منبع مقاله درمورد نظام راهبری، عدم تقارن اطلاعات، ثروت سهامداران، عدم تقارن

دانلود پایان نامه ارشد

اكثريت مديران غيرموظف (غيراجرايي)، بايد مستقل از مديريت شركت باشند و نبايد هيچگونه رابطهاي (به غير از دريافت حقوق و مزايا و حق سهامدار بودن) داشته باشند كه استقلال آنان را با مخاطره روبرو سازد. از سوي ديگر، روشهاي متعددي براي حصول اطمينان از استقلال مديران غيرموظف (غيراجرايي)، پيشنهاد شده است. براي نمونه، در گزارش كدبري ضمن بحث درباره حقوق و مزاياي پرداختي به مديران غيرموظف (غيراجرايي) بيان شده است كه بايد ميان ارزش آفريني اين مديران و مورد مصالحه قرار نگرفتن استقلال آنان، تعادلي وجود داشته باشد. علاوه بر اين، روش پيشنهادي ديگر آن بوده كه مديران غيرموظف (غيراجرايي) تشويق شوند تا در طرحهاي اختيار خريد سهام مشاركت نكنند؛ زيرا اين كار نيز ممكن است استقلال آنان را با مخاطره روبرو سازد. در گزارش كدبري همچنين تأكيد شده است كه انتخاب مديران غيرموظف (غيراجرايي)، تصميمگيري مهمي بهشمار ميآيد و بايد از طريق يك فرايند رسمي گزينش (با استفاده از كميتهاي براي انتخاب نامزدها) صورت پذيرد تا بيش از پيش موجب تقويت استقلال آنان گردد. در گزارش مذكور، علاوه بر استقلال، نگرانيهايي نيز در زمينه انتخاب مديران غيرموظف (غيراجرايي) لايق و شايسته مطرح شده است. در گزارش همپل83 (1998) وظيفه و نقش مديران غيرموظف(غيراجرايي) مورد بازنگري قرار گرفته؛ ولي پيشنهادي در مورد افزايش تعداد مطلوب آنان در هياتمديره، ارائه نشده است. از سوي ديگر، تركيب مطلوب پيشنهادي اعضاي موظف و غيرموظف (غيراجرايي) هياتمديره در قانون جامع (1998) نسبت به تعداد توصيه شده در قانون كدبري تغييري نداشته است.
در آوریل (2002) به هيگز مأموريت داده شد تا پس از انجام بررسيهاي لازم، گزارشي در مورد نقش و وظايف مديران مستقل، تهيه كند. گزارش مذكور در واقع معادل انگليسي قانون سربنيزآكسلي84 به شمار ميآمد كه در ايالات متحده و در واكنش به مسائل و مشكلات پيش آمده در رابطه با ماجراي فروپاشي انرون، به تصويب رسيده بود. اولين و مهمترين توصيه مطرح شده در گزارش هيگز، اين بود كه بايد نيمي از اعضاي هيات مديره شركت، متشكل از مديران مستقل غيرموظف (غيراجرايي) باشند. او اعتقاد داشت كه براي كسب اطمينان از كارايي عملكرد مديران غيرموظف (غيراجرايي) در اجراي نقشي كه بر عهده دارند، بايد پشتيباني كاملي از آنان به عمل آيد و دورههاي آموزشي بيشتري براي آنها ترتيب داده شود. بخش ديگري از گزارش هيگز، به بررسي روابط ميان سهامداران اختصاص يافته و شامل توصيههايي جامع و گسترده (و بحثبرانگيز)، با تأكيد بر مضمون زير است: برقراري يك ارتباط مهم، ارزشمند و اجتناب ناپذير با سهامداران، از وظايف مديران غيرموظف (غيراجرايي) به شمار مي آيد.
دراينجا هيگز به ارتباط ميان دو ساز و كار اساسي نظام نظام راهبری ، يعني نقش مديران غيرموظف و نقش سرمايه گذاران نهادي پرداخته است. چنين رابطه اي منجر به هم افزايي مي شود؛ چون ابزار جديد نظارتي كه از تركيب دو ساز و كار مذكور حاصل مي شود، توانمند تر از زماني است كه هريك از آنها بهصورت جداگانه عمل كنند.گزارش مذكور پيشنهاد ميكند كه مديران غيرموظف بايد مسئوليت مستقيم مسائل مربوط به سهامداران را برعهده گيرند و به شكلي مؤثر، از حقوق آنها در سطح هياتمديره دفاع كنند. توصيه ديگر گزارش هيگز براي مديران ارشد غيرموظف آن است كه اين مديران، بايد جلسات منظمي را با سهامداران شركت داشته باشند و از نزديك، با مسائل و مشكلاتي كه همواره ميان شركت و سهامداران نهادي بزرگ آن وجود دارد آشنا شوند.85
توصيه ديگر گزارش هيگز، اين بود كه افزايش حقوق و مزاياي مديران غيرموظف(غيراجرايي)، بايد متعادل بوده و متناسب با گسترش دامنه مسئوليتهاي آنان صورت پذيرد. موضوع استقلال اكثريت مديران غيرموظف (غيراجرايي) عضو هياتمديره كه توسط گزارش كدبري مطرح شده بود، در گزارش هيگز دوباره مورد تأكيد قرار گرفته است.86
هيات مديره شركت معمولاً دو نوع وظيفه دارد :
1) مديريت تصميمات (مثلاً تدوين استراتژيهاي بلندمدت شركت و اخذ تصميمات سرمايه گذاري و تأمين مالي)،
2) كنترل تصميمات (مثلاً انتصاب مديران، تعيين پاداش آنان و نظارت بر تصميمات تخصيص سرمايه) (فاما و جنسن،1983) بهويژه وظايف كنترلي شامل نظارت بر كيفيت اطلاعات گزارشگري مالي كه به عموم انتقال مييابد نيز ميباشد (بيسلي87،1996: 443-65).
فاما و جنسن (1983) بر اهميت نقش اعضاي غيرموظف در انجام وظايف كنترلي هيات مديره تأكيد كرده اند. به دليل استقلال مديران غيرموظف از اثرات مديريت شركت، به نظرمي رسد آنان نسبت به مديران اجرايي شركت براي حفاظت از منافع سهامداران در مقابل فرص تطلبي مديريت در موقعيت بهتري قرار دارند. آنها معتقد بودند هيات مديره بزرگترين ساز و كار كنترل داخلي شركت و مسئول نظارت بر فعاليتهاي مديريت رده بالاي شركت است. افرادي كه در هيات مديره عضو هستند عامل مهمي در افزايش نظارت مؤثر هيات مديره بر فعاليتهاي مديريت شركت مي باشند. به اعتقاد آنها اثربخشي هيات مديره در نظارت بر مديريت تابعي از تركيب مديران درون سازماني و برون سازماني است. طبيعي است كه برخي از اعضاي مهم و اثرگذار هيات مديره از مديران داخلي شركت باشند زيرا اطلاعات خاص و ارزشمندي در مورد فعاليتهاي شركت در اختيار دارند كه به دليل نظارت متقابل بر ساير مديران به دست مي آيد. اين اطلاعات به هياتمديره كمك مي كند تا ابزاري مؤثر براي كنترل تصميمات باشد. لذا فاما (1980) و فاما و جنسن(1983) انتظار داشتند كه هياتمديره شامل چند نفر از مديران ارشد سازمان باشد.
مكتب فكري ديگري كه در آثار علمي به آن اشاره مي شود، عقيده دارد وجود هيات مديره در شركتها في نفسه يك امر غيرضروري است و بازار با ارائه راه حلي طبيعي براي مشكل نمايندگي، ساز و كارهاي داخلي شركت را بي اثر مي سازد (براي مثال هارت88، 1983) در اين ديدگاه نظري، مديران غيرموظف تنها به عنوان يك عنصر مهم ديگر از يك ساختار غيرضروري شناخته مي شوند. طرفداران نظريه مذكور بر اين باورند كه «بازار» خود به صورت طبيعي به مديران شركت نظم و انضباط لازم را مي بخشد و منافع مديران و سهامداران را همسو مي سازد.89
باور ديگري كه در ميان برخي اهل علم و اهل حرفه وجود دارد، آن است كه مشاركت مديران غيرموظف (غيراجرايي) در هياتمديره، ممكن است به دليل كاهش توان كارآفريني در كسب و كار و تضعيف وحدت ميان هيات مديره، موجب آسيب ديدن نظام حاكميت شركتي شود. ويليامسون مي گويد بهدليل اينكه مديران، مزاياي اطلاعاتي قابل توجهي به دليل حضور تمام وقت و آگاهي داخلي از شركت دارند، هيات مديره ممكن است به وسيله اي در دست مديران شركت براي قرباني كردن منافع سهامداران تبديل شود. تسلط مديريت ارشد شركت بر هيات مديره مي تواند منجر به تباني و انتقال ثروت سهامداران شود (فاما90،1980).
ملاحظه مي شود كه به رغم وجود افرادي مانند هيگز، كه از حاميان نظريه اهميت نقش مديران غيرموظف (غيراجرايي) بهشمار ميآيند؛ صاحب نظران ديگري اعتقاد دارند كه ضرر و زيان حاصل از مشاركت مديران غيرموظف (غيراجرايي) در هيات مديره، بيش از منافع ناشي از حضور آن مي باشد و بايد نقش آنان را حذف كرد. در حقيقت، نگراني اشخاص مزبور از آنجا ناشي ميشود كه در فرآيند انتخاب مديران غيرموظف (غيراجرايي)، نوع روابط ميان مديران و شركت، بيش از ضوابط لازم براي احراز سمت مذكور تأثير داشته باشد.
12-1-2- نقش سرمايه گذاران نهادي در نظام راهبری
گروههاي پرشماري در نظام راهبری نفوذ دارند. در اين ميان، سهامداران، بهويژه سرمايهگذاران نهادي نقشي مهم ايفا ميكنند. در بريتانيا چهار نوع اصلي از سرمايهگذاران نهادي عبارتند از صندوقهاي بازنشستگي، شركتهاي بيمه عمر، صندوقهاي سرمايه گذاري مشترك واحدهاي اوراق بهادار و صندوقهاي سرمايهگذاري مشترك سرمايهگذاري. از ديدگاه نظري، جايگاه سرمايهگذاران نهادي در نظام راهبری بسيار پيچيده است. از يك ديدگاه، سرمايهگذاران نهادي يكي ديگر از ساز وكارهاي نظام راهبری نيرومند را بازنمايي ميكنند كه ميتوانند بر مديريت شركت نظارت داشته باشند. زيرا آنان هم ميتوانند بر مديريت شركت نفوذي چشمگير داشته باشند و هم ميتوانند منافع گروه سهامداران را همسو كنند راه هايي كه بدان وسيله سهامداران مي توانند بر مديريت نظارت كنند عموماً در چارچوب نظريه نمايندگي معرفي مي شود. هر روز بر اهميت نقش نظارتي سرمايه گذاران نهادي افزوده مي شود زيرا آنان بسيار بزرگ و با نفوذ شدهاند، و در عينحال تمركز مالكيت قابل ملاحظهاي را به دست آوردهاند. البته، در نوشتههاي نظام راهبری از تمركز مالكيت به عنوان ساز و كاري مهم ياد مي شود كه مشكلات نمايندگي را كنترل ميكند و حمايت از منافع سرمايهگذاران را بهبود ميبخشد (شليفر و ويشني،1997). با اين وجود، چنين تمركزي ميتواند اثرات منفي هم داشته باشد، مانند دسترسي به اطلاعات محرمانه، كه عدم تقارن اطلاعاتي را بين آنان و سهامداران كوچكتر ايجاد ميكند. سرمايهگذاران نهادي همچنين مي توانند تضادهاي نمايندگي را به واسطه وجودشان در مقام كارگمار(يا مالكي) عمده، كه مشكلات برخاسته از جدايي مالكيت و كنترل را كاهش ميدهد، وخيمتر كنند. اگرچه با رشد تمركز مالكيت اين مشكل هم برطرف مي شود. با اين وصف، در نوشتههاي دانشگاهي بر اهميت نقش سرمايهگذاران نهادي در حاكميت شركتي، كه با نظارت بر مديريت شركت ايفا ميشود، تأكيد شده است. براي مثال، اگراوال و نوبر91 (1996) بيان كردهاند كه نقش فعال سرمايهگذاران نهادي ميتواند اثر مثبتي بر عملكرد مالي شركتهاي سهامي داشته باشد. افزون بر اين استاپلدان92 (1996) اظهار داشته است كه :
«نظارت سهامداران نهادي ميتواند در بين انواع گستردهاي از افزارها و نيروهاي بازار كه براي كاهش واگرايي ميان منافع مديران و مالكان عمل مي كنند تناسب ايجاد كند».
سرمايهگذاران نهادي، ميتوانند مشكلات كارگزاري را بهدليل توانايي برخورداري از مزيت صرفه اقتصادي مقياس و تنوعبخشي حل و فصل نمايند. لذا بهنظر ميرسد كه سرمايهگذاران نهادي، در مقام سهامداران شركتها، هم علت و هم چاره يا راهحل مشكل نمايندگي را بازنمايي ميكنند. وجودشان در مقام سهامدار باعث جدايي مالكيت و كنترل مي شود، درحاليكه درگيري فزايندهشان در شركتها و متمركز كردن مالكيت، راهي براي نظارت بر مديريت شركت بهدست ميدهد.
دو مكتب فكري در مورد نقش سرمايهگذاران نهادي در شركت وجود دارد. يك مكتب فكري بيان ميكند كه سهامداران نهادي ذاتاً كوتاه مدتگرا هستند. اين سرمايهگذاران نهادي، سرمايهگذاران موقتي هستند كه عمدتاً در تعيين قيمت سهام به سود جاري توجه دارند نه سودهاي بلندمدت ارزيابي منظم عملكرد و رتبهبندي عمل كرد سرمايهگذاران نهادي، انگيزههايي را در آنها براي اتخاذ افق سرمايه گذاري كوتاه مدت ايجاد مي كند (بلك و كافي93، 1994 ؛ استاپلدان ،1996). اين افق كوتاهمدت، سرمايهگذاران نهادي را از انجام هزينههاي نظارت باز ميدارد زيرا بعيد است كه منافع اين نظارت در كوتاهمدت نصيب آنها شود. بهعلاوه به دليل نياز به تغيير در پرتفوي براي بهبود عملكرد، زمان و منابع كافي در اختيار سرمايهگذاران نهادي قرار ندارد تا خود را درگير نظارت شركتهاي موجود در پرتفوي نمايند (بلك و كافي،1994؛ استاپلدان، 1996). بهعلاوه قراردادهاي پاداش مديران عمدتاً به سودهاي جاري و قيمت سهام شركت وابسته است. بازار نيروي كار مديريتي نيز قيمت مديران را بر اساس عملكرد شركت تعيين ميكند و تعويض مديرعامل براساس عملكرد سودهاي جاري انجام مي شود .(پوفر94 و وين تروپ95، 1991). معاملات سرمايهگذاران نهادي به اخبار سودهاي جاري حساس است. لذا مديران انگيزههاي فراواني براي جلوگيري از كاهش سود دارند. اما مكتب فكري ديگر بيان ميكند كه هنگاميكه مالكيت سهام شركت در بين عده كمي سرمايهگذار (بهويژه سرمايهگذاران نهادي) متمركز باشد، مشكلات جدايي مالكيت و كنترل كاهش مي يابد. هنگاميكه سهامي كه نهادها مالك آن هستند افزايش يابد، خروج از شركت هزينه بيشتري دارد، زيرا فروشهاي عمده سهام معمولاً مستلزم تخفيفات عمده است (بلك و

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد تمرکز مالکیت، حاکمیت شرکتی، هزینه سرمایه، عملکرد شرکت Next Entries منبع مقاله درمورد بیش اطمینانی، حاکمیت شرکتی، هیئت مدیره، دادههای پانل