منبع مقاله درمورد مصرف مواد، رفتار پرخطر، سلسله مراتب، جنس مخالف

دانلود پایان نامه ارشد

رفتارهاي پرخطر يک مدل رواني-اجتماعي392 ارائه مي دهد و بر اين باور است که بايد از همه پيامدهاي بالقوهي اين رفتارها آگاه بود، نه فقط پيامدهاي زيستي-بهداشتي(پزشکي) آن را مورد توجه قرار داد. جسور بيان مي کند که تحليل هزينه-فايده اي از عوامل پرخطر بايد انجام شود(عامل خطر در واقع يک عامل يا شرطي است که مطابق با سلامت، کيفيت زندگي يا خود فرد مي باشد)، و فرد نمي تواند به سادگي خود را گرفتار هزينههاي بالقوهي اين رفتارها نمايد. در دورهي نوجواني، رفتارهاي پرخطر مي توانند تابعي از رشد بهنجار و طبيعي باشند. خواه نوجوانان از اين امر آگاهي داشته باشند يا نه، اين رفتارها اغلب داراي کارکرد، هدفمند و جهت يابي شده هستند(جسور، 1992؛1998). نوجوانان ممکن است رفتارهايي مانند سيگار کشيدن، نوشيدن مشروبات الکلي و فعاليت جنسي را انجام دهند تا بدين وسيله تأييد و احترام همسالان خود را به دست آورند، از والدين خود مستقل شوند، احساس رشد و بلوغ ذهني کسب کنند و با استرس مقابله نمايند. از آنجايي که اين اهداف در رشد بهنجار نوجوان مهم هستند، رفتارهاي پرخطر، نوجوانان و جوانان را در دستيابي به اين اهداف کمک مي کنند(با ارتباط و تعاملي که با هم برقرار مي کنند تا تغييري را موجب شوند). برعکس، پيامدهاي منفي رفتارهاي پرخطر مي تواند بسياري از امور مربوط به رشد را به مخاطره بيندازد، و شايستگي، بلوغ، نقش هاي اجتماعي مطلوب و گذر سالم و صحيح به بزرگسالي را مانع شود(والنسيا و کرامر393، 2000: 53-54).
مطابق با ديدگاه جسور، عوامل مربوط به علت و معلول رفتارهاي پرخطر متعدد و مرتبط به هم مي باشند. عوامل خطر براي مشارکت در رفتارهاي پرخطر شامل سابقهي مصرف مواد توسط خانواده، فقر، مدل هاي رفتار انحرافي، فرصتهاي دريافتي پايين زندگي، عزت نفس پايين و رفتارهاي مسأله دار از قبل موجود مي باشد. عوامل حمايتي در برابر رفتارهاي پرخطر، هوش بالا، خانواده منسجم و داراي همبستگي، مدارس با کيفيت، مدل هاي نقشي براي رفتار مرسوم و متداول، ارزشمند بودن موفقيت، حضور در کليسا(مکان هاي مذهبي)، و مشارکت و فعاليت در مدرسه و باشگاه هاي داوطلبانه را شامل مي شود. اين عوامل حفاظتي تبيين مي کنند که چرا برخي نوجوانان با وجود قرار گرفتن در معرض خطر بالا، مرتکب رفتارهاي پرخطر نميشوند يا در دام پيامدهاي منفي اي که اين رفتارهاي پرخطر مي توانند به وجود آورند، گرفتار نميشوند(همان: 54).

3-2-4-4-4-2- نظريه زمان بندي بلوغ چارلز اروين

چارلز اروين394 مدل علي-معلولي رفتار پرخطر را ارائه داده است. اين مدل شبيه به مدل اجتماعي – رواني جسور مي باشد، از اين نظر که اين مفهوم را تأييد مي کند که رفتار پرخطر در طول دورهي نوجواني به عنوان يک مؤلفهي طبيعي براي رشد اجتماعي-رواني-زيستي ايجاد مي شود. اين مدل علي-معلولي از اين نظر منحصر به فرد است که بر تأثير زمان بندي بلوغ زيستي395(تکامل جنسي) در حوزهي شناختي، خودپنداره ها، ادراک از محيط اجتماعي و ارزش هاي فردي تأکيد مي ورزد. اين چهار عامل اجتماعي – رواني به نظر مي رسد که بر رفتار پرخطر نوجوانان از طريق تأثير بر ادراک خطر و خصوصيات گروه همسالان تأثير ميگذارند(اروين و ميلستين396، 1986).
مطابق با ديدگاه اروين، زمان بندي بلوغ، درصد احتمالي و طول مدت آن داراي تأثير شگرفي بر تصوير بدني، عزت نفس، رشد روابط مربوط به جنس مخالف، وابستگي به همسالان، استقلال از خانواده و عملکرد تحصيلي مي باشد. مثال مربوط براي توضيح اين مدل، در واقع يک نوجوان پسر با بيماري تصلب بافت هاي مثانه بود. اين پسر با بلوغ ديررس در مقايسه با ساير پسران در محروميت از جامعه به سر مي برد. نوع بدن نابالغ وي ممکن است براي وي و همسالانش نامطلوب و ناخوشايند به نظر برسد. رفتار پسران داراي بلوغ ديررس اغلب به ميزان کمتري به صورت رفتارهاي مردانه مشاهده شده و با رفتار همسالان ناسازگار و ناهماهنگ است، به دليل اينکه وي با ديگران متفاوت و فاقد خصوصيات موردنظر همسالان خود مي باشد، ممکن است در معرض پذيرش خطر براي اثبات خود قرار گيرد(همان: 1986).
يک دختر با بلوغ ديررس داراي يک برتري روانشناختي و حمايتي نسبت به يک دختر با بلوغ جنسي زودرس مي باشد، از اين نظر که آنها داراي رفتار و علايق جنسي تأخيري نسبت به جنس مخالف، بحرانهاي هويتي که ديرتر تجربه مي شوند و نيازمندي کمتر براي تصميمگيري و استقلال از خانواده مي باشند. بنابراين، يک دختر با بلوغ ديررس بايستي داراي ميزان پايين تري از شيوع احتمالي رفتارهاي پرخطر باشد که دليل آن نيز حمايت خانوادگي گستردهتر و شبکهي اجتماعي دوستان هم سن و سال يا جوان تر مي باشد. از طرفي يک دختر داراي بلوغ زودرس هيچ گونه تناسبي با همسالان خود نداشته و اغلب شهرت بيشتري در ميان پسران سنين بالاتر دارد. وي افزايش فشارهاي محيطي را جهت بروز رفتارهاي پرخطر تجربه ميکند(والنسيا و کرامر، 2000).

3-2-4-4-4-3- نظريه استرس اجتماعي جان رودز

مدل استرس اجتماعي397 جان رودز398 که براي توضيح احتمال مصرف مواد به وجود آمده است، ديدگاه ديگري دربارهي رفتارهاي پرخطر نوجوانان و جوانان مي باشد. اين مدل در واقع، تعامل استرس، دلبستگيها، مهارت هاي سازگاري و منابع مشخص خطر براي مصرف مواد را توضيح مي دهد. با توجه به اين مدل، احتمال مصرف مواد توسط يک فرد نوجوان و جوان به عنوان تابعي از سطح استرس نابرابر به وسيلهي اين سه متغير در نظر گرفته مي شود.
مواد مصرف =استرس/(خطر مشخص منابع+سازگاري مهارت+تعلقات و ها وابستگي)

استرس مي تواند به مشکلات زندگي روزمره از مصرف روزانه هر خانه تا يک بيماري مزمن يا مرگ يکي از والدين مربوط شود. مصرف مواد يا هرگونه رفتار پرخطر ممکن است به عنوان روشي براي فرار يا فاصله گرفتن شخص از خود در اثر تعارض مداوم به کار رود. اين مسأله همچنين مي تواند خشم و نااميدي در اثر استرس روزمره را منعکس سازد (والنسيا و کرامر، 2000: 55).
مدل استرس اجتماعي در واقع، بيانگر تأثير مسائل اجتماعي، سياسي و اقتصادي بر رفتار نوجوانان و جوانان مي باشد.

3-3- نظريههاي مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي

نظريههاي مرتبط با مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي محدود بوده و در دو بعد روانشناختي و اجتماعي مطرح مي شوند. براي تبيين نظري مهارتهاي اجتماعي در چارچوب نظري و مدل مفهومي نيز از نظريهي يادگيري اجتماعي بندورا استفاده شده است.

3-3-1- نظريههاي روانشناختي مهارت اجتماعي و ارتباطي

در نظريات روانشناختي بر روي فرآيندهاي ذهني که رفتارهاي ارتباطي را دربرميگيرند، تأکيد ميشود. اين نظريات از يک طرف بروي پردازش پيام متمرکز مي شوند که چگونه افراد، رفتار خود و ديگران را تفسير و ارزيابي مي کنند. از طرف ديگر، بر روي توليد يا ايجاد پيام تأکيد ميکنند که چگونه افراد رفتار ارتباطي را به وجود مي آورند تا از اين طريق به اهداف خود برسند(ويلسون و سابي399، 2003: 10).
نظريات روانشناختي شامل نظريات انتظار400، اسنادي401 و سلسله مراتبي402 هستند. در نظريهي انتظار، بر اين نکته تأکيد مي شود که چه چيزي از ارتباط انتظار مي رود و انتظارات مرتبط با رفتار کلامي و غيرکلامي چه چيزي هستند(همان: 11). در نظريهي اسنادي، افراد در مورد موقعيت ها خوشبين هستند. آنها شکست يا موفقيت خود را به عوامل مختلف نسبت مي دهند. در واقع، نسبت دادن يک نوع قضاوت علي درباره رفتار يا حوادث مي باشد. وينر403 واکنش افراد نسبت به موفقيت يا شکست را تبيين مي کند. براي مثال فردي که در آزمون نمره خوب نگرفته است، ممکن است عدم موفقيت خود را به عدم آمادگي خود يا سخت بودن آزمون نسبت دهد. البته افراد زماني که موفقيت خود را به عوامل دروني نسبت مي دهند، احساس سربلندي و غرور مي کنند(همان: 15-16). در نظريهي سلسله مراتبي افراد درگير ارتباط، برنامه هاي کنش را ماهرانه انجام مي دهند. با ارجاع به نظريه کنترل سيبرنتيک404، بر روي نظامهاي خودتنظيم گر405 تأکيد مي شود. بر اين اساس، افراد با توجه به بازخوردي که از ديگران در رابطه با رفتار خود مي بينند، سعي در تنظيم رفتار و ارتباطات خود دارند(همان: 24).

3-3-2- نظريههاي اجتماعي مهارت اجتماعي و ارتباطي

رويکردهاي روانشناختي کيفيت هايي را برجسته مي کنند که افراد را قادر مي سازد تا به شکل شايسته اي ارتباط برقرار نمايند. در مقابل، رويکردهاي اجتماعي به جاي تأکيد بر فرد به عنوان واحد تحليل، بر روي روابط شايسته و با صلاحيت، گروه ها يا تعاملات تمرکز مي کنند. نظريه ديالکتيک رابطه اي406 باکستر و مونتگمري407(1996) يکي از نظريات اجتماعي است که بر مبناي ايدههاي ميخائيل باختين408، فيلسوف روسي ترسيم شده است. ايده هايي که مرکزيت ديالوگ و مکالمه را در زندگي اجتماعي نشان مي دهد. نظريهي ديالکتيک رابطه اي بيان ميکند کنشها نسبت به نيازها و تناقض ها حساس هستند. (ويلسون و سابي، 2003: 29-30).
مفاهيم اساسي در نظريهي ديالکتيک رابطه اي شامل تناقض، تغيير، کل گرايي، چندصدايي و مکالمه گرايي و الگوهاي پراکسيکال مي باشند. اين نظريه بر روي روابطي تأکيد مي کند که حول فعل و انفعال پوياي تمايلات متضاد، زماني که آنها در کنش متقابل به نمايش در آيند، سازمان مي يابند. تناقضات به نيروهاي ناسازگار کارکردي اشاره دارد که هرکدام از آنها براي ايجاد و نگهداري روابط ضروري هستند، اما همچنين هريک ديگري را خنثي ميکنند. تناقضات به عنوان نشانه اي از مشکلات رابطه اي ديده نمي شوند، بلکه آن ها ذاتي زندگي اجتماعي هستند. به علاوه، تغييراتي را در روابط ايجاد مي کنند. باکستر و مونتگمري مدل هاي مراحل خطي که در آن، روابط از حالت جدايي به ارتباط نزديک يا از روابط بسته به روابط باز توسعه پيدا مي کنند را رد مي کنند. همچنين روابط در يک وضعيت ثابت بين تکامل و زوال شان باقي نمي مانند. تغيير و ثبات، خودشان به شکل ديالکتيکي به هم مرتبط هستند(همان: 30).
کل گرايي بر اين نکته تأکيد مي کند که جهان اجتماعي مجموعه اي از تناقضات به هم مرتبط است. تنش هاي دروني بين اعضاي يک گروه دو عضوي رخ مي دهد، تنش هاي بيروني زماني اتفاق مي افتد که اعضاي يک گروه دو نفره با واحدهاي اجتماعي بزرگتر تماس برقرار مينمايند. بنابراين، اين تنش ها(دروني و بيروني) در خلأ به وجود نمي آيد. لذا، در چنين شرايطي، شاهد چندصدايي و مکالمه گرايي هستيم. در واقع، هر اظهارنظر يا نطقي در يک مذاکره گوياي صداهاي مختلف است(چندصدايي) که پيوندي را در زنجيرهي گفتگو و مذاکره نشان مي دهد. و در نهايت، پراکسيس بر شيوه هاي عيني و محسوسي تمرکز مي کند که به وسيلهي آن، افراد به تناقضات زندگي اجتماعي پاسخ مي دهند(همان: 30-31).
معناي صلاحيت ارتباطي در نظريهي ديالکتيک رابطه اي چيست؟ باکستر و مونتگمري تلقي خود از صلاحيت و شايستگي را براساس دو نکته از رويکردهاي پيشين متمايز کردند. اول، ديالکتيک رابطه اي، صلاحيت و شايستگي را به عنوان يک ارزيابي اجتماعي قلمداد مي کند که دربرگيرندهي ديدگاه هاي چندگانه و اغلب متناقض است. دوم، ديالکتيک رابطه اي صلاحيت را به عنوان قضاوت دربارهي تعامل ملاحظه مي کند. آن ها چهار اصل مکالمه اي را براي ارزيابي وتشخيص صلاحيت و کفايت تعاملي در روابط مطرح کردند. اول، تعامل شايسته و با کفايت، تناقض را تبديل به ماده مي کند. در واقع، شايستگي و کفايت هر رفتاري بايد براساس زوج مقابل آن(نقطه مقابل آن) ارزيابي شود. دوم، تعامل با کفايت براي چندصدايي ارزش و احترام قايل است. سوم، تعامل شايسته و با صلاحيت ديالوگ و مکالمهي سيال را مي پذيرد. رفتارهايي که از وقوع مکالمه جلوگيري کنند، با کفايت قلمداد نمي شوند. چهارم، تعامل با کفايت و شايسته خلاقيت را تقويت مي کند. ماهيت ديالکتيکي زندگي اجتماعي ايجاب ميکند که طرفين رابطه افرادي بسيار فعال، برخوردار از تخيل قوي و پرتحرک باشند(همان: 31-32).

3-4- چارچوب نظري پژوهش

در اين پژوهش نظريه هاي کنترل اجتماعي(نظريهي بازداري ريکلس، نظريهي پيوند اجتماعي هيرشي و نظريهي خود-کنترلي

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد مواد مخدر، اعمال مجرمانه، گروه همسالان، ارتکاب جرم Next Entries منبع مقاله درمورد خودپنداره، بازدارنده ها، ارتکاب جرم، مواد مخدر