منبع مقاله درمورد مواد مخدر، اعمال مجرمانه، گروه همسالان، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

مي شود، مي توان ميزان احتمال وقوع رفتارهاي انحرافي را تعيين نمود(همان: 178). از نظر تيتل، مفهوم کنترل دو عنصر متمايز دارد: مقدار کنترلي که توسط ديگران بر روي يک فرد اعمال مي شود، و مقدار کنترلي که فرد مي تواند بر روي ديگران اعمال کند. اين مسأله نسبت کنترل365 نام دارد. زماني که اين دو عنصر در حالت تعادل باشند، همنوايي اتفاق مي افتد. عدم تعادل کنترل موجب وقوع رفتارهاي بزهکارانه و مجرمانه مي گردد(سيگل، 2012: 309).
افرادي که احساس کمبود کنترل366 دارند، سه شکل از رفتار را انجام مي دهند تا تعادل خود را باز يابند:
الف- تجاوزگري367 شامل اشکال مستقيم خشونت فيزيکي مانند سرقت، تجاوز جنسي و يا ديگر اشکال تجاوز مي باشد.
ب- تمرد و خودسري368 مکانيسم هاي کنترل را به چالش مي کشد اما آسيب جسمي را مانع ميشود: براي مثال، ويرانگري، نقض منع رفت و آمد و رابطهي جنسي غيرمتعارف.
ج- تسليم و انقياد369 شامل فرمانبري منفعلانه نسبت به نيازها و تقاضاهاي ديگران مانند تسليم سوء استفادهي جسمي يا جنسي بدون واکنش مي باشد.
از طرف ديگر، کنترل مازاد370 مي تواند منجر به وقوع اشکالي از جرم به شکل زير شود:
الف) استثمار371، که استفاده از ديگران براي ارتکاب جرم مانند قاتلان قراردادي يا فروشندگان سيار مواد مخدر مي باشد.
ب) غارت372، که شامل استفاده از قدرت بدون توجه به ديگران مانند ارتکاب جرايم خشن يا آلوده کردن محيط مي باشد.
ج) فساد و انحطاط373 که شامل اعمال غيرمنطقي مانند ايجاد مزاحمت براي کودکان يا تحقير ديگران به خاطر سرگرمي مي باشد(همان: 309).
تحت چه شرايطي افرادي که داراي عدم تعادل کنترل هستند، براي انجام انحراف برانگيخته ميشوند؟ تيتل، معتقد است که عوامل انگيزشي دو دسته اند: عوامل گرايشي374 و عوامل موقعيتي375. عوامل گرايشي شامل اميال و نيازهاي جسمي و رواني، تمايل به داشتن استقلال و عدم وابستگي که غالبا آنها در سنين اوليه را فرا مي گيريم و همچنين نسبت کنترل که در بين افراد متفاوت است و به عواملي مانند سن، طبقه، جايگاه، نژاد و جنسيت بستگي دارد. عوامل موقعيتي مؤثر بر انگيزهي انحراف، شامل تحريک نمودن ديگران از طريق خشونت کلامي376 يا تهمت هاي نژادي377 يا نشان دادن نقاط ضعف ديگران مي باشد. تيتل، دو عامل ديگر را به اين نظريهي پيچيده اضافه نمود. سومين عامل، محدوديت378 است که به احتمال يا احتمال دريافت شده که کنترل واقعاً اعمال خواهد شد، اشاره دارد. در نهايت چهارمين عامل، فرصت379 است. واضح است که فرد براي اينکه به فرد ديگري تجاوز کند، بايد به او دسترسي داشته باشد و يا براي اين که اموال فرد ديگري را مورد سرقت قرار دهد، بايد به آنها دسترسي داشته باشد(بيرن و مزراشميت، 2011: 179).

3-2-4-4-3- نظريههاي خط سير

نظريه هاي خط سير380 سومين رويکرد تکاملي است که عناصري از نظريه هاي خصلت پنهان و دورهي زندگي را باهم ترکيب مي کند. فرض اصلي اين نظريه اين است که بيشتر از يک مسير براي ارتکاب جرم و بيشتر از يک طبقه يا قشر از متخلفان وجود دارد؛ مسيرهاي مختلفي در رابطه با حرفهي جنايي وجود دارد. افراد باهم فرق دارند و يک مدل نمي تواند مسيرهاي زندگي آنها را توصيف نمايد. برخي افرادي اجتماعي و داراي يک گروه همسالان بزرگ هستند، در حالي که برخي ديگر افرادي منزوي و تنها و به تنهايي راجع به مسايل مختلف تصميم مي گيرند. از آنجايي که نظريه هاي خصلت پنهان اثرات اجتماعي را در طول زندگي مورد ملاحظه قرار نمي دهند، و نظريه هاي دورهي زندگي بيان مي کنند که وقايع اجتماعي به نظر مي رسد که همهي افراد را تحت تأثير قرار مي دهند، هر دوي اين نظريه ها از اين واقعيت غفلت مي کنند که طبقات و انواع مختلفي از متخلفان وجود دارد(سيگل، 2012: 315-316).
در واقع، مسيرهاي مختلفي در رابطه با حرفهي جنايي وجود دارد. افراد در سطوح مختلفي تخلف ميکنند، انواع مختلفي از جرايم را مرتکب مي شوند و توسط نيروهاي خارجي گوناگوني تحت تأثير قرار ميگيرند(همان: 316). سه نمونه از نظريه هاي خط سير در زير مورد بررسي قرار مي گيرند.

3-2-4-4-3-1- نظريه مسيرهاي بزهکاري رالف لوبر

رالف لوبر و همکارانش381 (1998؛1999) يک مدل خط سير سه گانه اي را ارائه دادند که هم مشکلات رفتاري قبل از بزهکاري و هم اعمال بزهکارانه را باهم ترکيب مي کند تا توصيف نمايد که کدام گروه از جوانان در معرض بيشترين خطر تبديل شدن به متخلفان حرفه اي و مزمن قرار دارند.
1- مسير تضاد اقتدار382 در سنين ابتدايي با رفتار لجوجانه و مخالفت با والدين شروع مي شود. اين رفتار منجر به مقاومت و دفاع(انجام دادن کارها به شيوه ي خاص خود يا نافرماني) و سپس به اجتناب از اقتدار(بيرون ماندن تا ديروقت، فرار از مدرسه و فرار از خانه) منتهي مي شود.
2- مسير پنهان383 که با رفتارهاي پنهاني مانند(دروغگويي، سرقت از فروشگاه) شروع شده و به خسارات مالي مانند (ايجاد آتش سوزي و خرابکاري) منجر مي شود و سرانجام با افزايش سريع و جدي اشکال خلافکاري مانند سرقت تفنني اتومبيل، جيب بري، دله دزدي، کشيدن چک بي محل، استفاده از کارت هاي اعتباري دزدي، سرقت ماشين، قاچاق مواد مخدر و شکستن و وارد شدن خاتمه مي يابد.
3- مسير آشکار384 با اعمال پرخاشگرانه و خشن مانند(آزار و اذيت ديگران، زورگويي) شروع ميشود و منجر به درگيري فيزيکي و سپس خشونت مانند(حمله به ديگران، دزدي مسلحانه) ميگردد(سيگل، 2012: 317).
از نظر لوبر، رشد افراد مي تواند در بيشتر از يک مسير اتفاق بيفتد و برخي از جوانان در هر سه مسير مي توانند ترقي کنند. به علاوه، بيشتر متخلفان افرادي هستند که در مسيرهاي مختلف و چندگانه، به ويژه در قالب نمايش رفتارهاي آشکار و پنهان قرار مي گيرند(پيکوئرو و همکاران، 2007: 32).
اگرچه برخي از متخلفان پايدار ممکن است در يک نوع از رفتار حرفه اي شده باشند، سايرين در اعمال مجرمانه و رفتارهاي ضداجتماعي متنوعي درگير مي شوند. نوجوانان و جوانان ممکن است در امتحانات تقلب کنند، در محيط مدرسه ديگران را تهديد نمايند، مواد مخدر مصرف نمايند، مرتکب دزدي شوند، ماشين سرقت کنند، و سپس از مغازه نيز دزدي کنند. بعداً که بزرگ شدند، برخي در يک عمل مجرمانهي خاص مانند قاچاق مواد مخدر حرفه اي شوند، در حالي که بقيه در يک عمل بزهکارانهي ديگر مانند دزدي درگير شوند. ممکن است چندين خرده گروه حرفه اي مجرمانه وجود داشته باشد(براي مثال فاحشه ها، قاچاقچيان مواد مخدر) که هر کدام داراي مسير حرفه اي متمايز و خاص خود هستند(سيگل، 2012: 318).
فرضيهي کليدي مدل لوبر اين است که رفتار در يک حالت منظم و نه تصادفي اتفاق ميافتد. به عبارت ديگر، افراد از مراحل پايين تر نظم به مراحل بالاتر آن پيشرفت ميکنند(پيکوئرو و همکاران، 2007: 32).

3-2-4-4-3-2- نظريهي تاکسونومي دوگانهي تخلف تري موفيت

تري موفيت385 در سال 1993 نظريه اي را مطرح نمود که نه فقط مفاهيم گرفته شده از زيستشناسي، روانشناسي و جامعه شناسي را باهم تلفيق مي کند، بلکه همچنين تبيين بزهکاري و جرم را از منظر رويکرد تکاملي به هم نزديک مي کند.
از نظر موفيت همهي مجرمين، رفتار مجرمانه را از سنين اوليه شروع نمي کنند. برخي از آنها تا سنين نوجواني شان از قوانين سرپيچي نمي کنند و آدم هاي سر به راهي هستند. حتي برخي رفتار ضداجتماعي و بزهکارانه را از دورهي بزرگسالي شروع مي کنند. وي به بررسي اين مسأله پرداخت و مطالعاتش نشان داد که متخلفان به دو دسته تقسيم مي شوند: متخلفان پايدار در دورهي زندگي(متخلفان دائمي)386 و متخلفان محدود به دورهي نوجواني387(سيگل و ولش، 2011: 123).
متخلفان دائمي، کساني هستند که تخلف را از اوايل زندگي شروع کرده، در دورهي نوجواني آن را با شدت بيشتري ادامه داده و در دورهي بزرگسالي نيز اين روند را پي مي گيرند، يعني همواره اثري از جرم و بزهکاري در زندگي آنها ملاحظه مي گردد. متخلفان محدود به دورهي نوجواني، در طول دورهي نوجواني اقدام به انجام تخلف نموده، براي دورهي زماني کوتاهي اين کار را انجام داده و وقتي که وارد دورهي بزرگسالي شدند آن را کنار مي گذارند. در حالي که دوام و پايداري براي فهم تخلف پايدار دورهي زندگي مهم است، انفصال و ناپيوستگي مفهوم کليدي در فهم تخلف محدود به دورهي نوجواني است. موفيت با مطرح کردن اين دو نوع تخلف، استدلال مي کند که هر دو نوع تخلف براي تبيين نظري اش ضرورت دارند(ترنر و بلوينس، 2009: 343).
علل نظري تخلف پايدار از اوايل دورهي زندگي شناسايي شد. به طور خاص، موفيت بيان کرد که هم وقوعي تولد فرد با نقص هاي رواني-عصبي و ناتواني والدين در انجام مسؤوليت هاي والدگري شان(ضعف جامعه پذيري والدين) اين احتمال را افزايش مي دهد که افراد مسير تخلف پايدار دورهي زندگي را شروع نمايند. قابل ذکر است که تجربه کردن يکي از اين عوامل خطر به تنهايي، احتمالاً فرد را در مسير تخلف پايدار قرار نمي دهد؛ در عوض، وجود اين دو عامل باهم است که احتمال شروع مسير تخلف از ابتداي زندگي را ممکن مي سازد(همان: 343). به علاوه، خزانه يا منبع اعمال خلاف اين گروه، متنوع و شامل خشونت بين شخصي نيز مي شود(پيکوئرو و همکاران، 2007: 31).
در مقايسه با متخلفان دائمي، متخلفان محدود به دورهي نوجواني شايع تر و در عين حال نوع کم خطر متخلفان هستند. از آن جايي که شروع تخلف در بين متخلفان محدود به دورهي نوجواني از نوجواني آغاز مي شود، موفيت عوامل خطر در طول اين مرحلهي رشد را به عنوان عوامل علي اوليه شناسايي کرد. اين عوامل شامل شکاف بلوغ(براي مثال شکاف بين بلوغ زيستي و بلوغ اجتماعي) و تشويق و ترغيب همسالان مي باشد. موفيت پيش بيني کرد که تخلف هاي عمدهي اين گروه محدود به رفتارهايي مانند دزدي، سيگار کشيدن، خرابکاري و مصرف مواد و نه اعمال خشن مي باشد. براي اکثريت اين گروه، مهارت هاي اجتماعي و نگرشهايشان به آنها کمک مي کند تا از تجربهي بزهکارانه جدا شده و زماني که به سن بزرگسالي رسيدند، دست از اعمال خلاف خود بردارند(همان: 30). به طور خلاصه، متخلفان محدود به دورهي نوجواني عمدتاً تخلف را در نتيجهي علل محيطي بزهکاري شروع ميکنند(ترنر و بلوينس، 2009: 343).

3-2-4-4-3-3- نظريهي تخلف زودهنگام و ديرهنگام جرالد پترسون و کارن يوئرگر

نظريهي پترسون و يوئرگر388(1999) مبتني بر مدل دو گروهي از تخلف مي باشد که متخلفان آغازگر سريع389 و متخلفان با تأخير390 را شامل مي شود. مطابق با اين نظريه، متخلفاني که خيلي زود درگير رفتارهاي ضداجتماعي و مجرمانه مي شوند، در نتيجهي جامعه پذيري ناقص در دورهي کودکي و به خاطر والدگري نادرست مي باشد. ناتواني کودکان در يادگيري کنترل هاي شخصي و اجتماعي مؤثر، منجر به عضويت آنها در گروه هاي همسالان منحرف شده، که به نوبه ي خود، شدت تخلف آن ها را زياد مي کند. اين دسته از افراد، تمايل به پرخاشگري دارند و در کنش هاي شان با ديگران بي اعتماد هستند و توسط همسالان مورد قبول عامه طرد ميشوند. به همين خاطر، تلاش مي کنند گروه همسالان منحرف تشکيل داده و در فعاليت هاي مجرمانه درگير شوند. بنابراين، اين گروه در معرض خطر تخلف هاي مزمن و تداوم اين روند در دورهي بزرگسالي هستند(پيکوئرو و همکاران، 2007: 31-32).
از طرف ديگر، متخلفاني که عمل خلاف را ديرهنگام شروع کردند، از جامعه پذيري ناقص رنج نمي برند. در عوض، علت اصلي تخلف اين دسته افراد، ارتباط و تعامل نزديک و صميمي آنها با همسالان منحرف مي باشد. در نتيجه، تشويق و حمايت همسالان و بستر اجتماعي آنها زمينهي بروز تخلف را فراهم مي سازد. همچنين، از آنجايي که متخلفاني که ديرهنگام يا با تأخير اقدام به تخلف مي کنند، از والدگري نامناسب و از جامعه پذيري ناقص رنج نمي برند، مهارت هاي اجتماعي شان نسبتاً دست نخورده باقي ميماند و احتمالاً در زمان بزرگسالي ميتوانند از اعمال مجرمانه دوري نمايند(همان: 32).

3-2-4-4-4- نظريههاي رفتارهاي پرخطر
3-2-4-4-4-1- نظريه رفتار مشکل آفرين ريچارد جسور

ريچارد جسور391 در رابطه با

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد افراد بزهکار، نقش برجسته، ارتکاب جرم، عوامل خطر Next Entries منبع مقاله درمورد مصرف مواد، رفتار پرخطر، سلسله مراتب، جنس مخالف