منبع مقاله درمورد نمایشنامه، ناخودآگاه، داستان کوتاه، خودآگاهی

دانلود پایان نامه ارشد

جدی، هر از چندگاهی، با دخالتهای مستقیم خود با لحنی شوخی آمیز، به خواننده تفهیم می کند که حوادث و مسایل پیش کشیده شده چندان هم جدی نیست.
اصطلاح آیرونی رمانتیک را نویسندگان آلمانی در قرن هجدهم و نوزدهم گسترش دادند. لودویک تیک17، گوته، هاینه18 و نویسندگان بعدی شیوه ای را به کار بردند که در آن، نویسنده ابهام موجود در اثرش را عامدانه با حضور سرزده خود در اثر خراب می کند. در این آثار، گاهی نویسنده در اثر حاضر شده، اظهار نظر کرده و خواننده را به طور مستقیم مخاطب خود قرار داده و توضیحاتی اضافه بر آنچه از داستان بر می آید به خواننده ارائه می دهد.
در آیرونی رمانتیک، نویسنده نشان می دهد که می داند آنچه می نویسد خیال محض است. بدین صورت که در جای دور از انتظاری خود یا خواننده را وارد قصه می کند؛ یا اگر نمایشنامه است بازیگران ناگهان از نقشهایشان بیرون می آیند، یا در رمان، یکی از شخصیتها شروع می کند به نوشتن تا رمان را تمام کند. می بینیم که در آیرونی رمانتیک نویسنده و مخاطب با هم شریک وهم دست هستند. موقعی به آیرونی رمانتیک نزدیکتر میشویم که اثر با اظهار نظری انتقادی درباره وقایع یا شخصیتها همراه می شود. دی سی ماک معتقد است “آیرونی رمانتیک از مرحله ای بس مهم در ادبیات خبر می دهد: مرحله آگاه شدن کامل ادبیات از وجود خود؛ مرحله گذر از خلق ناخودآگاهانه به خودآگاهی خلاق.” (ماک، 1389: 104) امروزه در داستانهای پست مدرن، یکی از شیوه های بیان نویسنده، حضور مستقیم خودِ او در اثر است. وجود آیرونی رمانتیک در آثار پست مدرن، خود نشانی است از پیوند تکنیک آیرونی با نگرش پست مدرن که در پایان این فصل به آن خواهیم پرداخت.
2-4-7- آیرونی موقعیت: آیرونی موقعیت، حادثه یا شکلی از مناسبات است که آیرونیک و متناقض به نظر می رسد. احتمال وقوع این نوع آیرونی در طبیعت و به طور طبیعی بسیار ناچیز است. آیرونی موقعیت در حقیقت آیرونی ساخته و پرداخته هنرمند و نویسنده است. به این معنا که افرادی که قادر هستند چیزها را آیرونیک ببینند، از لحاظ ذهنی می توانند با استفاده از مواد خامی که از محیط پیرامون خویش به دست می آورند – با حذف چیزهایی که ممکن است بی خبری قربانی را تخفیف دهد و یا کمرنگ کند و یا تضاد موجود میان واقعیت و نمود را کاهش دهد – کیفیتی از مناسبات آیرونیک را خلق نماید و از این طریق به بی نظمی و بی شکلی ظاهری زندگی، ساخت و شکل زیباشناختی بدهد.
آیرونی موقعیت، حادثه آیرونیکی است که آیرونیست ندارد و تظاهر می شود که به صورت طبیعی اتفاق افتاده، اما همیشه یک قربانی و یک ناظر دارد و میتوان به آن آیرونی ناخواسته یا ناآگاهانه هم گفت. در آیرونی موقعیت، اگر چه واقعیتی از پس ظاهری نمایان می شود، معنایی منتقل نمی گردد؛ واقعیت مکشوف یک وضع است نه یک حکم؛ و فقط ناظر آیرونیک است که می تواند بدان معنی بدهد. آیرونی موقعیت ضمن اینکه نکات صوری کمتری را مطرح می نماید، معمولاً سوالهای تاریخی و بینشی پیش می کشد. آیرونی موقعیت به مقدار ناب تری خنده دار، غم انگیز یا فلسفی می شود. بعید است کسی آیرونی موقعیت خلق کند بدون اینکه منظوری اخلاقی داشته باشد. دی سی ماک در مقایسه آیرونی موقعیت و آیرونی واژگانی می نویسد: “صحبت کردن از آیرونی واژگانی به معنی صحبت کردن از تکنیک ها و استراتژیهای آیرونیک است و صحبت کردن از آیرونی موقعیت به معنی صحبت کردن از انواع موقعیت هایی است که ما می بینیم، همچنین صحبت کردن در مورد دریافت مخاطب از آیرونی و گرایش و واکنش او نسبت به آیرونی است. چنان که گفته شد، یکی از راههای آیرونیک کردن سخن، ساختن موقعیت های آیرونیک است اما یک نویسنده که موقعیت آیرونیک می سازد، باید حس مشترکی از آیرونی، گرایشها و واکنشهای مربوط به آن در خواننده بوجود آورد.” (ماک، 1389: 43)
این نوع آیرونی بیشتر در خدمت اخلاق است. آیرونیست در مقام طنزپرداز یا اخلاق گرا می تواند آیرونی موقعیتی خلق کند که علاوه بر خنده آوری یا درد آلود بودن، ‌ عبرت آموز هم باشد. در آیرونی موقعیت، شخصیتها در بوجود آوردن فضای مناسب، جهت ساختن یک موقعیت آیرونیک نقش ویژه ای دارند. در آیرونی حادثه – که زیر مجموعه آیرونی موقعیت است – اساساً علت و معلولی وجود ندارد و همه چیز تنها بر اثر یک حادثه، اتفاق یا به طور طبیعی و به تبعیت از قانون یا قوانین پنهان جاری زندگی وقوع می یابد. گاهی آیرونی موقعیت به دنبال یک پیش آگاهی معنا پیدا می کند، به این مفهوم که حادثه یا موقعیت پیش آمده فعلی، به خودی خود آیرونیک نیست، اما با توجه به آگاهی قبلی و فراتر مخاطب، آن موقعیت بوجود می آید. مثال بسیار ساده آن، همان عبارت معروف “عاقبت چاه کن در چاه افتاد” می باشد. یعنی حادثه افتادن فردی در چاه، زمانی معنادار و آیرونیک است که بدانیم او خود عامل کندن چاه بوده است. نمونه این آیرونی در آثار نمایشنامه نویسان متقدم ایرانی به وفور دیده می شود، ‌ چرا که این نویسندگان اعتقاد داشتند تئاتر وسیله ای است برای تهذیب اخلاق جامعه و برای تهذیب اخلاق، و چه تکنیکی بهتر از آیرونی موقعیت؟
2-4-8- آیرونی خودکاهی: آیرونی خود کاهی آیرونی است که مانند آیرونی سقراطی، آیرونیست خود را در پس نقابی از جهالت، ‌ساده لوحی و نادانی پنهان می کند. در حالیکه آیرونیست غیرشخصی ممکن است از تخفیف کلامی استفاده کند، آیرونیست خود کاهنده خودش را خفیف و کم عقل تر از طرفش نشان می دهد و این کار را طوری انجام می دهد که وانمود سازیهای طرف مقابل لو می رود. تفاوت این آیرونی با آیرونی سقراطی در این است که در آیرونی سقراطی، ‌مخاطب از ابتدا از نقشه آیرونیست و دانایی او با خبر است اما در آیرونی خودکاهی، دانایی آیرونیست از ابتدا مشخص نیست و در پایان معلوم می شود. در واقع در این نوع آیرونی، ‌ناظر آیرونی هم به نوعی قربانی آیرونی گشته وفریب آیرونیست را می خورد.
2-4-9- آیرونی نقش ساده لوح: در این آیرونی هم آیرونیست از شخص ساده لوحی برای برملا کردن کاستیهای طرف مقابل استفاده می کند، ‌اما این بار شخص ساده لوح خودش نیست، ‌بلکه کاراکتر دیگری است که نویسنده وارد داستان می کند. این فرد که از همه جا بی خبر است، طعمه ای می شود برای به دام انداختن قربانیان آیرونیست. شخص ساده لوح، ‌با سادگی خودش سوالاتی مطرح کرده یا نظرهایی می دهد که خود از اهمیت واقعی آنها بی خبر است. او با گفتن ناخودآگاه حرفهایی، دست قربانیان آیرونی را رو می کند. در این نوع آیرونی قصه سازی بیشتری صورت می گیرد. آدم ساده لوحی خلق می شود که خود شخص آیرونیست نیست اما بدون اینکه بداند از جانب او عمل می کند.
2-4-10- آیرونی خودزنی: در این نوع آیرونی، قربانی آيرونی به جای اینکه از حقیقت موقعیتی که در آن گیر افتاده با خبر باشد، ‌از خودش بی خبر است. در این نوع آیرونی دیگر اثری از آیرونیست نیست، ‌او شخصیتهایی خلق می کند که بدون اینکه بخواهند قربانی آیرونی می شوند. آنها خودشان را بسیار دانا می دانند اما کلامی که آیرونیست در دهانشان می گذارد سرشار از ضد و نقیض هایی است که نادانیشان را برملا می کند. آیرونی خود زنی، آیرونی طنزآلودی است که ناشی از نابینایی فرد از فرط خودبینی یا نادانی او از خاطر جمعی بیش از حدش است که البته زیاد هم اجازه تنوع نمی دهد. این آیرونی با آیرونی نمایشی قرابت دارد.
2-4-11- آیرونی ناهمخوانی ساده: این آیرونی از قرار گرفتن تصاویر، گفتارها و به طور کلی مفاهیم کاملاً متناقض در کنار هم بوجود می آید، ‌شرایطی که مخاطب بالافاصله متوجه تناقض موجود شده و خنده اش می گیرد. به عنوان مثال، ‌ عبارت بن بست مسیح یک آیرونی ناهمخوانی ساده است چرا که نجات بخش بودن مسیح را در مقابل راه فرار نداشتن بن بست قرار می دهد.
2-4-12- آیرونی عمومی نمایش: “نمایش” به معنای حضور عده ای بازیگر در نقش اشخاص نمایش روی صحنه و تماشاگرانی خارج از صحنه دارای دو نوع آیرونی نمایشی است. یک نوع آن، ‌آیرونی های موجود در متن و داستان نمایش است که به آیرونی نمایشی معروف است و در ادامه به آن خواهیم پرداخت. نوع دیگر آن هم آیرونی عمومی نمایش است که به معنای بی خبر بودن اشخاص نمایش از “نمایش” در حال اجراست. اشخاص نمایش از وجود بازیگران و اینکه بازیچه کارگردان و نمایشنامه نویس هستند، بی خبرند. در این نوع آیرونی شخصیتها (قربانیان آیرونی) نمی دانند واقعیت خلاف تصور آنهاست.
2-4-13- آیرونی نمایشی(dramatic irony): در این نوع آیرونی، خواننده و نویسنده از واقعیاتی با خبرند که قهرمان داستان از آن بی خبر است و ناآگاهانه در جهت خلاف آن تلاش می کند، اما سرانجام با واقعیت روبرو می شود. آیرونی نمایشی را در تراژدی ها – خصوصاً تراژدی های کلاسیک – ، آیرونی تراژیک می نامند که عناصر ثابتی از جمله خواست و اراده خدایان، یک قربانی آیرونی و یک ناظر دارد. در واقع در این نوع آیرونی، قربانی آیرونی درگیر اتفاقی می شود که خلاف آن چیزی است که انتظارش را می کشیده است، اما ناظر آیرونی از ابتدا می داند پایان ماجرا خلاف انتظار قربانی خواهد بود. آیرونی نمایشی در حالتی موثرتر به نظر می رسد که نه فقط تماشاگر یا خواننده، بلکه شخصی در داخل نمایش یا روایت نیز از بی خبری قربانی با خبر باشد. آیرونی نمایشی یا طنز دراماتیک که یکی از تمهیدات طرح و توطئه است، خود در چند حالت بوجود می آید:
۱. اطلاعات مخاطبان درباره موضوع مورد بحث بیش از قهرمان داستان است.
۲. کردار شخصیت داستانی خلاف عقل و مقتضیات موجود است.
۳. میان آنچه شخصیت داستانی از اعمالش افاده می کند و نتیجه نهایی که از آن عاید می شود تقابلی بارز وجود دارد.
۴. شخصیتهای داستانی یا موقعیت ها به نحوی با هم مقایسه می شوند که نتیجه ای آیرونیک به دست می آید.
۵. پارادوکس دراماتیک یا برداشت دوگانه از عمل
امروزه اینگونه آیرونی بیشتر در رمان و داستان کوتاه به کار می رود، به این صورت که در داستان وقایع بر خلاف تلاش و انتظار قهرمانان پیش می رود و پایان داستان غیر منتظره است. بهرام مقدادی در کتاب “فرهنگ واژگان نقد ادبی” اش ذیل عنوان آیرونی چنین می نویسد: “آیرونی الزاماً در ساختار داستان گنجانده می شود و در ساختار کلامی و لفظی جای می گیرد که در آن صورت سریع الوصول خواهد بود، یا با موضوع در می آمیزد و نیازمند تفکر و تامل در نظام ساختاری اثر است. این دو صورت از آیرونی، به آیرونی کلامی و نمایشی معروفند که یکی را باید در ساختمان داستان و دیگری را باید در موضوع جستجو کرد. “(مقدادی، 1378: 105)
2-4-14- آیرونی تقدیر یا سرنوشت: در این نوع آیرونی مبنا بر آن است که تقدیر – به معنای خداوند، فرآیندهای کیهانی و آسمانی، سرنوشت – با دخالت و تحمیل خواست خود بر نقشه ها و تصمیمات انسان، جریان هستی قهرمان یا قربانی را در جهتی که خارج از تصور اوست، قرار داده و بر آن حکم می راند. در این نوع آیرونی، انسانها با سرنوشت و یا نیروهای حاکم بر سرنوشتشان به مبارزه برمی خیزند اما پیروزی نهایی از آن تقدیر است. این آیرونی، بی شباهت به آیرونی نمایشی نیست، چرا که در این نوع آیرونی هم شخصیتها در سرنوشت خود نقشی ندارند و در نهایت تسلیم تقدیرند و اراده خدایان، خلاف خواست آنها به پیش می رود. همان طور که در آیرونی نمایشی تلاش شخصیتها بی نتیجه است و آنها نمی توانند بر سرنوشت چیره شوند و مسیر آن را تغییر دهند، در این نوع آیرونی نیز تلاششان بی نتیجه مانده و حتی زمانی که تصور می کنند در جهت تغییر سرنوشت گام بر می دارند، در واقع خواست تقدیر را اجرا می کنند. نمونه بارز آن را می شود در تراژدی های کلاسیک مانند “اودیپ شهریار” یا داستان “رستم و سهراب” دید که تلاش شخصیتها به جای دور کردن سرنوشت شوم، ‌ آن را نزدیک و نزدیک تر می کند.
2-4-15- آیرونی حادثه: آیرونی حادثه هم مانند آیرونی نمایشی است و کاراکتر درگیر در آن، ‌ از آینده مطمئن است اما به ناگاه

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد آثار ادبی، ادب فارسی، ادبیات فارسی، اثر ادبی و هنری Next Entries منبع مقاله درمورد ناسازگاری، جبر و اختیار، وضعیت اجتماعی، نظریه ادبی