منبع مقاله درمورد نهج البلاغه، آزاد اندیشی، جبر و اختیار، زین العابدین

دانلود پایان نامه ارشد

معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، ازامام معصوم( ماست.»190

1-4-1-1-ویژگیهای نهج البلاغه

1-4-1-1-1-کلام فوق بشری

این کتاب شریف با مرور قرنها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزونتر ساخته است و این اعجاز نیست مگربه سبب ویژگیهایی که درشکل و محتوا واجد است.این امتیازرا جز درمورد قرآن نمیتوان یافت ودرکلام امام علی( نیزدربارهی قرآن آمده است:«ظاهره انیق و باطنه عمیق،لاتفنی عجائبه ولاتنقضی غرائبه.»191قرآن کتابی است که ظاهری زیبا وباطنی عمیق دارد،نه شگفتیهای آن پایان میپذیرد ونه اسرارآن منقضی میشود.
نهج البلاغه نیزدر شکل و محتوا تأسّی به قرآن کرده است .

1-4-1-1-2-برجستگی ادبی

«جرج جرداق» نویسنده و ادیب معروف مسیحی درکتاب پرارج خودمی پرسد:192
«آیا درتاریخ مشرق زمین هیچ به سراغ نهج البلاغه رفته اید؟…نهج البلاغهای که ازفکر وخیال وعاطفه آیاتی به دست میدهدکه تا انسان هست و تاخیال و عاطفه واندیشهی انسانی وجود دارد،با ذوق بدیع ادبی و هنری او پیوند ناگسستنی خواهدداشت.سخنانی بههم پیوسته و هماهنگ،جوشان ازدرکی عمیق و بینشی ژرف،لبریزازشورواقعیت وگرمی حقیقت،سرشارازاشتیاق تمام،برای شناخت ماوراء این حقیقت.سخنانی زیبا ونغزکه زیبایی موضوع و بیان،آنچنان درآن به هم آمیخته که تعبیربا مدلول وشکل با معنایکی شده اند؛نهج البلاغه بیانی است رساترازهررسا وپارهای است ازیک تنزیه و پیوندناگسستنی بااصول ادب انسانی دارد وتا آنجا اوج میگیردکه دربارهی آن گفته اند:«بیانی است فروترازکلام خدا وفراترازگفتاربشری.»193
سخن امام درعین وضوح کامل،کوتاه،نیرومند،خروشان ودارای پیوندهمه جانبه بین الفاظ و مفاهیم وهدفهاست وهمینجاست که روشن میگردد اسلوب سخن علی بن ابیطالب (همانند قلب و فکرش،صریح وروشن ومانندنیت و قصدش،صحیح ودرست بوداست. بنابراین اگرما این اسلوب راراهنمای بلاغت بدانیم وسخن امام را«نهج البلاغه»بنامیم جای شگفتی نخواهد بود .

1-4-1-2-وصف خلقت درنهج البلاغه

1-4-1-2-1-آفرينش جهان پرتويي از علم وقدرت حق

«أنْشَأ الْخَلْقَ إنْشاءً وَ ابْتَدأهُ اِبْتِداءً بِلا رَوِیَّه أجالَها وَلا تَجْرِبهة اسْتَفادَها وَلا حَرَکَه أحْدَثَها وَلا هَمامَه نَفْس اضْطَرَبَ فیها.»دراین فراز ازآفرینش جهان و چگونگى آغاز خلقت و عجایب آسمانها و زمین سخن به میان مى آید،هرچنداز یک نظرتکمیلى است .درآغاز مىفرماید:«آفرینش را بدون نیاز به اندیشه و فکر و استفاده ازتجربه و بى آنکه حرکتى ایجادکند و دربارهی تصمیمى بیندیشدایجاد کرد و آغاز نمود.»
دراینجا امام(آفرینش الهى را ازکارهاى مخلوقات به کلّى جدا مىشمرد؛ چراکه مثلا انسان هنگامى که مىخواهد کارى را انجام دهد،اگر مسبوق به سابقه اى نباشد،دربارهی آن مىاندیشدو با ابتکارخود به سراغ آن مىرود و اگرمسبوق به سابقه اى باشد ازتجارب دیگران یا از تجارب خودش بهره گیرى مىکند وگاه دردرون ذهن او حرکت گستردهاى در اندیشههاپیدا مىشود؛ روى مقدّمات مسأله مىاندیشد واز آن به سراغ نتیجهها مىرود وگاه درتردید و تزلزل باقى مىماند وسرانجام یکطرف را انتخاب کرده به پیش مىرود. هیچیک ازاین چهارحالت، درذات پاک خداوند وهنگام آفرینش اشیاء نیست،نه نیاز به فکر واندیشه دارد و نه تجربهی قبلى،نه حرکت فکرى روى مقدّمات و نتیجهها ونه تزلزل واضطراب در تصمیم گیرىها.اراده کردن همان و ایجادشدن موجودات همان:«اِنَّما اَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَیْئاً اَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ.»194فرمان اوچنین است که هرگاه چیزى را اراده کندتنها به آن مىگوید:موجود باش!آن نیز بىدرنگ موجود مىشود».
به تعبیردیگر این حالات چهارگانه، مربوط به تصمیمگیرى کسانى است که علم و قدرت محدودى دارندولازمهی آن نیازبه اندیشه یا تجارب دیگران ویا اضطراب و تردید است. امّا آنکس که علمش بى پایان و قدرتش نامحدود است به هنگام آفرینش، هیچیک ازاین حالات رانخواهدداشت.ازآنچه دربالاگفته شد به خوبى استفاده مىشودکه منظورازحرکت،درعبارت فوق، همان حرکت اندیشه در درون نفس است. ولى این احتمال نیزاز سوى بعضى مفسّران داده شده است که منظورحرکت جسمانى خارجى است که لازمهی اجسام است وخداوند برترو بالاتراز جسم و جسمانیّات مىباشد. ولى معناى اوّل مناسبتر به نظر مىرسد،زیرا سه حالت دیگرکه درعبارت بالا،قبل و بعداز آن آمده همه مربوط به تصمیمگیرى و اندیشه وتفکّر قبل ازانجام عملى است.کوتاه سخن اینکه افعال خداوندازافعال بندگان به کلّى جداست،زیرا او با علم به مصالح و مفاسداشیاء و آگاهى برنظام احسن آفرینش وقدرت تامّ و کاملى که برهمه چیز دارد،با قاطعیّت اراده مىکند و بدون هیچ تزلزل وتردید واندیشه و تجربه، موجودات را لباس وجود مىپوشاند.هم درآغاز آفرینش چنین است و هم درادامهی آفرینش.195

1-4-1-2-2-كيفيت آفرينش جهان و نظام هستي

سپس به چگونگى آفرینش موجودات و تدبیرالهى در پیدایش اشیاء طبق برنامهی منظم ودقیق و نظم و ترتیب حساب شده اشاره کرده،مىفرماید:«خداوندآفرینش هرموجودى رابه وقت خاصّش موکول کرد.(چرا که آفرینش او تدریجى و روى برنامهی زمانبندى شده بودتا عظمت تدبیرو قدرت بىنظیرخویش را آشکارترسازد.)».196
بعدازمسألهی زمانبندى بودن آفرینش موجودات،به نظام خاص داخلى وترکیبى آنها اشاره کرده ومىفرماید:«موجودات گوناگون رابایکدیگر التیام داد ودرمیان اشیاء متضاد،آشتى برقرارکرد.» (ولاَمَ بَیْنَ مُخْتَلِفاتِها.)197این ازعجایب عالم آفرینش است که خداونداشیاء وموجودات مختلف را آنچنان به هم پیوسته والتیام داده که گویى همه یک چیزند.
سپس مىافزاید:«خداوندغرایز وطبایع آنها رادرآنها قرار داد وبه هرکدام طبیعتى مخصوص به خودوغریزهاى ویژهی آن بخشید.»(وغَرَّزَغَرائِزَها).198این درحقیقت یکى ازحکمتهاى بالغهی الهى است که آنچه را از هرموجودى انتظارمىرودبه صورت طبیعى وخودجوش درآن آفریده تابدون نیازبه محرّکِ دیگر،درآن مسیربه راه افتدوازدرون ذاتش براى برنامهی ویژه اش هدایت شودکه اگر این انگیزههاى درون ذاتى درموجودات نبودآثاراشیاء دوام نداشت ونابسامانى و بىنظمى برآنها حاکم مىشد. درآخرین جمله ازفرازمورد بحث مىفرماید:«صفات ویژهی آنهارا همراهشان ساخت.»(وَ اَلْزَمَها أشْباحَها)199.یعنى خداوندبه هرموجودى ویژگىهایى دادو بعدازآن که درعلم خداوندجنبهی کلّیت داشتند،درخارج به صورت جزئیّات و اشخاص درآمدند.200
آنچه درجملههاى بالاازکلام مولا(آمده است اشاره به نکتهی مهمّى داردکه درقرآن مجیدنیز مکرّربرآن تأکید شده است و آن اینکه همهی موجودات جهان خلقت و مادّه، داراى زمانبندى خاصّى است ودرعین وجودتضادّ واختلاف درآنها، بایکدیگرهماهنگى دارد و همدیگر را تکمیل مىکنند وهمواره بایک نظم درون ذاتى وبرون ذاتى،هدایت مىشوندو به صورت کاروانى هماهنگ و همگام به سوى هدف نهایى درحرکتند،ازمسیر خود منحرف نمىشوند ودقیقاً به سوى مقصدپیش مىروند واین همگى گواه براین هدایت تکوینى الهى هستند. سپس مىافزاید:«ازهمهی آنها(اشیاء)پیش از آنکه آنهارا بیافریند آگاه بود و به تمام حدود و پایان آنها احاطه داشت وازجمیع لوازم و تمام جوانب آنها باخبر بود.»201
بهطور مسلّم کسى که ازهمهی این امورآگاه باشد و قدرت وتوانایى بر انجام آنها داشته باشد، مىتواند بهطوردقیق هرکدام رادر جاى خود قراردهد وبه هریک،هرچه لازم دارد بدهد ودرمسیر وجود وحیاتش هدایتش کند وبه کمال مطلوبش برساند.

1-4-2-سیدشریف رضی(

1-4-2-1-مختصری از زندگی شریفش

ابوالحسن محمدبن الحسین الموسوی معروف به سیدرضی وشریف رضی(406-359)دربغداد ازخانوادهای شریف زاده شد.پدرش ابواحمد حسین بن موسی بن محمدبن موسی بن ابراهیم مجاب فرزند موسی بن جعفر(ملقب به «طاهراوحدذی المناقب» نقیب طالبیان بغداد وسرپرست همهی سادات آل ابی طالب و امیرالحاج و قاضی مظالم بود. مادرسیدرضی فاطمه دخترالناصر الصغیراست که با هفت واسطه به امام زین العابدین( میرسد. برادر او نیز دانشمند بزرگ فقه وکلام وتفسیر وادب سیدمرتضی علم الهدی است که نخستین کتاب کلامی شیعه امامیه تحت عنوان «الشافی» را تألیف کرد. سید رضی به همراه برادر خودسید مرتضی درنزد همهی استادان زمان خویش در بغداد در همهی رشته های علوم قرآنی و اسلامی و ادب شاگردی کرد و به علت نبوغ ذاتی و استعداد فراوان در همهی آن علوم به استادی دست یافت و درآغاز جوانی با داشتن سمتهای سیاسی و اجتماعی مهمی چون نقابت سادات سراسر جهان اسلام، امارت حاج و قضاوت مظالم که از سوی پدربه وی واگذارشده بود وخلیفههای وقت وامیران وشاهان آل بویه برآن افزوده بودند، به تأسیس مدرسهای به نام «دارالعلم» در کوی شیعه نشین و دانشگاهی کرخ بغداد همت گماشت و به تربیت و تعلیم شاگردانی درآن مدرسه شبانهروزی پرداخت. سیدرضی در دوران نسبتا کوتاه زندگی علمی و فرهنگی خود آثارفلسفی وکلامی وادبی گرانقدر و ماندگاری در تاریخ فرهنگ بشری بر جای گذاشت.202

1-4-2-2-جایگاه حکمت واندیشههای فلسفی-کلامی درآثاروتألیفات سیدرضی(

پیش ازاین گفته شدکه سیدرضی در نزدهمهی استادان به نام روزگارخود دربغداد شاگردی کرده وبه علت داشتن نبوغ و استعداد خارق العاده در همهی رشتههایی که تحصیل کرده از سرآمدان و نامآوران همان رشته گردیده بود. وی درعصر زرین فرهنگ اسلامی زندگی میکرد. دراین روزگار همهی دانشمندان با هرگرایش علمی و مذهبی و دینی در بغداد گرد آمده درپرتو حمایت بی دریغ و تسامح بلاشرط شاهان آل بویه به تبادل اطلاعات علمی و گفتگوی فرهنگی مشغول بودند.
آنچه آوازهی سیدرضی را در سراسرپهنهی فرهنگ و درازای تاریخ گسترده است همین کتاب شریف «نهج البلاغه» میباشد که اثری جاویدان و دربردارندهی ژرفترین معارف و فرهنگ وحکمت انسانی است و گرنه دیوان شعر و دیگرآثار او نمیتوانست وی را ازشیخ طوسی و برادرش سید مرتضی و دیگردانشمندان پرآوازهتر کند.
شایان ذکر است که برخلاف نظر بسیاری ازصاحبنظران و پژوهشگران درباب بلاغت نهج البلاغه که بر این باور بوده اندکه سیدرضی فقط در پی جمعآوری کلماتی ازامام علی(بوده است که ازجنبهی بلاغت و ادبیات عرب دارای بالاترین و برترین مرتبه باشد، شاید این قصدچنین بوده که گفته اند؛اما نهج البلاغه دریایی است که درآن حکمت و بلاغت درهم آمیخته و اندیشههای والای کلامی و علمی بشری در قالب بلاغت و ادب والای لغات ریخته شده و غواصی همه فن دانسته میتواند که ازاین دریا آنچه راکه بشریت بدان نیازداشته ازآن استخراج نماید وبه همین دلیل است که این کتاب شریف «برادر قرآن» نامیده شده است که قرآن نه کتاب قصه است ونه کتاب فلسفه و نه کتاب ادب و بلاغت که اعجازی است فوق بشری و الهی که روح بشریت را سیراب می کند.
سیدرضی و سید مرتضی هردو از شاگردان قاضی عبد الجبار معتزلی بودند لیکن خود استقلال رأی داشته کلام امامیه را ترویج میکردند.کلام شیعهی امامیه ریشه درآراء علمی امیر المومنین وامام صادق و امام رضا(دارد و مستقیما از آن سرچشمههای گوارا و زلال سیراب شده است. نخستین کتاب اصول کافی کتاب «العقل و الجهل» است و نهج البلاغه آشکارا دو ویژگی«خردگرایی» و «آزاد اندیشی» را بر پیشانی دارد.
باتتبع و بررسی درمنابع و کتبی که دررابطه با این سیدبزرگوار و شاگرد مکتب علوی نگاشته شده اندنوشته ای که درآن به اندیشههای صرفا فلسفی و دیدگاههای او درباب حکمت اشاره کند یافت نشد اما آثاری که از ایشان در دست است آثاری کلامی-فلسفی میباشد که از جمله اند:203
1. «مجازات النبویه»،در بیان مجازهای(تشبیه،استعاره،کنایه) 361حدیث ازنبی اکرم(.در این کتاب به مباحثی فلسفی و کلامی از جمله قضا وقدر،جبر و اختیارو…پرداخته است.
2. «حقائق التأویل فی متشابه التنزیل»، که گویا 30جلد در تفسیرآیات متشابه قرآن بوده است که متاسفانه تنها جلدپنجم آن در تفسیرآیات متشابه سوره آل عمران تا آیه48 سوره نساء از دستبرد روزگار مصون مانده است. دراین کتاب سیدرضی در بخشی از تفسیرسوره آل عمران به اثبات یگانگی خداوند و نفی

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد نهج البلاغه، واجب الوجود، ابوسعید ابوالخیر، نظام سیاسی Next Entries منبع مقاله درمورد نهج البلاغه، واجب الوجود، وجود فی نفسه، حکمت و فلسفه