منبع مقاله درمورد مواد مخدر، اعمال مجرمانه، قرن نوزدهم، مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

پايين معتقدند که زندگي شان در دستان نيروهاي معنوي قدرتمندي است که سرنوشت آن ها را رقم مي زنند. خوش شانس بودن، به دست آوردن ثروت مناسب و بردن جوايز بزرگ از جمله رؤياهاي روزانه ي اين افراد است.
6- خودمختاري214: مستقل بودن از نهادها و افرادي مانند پليس، معلمان، والدين از ضروريات زندگي افراد طبقهي پايين محسوب شده و از دست دادن کنترل نوعي ضعف غيرقابل قبول براي آن ها به شمار مي آيد که با سرسختي شان ناسازگار است(سيگل، 2012: 214).
براي تحقق اين ارزش ها است که پسران تجربه و کيفيات شخصي خاصي را پرورش ميدهند و از اين رهگذر به بزهکاري گرايش پيدا مي کنند. آنها از اين طريق زندگي را با والدين و همسالان شان تجربه نموده و جامعه پذير مي شوند. اين جامعه پذيري هم از فرهنگ طبقهي متوسط متنفر است و اين افراد به غفلت از هنجارها و ارزش هاي فرهنگ غالب مي پردازند. بدين ترتيب، از نظر ميلر، بزهکاري پسران محلات بدنام، محصول جامعهپذيري در خردهفرهنگ بزهکارانه خصوصاً در محلات بدنام است(محمدي اصل، 1385: 174).

3-2-4-1-3-4- نظريهي فرصت افتراقي ريچارد کلووارد و لويد اهلين

ريچارد کلووارد و لويد اهلين215، در کار کلاسيک خود با عنوان بزهکاري و فرصت216(1960)، اصول نظريهي فشار و بي سازماني اجتماعي را با تصويري از يک خرده فرهنگ جنايي باندهاي بزهکاري باهم ترکيب کردند. آنها در موافقت با نظريهي کوهن، دريافتند که خرده فرهنگهاي مستقل بزهکاران در جامعه وجود دارد. از نظر کلووارد و اهلين، خرده فرهنگ بزهکارانه نوع خاصي از فعاليت هاي بزهکارانه است که از اصول و مقررات مورد نياز براي تحقق اعمال مجرمانه در محدودهي خود حمايت مي کند(سيگل، 2012: 217).
دار و دسته هاي جوانان بزهکار217 بخش مهمي از خرده فرهنگ بزهکارانه به حساب ميآيند. اگرچه تمامي اعمال غيرقانوني از سوي دار و دسته ي جوانان انجام نمي شود، اما آنها منبع اصلي جدي ترين، پايدارترين و پرهزينه ترين رفتارهاي مجرمانه محسوب مي شوند. دسته هاي بزهکارانه در مناطق بيسازمان و بي نظم شکل مي گيرند، جايي که جوانان با محدوديت فرصتهاي لازم براي دستيابي به موفقيت از طرق متعارف و مرسوم مواجه هستند(همان: 217).
در اين شرايط، محيط اجتماعي که جوانان در آن زندگي مي کنند، به آن ها اين اجازه را مي دهد تا به روش هاي غيرقانوني، موفقيت هاي لازم را به دست آورند. در واقع، شرايط محلهاي جوانان، دستيابي آن ها به فرصت هاي لازم به وسيلهي روش هاي غيرقانوني را تسهيل ميکند(برگ و استيوارت، 2009: 230).
بخش اصلي نظريهي کلووارد و اهلين، مفهوم فرصت هاي افتراقي218 است. براساس اين مفهوم، تمامي اقشار جامعه داراي اهداف موفقيتي يکساني مي باشند، اما افراد طبقهي پايين از امکانات محدودي براي دستيابي به اين اهداف برخوردار هستند. افرادي که نمي توانند از طريق روش هاي مرسوم و متعارف به اين اهداف دست يابند، به دنبال شيوه هاي جايگزين يا ابداعي براي رسيدن به موفقيت هستند. افرادي که اميد چنداني براي دستيابي به موفقيت از طرق قانوني ندارند، به افراد مشابه خود پيوسته تا اقدام به تشکيل يک گروه نمايند. اعضاي اين گروه، براي رهايي از شرمندگي، ترس يا احساس گناه به خاطر درگير شدن در اعمال غيرقانوني، حمايت عاطفي از يکديگر به عمل مي آورند. خرده فرهنگ هاي بزهکارانه سپس اين اعمال را مورد تشويق و پاداش قرار مي دهد، در حالي که جامعه آنها را تنبيه خواهد کرد. جواني که در دورهي تحصيل خود با ناکامي روبرو بوده و تنها موفق به گذراندن دوره و گرفتن مدرک شده و کار نه چندان مناسبي با دستمزد پايين پيدا کرده، مي تواند از طريق پيوستن و عضويت در اين دسته هاي بزهکارانه، اقدام به معامله مواد مخدر و سرقت هاي مسلحانه نموده و هم هزاران دلار به دست آورده و هم از احترام هم دستان خود برخوردار باشد(سيگل، 2012: 217).

3-2-4-1-3-5- نظريه کد(رمز) خيابان الياه اندرسون

ديدگاهي که رابطهي بين فرهنگ و رفتار را نشان مي دهد، مفهوم کد(رمز) خيابان ها219 است که توسط الياه اندرسون220 مطرح گرديده است. وي شرايط زندگي را براي فقراي حاشيه نشين داراي سختي هاي زيادي ميدانست – فقدان شغلي که بتواند خرج زندگي را بدهد، ننگ نژاد، مصرف مواد و قاچاق مواد مخدر، از خودبيگانگي و نداشتن اميد به آينده. زندگي کردن در چنين محيط هايي، افراد جوان را در معرض خطر جرم و رفتار انحرافي قرار مي دهد(سيگل، 2012: 216).
اندرسون با مطالعهي جوانان طبقهي پايين، دو دسته نيروهاي فرهنگي نشأت گرفته از محله را شناسايي نمود که موجب شکل گيري واکنش هايي مي گردد. دستهي اول، ارزشهاي اصيل221 هستند که توسط خانواده هايي که به ارزش هاي فرهنگي اصلي متعهد هستند(خانوادههاي اصيل)، آموخته شده و اهداف و استانداردهاي اصلي رفتار را نشان مي دهند(براون و همکاران222، 2013: 328). هرچند آنها ممکن است از نظر مالي از برخي از همسايه هاي خيابان- محورشان بهتر باشند، اما به طور کلي آنها کارگران فقير هستند. آنها براي کار کردن سخت و خود-اتکايي ارزش قائل هستند و مشتاقند تا براي خانواده هاي شان خود را قرباني کنند؛ آنها اميدوار به آيندهي بهتر براي فرزندان خود مي باشند. بيشتر اوقات به کليسا رفته و علاقهي زيادي به تحصيل و آموزش دارند. برخي از آنها شرايط سخت را به عنوان آزمايش الهي ميدانند و باورشان و اجتماع کليسا منبع حمايت و پشتيباني آنها مي باشد(سيگل، 2012: 216).
در مقابل، ارزش هاي خياباني223 در نااميدي زندگي درون شهري به وجود مي آيد و در تضاد با جامعهي اصلي است. فرهنگ خياباني آن چيزي را که اندرسون کد(رمز) خيابان ها مي نامد، شکل مي دهد، يعني مجموعه اي از قواعد غيررسمي که هم نگرش هاي درست را تنظيم ميکند و هم شيوه هايي براي واکنش به چالش هاست. اگر قواعد نقض شوند، مجازات هايي براي کساني که آنها را نقض کردند، وجود دارد(پيکوئرو و همکاران، 2015: 48-49). از نظر اندرسون، جامعه پذيري خياباني با خشونت و رفتارهاي بزهکارانه مرتبط است(براون و همکاران، 2013: 328).
در مرکز اين کد(رمز)، مسألهي احترام و حيثيت224 قرار دارد. کد نيازمند اين است که کسي که از اين عمل سرباز مي زند، مجازات گردد يا مورد احترام قرار نگيرد. فردي که داراي ميزان مناسبي از احترام و آبرو است، مخل آسايش ديگران در محيط هاي عمومي نمي شود. اگر کسي مخل آسايش ديگران يا مزاحم آن ها شود، نه فقط در معرض خطر فيزيکي قرار ميگيرد، بلکه رسوا و بي آبرو خواهد شد. برخي از اشکال مزاحمت، مانند برقراري تماس چشمي براي مدت زمان طولاني، ممکن است تا حدي مهربان به نظر آيد. اما براي بچه هاي خيابان که با اين کد زندگي مي کنند، اين کنش ها نشانه هاي جدي از نيت هاي اشخاص ديگر و هشداري براي مواجهه و برخورد فيزيکي قريب الوقوع مي باشد. اين دو نوع جهت گيري -اصيل و خياباني – از نظر اجتماعي، اجتماع يا گروه را سازماندهي مي کنند. وجود اين جهت گيري ها به اين معني است که بچه هايي که در خانواده هاي اصيل بزرگ شده اند، بايد قادر باشند به شکل موفقيت آميزي نيازهاي فرهنگ خياباني را هدايت و مديريت کنند. حتي در خانواده هاي اصيل، والدين تشخيص مي دهند که کد مي بايست اطاعت شود، يا در کمترين سطح مورد مذاکره قرار گيرد؛ و نبايد به سادگي مورد چشم پوشي واقع شود(سيگل، 2012: 216).
نقد: اگرچه نظريه هاي خرده فرهنگي بر روي بزهکاري جوانان تمرکز نموده اند و عوامل فرهنگي را مورد توجه قرار داده اند، اما مورد نقد نيز قرار گرفته اند. يکي از انتقادات، فقدان تعاريف قابل اندازه گيري از مفاهيمي است که در اين نظريه ها به کار رفته است. انتقاد ديگر اين است که بزهکاري را نمي توان فقط به طبقات پايين جامعه و صرفاً به مردان يا جوانان محدود نمود، افراد متعلق به طبقات متوسط و بالا، گروه هاي سني ديگر و زنان نيز مرتکب رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر مي گردند. به علاوه، نظريه هاي خردهفرهنگي نقش کنترل هاي اجتماعي رسمي و غيررسمي را ناديده گرفته اند.

3-2-4-2- نظريههاي فرآيند اجتماعي

نظريههاي فرآيند اجتماعي225 بزهکاري را براساس طبقهي اجتماعي تبيين نميکنند، بلکه بزهکاري را تابعي از جامعهپذيري افراد ميدانند. اين نظريهها به تعامل افراد با سازمانهاي مختلف، نهادها و فرآيندهاي اجتماعي توجه ميکنند. بسياري از افراد تحت تأثير روابط خانوادگي، روابط با همالان، تجارب تحصيلي و تعامل با اشخاص مختلف مثل معلم، افسر پليس و کارفرمايان هستند. اگر اين روابط مثبت و حمايتي باشد، فرد ميتواند نقشهاي خود را به خوبي در جامعه ايفا نمايد. اما اگر اين روابط مخرب باشد، دسترسي به موفقيتهاي موردنظر امکانپذير نيست و راهحلهاي بزهکارانه جايگزينهاي عملي ميشوند. نظريههاي فرآيند اجتماعي در يک مفهوم اساسي مشترکند: همهي افراد بدون توجه به طبقه، نژاد يا جنسشان، استعداد بزهکار يا مجرم شدن را دارند. هرچند اعضاي طبقهي پايين ممکن است فشارهاي بيشتري از جهت فقر، نژادپرستي، مدارس نامطلوب و زندگي از هم گسيختهي خانوادگي متحمل شوند، اين فشارها ميتواند از طريق روابط مثبت با همالان، حمايت خانوادگي و موفقيتهاي تحصيلي خنثي گردد. برعکس، حتي اکثر اعضاي ثروتمند جامعه ممکن است به رفتارهاي ضد اجتماعي روي بياورند، به شرطي که تجارب زندگيشان غيرقابل تحمل يا مخرب باشد(سيگل، 2012: 231). نظريه هاي فرآيند اجتماعي شامل نظريههاي يادگيري اجتماعي226، کنترل اجتماعي227 و واکنش اجتماعي(برچسب زني)228 مي باشد.

شکل 3-8- شاخه هاي نظريهي فرآيند اجتماعي. منبع: (سيگل، 2012: 236).

3-2-4-2-1- نظريه يادگيري اجتماعي

نظريهي يادگيري اجتماعي بيان مي کند که افراد، روش ها و نگرش هاي نسبت به جرم را از طريق روابط نزديک و صميمي با همالان مجرم ياد مي گيرند؛ جرم يک رفتار آموختني است. نظريه پردازان يادگيري اجتماعي معتقدند که جرم محصول و پيامد يادگيري هنجارها، ارزشها، و رفتارهاي مرتبط با فعاليت مجرمانه است. يادگيري اجتماعي مي تواند شامل روش هاي واقعي جرم باشد(مانند چگونگي پيچيدن يک مهره اتصال يا باز کردن در ماشين)؛ همين طور ابعاد روانشناختي مجرميت(مانند چگونگي برخورد با گناه يا شرم ناشي از انجام فعاليت هاي غيرقانوني)(سيگل، 2012: 236-237). رسالت نظريه هاي يادگيري، شرح و توضيح فرآيندي است که به وسيلهي آن، الگوهاي مجرمانه ترويج مي يابند(براون و همکاران، 2013: 311). در اين بخش نظريه هاي زيرمجموعهي يادگيري اجتماعي مرور خواهند شد.

شکل 3-9- نظريهي يادگيري اجتماعي بزهکاري. منبع: (سيگل و ولش229، 2011: 105).
3-2-4-2-1-1- نظريهي همنشيني افتراقي ادوين ساترلند

ساترلند230 احتمالاً معروفترين جرمشناس، و همنشيني افتراقي231 مهم ترين نظريهي رفتار مجرمانه ميباشد. نظريهي ساترلند مي تواند اولين تلاش کاملاً جامعه شناختي براي تبيين جرم باشد. قصد وي اين بود که تبيين جامعه شناختي را جايگزين تبيين هاي زيست شناختي و روانشناختي بکند که در اوايل قرن بيستم تبيين هاي مسلط بودند(براون و همکاران، 2013: 311).
نظريهي همنشيني افتراقي ابتدا در سال 1939 با عنوان اصول جرم شناسي232 مطرح شد. نسخهي نهايي اين نظريه در سال 1947 کامل گرديد. زماني که ساترلند در سال 1950 مرد، دونالد کرسي233، شاگرد و همراه هميشگي اش، کارش را ادامه داد. کرسي در تبيين و معروفيت بخشيدن به تلاشهاي استاد و دوست خود بسيار موفق بود، طوري که پيوند افتراقي يکي از تبيين هاي پايدار و مهم رفتار مجرمانه باقي مانده است(سيگل، 2012: 237).
نظريهي همنشيني افتراقي تحت تأثير چندين سنت فکري قرار گرفت. نخست، اين نظريه بسط و توسعهي “قوانين تقليد234” گابريل تارد235، جرم شناس فرانسوي بود که در واقع خود نوعي تبيين اجتماعي از ريشه هاي جرم در اواخر قرن نوزدهم در پاسخ به تحليل هاي لومبروزينيها236 بود(بروئر و بولن237، 2015: 110-111). همچنين، خطوط انديشه و تفکر ديگري که بر شکلگيري نظريهي همنشيني افتراقي ساترلند تأثير مهمي گذاشتند، شامل کنش

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد اقتصاد بازار، رفتار پرخطر، اقتصاد باز Next Entries منبع مقاله درمورد کانون توجه، مواد مخدر