منبع مقاله درمورد مواد مخدر، سلسله مراتب، عوامل خطر، رفتار پرخطر

دانلود پایان نامه ارشد

افراد داراي نگرشها و رفتارهاي با خودپنداره يا عزت نفس پايين بيشتر است. همچنين يافتهها حاکي از اين ميباشد که ميزان آگاهي و دانش دختران دربارهي ايدز در مقايسه با پسران بيشتر است.
کوواس و همکاران48 (2014) در پژوهشي با عنوان “خود-تنظيمي و مصرف الکل: تحليل مقولهي پنهان،” به بررسي رابطهي اين دو متغير پرداختند. اگرچه مصرف الکل ميتواند مشکلساز باشد، پژوهشها حاکي از عدم تجانس قابل ملاحظهاي در مشکلات مرتبط با مقولههاي مصرف مشروبات، به ويژه در ميان گروههاي با مصرف زياد ميباشد. تفاوت در خود-تنظيمي ممکن است موجب تفاوت در مقولههاي مصرف مشروبات گردد. در اين پژوهش، تفاوت در خود-تنظيمي عاطفي و رفتاري در بين چهار مقولهي مصرف مشروبات الکلي ارزيابي شده است. پاسخگويان شامل 1895 دانشجو به صورت آنلاين(برخط) به سؤالاتي دربارهي ويژگيهاي جمعيتشناختي، مصرف الکل و خود-تنظيمي جواب دادند. با استفاده از تحليل مقولهي پنهان، چهار مقولهي مصرف مشروبات به صورت تجربي مطرح شد. مصرفکنندگان متوسط بيشترين مقوله را شامل ميشدند(1/38%)، بعد از آن مصرفکنندگان کم(4/37%)، در مرتبهي بعدي مصرفکنندگان زياد(8/17%) و در آخر نيز مصرفکنندگان حرفهاي يا خيلي زياد(8/6%) قرار داشتند. هر مقولهاي به وسيلهي شاخصهاي خود-تنظيمي در تحليل مقولهي پنهان پيشبيني شده است. به استثناي رويهي عجولانه، مقدمتاً خود-تنظيمي رفتاري بين مصرفکنندگان کم و سه مقولهي ديگر متفاوت بوده است. خود-تنظيمي عاطفي و رويهي عجولانه با مصرف مشروبات همبستگي نداشت، اما در ميان مقولهي حرفهاي متفاوت بوده است. به طور خاص، بيثباتي عاطفي و رويهي عجولانه در بين مقولهي حرفهاي بيشتر از ساير مقولهها بوده است.
سرسدال و همکاران49 (2014) در پژوهشي به بررسي رابطهي بين سبکهاي حل مسأله و مصرف الکل و مواد در آفريقاي جنوبي پرداختند. نتايج نشان مي دهد مردان، افراد سالخورده و کساني که داراي سبک اجتناب از مقابله با مشکلات بودند، احتمال بيشتري داشت که مواد مصرف کنند. همچنين افراد داراي افسردگي و فشار رواني نيز از احتمال بيشتري براي مصرف مواد و الکل برخوردار مي باشند.
وارويل-ولد و همکاران50 (2014) در پژوهشي با عنوان “تأثير مادر و گروه همسالان بر مصرف مشروبات الکلي در بين دانشجويان”، تعداد 362 دانشجوي سال اول دانشگاه را به عنوان نمونه انتخاب کردند. محققان دو هدف مهم را در نظر گرفتند؛ اول اينکه آيا نفوذهاي خاص مادري در چهار بعد(نظارت، ارتباط مثبت، آسانگيري و سرمشقدهي) و هنجارهاي توصيفي همسالان با مصرف مشروبات و پيامدهاي آن در بين دانشجويان مرتبط است؟ و دوم اينکه، آيا نفوذهاي مادري، اثر هنجارهاي همسالان بر مصرف مشروبات و پيامدهاي آن توسط دانشجويان را تعديل ميکند؟ مطابق با مدلهاي تکامل اجتماعي کاتالانو و هاوکينز، تأثيرات حمايتي در يک حوزه(براي مثال مادران) ميتواند تأثيرات منفي ناشي از حوزههاي ديگر(براي مثال همسالان) را خنثي کند. نمونهي مورد مطالعه، ارزيابي آنلاين را با توجه به نظارت، ارتباط مثبت، آسانگيري و سرمشقدهي مادران خود، هنجارهاي توصيفي همسالان و مصرف مشروبات و پيامدهاي مرتبط با آن پاسخ دادند. اثرات اصلي و تعاملات دوطرفه(مادر×همسالان) با استفاده از مدلهاي رگرسيون سلسله مراتبي مجزا براي سه شکل مجزا شامل مصرف بسيار زياد، مصرف هفتگي و پيامدهاي مصرف الکل ارزيابي شد. نتايج نشان داده است که آسانگيري مادر و هنجارهاي توصيفي همسالان با مصرف مشروبات و پيامدهاي آن داراي رابطهي مثبت معنادار مي باشد، در حالي که تعامل مثبت مادر-فرزند با مصرف مشروبات و پيامدهاي آن رابطهي منفي دارد.
لووري و همکاران51 (2014) در پژوهشي با عنوان “قصد و تلاش براي خودکشي در بين دانشآموزان دبيرستاني ايالات متحدهي آمريکا: روندها و رفتارهاي پرخطر مرتبط با سلامتي، 1991-2011،” دادههايي را از 11 پيمايش ملي رفتارهاي پرخطر جوانان که بين سالهاي 1991 تا 2011 انجام شده بودند، مورد تحليل قرار دادند. تعداد نمونه تقريباً 14000 دانشآموز پايههاي 9 تا 12 بودند. محققان با استفاده از مدلهاي رگرسيون لوجستيک قشربندي شدهي جنسي که براي نژاد/قوميت و پايهي کلاسي کنترل شده بود، روندهاي دورهاي رواج(شيوع) قصد و تلاش براي خودکشي را تحليل نمودند. نسبتهاي شيوع استاندارد شده52 محاسبه شد تا ارتباط بين خطر خودکشي و دامنهي وسيعي از رفتارهاي پرخطر مرتبط با سلامتي را بسنجد. يافتهها نشان داد که در بازهي زماني 1991 تا 2011، در بين دانشآموزان دختر، هم قصد خودکشي(فکر کردن به خودکشي، ساختن طرح و نقشهاي براي اقدام به خودکشي) و هم اقدام (هر اقدامي، اقدامي که منجر به آسيب شده و نياز به درمان پزشکي پيدا کرده است) به طور معناداري کاهش يافته است؛ در بين دانشآموزان پسر، فقط قصد و نيت خودکشي به طور معناداري کاهش پيدا کرده است. در سال 2011، در مقايسه با دانشآموزان بدون داشتن قصد و اقدام به خودکشي، رفتارهاي پرخطر مرتبط با سلامتي داراي ارتباط بسيار قوي با تلاش براي خودکشي در بين دانشآموزان دختري بوده است که مواد مخدر تزريق ميکرده اند(نسبت شيوع=8/12)، در محيط مدرسه اسلحه حمل ميکرده اند(نسبت شيوع=7/9)، و مواد مخدر صنعتي و متامفتامين مصرف ميکرده اند(نسبت شيوع=7/8). در بين دانشآموزان پسر، رفتارهاي پرخطر مرتبط با سلامتي داراي رابطه بسيار قوي با خطر خودکشي بالا شامل تزريق مواد مخدر (نسبت شيوع=4/22)، استفاده از ملين يا ضد يبوست براي کنترل وزن (نسبت شيوع=1/17)، و داشتن رابطه جنسي تحت فشار و اجبار(نسبت شيوع=8/14) بوده است.
خميس53 (2014) در پژوهشي با عنوان “زورگويي در بين نوجوانان مدرسهاي در بيروت: عوامل خطر و محافظت کننده،” به بررسي شيوع اين پديده و عوامل جمعيتشناختي – اجتماعي، محيط خانوادگي و مدرسه، و استراتژيهاي سازگاري که ميتوانست در عملکرد تحصيلي تفاوت ايجاد کند، پرداخت. تعداد 665 دانشآموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتايج نشان مي دهد که زورگويي کلامي شايعترين نوع زورگويي مي باشد. دانشآموزان به ندرت سعي ميکردند که از وقوع زورگويي جلوگيري کنند يا آن را به معلمانشان گزارش دهند. شيوع زورگويي و تهديد در بين پسران بيشتر از دختران مي باشد. زورگويي در مدرسه با موفقيت تحصيلي يا تربيت نامناسب رابطه ندارد. همچنين يافتهها نشان مي دهد که هم افراد زورگو و هم افراد قرباني چه در کوتاهمدت و چه در بلندمدت، در معرض خطر مشکلات سازگاري مانند بيشفعالي، نشانگان عاطفي، مشکلات رفتاري و مشکلات همسالان ميباشند. جنسيت و مقابلهي عاطفي -محور به عنوان عوامل خطر براي افزايش رفتار زورگويانه، در حالي که سن، مقابلهي مسأله- محور، محيط خانوادگي و محيط مدرسه به عنوان عوامل حفاظت کننده قلمداد مي شوند.
ازدمير و همکاران54 (2013) در پژوهشي، رابطهي بين فرآيندهاي والدگري، خود-کنترلي و پرخاشگري در ميان نوجوانان ترکيهاي را مورد بررسي قرار دادند. مشارکتکنندگان شامل 546 نوجوان 14 تا 18 سالهي دبيرستاني بودند که به سؤالات پرسشنامه پاسخ دادند. يافتهها حاکي از شواهدي مبتني بر تأثير مستقيم و غيرمستقيم فرآيندهاي والدگري بر پرخاشگري از طريق خود-کنترلي پايين بوده است. به طور خاص، نتايج نشان داده است که صميميت با مادر، تأييد همسالان توسط پدر و نظارت والدين(هم پدر و هم مادر) بر فرزندان به طور مثبت و مستقيم با خود-کنترلي پايين مرتبط مي باشد، و به شکل غيرمستقيم با پرخاشگري و خشونت از طريق خود-کنترلي پايين رابطه دارد. در مجموع، فرآيندهاي والدگري و خود-کنترلي پايين 21 درصد از واريانس پرخاشگري را تبيين نموده اند.
فالکو و همکاران55 (2013) در پژوهشي به مطالعهي رفتار پرخطر رانندگي پرداختند و نقش متغيرهاي شناختي، اجتماعي و شخصيتي را در ميان نوجوانان مورد بررسي قرار دادند. به همين منظور، تعداد 1028 نوجوان ايتاليايي را که اولين تجربهي رانندگيشان را پشت سر گذاشتند به عنوان نمونه انتخاب کردند. يافتهها نشان داده است که شخصيت هم به طور مستقيم و هم غيرمستقيم از طريق ادراک خطر بر روي رفتار رانندگي تأثير داشت. به طور خاص، ادراک خطر تعديل کنندهي معناداري بين شخصيت، هنجار اجتماعي و رفتار رانندگي بوده است. رابطهي معنادار در بين دختران و پسران نيز مشاهده گرديده است. در يک وضعيت ترکيبي و هماهنگ در هر دو سطح شناختي و اجتماعي، برخي گرايشها به سمت خطر با شخصيت مرتبط ميباشد. کنش يا عمل ترکيبي و هماهنگ در سطوح متفاوت شناختي، اجتماعي و شخصيتي ميتواند منجر به نتايج مؤثر و معناداري در کاهش آن رفتارهاي خطرناک رانندگي گردد که اغلب زمينهي درگيري رانندگان جوان در تصادفها را فراهم ميکند.
بوت ول و همکاران56 (2013) در پژوهشي با عنوان “نمايش همتغييري خود-کنترلي پايين و قرباني شدن: يک رويکرد ژنتيک رفتاري،” نقش ساختارهاي شخصيتي را در ريشههاي قربانيشدن مورد مطالعه قرار دادند. نتايج نشان مي دهد که به طور خاص، خود-کنترلي پايين مستقيماً باعث افزايش خطر قربانيشدن ميگردد. همچنين، يافتهها نشان مي دهد که عوامل ژنتيکي بخشي از واريانس خود-کنترلي و قربانيشدن را تبيين مينمايد.
فن فوگت و همکاران57 (2013) در پژوهشي به بررسي آموزش مهارتهاي اجتماعي گروه-محور در بين گروهي از دانشآموزان داراي مشکلات رفتاري پرداختند. به همين منظور آنها تعداد 161 دانشآموز را انتخاب نمودند. اثرات مداخله در قالب يک مطالعهي شبه آزمايشي همراه با يک ارزيابي 12 ماه بعد از کمپ مستمر اختياري تست شد. در ارزيابي سريع، هر دو گروه کنترل و آزمايش مشکلات اجتماعي و دروني کمتري را نشان داده اند، در حالي که فقط گروه آزمايش، تغيير مثبت و اندکي در رابطه با اضطراب اجتماعي از خود نشان داده است. بعد از 12 ماه، نمونه کوچکي از گروه آزمايش(بچههايي که کمپ مستمر را دنبال نمودند) تغييرات مثبت بيشتري را در رابطه با همهي شاخصها نشان داده اند، به جز دربارهي مشکلات دروني که تغيير کمي پيدا کرده است.
دينبيل و همکاران58 (2013) در پژوهشي، همخواني و تجانس بين ارزيابي والدين و معلمان از مهارتهاي اجتماعي و رفتارهاي مشکلدار بچهها را مورد مطالعه قرار دادند. هدف اين مطالعه، بررسي تجانس(با استفاده از مدلسازي خطي سلسله مراتبي) در سطح کلاس درس بين ارزيابي والدين و معلمان از مهارتهاي اجتماعي و رفتارهاي مشکلدار(نابهنجار) بچههاي نوجوان بوده است. همچنين آنها اثر بالقوهي خانواده و متغيرهاي جمعيتشناختي شامل ناتواني بر روي اين تجانس را مورد سنجش قرار دادند. يافتهها بيانگر اين مي باشد که سطوح متوسطي از تجانس در مورد مهارتهاي اجتماعي بچهها و سطوح پاييني از تجانس در مورد رفتارهاي مشکلدار وجود دارد. همخواني و تجانس والدين و معلمان، زماني که ارزيابي مهارتهاي اجتماعي بچههاي ناتوان با بچههاي بدون مشکل مقايسه شد، بالا مي باشد.
استاکسرود و همکاران59 (2013) در پژوهشي اين هدف را دنبال ميکردند که آيا استفاده از سايتهاي اينترنتي و خدمات آنها، خطر آسيبپذيري افراد را افزايش ميدهد؟ نمونهي مورد مطالعه تعداد 1000 نفر استفاده کنندهي اينترنت بود و از 25 کشور اروپايي انتخاب شده بودند. در اين مطالعه محققان 4 فرضيه را تدوين و مورد ارزيابي قرار دادند. فرضيهي اول؛ افرادي که از سايتهاي شبکههاي اجتماعي استفاده ميکنند، با خطرات آنلاين(برخط) بيشتري نسبت به کساني که از اين سايتها استفاده نميکنند، مواجه خواهند شد. اين فرضيه تأييد شده است. فرضيهي دوم؛ استفادهکنندگان سايتهاي شبکههاي اجتماعي با صلاحيت ديجيتالي بيشتر، در مقايسه با افراد داراي صلاحيت ديجيتالي کمتر، با خطر آنلاين بيشتري مواجه خواهند شد. اين فرضيه هم تأييد شده است. فرضيهي سوم؛ استفادهکنندگان سايتهاي شبکههاي اجتماعي داراي عملکردهاي سايتهاي اينترنتي با خطر بيشتر( به عنوان نمونه پروفايل عمومي، نشان دادن اطلاعات هويتي، داشتن تعداد بسيار زياد مخاطب) نسبت به افراد داراي عملکردهاي با خطر کمتر(ايمنتر) در معرض خطر آنلاين يا برخط بيشتري قرار خواهند گرفت. اين فرضيه نيز مورد تأييد توسط دادهها واقع شده است. آنچه که

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد مواد مخدر، مصرف مواد، خودپنداره، عزت نفس Next Entries منبع مقاله درمورد خودپنداره، مصرف مواد، آموزش مهارت، مواد مخدر