چنین میفرمایند:
«لم يخلق الاشياء من اصول ازليّه و لا من اوائل ابديّه بل خلق ماخلق فاقام حدّه و صوّره ما صوّر فاحسن صورته.»208يعنى موجودات را از مبادى ازليّهی بى علّت و از علل قديمهی بى‏مبدئى، خلق و ايجاد نكرد. بلكه او مبدأ و علّت جميع موجودات و مبدأ المبادى و علّت العلل است.پس آنچه را كه، خلق او را از موجودات اراده كرد، خلق كرد. پس حدود و ماهيّات آن را برپا داشت و آنچه راكه تصوير وتشخيص اورا از موجودات اراده كرد، مصوّر و مختصّ بهخصائص و موصوف بهآثارگردانيد. پس صفات خواص وآثار اورا نيكو گردانيد، يعنى جميع موجودات را بهمحض اراده‏اش كه عين علم اوست بدون معين و ممدّى ايجاد واحداث كرد.209
«ليس لشي‏ء منه امتناع و لا له بطاعه شي‏ء انتفاع.»210 يعنى از براى چيزى از ممكنات در برابرارادهی او ابائى و سركشى نيست و ازبراى او در فرمانبرى وپيروى كردن چيزى منفعتى نيست. بلكه اشياء را بهمحض جود وكرم ذاتى وعلم ودانش ايجادكرد.211
«كلّ شي‏ء خاشع له وكلّ شي‏ء قائم به غنى كلّ فقير وعزّكلّ ذليل وقوّه كلّ ضعيف و مفزع كلّ ملهوف».212«یعنی هرموجودى برای او خاضع و فروتن است؛ زيرا جميع، معلول او و مستهلك در او هستند وهر موجودى قائم به اوست. لكن قيام صدوركه ربط به او باشد، نه قيام عروض، زيرا همهی ممکنات عین ربط ومعنای حرفی هستند وتنها خداوند قیوم هر چیزی است. او بی نیاز کنندهی هر فقیری است وجمیع ممکنات، فی ذاته فقیر هستند. عزّت‏دهندهی هر ذليلى است،زيرا هرممكن ذليلی، عدم بالذّات است و او قوّت‏دهندهی هرضعيف است، زيرا هر موجودى غيراز او ضعيف است وپناه هر خائفى است، زيرا كه هر ممكنی از خوف فناء و عدم، به پناه وجود صرف و بالذّات می گریزد.»213 ‏
در این عبارات امام علی(خداوند را علت الاولی معرفی میکند و بقیه موجودات را که همگی ممکن هستند، قائم به ذات او وعین ربط و وابستگی به ذات خداوند واجب الوجود میداند.

2-2-1-علم الهی و چگونگی ایجاد موجودات

«مبتدع الخلایق بعلمه».214خدایی که خلائق را باعلم و دانش خودآفریده است.
«عالمابها قبل ابتدائها محیطا بحدودها.»215خداپیش از آنکه موجودات را بیافریند از تمام جزئیات و جوانب آنها آگاهی داشت وحدود و پایان آنها را میدانست و با اسرار درون و بیرون پدیدهها آشنا بود. باتوجه به اینکه خداوند درامر

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد نهج البلاغه، آزاد اندیشی، جبر و اختیار، زین العابدین Next Entries منبع مقاله درمورد عالم محسوس، ادراک حسی