منبع مقاله درمورد مواد مخدر، مصرف مواد، رفتار پرخطر، بهداشت و سلامت

دانلود پایان نامه ارشد

آثار و نتايج مهلک و مخربتري مي باشد. به همين منظور، مقولهي رفتارهاي پرخطر جوانان که بخشي از رفتارهاي انحرافي ميباشد، در اين پژوهش مورد بررسي قرار ميگيرد.

1-2- بيان مسأله

براي درک و فهم کجرفتاري لازم است که جامعه و هنجارهاي اجتماعي آن را شناخت، تفاوت ميان گروهها و خردهگروههاي جامعه را در نظر گرفت و به اين نکته توجه نمود که ادراک واقعيت اجتماعي و فرهنگي در ميان همهي بخشهاي جامعه يکسان نيست. جامعهشناسي در مطالعهي کجرفتاري، عوامل اجتماعي را مدنظر قرار ميدهد و جامعهشناس علاقهمند به بررسي کجرفتاري، به دنبال شناخت مسأله و عوامل تأثيرگذار بر آن ميباشد.
مسألهي مهم مورد توجه جامعهشناسان، نظم و انسجام اجتماعي بوده است. اما بايد اين واقعيت را در نظر داشت که هميشه همهي افراد جامعه با هنجارهاي اجتماعي که موجد نظم اجتماعي هستند، همنوا نميگردند و مرتکب رفتار انحرافي1 خواهند شد(احمدي، 1377). يک عمل زماني انحراف2 تلقي ميشود که به لحاظ اجتماعي رفتار انحرافي تعريف شده باشد و فرهنگ عمومي جامعه اين عمل را انحراف دانسته، افرادي را که مرتکب چنين عملي شدهاند مجازات نمايد(احمدي، 1384: 6). انحراف اجتماعي3 را غالباً شيوهي رفتاري ميدانند که برخلاف وفاق جامعه است و آن را عدم همنوايي با يک هنجار يا مجموعهاي از هنجارهاي مورد پذيرش اکثريت اعضاي جامعه تعريف نمودند(همان: 4). بنابراين، از ديدگاه جامعهشناسي انحرافات، انحراف اجتماعي يک پيوستاري از رفتار است که هم به تخلف از قانون نظير قتل و اختلاس، و هم به تخلف از هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي بدون قانون شکني رسمي نظير فرار جوانان از خانه ارجاع داده ميشود(احمدي، 1377).
برخي از رفتارهاي انحرافي مربوط به گروه سني خاصي است. به رفتار انحرافي جواناني که هنوز به سن قانوني نرسيدهاند(زير 18 سال)، رفتار بزهکارانه4 ميگويند و جوانان مرتکب اين رفتارها، بزهکاران جوان نام دارند. اين اصطلاح به طور رسمي و قانوني در سال 1899 تدوين گرديد و در همين زمان، اولين قانون بزهکاري جوانان5 در شهر شيکاگو آمريکا به کار گرفته شد(شوميکر6، 1389: 15-16).
جواني ساخت جمعيت و تأخر فرآيند جامعهپذيري نسبت به نظم نوين جهاني در جامعهي در حال گذار ايران معاصر، منجر به رشد مسألهي بزهکاري جوانان و نوجوانان شده است. در اين زمينه، جواناني که نميتوانند به خاطر ضعف عملکرد کارگزاران و عوامل جامعهپذيري و نابساماني فضاي ساختي حاکم بر نظام اجتماعي، تمايلات خود را به سوي رفتارهاي همنوا و بهنجار هدايت نمايند، ناگزير به ناهمنوايي کشيده شده و رفتارهاي انحرافي و بزهکارانه از خود بروز ميدهند(محمدي اصل، 1385: 11).
هيچ روزي نيست که خبري از جرايم جوانان در رسانهها منعکس نشود. رفتار مجرمانهي جوانان طيفي از انواع فعاليتها را شامل ميشود و جوانان با هر پيشينه و زمينهاي مرتکب آن رفتار ميشوند. توجه جامعهشناسي انحرافات به مطالعهي بزهکاري جوانان از زماني آغاز شد که طيف وسيعي از رفتارهاي نابهنجار نظير مصرف داروهاي مخدر، تخريب اموال عمومي و خصوصي، اوباشگري بعد از مسابقات فوتبال، مصرف بيش از اندازهي مشروبات الکلي، رفتار نامشروع جنسي و فرار از خانه و مدرسه در بين جوانان شيوع پيدا کرد. اين قبيل رفتارها نه فقط به دليل اينکه اشکال جديدي از انحرافات در جامعه تلقي ميشوند اهميت دارند، بلکه ارتکاب چنين رفتارهايي، مقدمهي ارتکاب جرايم شديدي مانند سرقت مسلحانه و قتل ميباشد و بزهکار امروز را به مجرم فردا تبديل ميکند(احمدي، 1384: 129).
رفتارهاي انحرافي جوانان انواع مختلفي دارد که بر حسب عمق، شدت و پيامدهاي آن به بزهکاريهاي شديد مانند تجاوز به عنف، سرقت مسلحانه، سوء مصرف الکل و مواد مخدر و بزهکاريهاي ملايم نظير فرار از خانه و مدرسه، تخريب اموال عمومي و خصوصي و دزديهاي کوچک تقسيم ميشوند. در اين پژوهش به بخشي از رفتارهاي انحرافي که با عنوان رفتارهاي پرخطر7 ناميده ميشوند، پرداخته ميشود.
مفهوم رفتار پرخطر به عنوان رفتاري تعريف ميشود که ميتواند بهزيستي، سلامتي و مسير زندگي را به خطر بيندازد و داراي نتايج منفي و پيامدهاي مضر ميباشد. براي مثال، مصرف مواد مخدر ميتواند منجر به آزار و اذيت والدين شود، فعاليت زودهنگام جنسي ميتواند منجر به بچهزايي ناخواسته گردد، يا پيامد ترک تحصيل، بيکاري مزمن ميباشد. در اين جا بايد به دو مسأله توجه نمود؛ يک مسأله، پيامدها و نتايج مخرب ناشي از درگيري نوجوانان و جوانان در رفتارهاي پرخطر ميباشد، و مسألهي دوم اين است که چرا نوجوانان و جوانان اقدام به رفتارهاي پرخطر ميکنند(جسور8، 1998: 2-3). رفتارهاي پرخطر به رفتارهايي گفته ميشود که احتمال نتايج منفي و مخرب جسمي، روانشناختي و اجتماعي را براي فرد افزايش دهد. خطرپذيري9 و انجام رفتار پرخطر دقيقاً معادل هم نيستند. خطرپذيري علاوه بر اينکه دربرگيرندهي انجام رفتارهاي پرخطر ميباشد، به آسيبپذيري و در معرض خطر بودن فرد از سوي محيط، نزديکان و نيز گرايشها، تمايلات و باورهاي نادرست و تهديد کنندهي فرد در مورد رفتارهاي پرخطر اشاره دارد(زاده محمدي و احمدآبادي، 1387: 88-89).
علل عمدهي مرگ و بيماري هم در کشورهاي صنعتي و هم در حال توسعه به تعداد نسبتاً محدودي از رفتارهاي پرخطر برميگردد که عمدتاً از سنين نوجواني و جواني شروع ميشود(آنتقيني و همکاران10، 2001: 1). نوجوانان و جوانان يکي از مهمترين گروههاي در معرض رفتارهاي پرخطر مانند رانندگي خطرناک(بخشاني و همکاران، 1386)، ايدز(اعتماد و همکاران، 1390؛ رحمتي نجارکلائي و همکاران، 1390؛ مظفرزاده و وحداني نيا، 1387؛ سيچارين و همکاران11، 2011)، خودکشي(عليوردي نيا و همکاران، 1390؛ بخشاني و همکاران،1386؛ پنا و همکاران12، 2012؛ هارل-فيش و همکاران13، 2012؛ وانگ و همکاران14، 2009)، فعاليتهاي جنسي(والتون و همکاران15، 2011؛ جيمز و همکاران16، 2009)، مصرف الکل(اسنيپس و بنوتش17، 2013)،خشونت(لانگندرفر18، 2013) و مواد مخدر هستند(شفيعي و همکاران، 1391؛ فيضي و همکاران، 1389؛ علايي خرايم و همکاران، 1389؛ هزارجريبي و همکاران، 1389؛ باسکين-سامرز و سامرز19، 2006؛ فليشر و چالتون20، 2001؛ کانتربري و همکاران21، 1995). از آنجايي که عوامل اجتماعي، خانوادگي و اقتصادي نقش مهمي در سوگيري رفتاري افراد و به ويژه نوجوانان و جوانان ايفا ميکنند، در صورتي که اين عوامل نتوانند نقش خود را به شکل مطلوبي ايفا نمايند، نوجوانان و جوانان دچار چالش شده و ممکن است فشار ناشي از اين چالشها و مشکلات، فرد را به سمت رفتارهاي پرخطر بکشاند. دورهي جواني دورهي تجربه آموزي است و از اين رو با خطرهاي گوناگوني در مسير کسب تجربه مواجه ميشوند(باريکاني، 1387: 192-193).
نوجوانان و جوانان به اندازهي بزرگسالان بهداشت و سلامتي را موضوع مهمي در زندگي قلمداد نميکنند. اين گروه اغلب رفتارهايي انجام ميدهند که معمولاً آنها را در معرض بيماريهاي تهديد کنندهي زندگي قرار ميدهند(سليماني نيا، 1386: 74). به همين دليل، بزرگترين و شايعترين علل مرگ نوجوانان و جوانان انجام رفتارهاي پرخطري مانند رانندگي پرخطر، خودکشي، سوء مصرف مواد و الکل و شرکت در فعاليتهاي پرخاشگرانه ميباشد. براساس بررسيهاي مرکز کنترل و پيشگيري از بيماريهاي22 آمريکا(2010)، شش رفتار پرخطر شامل صدمات عمدي و غيرعمدي، سيگار کشيدن، استفاده از الکل و مواد مخدر، رفتارهاي جنسي، تغذيهي نامناسب و عدم فعاليت جسماني باعث مرگ و مير جوانان و نوجوانان ميشوند. همچنين، مطابق با آمار سازمان پزشکي قانوني شايعترين علل مرگ جوانان و نوجوانان زير 25 سال در ايران، در مرتبهي اول تصادفات رانندگي و سپس به ترتيب مسموميتهاي ناشي از الکل، مواد مخدر، خودکشي و در نهايت بيماري سرطان بوده است. آمار به دست آمده در رابطه با روسپيگري نيز نشان ميدهد که 50 درصد از زنان روسپي ارجاع شده به مراکز بازپروري، جزء گروه سني 15 تا 24 ساله و 24 درصد از گروه سني 20 تا 24 ساله بودهاند(گرمارودي و همکاران، 1388: 14).
بسياري از رفتارهاي پرخطر مانند سيگار، الکل، مواد مخدر و روابط جنسي نامطمئن در سنين نوجواني و جواني اتفاق ميافتد. مطالعات نشان دادند که اغلب رفتارهاي پرخطر مانند مصرف سيگار، الکل، مواد و رفتارهاي جنسي نامطمئن در سنين قبل از 18 سالگي شروع ميشوند(برگمن و اسکات23، 2001). در ايران اکثر موارد بي مبالاتي جنسي(6/55 درصد) در سنين 16 تا 21 سالگي رخ ميدهند. ميانگين سن شروع سيگار در ايران 6/16 سال بوده و بالاترين نسبت معتادان کشور (7/45 درصد) در فاصلهي 17 تا 22 سال مصرف مواد را آغاز کردهاند(زاده محمدي و احمدآبادي، 1387: 89).
وقوع رفتارهاي پرخطر در سنين نوجواني و جواني و شيوع آنها در بين جوانان ناشي از عوامل اجتماعي متعددي ميباشد. يکي از اين موارد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي است. امروزه داشتن مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي رکن لازم و اساسي زندگي اجتماعي بوده و بهره مندي از آن ميتواند نقش مهمي در بازدارندگي24 رفتارهاي پرخطر به ويژه در بين جوانان داشته باشد زيرا دورهي جواني يک دورهي گذار و همراه با بحرانهاي مختلفي است.
مهارت اجتماعي25 عبارت است از رفتارهاي انطباقي آموخته شده که فرد را قادر ميسازد با افراد مختلف روابط متقابل داشته باشد، واکنشهاي مثبت بروز دهد و از رفتارهايي که پيامد منفي دارد، اجتناب نمايد(کارتلج و ميلبرن26، 1369). مهارتهاي اجتماعي رفتارهايي هستند که تحول آنها ميتواند بر روابط بين افراد از يک سو و بهداشت رواني آنان و نيز عملکرد مفيد در اجتماع از سوي ديگر، مؤثر باشد(ماتسون27، 1990؛ به نقل از حسين چاري و دلاورپور، 1385: 126). در واقع، کسي داراي مهارت اجتماعي است که با ديگران طوري رفتار کند که بتواند به حقوق، الزامات، رضايت خاطر و انجام وظايف خود در حد معقولي نايل آيد، بدون آن که حقوق، الزامات، رضايت خاطر يا وظايف ديگران را ناديده بگيرد و در عين حال مبادلهاي آزاد با ديگران داشته باشد(فيليپس28، 1978؛ به نقل از فاتحي زاده و همکاران، 1384). از نظر هارجي29، مهارت اجتماعي عبارت است از مجموعه اي از رفتارهاي هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعيت که آموختني بوده و تحت کنترل فرد مي باشند(هارجي و همکاران، 1392: 13). ضعف در مهارتهاي اجتماعي موجب بروز رفتارهايي مانند بزهکاري، ناسازگاري، افت تحصيلي(نصر اصفهاني و همکاران، 1383)، مصرف مواد و اعتياد(قاسم زاده و همکاران، 1386) ميگردد. دارا بودن مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي زمينهي مشارکت فعال فرد در اجتماع را فراهم نموده و باعث ميشود وي در رويارويي با وضعيتهاي دشوار اجتماعي واقعي، واکنشهاي اجتماعي مؤثري از خود بروز دهد. در واقع، داشتن مهارتهاي اجتماعي، تواناييهاي بالقوهي فرد را به بالفعل تبديل ميکند و براي ايجاد، حفظ و سازماندهي يک رابطهي انساني ضروري ميباشد.
مهارتهاي اجتماعي بسيار متنوع بوده و تقسيمبندي واحدي دربارهي آنها وجود ندارد. فتحي و همکاران(1384) آنها را در نه دسته تقسيم بندي کردهاند. اين ابعاد نه گانه به اين شرح ميباشند: مهارتهاي ارتباطي، مهارتهاي جرأت ورزي، مهارتهاي مربوط به پرورش حس همکاري، مسؤوليت پذيري و نوع دوستي، مهارتهاي خودگرداني، مهارتهاي درک اجتماعي و شناسايي ارزشهاي جامعه، مهارتهاي مربوط به قوانين اجتماعي، مهارتهاي شغل يابي و حفظ شغل، مهارتهاي گذران اوقات فراغت و مهارتهاي مقابلهاي.
مهارتهاي ارتباطي30 در برخي از تقسيم بنديها زيرمجموعهي مهارتهاي اجتماعي قلمداد شدهاند(فتحي و همکاران، 1384)، اما در اين پژوهش جداگانه در نظر گرفته شده است. مهارتهاي ارتباطي بخشي از مهارتهاي زندگي هستند و توانايي و ظرفيت ايجاد ارتباط، منجر به موفقيت در زندگي ميشود(حسين چاري و دلاورپور، 1385: 126).
مهارتهاي ارتباطي به طور کلي مربوط به فرآيند برقراري ارتباط ميان حداقل دو نفر است و به مجموعه رفتارهايي اطلاق ميشوند که به انسان کمک ميکنند تا ميان عواطف و نيازهاي خود ارتباط برقرار نمايد و به اهداف ميانفردي و اجتماعي دسترسي پيدا

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد عوامل خطر، اوقات فراغت، گروه همسالان، خودپنداره Next Entries منبع مقاله درمورد مواد مخدر، مصرف مواد، نوجوان و جوان، آموزش مهارت